در میان اندیشمندان علوم اسلامی، به اعتبارهای مختلف، حالات و تقسیمات متنوعی برای رؤیا ذکر شده است که از جمله آن ها، تقسیم رؤیا به اعتبار شخصی است که در رؤیا دیده شده است؛ با این توضیح که مطابق روایت مشهور «من رآنی...»، «رؤیت معصوم در خواب» به دلیل ویژگی خاصی که دارد، با رؤیت دیگران یا دیگر چیزها متفاوت شمرده شده و ثمرات ویژه ای بر آن مترتب شده است. با وجود این، بسیاری از علما با تشکیک در سند یا مضمون روایت و یا با بیان معارضات عقلی و نقلی، از پذیرش آن امتناع کرده اند. در این جستار سعی شده است به بررسی و نقد نظریات مخالفان حجیت یا مقبولیت این گونه خاص از رؤیا پرداخته شود. مطابق یافته های این پژوهش، مجموعه روایات رؤیت معصوم در رؤیا یا در حد تواتر معنوی است و یا دست کم متظافر است؛ توجیهاتی که برای تأویل محتوا گفته شده، ضعیف و غیرقابل پذیرش است؛ و سرانجام، برخی تعارض های ادعایی واقعی نیست و برخی دیگر، قابل جمع هستند و نوبت به تساقط روایات نمی رسد. روشن است که در مباحثی از این دست، نقد ادله مخالفان، به معنی کاستی و ناکارآمدی ادله است و نه لزوماً به معنای پذیرش قول مقابل.
تحقیق حاضر با هدف تدوین، اعتبار سنجی، و رتبه بندی شاخص های مربی آموزش فلسفه به کودکان ، و با استفاده از روش های تحلیل اسنادی و دلفی به انجام رسیده است. نمونه تحقیق شامل کتب، مجلات، پایان نامه ها، و سایت های مرتبط با موضوع آموزش فلسفه به کودکان، و متخصصان آموزش فلسفه برای کودکان بوده است. ابزار گرداوری داده ها فیش، و فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مفاهیم ، آمار توصیفی ، و آمار استنباطی(آزمون تی و فریدمن ) استفاده شده است. یافته های تحقیق شامل 19 شاخص شخصی، و 30 شاخص حرفه ای برای مربی آموزش فلسفه به کودکان می باشد. همه صاحب نظران، شاخص های استخراج شده را تأیید کرده اند. به نظر آنان در بخش شاخص های شخصیتی، داشتن آمادگی روحی برای تدریس، آزاداندیشی، مشتاق بودن در احتجاج و تحقیق، و مهارت گوش دادن فعال، و در بخش شاخص های حرفه ای، اختصاص دادن زمان مناسب برای مشارکت هر دانش آموز، کنج کاوی در مورد معنا و دلالت های هر اظهارنظر کودک، و فلسفه ورزی، از اولویت بالاتری برخوردار بوده اند. همچنین شاخص های مربوط به ویژگی های شخصیتی در مقایسه با شاخص های ویژگی های حرفه ای در اولویت بالاتری قرار داشته است.
از مسائل اساسی زبان دین، بررسی وجه معناداری و گستره معرفت بخشی متن مقدّس است. در این ساحت، ملاصدرا ابتدا در قوس نزول، به تطبیق میان «معرفت»، «کلام» و «وجود» می پردازد تا از تطابق این سه، برای تبیین فلسفی نحوه تجلّی یافتن حقایقِ وحیانی در قالب الفاظ متن مقدّس بهره ببرد و در قوس صعود، فرایندی را برای فهم متن مقدّس ارائه داده است که بازسازی آن، الگوی هرمنوتیک انتولوژیک وی را شکل می دهد. مسئله اصلی این مقاله، تبیین وجه معناداری زبان دین و گستره شناختاری آن در الگوی هرمنوتیک صدرایی است که فهم متن مقدّس از بررسی این الگو و عوامل مؤثر در فرایند، به دست می آید. مهم ترین یافته های این پژوهش، ترسیم نقش سه گانه فرد، متن و مؤلّف در نسبت با هم در الگوی هرمنوتیکی صدرا و استفاده از این الگو در تبیین گستره شناختاری زبان دین در ساحت متن و همچنین از متن به فرامتن است. این یافته ها با محوریَت کتاب مفاتیح الغیب و شرح مبانی فلسفی لازم از حکمت متعالیّه به دست آمده است.
یحیی محمد در «مشکلة الحدیث» بر اساس دلایلی مانند شیوه اصحاب ائمّه متأخّر(ع) در برخورد با مسأله امامت، شکل گیری فرقه های گوناگون شیعی، حیرت و اختلاف شیعه در امامت امام بعد در هر دوره، عدم عرضه کتاب کافی به نوّاب اربعه و برداشت عدم اعتقاد به علم و عصمت ائمّه(ع) با توجه به دیدگاه خاص مکتب قم درباره غلو، به انکار علم و عصمت ائمّه(ع) پرداخته است که البته ادعای او خالی از اعتبار است؛ زیرا وضعیت سیاسی و اجتماعی شیعیان در دوران ائمّه متأخّر(ع) که به سبب تضییقات ائمّه جور با تقیه شدید ایشان همراه بود، دسترسی اصحاب ائمّه(ع) به ایشان را محدود و مشکل می ساخت و سبب نقل روایات کمتری از ایشان می گردید؛ چنان که عواملی مانند آماده سازی شیعیان برای ورود به عصر غیبت، تعهّد و امانت داری راویان شیعه به ضبط صحیح اسناد و از بین رفتن نامه ها و مکتوبات ائمّه(ع) نیز نقل مستقیم روایت از ائمه معاصر(ع) را کاهش می داد. عدم عرضه کتاب کافی به نوّاب اربعه نیز به سبب عواملی مانند وجود جوّ ناامنی و تقیه، وجود قرائن صحت صدور روایات کافی نزد کلینی، عدم معاشرت مستقیم کلینی با نوّاب اربعه است و نشانه تردید کلینی در علم و عصمت امام(ع) یا بی اعتمادی به نایبان آنان نیست؛ افزون بر آنکه ذکر فضائل و صفات الهی ائمّه(ع) از سوی بزرگان و مشایخ قم در آثار روایی آنان، نشانه اعتقاد راسخ به علم غیب و عصمت ائمّه(ع) و اثبات خلافت الهی آنان در روایاتی بوده که به جمع و نقل آن همّت گماشته اند.
ابن سینا در نمط پنجم کتاب اشارات خود طی دو فصل متناوب از زمان بحث به میان آورده است که به واسطه اختصار، تاب تفاسیر مختلفی را دارد. در این میان، خوانش برخی از شارحان آن بوده است که ابن سینا در صدد اثبات وجود زمان و سپس بیان ماهیت آن است. این خوانش دقیق نیست و با هدف ابن سینا از نگارش نمط پنجم اشارات سازگاری ندارد. بر اساس تفسیر دیگری، هدف ابن سینا اثبات آن است که حادث مسبوق به ماده است. این خوانش هم با وجود آن که به حقیقت نزدیک تر است، دقیق و کامل نیست. بر اساس خوانش جدیدی که در این مقاله ارائه شده است، منظور نهایی ابن سینا از طرح این دو فصل آن است که بر اساس مسبوقیت حادث به زمان، مسبوقیت حادث به ماده را نتیجه بگیرد تا در نهایت نشان دهد که مفهوم حدوث زمانی در عین حال مسبوقیت به ماده را لازم می آورد و بنابراین مفهومی پارادوکسیکال است. هدف غایی او از بحث زمان در نمط پنجم آن است که با ارائه یک برهان خلف نشان دهد که تصور حدوث زمانی عالم، تصور معقولی نیست. بنابر این بحث از زمان در این نمط بحثی ضمیمه ای نیست، بلکه بخشی از یک استدلال کاملتر است که به برخی از مقدمات آن تصریح نشده است.
قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب 1392) موضوع ضمان و مسئولیت مدنی و کیفری پزشک در برابر بیمار را بازبینی و ابعاد مختلف آن را بررسی کرده است. پیشتر، روی هی قضایی با مراجعه به منابع فقهی و دکترین، اصلاح قانون مسئولیت پزشک را آغاز کرده بود. ثمره ی انتقادات و اصلاحات فوق اصلاح قانون و وضع مقررهی جدید بود.از طرف دیگر مدتیّ است که انواع جراحی های زیبایی توسعه یافته و استقبال از این جراحیها در بسیاری از کشورها دیده می شود. در این رابطه باید اذعان داشت که ریشه اغلب جنایات و خسارات ناشی از جراحی زیبایی عدم رعایت شرایط معافیت از مسؤولیت کیفری در قانون مجازات اسلامی است. بر این اساس، جراح زیبایی وفق بند ج ماده 158 و ماده 495 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و نیز ماده 616 (تعزیرات) مصوب 1375، برای معافیت از مسؤولیت، باید ابتدا ضرورت انجام جراحی را با توجه به خطراتی که در آن وجود دارد احراز نماید، سپس به اخذ رضایت آگاهانه و آزادانه از بیمار بپردازد و خود از تخصص کامل در گرایش مربوطه برخوردار بوده و با توجه به غیر ضروری بودن جراحی زیبایی و عدم تصور هیچ گونه فوریت در آن، از امکانات و ابزار حداکثری در انجام این اعمال، استفاده شود. همچنین کارکرد برائت در جراحی زیبایی نمی تواند جابجایی بار اثبات باشد و در صورت جنایت کافی است که سببیت جراح در حادثه مشخص گردد و در این فرض جراح زیبایی است که باید از عهده اثبات تمامی تکالیف خود اعم از رعایت تناسب میان سود و خطر در جراحی و اطلاع رسانی و رعایت حداکثری موازین فنی و علمی و نظامات دولتی برآید.