ابن سینا در اشارات «بهترین خاصه» را آن می داند که در برگیرنده همه افراد موضوع باشد، نفسی باشد، نه نسبی، و لازم باشد، نه مفارق؛ وی سودبخش ترین خاصه را برای تعریف آن می داندکه افزون بر سه مورد مذکور تعلّقش به موضوع، بدیهی باشد. از نظر خواجه طوسی خاصه را با دو نگاه می توان دید: یکی به خودی خود، دیگر از آن روی که در تعریف جای می گیرد. بهترین خاصه با نگاه نخست، دارای سه ویژگیِ نخست، و با نگاه دوم، دارای هر چهار ویژگی است. به نظر می رسد طوسی، سخن بوعلی را متناسب با جدل تفسیر کرده، در حالی که در ساختار منطق دوبخشی و با روش تحلیل سیستمی، تفسیر بهتری می توان پیش نهاد: خاصّه، یکی از کلی های پنج گانه است که جملگی کارکرد زمینه سازی دارند و چنین اموری در منطق دوبخشی یا زمینه ساز تعریف اند یا زمینه ساز استدلال؛ بنابراین خاصّه در منطق دوبخشی در صورتی که زمینه ساز تعریف است، باید چهار ویژگیِ یادشده، و در صورتی که زمینه ساز استدلال است، باید سه ویژگیِ یادشده را داشته باشد. بدین سان، یکی از پیامدهای منطق نگاری دوبخشی و یکی از جنبه های استقلال منطق سینوی از منطق مشائی تبیین می شود.
هدف این تحقیق شناسایی و طبقه بندی رهیافت های فرهنگی و مدیریتی توسعه تولیدات علمی در دانشگاه ها براساس دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم است. روش تحقیق علاوه بر تحلیل اسنادی، توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل کل اعضای هیأت علمی، و نمونه آماری 60 نفر از آنان بودند که به روش تصادفی طبقه ای و ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته دارای اعتبار صوری مطابق نظرات متخصصان موضوعی بود و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از میانگین، همبستگی رتبه ای اسپیرمن براون، Tکندال و zفیشر استفاده گردید. یافته ها نشان داد از اولویت دارترین رهیافت ها به ترتیب میتوان به تدوین استراتژی و نقشه کلان علمی، رسیدگی به وضعیت معیشتی اندیشمندان، اعمال سیاست های واقع بینانه و مشخص برای فعالیت های پژوهشی، ترسیم اهداف روشن و مبتنی بر تعامل علم و جامعه، فرهنگ سازی برای ایجاد یک جامعه علمی به معنای واقعی کلمه و نهادینه شدن علم، سپردن مدیریت مراکز علمی به افراد فرهیخته و برخوردار از مشی علمی، رهیدن از قوانین سخت و بازدارنده اداری به ویژه برای استخدام نخبگان و ارتقای فرصت های مطالعاتی، استقرار حاکمیت قانون به جای سلایق شخصی، بهینه سازی بهره گیری از منابع و امکانات، و پرهیز از مدیریت سیاسی و جناحی در مراکز علمی اشاره کرد.
در مقاله پیش رو با روش استنباطی و اجتهادی تلاش شده است با تحلیل منظومه فکری علامه جعفری در حوزه فلسفه های مضاف، به ویژه فلسفه علم، به برداشتی از ماهیت فلسفه مضاف از دید وی دست یافته شود. یافته های مقاله را می توان به این صورت خلاصه کرد: الف) برخی از مؤلفه های تشکیل دهنده فلسفه مضاف روئوس ثمانیه علوم است که در آثار پیشینیان وجود دارد؛ ب) بن مایه های فلسفه مضاف در اندیشه حکیمان پیشین وجود دارد؛ ج) فلسفه مضاف دانشی ناظر است که اصول و مبانی ثابت و متافیزیکی علوم را به جهت پایداری علم و با هدف عالی حیات انسانی بیان می کند.
مفهوم آرزو، از بنیادی ترین مفاهیم فرهنگ و ادب صوفیانه و از پربسامدترین مضامین و نقش مایه های قصّه های فارسی ا ست. گونه شناسیِ این نقش مایه و نیز، تبیین اهداف، مصادیق و کارکردهای آن، با تأکید بر متون صوفیانه، هدف نوشتار حاضر است. این بررسی، نشان می دهد که: 1. هر چند آرزوهای صوفیانه، مراتب و مصادیقِ عالی و حقیر دارد، بیش ترینه آرزوهای صوفیان، از سنخ مقولات مادّیِ ناچیز و در ردیف هوس هاست. 2. از آن جا که آرزو داشتن در نظر اهل تصوّف، ایستادن در برابر مشیّت الهی و زیرپا نهادن تعالیم مشایخ قلمداد می شود، امری نکوهیده است. 3. در اغلبِ موارد، آرزوها به ویژه آرزوهای مادّی، محقّق نمی شوند و در صورت تحقّق، پشیمانی و یا مجازات در پی دارند. 4. آرزو در دو کتاب مصیبت نامه و منطق الطّیر، سویه ای مثبت دارد، چرا که صاحبان آرزو (سالک/مرغان)، به مرتبه نفی کاملِ وجود خویش و فنا در حق رسیده اند، پس آرزویشان(وصال حق/ رسیدن به سیمرغ) محقّق می گردد. 5. آرزو در داستان های صوفیانه، عموماً چهار کارکرد دارد: عنصر آغازگر داستان؛ عنصر داستان ساز؛ عنصر مکمّل داستان؛ و عنصر پایان بخش.