موضوع جاودانگی ماندگاری برخی از کافران در آتش دوزخ، مسئله ای است که همواره مورد توجه اندیشمندان به ویژه در دوره معاصر بوده است. مفسران و عقایدشناسان به فراخور نحله کلامی خویش در این باره پاسخ هایی درون دینی و برون دینی ارائه کرده اند. علامه طباطبایی مطابق نظریه مشهور، به جاودانگی دوزخ برای برخی از کافران معتقد است. وی در اثبات این نظریه، از براهین فلسفی و شواهد قرآنی بهره برده و بر این باور است که با نهادینه شدن احوال و ملکات زشت در نفس آدمی، به تدریج در جان انسان نفوذ کرده و با روح او عجین می گردد، چنین انسانی با همان نفس زشت خودساخته وارد آخرت می شود و چون ذات وی با شقاوت شکل گرفته است، دائماً گرفتار عذاب خواهد بود. از نظر علامه، نظریه خلود بر پایه نص قرآن و روایات مستفیض بوده و هیچ گریزی از پذیرش آن نیست. برخی از مفسران معاصر، با نقد این دیدگاه، بر این باورند که نظریه خلود در آتش دوزخ، با اصل قرآنی برابری کیفر و کردار سازگار نیست و علامه تحت تأثیر پیش فرض های کلامی و فلسفی خویش، چنین نظریه ای را بر آیات قرآن تحمیل نموده است. مقاله حاضر با رد این ادعا، به دفاع از نظریه علامه پرداخته است.
بهره گیری از روایات اهل بیت علیهم السلام در تفسیر قرآن کریم را می توان گامی به سوی کشف معارف قرآنی و وصول به مراد جدی خداوند متعال قلمداد نمود. با توجه به جایگاه والای حدیث در علم تفسیر چنان می نماید که در تفاسیر مأثور از این منبع به طور شایسته بهره گرفته نشده است. این مقاله درصدد است پس از بیان ظرفیت های مغفول در احادیث به چگونگی بهره برداری حداکثری از این ظرفیت ها بپردازد. در این راستا تعمیم عنوان احادیث تفسیری به کلیه احادیثی که به نوعی با منطوق یا مفهوم آیات در ارتباط اند نخستین مرحله است. سپس به حوزه های حدیثی که کمتر در تفسیر مورد استفاده قرار گرفته، مانند ادعیه و سیره پرداخته شده است و درنهایت چگونگی تأثیر احادیث در کشف معانی عرضی، طولی و جری و تطبیق مورد بررسی قرار گرفته است.
حریم خصوصی، گستره ای از عقاید، اعمال، رفتارها، ویژگی ها و مختصات هر شخصی است که برای عموم مردم آشکار نیست و وی به افشای آن رضایت ندارد و به ورود و نظارت دیگران عکس العمل نشان می دهد. این حق یکی از بنیادی ترین مصادیق حقوق شهروندی است که باید توسط افراد و قانون گذار به رسمیت شناخته شود. خانواده به عنوان نهادی که دارای حیثیت، آبرو، کرامت و حقوق و مسئولیت های متعدد است، حریمی دارد که وجدان عمومی نقض آن را توسط اشخاص حقیقی و حقوقی برنمی تابد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، به تبیین مفهوم، مصادیق و مستندات فقهی و حقوقی حریم خصوصی نهاد خانواده پرداخته است. نتیجه ها حاکی از آن است که حریم خصوصی نهاد خانواده شامل موارد حریم مکانی، حریم اطلاعاتی، حریم کرامت و حق استقلال عمل خانواده می باشد.
درباره نزول و یا جواز قرائت قرآن کریم، به قرائات گوناگونی احادیث متعددی صادر شده است که از مجموع آن ها به حدیث سبعه احرف یاد می شود. احادیث یادشده از احادیث بحث برانگیز در قرائت و مؤثر در حجیت گوناگونی برداشت از قرآن کریم است که فقیهان و عالمان قرائت آن ها را بررسی کرده اند. آنان به طور عمده به روایاتی پرداخته اند که از منابع اهل سنت نقل شده است. عالمان و فقیهان شیعه نیز در بررسی آن روایات، به روایاتی از منابع شیعه پرداخته اند که نزول قرآن بر سبعه احرف را نفی می کند و از بررسی روایاتی که دلالت بر اثبات نزول قرآن بر سبعه احرف دارد، غفلت کرده و یا به دلیل عدم اعتماد به اسناد آن ها، از بررسی آن ها صرف نظر کرده اند. در این مقاله، افزون بر بررسی احادیثی که نزول قرآن بر هفت حرف را نفی کرده و احادیث اثبات کننده نزول قرآن بر هفت حرف که از منابع اهل سنت به منابع شیعه وارد شده، احادیث اثبات کننده نزول قرآن بر هفت حرف که بالاصاله در منابع شیعه موجود است، نیز بررسی شده است.
عالم بشریت کے پیشوا خاتم النبین حضرت محمدﷺ نے سن ۱۰ ھ میں اپنی حیات طیبہ کے آخری حج سے واپسی پر،حاجیوں کے منتشر ہونے سے پہلے،تمام لوگوں کو غدیر خم کے میدان میں روک کر، اپنے بعد امت مسلمہ کو فتنہ و فساد سے بچانے کےلیے ایک اہم ترین اعلان فرمایا۔ یہ اعلان خاص و عام میں مقام کی مناسبت سے ’’علان غدیر‘‘ کے نام سے مشہور ہے۔تاریخ سےتھوڑی بہت بھی واقفیت رکھنے والا ہر شخص یہ جانتا ہے کہ بعد رحلت رسولؐ اعلان غدیر کومسلمانوں کی اکثریت نے فراموش اورنظر اندز کردیا ۔تاریخ کے اس اہم واقعہ کو ۱۴۲۷ سال ہوچکے ہیں۔سوال یہ ہے کہ اس طویل عرصے میں پیغام غدیر کن نشیب و فراز سے گزرا۔ اور اس سے بھی بڑھ کراہم سوال یہ ہے کہ آج کے جدید دور میں اس پیغام کی کیا اہمیت ہے؟ کیا آج بھی یہ پیغام اسلامی معاشرے کے قیام کے لیے اتنا ہی ضروری ہے جتنا اس وقت تھا ؟آج ایک عام کی انسان کی زندگی میں اس کا کیا کردار ہے؟
از زمان چاپ اولین جلد دایرهالمعارف قرآنی لیدن، اندیشمندان مسلمان و دانشجویان رشته-های مرتبط با علوم انسانی سعی در بررسی و نقد مقالات چاپ شده در این اثر مهم و با ارزش قرآنی داشته اند و بسیاری از مدخل های نگاشته شده در این دانشنامه را تحلیل و نقد کرده اند. از مدخل های مهم، دایرهالمعارف، مدخل "یهود و یهودیت" است که آن را آقای اُری روبین، استاد دانشگاه تلآویو و عضو هیئت مشاوران دایرهالمعارف که خود مسئولیت نگارش 15 مدخل دیگر از آن را بر عهده داشته است. یافتن نظرات وی در رابطه با نگاه اسلام به یهودیت حائز اهمیت است و در این تحقیق پس از بررسی مدخل مذکور و منابع نویسنده، می توان دریافت که وی با قرآن آشنایی داشته است. از طرفی نگارنده بر این باور است که اعتقادات یهودی ایشان بر مقالاتش عیان است و استفاده وی از منابعی که توسط غیرمسلمانان نگاشته شده باعث برداشت اشتباه از مبانی اسلام است. این مشکلات موجب شده که محقق بر این مدعا باشد که خوانندگان غیرمسلمان برخی از مدخل های این دایرهالمعارف را به علت عدم دسترسی به منابع صحیح اسلامی، دچار انحراف خواهند شد.
هدف از تصحیح متن، بازسازی نسخ های است که تمام نسخ موجود از آن منشعب شد هاند، با استفاده از اطلاعاتی که در دس تنوی سهای مختلف اثر و نیز در منابع جنبی مربوط به آن اثر پیدا م یشود، نه بازسازی اصل اثر؛ زیرا بازسازی اصل اثر به معنی نسخه مؤلف، اصاً ممکن نیست. اصل هدف در تصحیح علمی بازسازی متنی است کمابیش شبیه به متن ازدس ترفته نسخ های که بتوان گفت جد دس تنوی سهای موجود است و اما هر چه متن، قدیم یتر و دس تنوی سهای منشعب از آن نسخه فاسدتر باشند، طبعی متن بازساز یشده هم کیفیتش ناز لتر و درجه اطمینان بدان کمتر خواهد بود. بعد از اینکه مصحح به آن دس تنویس فرضی یا متنی قریب به آن رسید، آ نوقت جایز است که با اعمال اجتهاد شخصی و استفاده از منابع جنبی و اطلاعات دیگر، متن آن نسخه فرضی را قدری پا کسازی کند و از اخاط بزداید تا به آخرین مرحله ممکن در تصحیح برسد. یعنی به مرحله بازسازی متنی که بر اساس شواهدی که در نسخ ههای خطی مورداستفاد هاش دیده م یشود و با اعمال اجتهاد شخصی خودش، از متن دس تنویسی که م یتوان فرض کرد که تمام نسخ موجود از آن منشعب شد هاند، به اصل مؤلف نزدی کتر باشد. این متن، یک متن کاماً تئوریک و فرضی است و با کشف نسخ جدید یا دیگر اطلاعات جنبی ممکن است که دائماً تغییر کند. نویسنده در نوشتار حاضر م یکوشد سخنان غرب یها را در زمینه فن تصحیح متن ارائه نماید. وی نخست به اختصار از فعالیت مسلمانان در امر تصحیح متون سخن به میان آورده و سپس به تکنی کهای غربی پیرامون تصحیح متون م یپردازد.
تتناول هذه الدراسه التجربه الإبداعیه للقاص محسن یوسف، بدءاً من مجموعته القصصیه الأولى (وجوه آخر اللیل)، وانتهاء بمجموعته القصصیه الأخیره (حکایات السیده الجمیله)، وهذه الدراسه لیست تأریخاً للتجربه الإبداعیه للکاتب، وإنما تلمس لتجربته القصصیه وتطوراتها، والکشف عن التحولات التی طرأت على الموضوع الوطنی والقومی وقد تم تتبع التغیرات التی طرأت على التجربه الإبداعیه، والمضامین الفکریه للکاتب، وتناول التقنیات الفنیه التی وظفها فی قصصه، کالتقطیع، والعنونه، والمونولوج الداخلی، وتداعی الأفکار، والإشاره إلى أن الکاتب لایشقى وراء المصطلحات الحداثیه، بل یبقى له صوته القصصی الخاص الذی یتفرد به، مستخدماً السرد النابض بالحیاه.
در نظام کیفری اسلام دوگونه مجازات وجود دارد که یکی حدّ و دیگری تعزیر نامیده شده است. با توجه به تفاوت هایی که در احکام و آثار مجازات حدّی با مجازات تعزیری وجود دارد، ارائه ملاکی برای تشخیص و تعیین هریک از آن ها ضروری به نظر می رسد. با جستجو در منابع اصیل فقهی مذاهب اسلامی، شش نظریه دراین باره، به دست می آید. در این میان، جمهور فقها(به جز حنفیه) ملاک و مبنای خود را برای این تقسیم بندی، قرآن و روایات ذکر کرده اند، یعنی جرائمی را که در قرآن و سنّت برای آن ها مجازاتی مقدر شده، تحت عنوان حدّ و جرائمی را که مجازاتشان تعیین نشده است، تحت عنوان تعزیر قرار داده اند. حنفیه ملاک این تقسیم بندی را قرآن و جرائم ذکر شده در روایات را با هر اوصافی تعزیری می دانند. از آنجا که منابع روایی نزد فقهای مذاهب اسلامی یکسان نیست، جرائم حدّی و تعزیری نزد آنان مانند یکدیگر نبوده و تفاوت های زیادی دارد. این نوشتار با استفاده از منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی، تحلیلی در پی پاسخگویی به این سؤال است که ملاک تشخیص مجازات حدّی از تعزیری چیست؟ این مقاله ضمن اشاره به اقوال مذاهب مختلف اسلامی و مقارنه بین آن ها، بر اساس گفتاری از امام علی (ع) و نیز سایر روایات، ملاک شناخت حدّ از تعزیر را قرآن و سنت معرفی می کند.
دلایل عقلی و نقلی و مطالعات تاریخی، نشانگر آن است که قرآن کریم، در زمان پیامبر و با اشارت های وحیانی، جمع و تدوین شده بود، بدینسان هرگز مجالی برای کاستی و فزونی در آن، فراهم نیامد، تا تحریف ممکن باشد. یکی از انگاره های تاریخ نگاشتی قرآن کریم که سید نعمت الله جزائری و میرزا حسین نوری به آن تفوّه کرد ه اند، حذف نام، شمایل، ویژگی و جایگاه والای امام علی، صدیقه اطهر و دیگر امامان)ع( از قرآن کریم است در حالی که به گمان آن ها، در همه کتب آسمانی پیشین، ذکر شده بود. پژوهه پیش رو، با روش توصیفی تحلیلی، دلیل نهم کتاب فصل الخطاب محدث نوری را در سه بخش دسته بندی نموده، مطالب آن را از نظر محتوایی به چالش کشیده و ضعف سند، منابع و دلالت مستندات روایی آن را آشکار کرده است. یافته های این پژوهش این واقعیت را بازنمایانده است که ادعای فوق، بر صرف استبعاد و نه بر استدلال، بنیان یافته و مفاد و نتیجه گیری آن، با دلایل عقلی، نقلی و تاریخی، تعارض دارد. بدینسان انگاره ذکر نام و شمایل امام علی(ع)، با سبک بیان قرآن، ناسازگار و با سنتِ آزمون الهی نیز توافقی ندارد. بر این اساس، استناد به روایاتی که در مقام تبیین آیات قرآن، نام امام علی(ع) ذکر شده، هرگز بیانگر حذف نام آن حضرت از متن الفاظ قرآن نیست؛ بلکه اشاره به تفسیر، بیان شأن، سبب نزول، ارایه مصداق، جری و تطبیق و یا تأویل آیات می باشد و هرگز قرآن کریم، در دوران پس از رحلت پیامبر(ص)، کاستی نیافته است.
اتجه الشعر المعاصر إلی اتجاهات عده لها أصول فی اللغه العربیه والدراسات الغربیه الحدیثه، حیث مزجت التراث العربی القدیم بالرؤی الحدیثه. ومن هذه الآراء نظریه جیرار جینیت حول السردیه ومکوناتها التی تنطلق منها الدراسات حول الراوی والمروی والزمان والمکان والأحداث. من هذا المنطلق، البناء السردی فی الشعر القصصی له أهمیه کبری فی الدراسات الأدبیه، حیث تختلف منهجیه الحکی عن السرد فی دراسه الأشعار. ففی موضوع البحث، نلاحظ أن قصیده شجره القمر للشاعره العراقیه، نازک الملائکه، قصیده قصصیه تحتوی علی مکونات السرد القصصی، حیث تتجه الدراسه نحو بنیه العنوان والحکایه السردیه فی الشعر القصصی فی الزمن السردی والاسترجاعی والاستباقی. فالقصه التی نظمتها نازک الملائکه شعراً قصصیاً مثقله باستعارات ورموز کثیره. تهدف هذه الدراسه إلی تحلیل البنیه السردیه فی القصیده، وذلک بالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی. ومن نتائج البحث أنّ الدیمومه والتکرار السردی هما المکوّنان الأساسان للسرد القصصی فی قصیده شجره القمر ، والشاعره ربطت الأصوات وموسیقی الشعر الداخلیه والخارجیه بشعور وانفعالات مؤثّره فی القصه الشعریه الخیالیه، فالبنیه السردیه فی القصیده متماسکها فی دیمومتها وسردها التکراری.
در قرآن کریم فقط نام 25 پیامبر ذکر شده است، اما در تفاسیر مجامیع حدیثی و دیگر منابع اسلامی، شمار پیامبران را از 23 تا 2225000 آورده اند. غالب این آمار ها یا سند ندارند یا ازنظرِ سندی ضعیف اند و حجیت ندارند. در عین حال، از صدر اسلام تاکنون با استشهاد به آیه «وَ لَقَد اَرسَلنا رُسَلاً مِن قَبلِکَ مِنهُم مَن قَصَصنا عَلَیکَ وَ مِنهُم مَن لَم نَقصُص عَلَیکَ» (مؤمن: 78) تضادی میان قرآن و روایات دیده نشده و در عرف مسلمانان شمار پیامبران با رقم 124000 جا افتاده و شهرت یافته است. مسئله این است که آیه پیش گفته و نیز آیه هم مضمون آن «وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیک» (نساء: 164) در مقام بیان آن نیستند که نام برخی از انبیا در قرآن آمده و نام برخی نیامده است، بلکه هر دو آیه در مقام بیان این مطلب اند که قصه بعضی از انبیا همچون نوح(ع) و ابراهیم(ع) در قرآن بیان شده و قصه برخی از انبیا چون ذوالکفل(ع) و ادریس(ع) در قرآن نیامده و تقریباً یا تحقیقاً به ذکر نام آن پیامبران اکتفا شده است. خداوند هدایت اقوامی که پیامبری نداشته اند را با عقل - پیامبر درونی– و سلسله منذران و هادیان به سامان رسانده است. انبوه سازی پیامبران ریشه در فرهنگ یهودیان دارد، زیرا «نبی/نوی» معنایی عام داشته و کاهنان و پیشگویان و مفسرانِ تورات را نیز در برمی گرفته است.
اهمیت امام خمینی(ره) و سنت آگوستین در حوزه تمدن اسلام و غرب، به دلیل آن است که افکار و آثار هر دو منشأ تحولات عمیقی بوده است؛ از این رو مقایسه اندیشه های سیاسی این دو شخصیت اهمیت زیادی دارد. این مقایسه براساس سه محورِ «ماهیتِ سیاست»، «ارتباط دین و سیاست» و «وظیفه شهروندان»، با توجه به تأثیرپذیری محورهای مذکور از نگرش دینی آن دو شخصیت، صورت گرفته است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، مقایسه نگرش دینی امام خمینی و آگوستین و تأثیر آن بر اندیشه های این دو شخصیت است. بر اساس این، پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی با ماهیّت کیفی و رویکرد مقایسه ای است. جمع آوری داده ها نیز به شیوه کتابخانه ای انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهند گرچه دغدغه اصلی امام خمینی و آگوستین توجه به دین و برکشیدن آن بر فراز سیاست یا دینی کردن سیاست و درنهایت هدایت انسان به سوی حقیقت آسمانی و وحی و دستیابی او به رستگاری اخروی بوده است، نگرش و برداشت متفاوت آن دو متفکر از دین، باعث ایجاد تفاوت در باورهای سیاسی آنها شده است. آگوستین به جدایی بین امر سیاسی و امر دینی قائل است و سیاست را شرّ ضروری می داند که نتیجه آن، سلطه انسان بر انسان است؛ در حالی که امام خمینی معتقد است بین سیاست و دین پیوندی ناگسستنی وجود دارد و سیاست را تا حد قدسی ارتقا می دهد که وظیفه مهم هدایت انسان ها به سوی کمال را به عهده دارد.
اللغه هی الوسیله الأساسیه للتواصل والتفاهم بین البشر، ویکون ذلک عن طریق تعلم اللغات وتعلیمها سواء للناطقین بها أو للناطقین بغیرها، وهذا یحتم على المهتمین والمختصین فی تعلیم اللغات وتعلمها وضع أطر عامه ومعاییر محدده تکون دلیلاً مرجعیاً للمعلمین والمتعلمین على حد سواء، یمکن قیاس محتویات هذه الأطر من خلال مؤشرات أداء علمیه دقیقه؛ لیکون التعلیم صحیحاً یؤتی ثماره ویحقق أهدافه من خلال مخرجاته. ومن أهم الأطر العالمیه فی تعلیم مهارات اللغات الأجنبیه، إرشادات المجلس الأمریکی لتعلیم اللغات الأجنبیه ACTFL، وقد قام بوضع هذه الأطر فریق من المتخصصین والعاملین فی حقل تدریس اللغات. ویعد هذا الإطار دلیل مرجعی عالمی فی تعلیم اللغات الأجنبیه. ومهاره المحادثه باعتبارها المهاره اللغویه الرئیسه الثانیه بعد الاستماع وذات أهمیه للتواصل الشفهی مع الناطقین بالعربیه؛ والطلاب بصوره عامه من غیر الناطقین بالعربیه یحفظون المفردات وأسالیب اللغه العربیه، لکن معظهم عاجزون عن تطبیق ما یتعلمونه من المفردات والأسالیب فی المحادثه. والعینه التی تم اختیارها للدراسه 30 طالباً وطالبه فی الفصل الدراسی الثامن من مرحله البکالوریوس فی قسم اللغه العربیه وآدابها بجامعه الخوارزمی. واتبعت الدراسه المنهج الوصفی الاستقرائی فی إطار میدانی، للکشف عن مستوى أداء الطلاب فی المحادثه، وأسباب ضعفهم، وتم استخدام الملاحظه والاختبار فی جمع البیانات کأداه للدراسه. ومن أبرز النتائج التی توصلت إلیها الدراسه هی أن الطلبه الناطقین بغیر العربیه ورغم دراستهم لاثنتی عشره وحده دراسیه، خاصه بمهاره المحادثه (3 مستویات)، وبمختبر اللغه العربیه (3 مستویات)، لم یحققوا المستوى المطلوب المعیاری، وذلک لعده أسباب، منها: قلّه الساعات المخصّصه لتعلیم مهاره المحادثه، ودوافعهم لدراسه هذه اللغه، والمحتوی الدراسی العلمی للمنهج، وطرائق التدریس، ووسائل وأنشطه التعلیم، وأخیراً التقویم.
یکی از پرسش های اساسی در فلسفه علم، پرسش از هویت قوانین طبیعی است. واقع گرایان- بر خلاف ابزارگرایان- به وجود واقعیِ قوانین در جهان طبیعت باور دارند. با این حال، ایشان درباره هویت این قوانین هم نظر نیستند. آنها سه نظریه متفاوت در این زمینه ارائه کرده اند: انتظام، کلیات و ذاتی گرایی. این نظریه ها، خالی از اشکال نیستند؛ هر چند نوع اشکال های آنها متفاوت است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که هر یک از نظریه های انتظام، کلیات و ذاتی گرایی در باب هویت قوانین طبیعی، چه سهمی از حقیقت دارند؟ این تحقیق، به روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی صورت گرفته است. نتیجه آنکه ذاتی گرایی که نسبت به دو دیدگاه دیگر قرابت بیشتری با حقیقت دارد، در صورت ترمیم با بهره گیری از دستاوردهای فلسفه اسلامی، می تواند به مثابه نظریه برتر در این زمینه عرضِ اندام کند