بازشناسی مکی از مدنی خواه سوره باشد یا آیه، درباره اسباب النزول، همچنین در زمینه هایی مانند شناخت ناسخ و منسوخ، مطلق و مقیّد، عام و خاص و مانند آن ها سودمند است. از این رو در گذرگاه تاریخ، پیوسته محققان تلاش کرده اند سوره های مکی را از مدنی بازشناسند. در تشخیص مکی یا مدنی بودنِ بیش از سی سوره میان محققان، از جمله جلال الدین سیوطی اختلاف نظر وجود دارد. او درکتاب الاتقان فی علوم القرآن، برای اثبات عقیده خود به روایاتی استناد کرده که در کتب روایی و تفسیری اهل سنت ذکر شده است. در این جستار، با بررسی اسناد و متن این روایات، نشان داده شده است که این روایات هم از لحاظ سند و هم از جهت محتوا با ضعف های جدّی روبه رو هستند.
حُزن و اندوهِ شدید و مداوم، از جمله بیمارى هاى روحى و اخلاقى است که آسیب هاى گوناگونى را در جسم، جان و رفتار آدمى بر جاى مى گذارد. درمان این بیمارى، از دغدغه هاى اندیشمندان علوم اسلامى و پژوهشگران روان شناسى بوده است. از منظر قرآن و حدیث نیز، یکى از راه هاى از میان بردن حُزن در زندگى، «توکّل به خدا» معرفى شده است.
پرسش اساسى این است که توکّل، چگونه باعث برطرف شدن حُزن و افزایش شادکامى انسان در سختى هاى زندگى مى شود؟ مقاله حاضر با روش کتابخانه اى و تحلیل محتوا، به تبیینِ مفهوم توکّل و کاربرد آن در «حُزن زدایى» مى پردازد و پس از مطالعه و بررسى متون اسلامى (قرآن و حدیث) به این نتیجه مى رسد که توکّل و اعتماد به خداوند، با تغییر و اصلاح شناخت آدمى در حوزه هاى عاطفى و رفتارى انسان تأثیر مى گذارد که حاصل آن، صبر در ناملایمات، زهد در تمایلات و شادابى و تلاش در کارها خواهد بود. نتیجه اینکه براى رهایى از اندوه، باید «توکّل به خدا» را در انسان ها به وجود آورد.
علیت از مسائل زیربنایی فلسفه بوده که از دیرباز مورد توجه و بررسی فیلسوفان قرار داشته است. علیت در نگاه برخی فیلسوفان، با ضرورت و قطعیت گره خورده است. در این نوشتار، نشان خواهیم داد که اگرچه به دو گونه ی پیشینی و پسینی، سعی در اثبات علیت شده است، این تلاش ها ناکام مانده اند. اصل ضرورت و قطعیت در زندگی و اثبات وجود آن در عالم خارج، در طاقت بشر نیست، چون عالم وجود، با ضرورت گره نخورده است. تفسیر دقیق علیت همان تحقق تأثیر و تأثر غیرقطعی، میان دو امر متعاقب است که تعاقب آن ها تا زمان حال، به هم نخورده است. علیت به معنای تأثیر و تأثر، بدیهی است، اما قطعیت و ضرورت از دل آن بیرون نمی آید.
مکتب حدیثی قم یکی از بزرگ ترین مکتب های حدیثی شیعه است. دیدگاه های این مکتب و رفتارهای آن تأثیر بسیاری بر دیدگاه و رفتار محدّثان دیگر داشته است. یکی از رفتارهای ویژه که در دوره ای از اوج مکتب قم رخ داد، اخراج سه نفر از محدّثان به سبب غلو و یک نفر به سبب نقل از ضعفا بود. قرارگرفتن احمد بن محمّد بن عیسی در مَسند مهم ریاست حوزه قم و اخراج گروهی از راویان نام دار، پرسشی است که همواره در مباحث حدیثی و رجالی مطرح می شود. تاکنون پاسخ های متعدّدی به این پرسش داده شده؛ امّا نویسنده بر این باور است که از رهگذر شناخت شخصیت های نام برده و نیز بازشناسی شخصیت ابن عیسی و همچنین توجّه به فضای آن دوره، می توان احتمالات دیگری نیز مطرح کرد. نگاشته حاضر ابتدا شناسایی مختصری از موضوع غلو و مکتب قم ارائه کرده و سپس شخصیت ابن عیسی و محدّثان تبعیدشده را معرّفی می کند؛ آنگاه به تحلیل درباره احتمالات دیگر نسبت به چرایی اخراج این افراد از قم، می پردازد.