وجود تنوع دینی در حوزه مطالعات دینی، از مسائل مهمی است که محققین این حوزه ضرورتا به آن توجه دارند. این مطالعه باطرح مباحثی نظیر حقانیت ادیان ،نجات پیروان ادیان ورویکردپیروان یک دین به مطالعه پیرامون ادیان می پردازد.وجود این سؤالات در باب ادیان و تلاش برای پاسخ گویی به آن ها، بحث در زمینه ادیان را که پلورالیزم دینی از آن جمله است،ضرور ی می سازد.یکی از عمده ترین مباحث در این زمینه، بحث تکافؤادله در حقانیت ادیان است که در طول تاریخ حامیان و دافعانی داشته است،ابن حزم متکلم اندلسی در کتاب خود، تحت عنوان الفصل فی الملل و الاهواء و النحل بخشی را تحت عنوان «من قال بتکافؤادله» به این بحث اختصاص داده است. وی ضمن تقسیم بندی سه گانه خود قاِئلین به تکافو ادله را به سه گروه تقسیم نموده وبه بررسی نظریات آن ها می پردازد.ابن حزم ضمن اعتقاد به تحریف تورات و انجیل ، تنها دین راستین را اسلام و یگانه راه رستگاری و نجات را در پیروی از آیین اسلام می داند . این تحقیق بر آن است که ضمن بررسی نظریات ابن حزم به بررسی بستر تاریخی آن در حوزه ادیان بپردازد.
مناظره به عنوان سنّتی با جایگاه ویژه در فرهنگ اسلام، نیازمند اصول و مبادی خاصی بوده که لازمة موفقیت در آن، فراگیری و رعایت این اصول و موازین است. در یک نگاه، این اصول به دو دستة علمی و اخلاقی تقسیم می شوند: اصول علمی، مهارت ها و علومی است که مناظره کننده باید پیش از ورود به عرصة مناظره، به آنها مجهز باشد. امّا صِرف مجهز بودن به علوم لازم و رعایت نکات فنی در ارتباط با هر گفتگو کافی نیست، بلکه رعایت اصول اخلاقی نیز برای اثرگذاری در طرف مقابل و احیاناً شنوندگان لازم است. در این راستا و با هدف ارائه الگویی کاربردی، سه اصل علمی استفاده از جدال احسن، بهره گیری از استدلال عقلی و پرهیز از مغالطه و سه اصل اخلاقی رعایت ادب، پرهیز از نقد شخصیت افراد و پرهیز از ستیزه جویی و تعصب، به عنوان مهم ترین اصولی که امام هشتم (ع) ملتزم به رعایت آنها بودند، تبیین شده است.
اعتقاد وهابیان به حجیت ظواهر آیات و روایات و برداشت از آنها بر این اساس ، دلیل اصلی نوع تفکر و عملکرد و مخالفتشان با سایر مسلمین است. استناد این فرقه به آیات قرآن و شیوه استدلالشان نیاز به تحلیل و بررسی دارد ؛ از این رو نقد استنادات آنها به آیات الهی می تواند در جهت شناخت این تفکر و شیوه های استدلال آنها مؤثر باشد. استفاده از نظرات پژوهشگران حوزه دین و مفسرین و محدثین شیعه و سنی در رد و تعدیل تفکر وهابی و بیان تفسیر دقیق و صحیح از آیات توحیدی در این زمینه کارساز و راهگشا خواهد بود چراکه مبنا در این نقد نه ظاهر این آیات بلکه تبیین و تطبیق آنها با سایر آیات قرآن و روایات صحیح است. بررسی دیدگاه وهابیون درمورد مفاهیمی همچون توحید و شرک و مصادیق آنها و همچنین مفهوم عبادت و چگونگی تطبیق این مفاهیم با آیات توحیدی و برداشت از آنها بر مبنای ظواهر آیات بدون درنظر گرفتن حجیت عقلی و توجه به هرگونه تفسیر و تبیین آیات -که خود مبنای قرآنی هم دارد - نمایی از شیوه غلط استدلالی این فرقه به دست می دهد.
از لات، عُزّی و منات در قرآن، یک بار در آیات سوره نجم یاد شده است: «أَفَرَءَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی / وَ مَنَوه الثَّالِثَه الْأُخْرَی» [النجم: 20-19]. از آنجا که این الهگان دارای کارکرد ثبوتی در نظام توحیدی قرآن نبوده اند عملاً زمینه ای برای تداوم و بسط نیافته اند. نوشتار حاضر با کاوش در دیرینه این الهگان و بازسازی کارکردهای کهن شان می کوشد بافت معنایی آیات قرآنی مرتبط با آن ها را تبیین کند. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است: ایزدبانوان (لات، عُزّی و منات)، در دوره های مختلف تاریخی چه کارکردهایی داشتند و هر یک از این ها در کاربردهای قرآنی تا چه حد بازتاب پیدا کرده اند. مطالعات درباره جنبه های نمادشناسی لات، عُزّی و منات نشان می دهد که این الهگان در فرهنگ عربی نه فقط به مثابه خدایگان رجا و امید که به عنوان الهگان خوف هم تقدیس می شدند. در مجموع می توان با تکیه بر مستندات تاریخی ادعا کرد که در ترکیب آیات سوره نجم، به این خصلت های دوگانه تلویحاً اشاره شده و تماماً به الله، خدای یکتای اسلام بازگردانده شده اند.
این جستار به ارائه نظریه کنش گفتاری آستین و تعاریف و تقسیمات وی و همچنین اقدامات تکمیلی سرل می پردازد. سپس خطبه های جنگ ۳۴، ۲۷، ۲۵ و ۱۷۹ را از دیدگاه نظریه کنش گفتاری بررسی کرده و تلاش می کند پنجره ای به روی تحقیقات کاربرد شناسانه و کنش گفتاری در متون ادبی بگشاید. به منظور نیل به این هدف، در ابتدا به برشماری کنش های گفتاری پنج گانه و مفاهیم مستقیم و غیرمستقیم آن پرداخته و با توجه به بافت، خطبه های مذکور از دیدگاه کاربردشناسی تحلیل می شود. از نتایج قابل ذکر، درصد بالای کنش عاطفی در میان آمار کنش های پنج گانه است که در خطبه های بررسی شده به ترتیب این ارقام را ثبت کرده است: ۵۶%، و ۶۰%، و ۴۶%، و ۸۰%. نسبت افزایش و کاهش پنج کنش گفتاری در خطبه های جنگ امام علی (ع) نسبت مشترکی است، به گونه ای که حداکثر کنش ها متعلق به کنش عاطفی است. کنش اظهاری در سه خطبه در جایگاه دوم و کنش ترغیبی در مرتبه سوم قرار دارد. کمترین میزان ثبت شده از آن کنش تعهدی و اعلامی است، زیرا امام علی (ع) در پی بیان تعهد خویش به امر خاصی نبوده است، کما این که ایشان در صدد بیان شرایط جدیدی نیست که مستوجب تعهد به آن باشد.
این نوشتار، به اجمال به بررسی تأثیرپذیری توماس آکوئیناس از اندیشمندان مسلمان، در یکی از اساسیترین دیدگاه های خود، یعنی ادلة اثبات وجود خدا پرداخته و وامداری او را به فیلسوفان مسلمان نشان داده است. اولاً، آکوئیناس اثبات وجود خدا با استدلال را امری ضروری میداند. ثانیاً ایشان پنج راه و استدلال در این زمینه ارائه کرده است که دستکم در چهار استدلال، وی از تلاش فیلسوفان مسلمان بهره برده است. استدلال پنجم وی نیز از استحکام چندانی برخوردار نیست.
عالمان دین، یکی از مهم ترین ارکان جامعه دینی است که مردم دیندار وابسته به آن هستند رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم بر ضرورت علم و جایگاه علم و عالمان در گام دوم انقلاب تأکید نمودند و مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در سطح امت اسلامی و پس از آن در عرصه جهانی را تبیین کرده اند، بی شک تحقق این آرمان در گام دوم انقلاب منوط به نقش محوری عالمان دینی در بعد علمی و عملی در جامعه است. از این روی با توجه به اهمیت نقش و جایگاه عالمان دین در جامعه اسلامی و ضرورت روشن شدن نقش و جایگاه و وظایف عالمان دین در گام دوم انقلاب اسلامی، پژوهش حاضر به بررسی نقش محوری عالمان دین در جامعه دینی از منظر قرآن و حدیث با رویکرد آینده پژوهی گام دوم انقلاب اسلامی می پردازد. برخی نتایج به دست آمده در این راستا عبارت اند از: علما راهنما ی مردم بوده و زمام هدایت فکری و فرهنگی جامعه به دست آنان است، عالمان دین شناس پناهگاه مردم و مرجع حل مشکلات و معضلات دینی و اجتماعی آنان اند، کارویژه علما در جامعه دینی حل معضلات دینی و اجتماعی مردم، حفاظت از آنان در برابر هجوم فتنه ها و شبهات دشمنان، گسترش اخلاق در جامعه، دفاع از مظلومان و مستضعفان و مبارزه با ظالمین و مستکبرین است. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی توصیفی و روش جمع آوری اطلاعات و داده ها در این تحقیق مراجعه به اسناد و منابع نوشتاری است. همچنین برای استفاده بهتر و دقیق تر از منابع اسلامی از سامانه های رایآنهای و نرم افزار های علمی که در این زمینه تولید شده نیز استفاده شده است.
پاسخ های قرآن کریم غالباً منطبق با پرسش های مخاطبان است؛ اما برخلاف انتظار، برخی پاسخ ها با پرسش مخاطب منطبق به نظر نمی رسد؛ بلکه گاه به جای پاسخ متن پرسش، موضوع مهم دیگری مطرح شده است؛ مثلاً در پاسخ به اینکه «چه انفاق کنیم؟»، به بیان «مصارف انفاق» پرداخته و در پاسخ «چرایی تغییر شکل ماه»، به «فوائد تغییر شکل ماه» اشاره کرده است. این شیوه در اصطلاح اهل بلاغت «اسلوب حکیم» خوانده می شود.
این پژوهش درصدد توجیه عدم انطباق ظاهری برخی پاسخ های قرآنی به روش توصیفی تحلیلی با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی برآمده و بدین نتیجه دست یافته است که قرآن، در همة موارد مزبور، با امتناع از پاسخ روشن به برخی پرسش های مخاطبان، ضمن بیان موضوع مهم تر و مورد نیاز بیشتر پرسشگران، به آنان شیوه پرسش درست را تعلیم داده است. بررسی این موارد، ضمن تحلیل یکی از زیبایی های بدیعی قرآن، شبهه ناهماهنگی برخی آیات قرآن را نیز برطرف می کند.