مقاله ای که تقدیم می گردد بررسی برخی از ویژگی های پیامبر وحدت (ص) می باشد که در کتب سیره به تفصیل ذکر شده است. در عصر حاضر که استکبار و کفر جهانی و صهیونیست به شیوه های مختلف دارند به اصول اسلام: قرآن و پیامبر وحدت توهین می کنند، گاهی با کشیدن کاریکاتور، و آتش زدن به قرآن، و گاهی با ساخت فیلم موهن آمیز به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) توهین می کنند؛ لازم است که فرزندان اسلام با تأکید بر وحدت و اتحاد فرق و مذاهب اسلامی همگی بیش از پیش به سیره مبارک رسول خاتم (ص) توجه خاص داشته باشند. چکیده این مقاله به شرح ذیل می باشد:
1- نمونه هایی از ویژگی های رسول اکرم (ص) که در قرآن آمده است.
2- نمونه هایی از ویژگی های رسول اکرم (ص) که در احادیث و روایات آمده است.
3- نمونه هایی از ویژگی های رسول اکرم (ص) که در خصوص احکام عملی: واجب، محرّم و مباح می باشد.
4- نمونه هایی از ویژگی های رسول اکرم (ص) که از باب اکرام و تفضیل آن حضرت می باشد که خداوند متعال همسران رسول الله (ص) را به مادر مؤمنان توصیف نموده است.
چیستی و هستی وحی در قلمرو اسلامی از مسائل غامضی است که علما و اندیشمندان برای تبیین و تحلیل آن نظریات گوناگونی ارائه کرده اند. در این میان، تبیین ابن عربی از وحی جایگاه ویژه ای دارد و مورد توجه سایر اندیشمندان قرار گرفته است. در این مقاله، ابتدا، برخی مباحث پیرامونی وحی از جمله مفهوم شناسی وحی، ضرورت وحی، مراتب وحی، رابطه وحی و مکاشفه بررسی شده است و، سپس، از آنجایی که تحلیل ابن عربی از کیفیت نزول وحی با نگاه هستی شناسانه او گره خورده است، با مبنا قرار دادن این نگاه خاص، توضیح مختصری در این باره ارائه شده است. آنگاه، با ارائه چهار ویژگی اساسی وحی که از همان نگاه هستی شناختی محی الدین اخذ شده به تحلیل و تبیین کیفیت نزول وحی و حقیقت آن از دیدگاه ابن عربی پرداخته شده است.
از موضوعات مورد غفلت در مباحث گواهان روز قیامت، بحث ناظران دنیوی است. خداوند نظارت را به عده ای از عاملان دنیوی از جمله پیامبران به ویژه پیامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) تفویض نموده است. مقاله حاضر با بررسی واژه قرآنی نظارت و معادل آن و دیدگاه های تفسیری و ادله روایی و قرائن سیاقی آیات مربوطه بر آن است که هر قومی ناظری برگزیده از سوی خدا دارد که بر اعمال امت خود نظارت می کند. گستره نظارت پیامبر(ص) بر تمام اهل بشر از آغاز تکون عالم امکان تا آخر عالم است. مفسران اهل سنت ناظران بعد از پیامبر(ص) را با روش اجماع پذیرفته اند، اما مفسران شیعه با در نظر گرفتن قرائن و شواهد آیات و ادله روایی، ائمه اطهار(ع) را به عنوان ناظر بر اعمال مردم معرفی کرده اند که نظارت آنان تا روز قیامت در حال حیات و ممات بر امت اسلام گسترده است. در این مقاله آراء اهل سنت بررسی و در نهایت رأی صحیح بیان شده است.
منطق طریق اولایی نوع خاصی از منطق صوری است که استدلال های آن، برخلاف منطق ارسطویی متعارف، دارای چهار حد است که به واسطة آن ها پس از مقایسة دو شخص، چیز یا کار با هم، حکم یکی به دیگری نیز نسبت داده می شود و یا از آن سلب می شود. این منطق را می توان، به رغم باور آوی سیون، به وفور در آیات قرآن یافت؛ تا آن جا که می توان این صورت از منطق را منطق غالب در آیات قرآن قلمداد کرد. در تحقیق حاضر، پس از مقدمه ای در باب منطق طریق اولایی، به بررسی این نوع منطق در آیات قرآن می پردازیم.
تناسخ یکی از نظریه های رقیب معاد است. این عقیده در طول تاریخ با اشکال و اطوار متنوع مطرح بوده است. ملاصدرا با استناد به مبانی هستی شناختی و انسان شناختی خود نخست به مفهوم سازی دربارة تناسخ پرداخته است و به مفاهیمی چون تناسخ باطل و تناسخ حق می رسد؛ تناسخ باطل همان تناسخ مُلکی و تناسخ حق، تناسخ ملکوتی است و سپس با تکیه بر نگرش وجودی اش، تناسخ مُلکی را ابطال و تناسخ ملکوتی را اثبات می کند. سؤال اصلی این جستار این است: ملاصدرا چگونه تناسخ مُلکی را ابطال کرد؟ و نتیجة بحث عبارت است از اینکه ملاصدرا بر پایة مبانی هستی شناختی مثل اصالت وجود، وحدت تشکیکی، اشتداد، تضعف و مبانی انسان شناختی همانند حدوث جسمانی نفس و بقای روحانی آن به ابطال تناسخ مُلکی می پردازد.
در این مقاله به دنبال بررسی آیه ششم سوره مائده و جایگاه نحوی کلمه «ارجل» است. این آیه که به آیه وضو شهرت دارد، بیانگر یک حکم مهم شرعی است که اعراب کلمه ارجل تأثیر بسزایی در روشن شدن حکم دارد.کلمه ارجل در آیه ششم سوره مائده به سه گونه رفع، نصب و جر قرائت شده است که دو قرائت جر و نصب مشهورترند. با توجه به اینکه در حالت جری عطف به «رئوسکم» و در حالت نصبی عطف به محل «رئوسکم» و رئوسکم معمول فعل «إمسحوا» است، دانسته می شود که وظیفه پا نیز مانند سر، مسح کردن است، نه شستن. از طرفی، عطفِ ارجل در حالت نصبی بر «وجوهکم» خلاف فصاحت است؛ زیرا در این صورت بین دو معمولِ یک فعل، فاصله به اجنبی شده است و در حالت جر نیز، عطف گرفتن بر «وجوهکم» و قائل به قاعده حمل بر جوار شدن نیز صحیح نیست. با توجه به قواعد نحوی، ارجلکم عطف بر وجوهکم نخواهد بود. بنابراین عطف بر «برئوسکم» است و وظیفه در وضو، مسح کردن پاست نه شستن آن.