فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۲۶۱ تا ۵۳٬۲۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
درد و درمان (ضرورت آسیب شناسی حماسه عاشورا)
حوزههای تخصصی:
استقلال فکری (2)
مبانی فقهی ضرورت حمایت از شهود
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال اول پاییز ۱۳۹۸ شماره ۲
15 - 38
حوزههای تخصصی:
1. چکیده گواهی و شهادت شهود، به عنوان یکی از مهم ترین ادله ی اثبات دعاوی کیفری است. ادای شهادت در راستای کشف حقیقت ، شاهد را در معرض خطر و تهدید از سوی مرتکبان جرائم قرار می دهد. بنابر اجماع فقها بر مبنای ادای شهادت واجب کفایی است که درصورت وجود عسر و حرج و یا ضرر، بر اساس ادله گوناگون از جمله آیه 282 سوره بقره: «نباید به کاتب و شاهد ضرری برسد» تکلیف به ادای شهادت ساقط می شود. در راستای تحقق عدالت و صیانت از حقوق شهروندان و بزه دیدگان جرائم، خصوصا در مقام همکاری با دستگاه قضا و پلیس، حمایت از شهود امری لازم و ضروری است که این وظیفه خطیر برعهده حکومت اسلامی می باشد. چنانچه شهادت از ادله تعیین کننده در اثبات دعوی محسوب شود، باید با اندیشیدن تدابیری، عسر و ضرر رفع گردد تا شهادت شهود در امنیت کامل استماع گردد. لذا در این پژوهش، با استفاده از روش کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، مبانی ضرورت فقهی حمایت از شهود به استناد منابع فقهی(کتاب، سنت و روایات، عقل و دیدگاه فقها) مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور پس از تبیین ماهیت شهادت، به بررسی احکام شهادت و الزام شهود به ادای شهادت پرداخته و در نهایت با تحلیل قواعد فقهی حاکم بر شهادت، در رابطه با ضرورت حمایت از شهود در پرتو فقه، نتایج قابل توجهی حاصل شده است. بدین منظور پس از تبیین ماهیت شهادت، به بررسی احکام شهادت و الزام شهود به ادای شهادت پرداخته و در نهایت با تحلیل قواعد فقهی حاکم بر شهادت، در رابطه با ضرورت حمایت از شهود در پرتو فقه، نتایج قابل توجهی حاصل شده است. کلیدواژه ها: حمایت، شهادتِ شهود، جرائم، بزه دیده، بزه کار، عسر و حرج، ضرر.
الوهیة السید المسیح فی انجیلی لوقا و یوحنا
حوزههای تخصصی:
علم حضوری(3)
الگوی مبناگرایی فیلسوفان مسلمان: تحلیل بازگشت و ابتنای گزاره های غیرپایه به گزاره های پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی در ناحیة توجیه که از جانب معرفت شناسان امروزین در دو قالب کلّیِ مبناگروی و انسجام گروی ارائه شده است، در روابط میان باورها و گزاره ها پژوهش می کند. در این جستار، ابتدا به تقریر معرفت شناسان از مبناگرایی اشاره می شود و سپس الگوی پیشنهادی ارائه خواهد شد. براساس این الگو، که ادعا بر آن است که اندیشمندان مسلمان عموماً از آن پیروی می کردند، گزاره ها و باورها به: 1) گزاره های تماماً پشتیبان و 2) گزاره های غیر تماماً پشتیبان تقسیم می شود. این تفکیک بر حیثیت کاربردی مبتنی است. تصویر وابستگییا متکی بودندر عبارت «وابستگی و اتکای باورهای روساخت بر زیرساخت در مبناگروی»، نقش بنیادینی در ارائة الگوی جدید دارد. ازاین رو دو الگو قابل شناسانش است: الگوی استنتاجی یا زایشی-تولیدی و الگوی پشتیبانی. اصل تناقض بر پایة اندیشة فیلسوفان مسلمان، اساسی ترین نوع گزاره های تماماً پشتیبان را تشکیل می دهد. براساس الگوی ارائه شده، برخی از اشکالات بر تقریر عادی از مبناگروی وارد نخواهد بود. در این گزارش، سنجش و پیشنهاد، مشاهده خواهیم کرد که معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان از این الگو پیروی می کند و محمل کمتری برای انتقادها نسبت به تقریر عادی دارد.
پاسخ به شبهات
حوزههای تخصصی:
سفری به اعماق وجود انسان!
بررسی تطبیقی مفهوم ذات در فلسفه اسپینوزا و فطرت از منظر علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مفاهیم و مبادی بنیادین نظام فلسفی وحدت گرای اسپینوزا، مفهوم «ذات» است. وی برای تبیین حیات عقلانی و چگونگی اختیار آدمی، از قانون ذات سخن می گوید. اهمیت این قانون تا آنجاست که زیربنای بخش سوم تا پنجم کتاب اخلاق را پایه ریزی می کند و در شکل دادن به نظام اخلاقی و وصول به غایتِ «سعادت انسانی» که مقصود اصلی اسپینوزا از تلاش فلسفی اوست نقش اصلی را ایفا می نماید. ذات از نظر اسپینوزا شامل هویت انسان، غریزه حیوان و طبیعت در نباتات و جمادات می شود. از طرف دیگر علامه طباطبائی، از مفهوم دینی «فطرت» سخن به میان می آورد و آن را بر حسب مفاهیم نظام فلسفی خود، تبیین می کند. فطرت در معنای عام خود به معنای ساختمان ویژه وجودی هر موجودی است و شامل همه موجودات از جمادات تا انسان می شود. تحلیل ایشان از «فطرت» با تبیین ذات در منظر اسپینوزا از جهت مفاد و نتایج شباهت های معناداری دارد. اهمیت این رویکرد در آثار علامه از این جهت است که این دیدگاه، آثار مهمی در معرفت شناسی و هستی شناسی دارد و از این جهت قابل مقایسه با «ذات» اسپینوزا است. این مقاله به بررسی تحلیلی دیدگاه های این دو حکیم بزرگ می پردازد، و سپس با مقایسه و تطبیق رهیافت های مشترک و نقاط افتراق آنها، سعی می کند گامی در جهت تحقق گفت وگو میان این دو سنت فلسفی بردارد.
شناسایی آسیبهای اخلاقی و خانوادگی استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی در میان فرزندان پسر شهر اصفهان(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق دوره جدید سال هفتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۸ (پیاپی ۵۰)
85 - 109
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تجارب مادران درباره آسیب های اخلاقی و خانوادگی استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در میان فرزندان پسر شهر اصفهان انجام شده است. روش این پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است و مشارکت کنندگان، دوازده نفر از مادرانی بودند که فرزندان پسر آن ها از شبکه های اجتماعی بسیار استفاده می کردند. مشارکت کنندگان با نمونه گیری هدف مند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند و اطلاعات آن ها از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری و به روش کلایزی، تجزیه و تحلیل شد. یافته های این پژوهش عبارت است از: «تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی»، «کم اهمیت شدن مفهوم حُجب و حیاء»، «بی اعتنایی به رعایت حدود ادب و احترام»، «تسهیل ارتباط با جنس مخالف»، «دسترسی به تصاویر و مطالب مستهجن و غیراخلاقی»، «ترویج دروغ و پنهان کاری»، «افزایش خشونت»، «قانون گریزی»، «انزواطلبی و کاهش تعاملات اجتماعی»، «تهدید سنّت ها و آداب و رسوم»، «تنوع طلبی و رشد مصرف گرایی»، «دورشدن از زندگی واقعی»، «تغییر در ظاهر و پوشش»، «علاقه مندی به فرهنگ غربی و زندگی در غرب» و «به وجود آمدن شکاف نسلی». یافته ها نشان داد پسران نوجوان و جوان به دلیل استفاده بی رویه از شبکه های اجتماعی مجازی با آسیب هایی مواجه می شوند که در صورت بی توجهی به این آسیب ها و تهدیدها، بنیان خانواده و نهادهای اجتماعی نیز به خطرخواهد افتاد
نهضتهای ملی ایران (107)
درد هجر و شوق دیدار (5)
تجربه دینی و تبیین های طبیعت گرایانه، بررسی دیدگاه جف جوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دغدغه اصلی این مقاله، بررسی این مسئله است که آیا کشف تبیین طبیعی برای تجربه دینی، حجیت معرفت شناختی آن برای اثبات متعلق خود، به ویژه خداباوری را رد می کند یا خیر. در این زمینه با دو دیدگاه کلی مواجهیم. برخی معتقدند که تا وقتی وجود نداشتن خدا با دلیل کافی اثبات نشود، تجربه دینی حتی در صورت کشف تبیین طبیعی برای آن، از حجیت معرفت شناختی برخوردار خواهد بود. اما برخی دیگر تأکید می کنند که به محض کشف تبیین طبیعی، حجیت معرفت شناختی آن از بین می رود بدون آن که نیازی به اثبات وجود نداشتن خدا داشته باشیم. در این مقاله نزاع جف جوردن با گروه نخست را در همان ساختار بحث خودِ جوردن بیان و بررسی کرده ایم. یافته و نتیجه ای که پس از بررسی و نقد این دو دیدگاه، به آن رسیده ایم، ارائه دیدگاه سوم و جدید در این زمینه است. دیدگاه پیشنهادی، مبتنی بر تفکیک دو نوع تجربه دینی است. بر اساس این دیدگاه، برخی از تجربه ها که از شرایط خاصی برخوردارند حتی در صورتی که برای آن ها تبیین طبیعی کشف شود، باز هم از حجیت معرفتی خاصی برخوردار خواهند بود.
بیاد مرد مجاهد: بلخی افغانی
فصل ممیز انسان و تأثیر آن در اصول تعلیم و تربیت از نگاه ملاصدرا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شناخت حقیقت انسان و فصل ممیز او، یکی از اثرگذارترین مباحث در علوم انسانی، به ویژه علوم تربیتی است. مباحثی همچون اصول تربیت، مراحل تربیت، ابعاد و ساحت های تربیت، و روش های تربیت، همگی وابسته به تفسیر و تصویری هستند که ما از حقیقت انسان داریم. هدف از این نوشتار پاسخ به این مسئله است که اولاً نگاه ملاصدرا به فصل ممیز انسان چیست و وی چه چیزی را برای ورود افراد به حیطه انسانی لازم می داند و ثانیاً چنین دیدگاهی چه تأثیری در اصول تعلیم و تربیت دارد. با روشی توصیفی و با بیان مبانی فلسفی و انسان شناختی ملاصدرا به دست می آوریم که از نگاه وی، فصل ممیزِ «انسان بشری»، ناطقیت است و افراد برای ورود به جرگه انسانیت، باید در حرکت جوهری خود به ناطقیت برسند؛ و بعد از رسیدن به این فصل ممیز است که وی بحث درباره کثرت نوعی نفوس را مطرح می کند. در ادامه با روش تحلیلی، با استناد به مبانی و منابع صدرا، نقش این تلقی از انسان در اصول مهم تربیتی، نظیر اولویت بعد عقلانی انسان، علم دوستی، تفکر، عدم پیروی کورکورانه از اجتماع، اعطای بینش، تزکیه، استدلال پذیری آموزه های تربیتی، و عدم مطلوبیت عادات انفعالی تبیین می شود.
واکاوی مناسبات «حسن و قبح» و «مصلحت و مفسده» مبتنی بر رویکرد شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال هفتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۴
121 - 144
حوزههای تخصصی:
چگونگی تعیین حسن و قبح افعال در علم اصول، مسأله ای مبنایی است که تأثیر مستقیم در درک ماهیت «حجیّت» دارد. برخی از اصولیین که طرفداران حسن و قبح عقلایی هستند، با استفاده از آرای فیلسوفان مسلمان در باب قضایای مشهورات، سعی کرده اند میان حسن و قبح با مصالح و مفاسد افعال رابطه برقرار کرده و با معرفی مصلحت و مفسده خاصی، خوبی ها و بدی ها را بر اساس آن تعیین و تبیین کنند. شهید صدر به عنوان یکی از طرفداران سرسخت حسن و قبح ذاتی و عقلی، با وجود چنین رابطه ای به شدت مخالف است و از این رو ضمن نقد دلایل مربوطه، بحثی را مبتنی بر تمام احتمالات ممکن درباره مصلحت و مفسده معیار شکل داده و بعد از تبیین آنها، هرگونه رابطه ای میان خوبی و بدی و این مصلحت و مفسده را مورد مناقشه قرار می دهد. نوشتار پیش رو بعد از بیان نقدهای خرد و کلان شهید صدر، به ارزیابی آنها پرداخته و نشان می دهد به جز مبانی فرااخلاقی، دیدگاه اندیشمند در خصوص ماهیت «مصلحت و مفسده معیار» و همچنین درک وجدانی از «قبح یا عدم قبح تجرّی» و «تفاوت فعل مضر با قبیح»، در میزان همراهی با اشکالات شهید صدر تأثیر دارد.
شخصیت شناسی حبیب بن مظاهر
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال هفتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۵
7 - 26
حوزههای تخصصی:
حبیب بن مظاهر در شمار اصحاب پیامبر اکرم(ص)، امام علی، امام حسن و امام حسین(ع) بود. بعد از به حکومت رسیدن یزید (حک. ۶۰-۶۴)، حبیب به همراه دیگر رهبران شیعی کوفه از امام حسین(ع) دعوت کردند تا به کوفه بیاید. وی جزو اولین افرادی بود که با مسلم بن عقیل بیعت کرد و دیگران را نیز به بیعت با مسلم فراخواند. وقتی امام(ع) به کربلا رسید، حبیب به سبب اقدامات ابن زیاد، حاکم کوفه، مخفی شد و شبانه خود را از کوفه به کربلا رساند. حبیب بن مظاهر در دهم محرم سال 61 هجری در واقعه عاشورا به شهادت رسید.
بررسی تطبیقی شجاعت در منابع اسلامی و روان شناسی مثبت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام دی ۱۴۰۰ شماره ۲۸۹
67-78
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مفهوم «شجاعت» در منابع اسلامی، روان شناسی مثبت و بررسی تطبیقی آن انجام شده است. یافته های پژوهش از طریق بررسی و تبیین منابع اسلامی به صورت «کتابخانه ای» جمع آوری و تجزیه و تحلیل شد. مؤلفه هایِ «شجاعت» نیز به روش توصیفی تحلیلی براساس رتبه بندی کتب روایی و با استفاده از رتبه «الف» و «ب» استخراج و تبیین گردید. با تتبع در منابع دینی پنج واژه الشجاعه، النَّجْدَه، صِدْقُ الْبَأْسِ، الجُرأه و قوه القَلب استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از بررسی و شناسایی مؤلفه ها، شجاعت براساس منابع اسلامی و کتب لغت چنین تعریف می شود: شجاعت یک توانایی روانی است که در فرد انگیزه ای برای ایستادگی و مقاومت ایجاد کرده و فرد را به اقدام و ورود در ناملایمات و دفاع کردن واداشته و او را در برابر دشواری ها و تلخی های مبارزه، شکیبا و پایمرد می سازد. در قسمت دوم پژوهش، شجاعت در روان شناسی مثبت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت که با بررسی دیدگاه های روان شناسان مثبت نگر و جمع بندی اقوال آنها، به این تعریف از شجاعت رسیدیم که؛ شجاعت در روان شناسی مثبت عبارت است از اعمال ارادیِ میل آگاهانه به خطرپذیری، که به عنوان نیروی محرکه، شخص را برای رسیدن به هدف در موقعیت های خطرناک و تضادهای بیرونی / درونی پشتیبانی می کند؛ هرچند ممکن است هیجان ترس در فرد وجود داشته باشد.