برای درک بهتر احیای تفکر دین از نظر حضرت امام خمینی(ره) باید تلاشهائی را مد نظر قرار داد تا تفکر و نقش حضرت امام (ره) را در احیای تفکرات دینیةهم از جنبه تاریخی و هم به لحاظ اهمیت آن در رویارویی با جریانات استعماری و استکباری مورد بررسی قرار دهیم. برخورد با تفکر دینی در طول تاریخ اسلام عملاً یک روز از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام نگذشته بود که امامت و ولایت از مسیر""من کنت مولا""،خارج و در مسیر سقیفه بنی ساعده قرار گرفت و بستر تاریخ را آماده ضدیت با تفکر شیعه قرار داد، که بعد از حکومت علی(ع) نزدیک به هفت قرن اسلام ناب محمدی (تشیع) در کاخهای بنی امیه و بنی عباس محصور شد ولی تفکر دینی تشیع متوفق نگردید، و شخصیت هایی چون خواجه نصیرالدین طوسی در حکومت مغول نفوذ کرده که اوج ترقی و عظمت اسلام یعنی تشیع گردیدند تا جایی که آخرین بازمانده مغول(ابو سعید) از مبلغین و پیروان این تفکر گردید.
براساس برخی گزارش های تاریخی، نزول برخی از آیات وحی براساس تمنا یا پیش بینی عبدالله بن أبی سرح بود. او هنگام کتابت وحی، گاه آیات را تغییر می داد و تغییرات یادشده مورد تأیید پیامبر قرار می گرفت. موضوع این پژوهش بررسی صحت و سقم این روایات تاریخی است. گزارش های یادشده در غالب منابع اهل سنت و به تبع آن در برخی منابع شیعه آمده است و بسیاری از مستشرقان و شبهه افکنان برای نقد قرآن به آنها استشهاد کرده اند. نقد این گزارش ها می تواند وحیانیت الفاظ، تحریف ناپذیری و عدم امکان هماوردی با قرآن کریم را ثابت کند و به برخی از شبهات در حوزه های یادشده پاسخ دهد. از وجوه نوآوری مقاله، بررسی تفصیلی سندی روایات و ارائه پاسخ هایی نو و تحلیلی به انگاره امکان دست اندازی عبدالله بن أبی سرح، عمربن خطاب یا معاذبن جبل به قرآن کریم است. تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی، با مراجعه به متون کهن و بررسی سندی و دلالی گزارش ها انجام شده است. یافته ها نشان می دهد این انگاره که جمله «فتبارک الله أحسن الخالقین» توسط عبدالله، عمربن خطاب یا معاذبن جبل پیشگویی شده و یا به قرآن اضافه شده، از حیث سندی و دلالی مخدوش است. عبدالله چند صباحی از نویسندگان وحی الهی بود؛ مرتد و سپس مسلمان شد، ولی هیچ گاه به تحدی قرآن پاسخ نگفت و تغییر و تحریف آیات توسط او امکان پذیر نبود. گزارش های تاریخی موجود در منابع شیعه و اهل سنت مبنی بر اینکه عبدالله بن سعد هنگام نوشتن آیات به جای «و اللَّه سمیع بصیر»، «سمیع علیم» می نوشت، یا به جای «و الله بما تعملون خبیر»، «و الله بما تعملون بصیر» می نوشت، همگی بدون سند معتبر و عاری از حقیقت است.