نگرش محوری امت اسلام به حضرت محمد صلی الله علیه و آله از همان صدر اسلام، از سوی عواملی تهدید می شد. امیر مؤمنان علیه السلام بر پایة باور به نقش بی بدیل پیامبر صلی الله علیه و آله در هدایت و حفظ وحدت امت اسلام، در جهت تثبیت محوریت ایشان مجاهدتی پیگیر داشت. این مجاهدت در روش های «ارتقای شناخت همگان از پیامبر صلی الله علیه و آله»، «تعمیق پیوند همگان با پیامبر صلی الله علیه و آله»، «استناد به سخن و روش پیامبر صلی الله علیه و آله» و «پاسداشت حرمت مُنتسَبان به پیامبر صلی الله علیه و آله» تجلی می یافت. ایشان بعثت آن حضرت را نجات دهنده و روش ایشان را روشن و استوار می دانست و مسلمانان را به تأسی از ایشان فرامی خواند. عوامل تهدیدکنندة محوریت پیامبر صلی الله علیه و آله در جامعة اسلامی دو پیامد مهم داشت: رواج برخی بدعت ها و پیدایش برخی برداشت های نادرست دربارة پیامبر صلی الله علیه و آله. در برابر، مجاهدت امیر مؤمنان و دیگر ائمه علیهم السلام به احیای شماری از سنت های پیامبر صلی الله علیه و آله و مهم تر از همه، به زنده نگه داشتن نام پیامبر صلی الله علیه و آله و حفظ و تثبیت محوریت آن حضرت در جامعة اسلامی انجامید.
مقاله حاضر به بررسی این مسأله می پردازد که آیا مفهوم جوهر، جنس و مقوم انواع جوهری است یا آنکه مفهومی انتزاعی و غیر ماهوی است؟ غالب حکیمان مسلمان از جنسیت جوهر دفاع کرده اند و تعداد اندکی که فخر رازی در صدر آنهاست قائلند که جوهر جنس و مقوم انواع جوهری نیست. ملاصدرا مدافع جنس بودن جوهر است و ادله منکرین را به نحو گسترده مورد نقد قرار داده است. در این نوشته نخست اهم ادلة منکرین جنسیت جوهر را گزارش می کنیم. سپس نقدهای صدرا بریکایک آنها را مورد بررسی قرارداده و نشان خواهیم داد که نقدهای حکیم نه تنها از قوت آن ادله نکاسته، بلکه در جای جای، ناخواسته مدعای منکرین را تقویت نموده است. در گام بعد دو دلیل بر اثبات جنسیت جوهر -یکی از صدرا و دیگری از علامه طباطبایی- گزارش شده آنگاه مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته اند، در نهایت بیان شده است که نظریة جنس بودن جوهر هیچ دلیل مستحکمی ندارد. حال آنکه بر نفی جنسیت جوهر ادله قابل اعتنایی وجود دارد. در پایان به این نکته پرداخته ایم که نفی جنسیت جوهر پیامد های فلسفی مثبتی خواهد داشت که سه مورد از آنها را مورد بررسی قرار داده ایم: الف- مقوله بندی جدید از جواهر. ب- رفع ابهام از جوهریت نفس وسایر بسائط. ج- رفع ابهام از جوهریت واجب تعالی.
سرزمین دیرپا و گسترده آسیای میانه، دیری نپایید که به دست سپاهیان مسلمان گشوده و اسلام، باور مردم آن سامان شد. این گام نهادنِ آن آیین جدید در آنجا، تنها یک رخداد نظامی نبود؛ باورمندان آسیای میانه به دین اسلام، چونان دیگر مسلمانان در دیگر سرزمین ها، کوشیدند بهره شایسته خود را هم در برخورداری از آموزه های این دین و هم در پراکندن آن آموزه ها و حامل های آن- قرآن و حدیث- بیابند و بازتاب دهند. همین جاست که با تکیه بر گزارش های سمعانی، محدث پرکار و خستگی ناپذیر اهل سنت در کتاب نامدارش، الانساب، به پدیده شگفتی آورِ فراوانی محدثان آسیای میانه برمی خوریم. ناگفته پیداست چنین پدیده ای، رخدادی ساده و ریشه دار در یک عامل تک بعدی و برخاسته از بستری دور از پیچیدگی و ساده انگارانه نبوده و زمینه ای چندگانه و چندگونه داشته است. ما در این نوشته می کوشیم پدیده فراوانی محدثان آسیای میانه را از منظر کندوکاوهای علم رجال و دوربودن جغرافیایی مردم آن سامان از شهرهای پیشوایان علم حدیث که به کار نقد و پالایش- جرح و تعدیل- راویان می پرداختند، بررسی کنیم و نشان دهیم ناشناخته ماندن محدثان آسیای میانه و در امان بودنشان از تیغ علم رجال که بر خوش چهره ماندنشان نزد توده مسلمانان این سرزمین و رواج روایاتشان در هر کوی و برزن و مسجد و محراب و منبر می انجامید، یکی از خاستگاه های آن فراوانی پیش گفته است.
پیش گفتارامام رضا(ع)پیوسته با قرآن مانوس بود.آن را به دقت می خواند و در آیات آن تدبر می کرد و می اندیشید که درباره چه چیز و در چه وقت نازل شده است.گفتار، پاسخ و مثال های آن حضرت همه برگرفته از قرآن بود.امام قرآن را معیار سنجش حق و باطل و صحت و سقم احادیث می شمرد و می فرمود:»در قرآن همه چیز به تفضیل ذکر شده و حلال و حرام و حدود و احکام و همه آن چه برای هدایت بشر نیاز است،به تمام و کمال در آن بیان شده است«.همچنین می فرمود:»قرآن کلام خداست.از آن فرا مگذرید و هدایت را در غیر قرآن جستجو نکنید که گمراه می شوید«.او ضمن یاد کردن از قرآن و بزرگ شمردن آیات و اعجاز و نظم آن، قرآن را ریسمان استوار خدا و چنگ آویز مستحکم خدا و راه برگزیده او دانسته است که به بهشت رهنمون می کند و از دوزخ نجات می دهد.به مرور زمان ها کهنه نمی شود و به اختلاف زبان ها فاسد نمی گردد؛زیرا مخصوص زمانی،غیر زمان های دیگر نیست،بلکه برهان و حجت بر هر انسانی است و از پیش روی و از پشت سر باطل به سویش نمی آید.وحی نامه ای است از حکیمی ستوده صفات.