بعثت پیامبران و جانشینان ایشان در شرایط زمانی و مکانی گوناگونی روی داده و از جمله علل آن، تعلیم شرایط گوناگون زندگی به انسان های پیرو دعوت انبیاست. دعوت و مجاهدت یک پیامبر به موضوع طغیان سیاسی پیوند می خورد و دعوت پیامبر دیگری به فساد اقتصادی و دیگری به انحطاط اخلاقی. در میان انبیا و اوصیای الهی، نام دو امام را با موضوع تمدن، سیاست و فرهنگ امت اسلامی و بشری می توان قرین یافت: حضرت ابراهیم (ع) و حضرت رضا (ع) . در میان این دو شخصیت الهی که در دو منتهی الیهِ زمانی و مکانی نیز ایستاده اند، جدا از ارتباط نسَبی، شباهت های درخور توجهی می توان یافت که از جمله آنها، حضور در دو حوزه مهم تمدنی، سروکار داشتن با دو دستگاه سیاسی زیرک و طغیانگر، سیر گسترده جغرافیایی و بین المللی، سروکار داشتن ادیان و مذاهب گوناگون با ایشان و موضوع مناظره ها و احتجاجات است. مقاله حاضر مقایسه ای میان سیره این دو امام با نگاه فرهنگی و تمدنی است. در این مقاله امام رضا (ع) را امامی می یابیم که با توجه به اقتضائات زمان، میراث دار برتر سیره و سنت پدر و پیشوای امم، یعنی ابراهیم حنیف، است. روشن است که بازخوانی فرهنگی و تمدنی سیره پیشوایان، از نیازهای اساسی امت اسلامی در مقطع حساس و سرنوشت ساز کنونی است.
امکان تحقق یک پدیده به دو وجود که در اصطلاح «اعاده معدوم» نامیده میشود، از مباحث مهم و جنجال برانگیز کلام، فلسفه و عرفان اسلامی است. این مقاله بر مبنای سوالات زیر طرح شدهاست: 1) لفظ اعاده به چه معنا است؟ 2) اعاده معدوم چیست؟ 3) چه کسانی اعاده معدوم را جایز دانستهاند و چه دلایلی داشتهاند؟ 4) چه کسانی آن را محال دانستهاند و با چه دلایلی این حکم را دادهاند؟ 5) پس از دانستن معنای اعاده معدوم مساله معاد چگونه حل میشود ؟ در این مقاله دو دیدگاه متکلمان و فلاسفه، در مورد اعاده معدوم بررسی شده و همچنین مسائلی را که متکلمان در باب جواز اعاده معدوم از معاد جسمانی بیان کرده اند، مطرح شده است . ما سعی کردیم تا دراین مقاله در حد امکان به پرسش های مطرح شده پاسخ دهیم.
از نظر اسلام انسان کامل که در همه فضایل به طور متعادل و هماهنگ رشد کرده است، مورد عنایت خاص خدا می باشد. چهره هایی تابناک هم چون پیامبر اسلام(ص)، سایر انبیای الهی، ائمه هدی و صالحین از این دسته اند. قرآن از این محبوبین حق، تمجید می کند و صفات آن ها را بیان می فرماید. در روایات و دعاها نیز این بزرگواران به عنوان اسوه و راه هدایت معرفی شده اند: «اَنتُمُ الصِراطُ الاَقوَمُ وَ السَبیلُ الاَعظَمُ وَ شُهَداءُ دار الفناءِ و شُفَعاءُ دارِ البَقاءِ؛ شما راست ترین راه ها و بزرگ ترین شاهراه ها هستید و شما شهیدان این جهان و شفیعان آن جهانید.»
تسلیحات کشتار جمعی شامل سلاح های هسته ای، میکروبی و بیولوژیک هستند. ویژگی مهم این تسلیحات، قدرت تخریب بسیار و تفکیک ناپذیری در اهداف است. فقها در بیان حکم اولیه به اتفاق به حرمت تولید و استفاده از این تسلیحات فتوا داده اند. از جمله عناوین ثانویه که تغیردهنده حکم خواهد بود، قاعده مقابله به مثل است. از دیگر عناوین ثانویه قاعده ضرورت است که با پیدایش آن، تکلیف مربوط از عهده مکلف برداشته می شود و نتیجه آن جواز ارتکاب فعل حرام است. آنچه از مبانی دینی و اسلامی استنباط می شود، آن است که استفاده از تسلیحات کشتارجمعی ذیل عناوین ثانویه نیز مجاز نیست. اگر هدف جنگ، تسلیم دشمن از طریق نبرد با نیروهای نظامی اوست، آسیب رسانی به کسانی که در جنگ مشارکتی ندارند، موجبات آسیب و تألم بی گناهان را فراهم خواهد آورد که امری بی فایده، غیرضروری و غیرانسانی محسوب می شود و تناسبی با ضرورت های نظامی نخواهد داشت. آنچه در کاربرد تسلیحات کشتارجمعی مشهود خواهد بود، کشتار مردم بی دفاع و تخریب اموال غیرنظامیان است که به دور از صحنه منازعه هستند و در حمایت حقوق اسلام قرار دارند، چرا که اصل تفکیک در اهداف، یکی از اصول مسلّم حاکم بر جهاد در اسلام محسوب می شود، به طوری که این اصل مورد اتفاق فقهای اسلام است. هدف از نگارش این مقاله، تبیین دیدگاه فقه امامیه در زمینه کاربرد تسلیحات کشتارجمعی ذیل عناوین ثانویه و در سایه قاعده ضرورت و مقابله به مثل است تا به این ترتیب علاوه بر پر کردن خلأ علمی در این امر، موضع اسلام در این موضوع روشن و از اظهارنظرهای بی اساس جلوگیری شود..
این تحقیق به بررسی نظم در معانی افعال و مشتقات قرآنی با فاء الفعل (حرف فاء ) مشترک می پردازد. هدف اصلی کشف نظم در معانی لغات قرآنی است و این که گفته شود نظم علاوه بر این که در افعال و مشتقات قرآنی که در فاء الفعل مشترک هستند وجود دارد، در معانی آنها نیز وجود دارد و در صد قابل توجه ای از آنها دارای معنای یکسان (گشودن و جدا کردن) می باشند. به عبارت دیگر به بررسی این نکته می پردازد که چه میزان از افعال و مشتقات قرآن که با حرف فاء آغاز می شوند به معنای گشودن و جدا کردن است و این گونه حکایت گر نظم قرآن می باشند. برای یافتن پاسخ کتب لغت متعددی مورد مطالعه قرار گرفت. لذا تمام افعال و مشتقاتی که در قرآن با حرف فاء آغاز می شدند، به همراه معانی آن ها، استخراج شد و در تک تک آن ها معانی مورد نظر بررسی شد. در این راستا تمام افعال و مشتقات بدون تکرار و با تکرار از طریق میانگین موزون لحاظ شدند. در انتها این نتیجه به دست آمد که 38 درصد افعال بدون تکرار و 57 درصد آنها با تکرار دارای معنای گشودن می باشند. 6/54 درصد مشتقات قرآن نیز که ریشه آن ها با حرف فاء آغاز می شود دارای معنای فوق است. این تحقیق نشان داد که نظم قرآن علاوه بر اینکه در بین آیات و لغات قرآن موجود است، در بین معانی آنها نیز وجود دارد.