عبدالله بیضاوی از دانشمندان نامدار فارس، از خود آثاری بر جای نهاده که از بین آنها کتاب «انوار التنزیل» ایشان بیشترین توجه دانشمندان گوناگون اعم از متکلم، محدث، مفسر و فقیه را به خود جلب نموده است. در این میان توجه فقهای مذاهب اسلامی به کتاب مزبور به شکل حاشیه، شرح و تعلیق به علل گوناگون از جمله تاریخ فقه حائز اهمیت است. از بررسی فقهایی که تفسیر بیضاوی را مورد توجه قرار داده اند، برمی آید که به ترتیب فقهای حنفی، امامی و شافعی بیشترین سهم را در توجه به تفسیر مزبور دارند و فقهای حنبلی و مالکی به ترتیب کمترین سهم را در این باره دارند که این امر می تواند ناشی از نقل گرایی حنبلیها در مقابل عقل گرایی حنفیها و زیادی پیروان ایشان باشد. شیخ بهایی از عالمان عصر صفویه اولین فقیه امامی است که بر تفسیر بیضاوی حاشیه نوشته و آن را شرح کرده است. پس از شیخ بهایی، دیگر فقهای امامیه نیز به تفسیر مزبور توجه نموده اند که در مقایسه با فقهای شافعی، شمار آنها بیشتر است.
مدل منبع معنا که توسط جناب آقای دکتر محسنیان راد در حوزه ارتباط شناسی تولید شده است، سال ها است که مورد استفاده استادان و دانشجویان و نیز مبنای نظری برخی پایان نامه های تحصیلات تکمیلی است. سازه معناشناختی این مدل درباره «چیستی معنا» و «کجایی معنا»، از منظر حکمت متعالیه دچار اشکال فلسفی است. این نوشتار با رویکرد حکمت متعالیه و با نگاهی ضمنی به یافته های نوین علوم شناختی، به نقد این سازه به عنوان انگاره مبنایی مدل مؤلف پرداخته است. پژوهش پیش رو با شیوه تحلیلی اسنادی انجام شده و از منظر حکمت متعالیه به نقد خاستگاه روش شناختی اندیشه مبتکر محترم مدل یعنی اثبات گرایی پرداخته و به این نتیجه رسید که انگاره نوروسایکوفیزیولوژیک مؤلف در «وجود معنا به صورت ترکیبات پروتئینی در حوزه ای از مغز با نام هیپوکامپوس»، از منظر حکمت صدرایی نادرست است، زیرا این رهیافت به معنا، ماده انگارانه است که گرچه ممکن است با حکمت مشائیان یونانی سازگار باشد اما با رهیافت حکمت متعالیه که معنا در حیث تجردی وجود انسان جای دارد نه بخشی مادی از مغز، سازگاری ندارد.
قرآن کریم در آیایی نظیر آیه: « مَن کَانَ یُر ِیدُ العزهَ فَللِّه العزَّهُ جَمیعاً » به بیان عزت و سرچشمه آن می پردازد. یکی از مصادیق آسیب ها در آیات قرآنی ناظر به عزت، آسیب های عزتمندی با رویکرد اعتقادی است. این نوع از عزتمندی انسان، در برجسته ترین حوزه اعتقادی؛ یعنی مبدأشناسی قابل طرح و پیگیری است؛ چراکه در آیات ناظر به عزت، به این آسیب ها و رفع آنها به جهت عدم خدشه دار شدن عزت انسانی، اشاره های بسیاری شده است. با تأمل در این آیات، معلوم می شود که انسان با نبود باور به مبدأ یا اعتقاد به همتا داشتن پروردگار متعال، با آسیب های دنیوی گوناگونی چون: آلودگی به نفاق و دورویی، وابستگی و دلبستگی به دشمن، ناامیدی به نصرت الهی و ... مواجه می گردد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی، به دنبال تبیین، تحلیل و تفسیر این آیات است تا با بیان آسیب های مذکور، زمینه بسیاری از تحولات اجتماعی و فرهنگی در عرصه زندگی دنیوی و اصلاح امور اخروی انسان فراهم گردد.
ادیان الهی که همه بر صراط واحد استوارند و هدایت انسان را جستجو میکنند همواره به زبان عامه مردم بیان شده اند‘اما در ورای این ظاهر‘باطنی دارندکه خواص را نیز درهردرجه ای که هستند از زلال معرفت و حقیقت بهره مند می سازند. این ویژگی باعث شده تا در سراسر تاریخ ادیان مباحثات و منازعات فکری گوناگون را به ارائه راههای مختلف برای دستیابی به حقیقت رهنمون سازد. علم کلام در چنین شرایطی پابه عرصه دانش گذارد تا ساحت دین را از لوث انحرافات فکری منزه بدارد و دین را آنگونه که باید شناخته شود و به دور از القائات نابجای فکری به انسان بشناساند. دین شریف اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اندکی بعد از پیدایش و تثبیت از جوانب مختلف مورد قضاوت قرار گرفته است و از همان زمان هم متکلمین مسلمان برای تعیین حدود و ثغوری که حافظ حریم آن باشد پا به میان گذاردند و برای صیانت از مقدسات بر آن شدند تا خود دین را به تصویر بکشانند. اما شگفت آنکه در میان خود متکلمین نیز در تبیین مسائل اختلاف نظر پیدا شده و علم کلام خود محل مناقشه قرار گرفت و این نیز به نوبه خود موجب پویایی‘پیشرفت و تحول عظیم در این علم گردید. جدال همیشگی میان کلام و فلسفه هم از مهمترین مسائل مربوط به دین و دین شناسی است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد. مقاله حاضر ‘ تحقیقی است راجع به علم کلام اسلامی که در آن سعی شده از ابعاد مختلف به این موضوع نگریسته شود و از زوایای مختلف مورد دقت قرار گیرد.مراجعه به آراء علمای بزرگ اسلامی نیز به گونه ای است که در پایان به خواننده امکان قضاوت در مسأله را خواهد داد. والحمدلله رب العالمین
هر یک از سنن الهى حاکم بر تاریخ، براساس حکمت خاصى در نظام هستى قرار داده شده است و ارتباط حسابشده و هماهنگى با سایر سنن الهى حاکم بر تاریخ دارد، که تحقیق درباره آن بینش انسان را در باب تطوّرات جامعه و تاریخ عمق مىبخشد. این مقاله با رویکرد نظرى و با روش مطالعه اسنادى، و با هدف بررسى حکمت استقرار، فرآیند تطوّر و روابط سنّت آزمایش ـ یکى از سنّتهاى الهى حاکم بر تاریخ ـ با سایر قوانین الهى حاکم بر جامعه و تاریخ از منظر قرآن کریم تدوین یافته است. بررسى نوع ارتباط سنّت مذکور با سنّتهایى از قبیل تداول قدرت، تزیین نعمتهاى دنیوى، بعثت پیامبران، تنازع، وجود تفاوتها، مسئولیت، امهال، مکر، استدراج و تقدیر رزق از نکات تازه این مقاله به شمار مىرود. تدبّر در آیات و دیدگاههاى مفسّران قرآن، مهمترین مددکار ما در این مقاله به شمار مىآید.
نویسنده ذیل آیه 48 سوره بقره در تفسیر مناهج البیان، معنای لغوی شفاعت و رابطه آن با توحید را بررسی کرده و مطالب تفسیر المنار در این زمینه را نقد می کند، پس از بررسی چند گروه آیات در مورد شفاعت نتیجه می گیرد که شفاعتِ نفی شده در قرآن، مربوط به مشرکان است، و معنای صحیح شفاعت در فرهنگ قرآن و حدیث را روشن می سازد.