مشارکت سیاسى، از جمله مفاهیم مهم در مطالعات اجتماعى و جامعه شناختى محسوب مى شود، به گونه اى که در نظام هاى مردم سالار و دموکراتیک، شکل گیرى سامانه نظام سیاسى و اداره آن، در گرو مشارکت سیاسى است. اصولاً بدون مشارکت سیاسى، نظام سیاسى قوام و ثبات نخواهد داشت. از بعد سیاسى نیز هرچه میزان مشارکت سیاسى بیشتر باشد، ثبات و کارآمدى نظام سیاسى افزایش خواهد یافت. از جمله کارکردهاى مشارکت سیاسى، انسجام، وحدت، همسویى و هماهنگى نهادها و قواى نظام سیاسى است؛ زیرا ملتى که داراى مشارکت سیاسى بالاست، از وحدت، همدلى، یکدلى و یک رنگى بهره مى برد. این مهم، موجب تقویت بیش از پیش رضایت و اعتماد عمومى شهروندان نسبت به حاکمیت سیاسى خواهد بود. این مقال به روش تحلیلى توصیفى نگاهى به جلوه ها، آثار و پیامدهاى مشارکت سیاسى دارد.
در عصر حاضر، رایانه و اینترنت به عنوان فناوری های جدید رسانه ای از جایگاه بالایی میان جوامع بشری و به تبع آن در کشورهای اسلامی برخوردارند؛ از جمله رویدادهای روزمره در بستر اینترنت و فضای مجازی، ارتباطات گسترده کاربران با یکدیگر است که با عنایت به اینکه اصل ارتباط با نامحرم در بستر فضای واقعی و ملموس از لحاظ شرعی واضح بوده و حدود آن نیز در شرع مشخص است؛ مسئله قابل تأمل در این پژوهش، تبیین دیدگاه فقه پیرامون ارتباط با نامحرم در بستر فضای مجازی بوده است. با این وصف هدف از پژوهش حاضر، بررسی مقتضای تحریم ارتباط با نا محرم در فضای مجازی است. این پژوهش که به روش توصیفی صورت گرفته، پس از بررسی فرایند ارتباط و نحوه تعامل در محیط مجازی، انحا و صور معاشرت بیان شده را از دیدگاه فقه امامبه مورد فحص و بررسی قرار داده است.
یکی از گرایش های تفسیری مهم و پرسابقه قرآن کریم، تفاسیر عرفانی و اشاری است. این رویکردهای تفسیری حداقل از قرن سوم آغاز شده و تا دوران معاصر نیز شیفتگان خود را حفظ کرده است. بنابراین، در عصر اخیر نیز می توان با آثاری رو به رو شد که در برداشت از آیات نورانی قرآن کریم، گرایش های عرفانی و اشاری داشته اند. ویژگی ها و مختصات تفسیری آثار دوره جدید، تفاوت هایی با نوع پیشین خود دارد که می توان تفسیر عرفانی و اشاری را به دو شاخه متقدم و متأخر تقسیم کرد. در این میان، می توان «تأویل گرایی»، «بیان رمزی» و «فهم طبقه بندی شده» را به عنوان مبانی تفسیر عرفانی متقدم برشمرد. این در حالی است که در حوزه روش های تفسیر عرفانی اشاری جدید، باید به «تلاش برای تعمیم فهم و همگانی ساختن برداشت از قرآن»، «اعتقاد به تدبرگرایی و تفسیر قرآن به قرآن» و «کلیدی دانستن طهارت قلب در فهم قرآن» اشاره کرد. مفسّران عرفانی جدید به دلیل بازآموزی در روش ها، برداشت های جدیدی از قرآن بیان کرده که مسبوق به سابقه نبوده و نشانی از آن در سنت تفسیری مشاهده نمی شود. به همین دلیل، تبیین رویکردها و ویژگی های این روش تفسیری، از اهمیت زیادی برخوردار است.
یکی از لوازم آسیب شناسی اقتصاد ایران ارائه چارچوبی نظری برای شناخت، دسته بندی، اولویت گذاری و ارزیابی آسیب های اقتصادی است. در این مقاله، با در نظر گرفتن ایده الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به عنوان چارچوبی برای این بررسی، از روش تحلیلی برای بیان تلقی مختار از این الگو و نظام اقتصادی آن استفاده می کنیم. درالگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پیشنهادی که بر مبنای نظریه عدالت ولایی پی ریزی شده، متوازن سازی در سه سطح مبنایی، حقوقی و امکانی معرفی می شود . نظام اقتصادی در مرحله توازن حقوقی شامل چهار زیرنظام اصلی(نظام مطلوب، حقوقی، تصمیم گیری و مسائل) است. استخراج مؤلفه های هر کدام از این نظام ها با توجه به کارکرد اصلی هر نظام، می تواند شاخص های شناختی و کارکردی را برای آسیب شناسی اقتصاد ایران در سطوح مختلف ارائه دهد. بنا به یافته های پژوهش، تطبیق این الگو بر اقتصاد ایران بیانگر آن است که عدالت پذیری در هر سطحی قابل اجراست؛ اما هرچه این عدالت پذیری از سطح مسائل عینی به سمت نظام مطلوب حرکت کند، عمق آن بیشتر می شود و البته به همان میزان از تعیّنات موجود در جامعه فاصله می گیرد. بر اساس چارچوب نظری پیشنهادی مقاله، مشکل اصلی در عدالت بنیان کردن اقتصاد ایران، فقدان ارتباط مبنایی میان نظام مطلوب، نظام حقوقی (در رأس آن قانون اساسی)، نظام تصمیم گیری (سیاست های کلی نظام) و نظام مسائل است. همین امر باعث راکدماندن ظرفیت های عدالت پذیری در هر کدام از این سطوح شده است.
علّامه طباطبائى در المیزان در مواردى معدود، قرائاتى غیرمتداول را به عنوان قرائت اصیل قرآنى ترجیح داده است. شناخت تفصیلى این موارد مقدمه اى است براى طرح پرسش هایى درباره برخى مبانى قرآنى ایشان؛ پرسش هایى برآمده از احساس تعارض میان اقدام فوق با پذیرش برخى مبانى اجماعى یا مشهور طائفه امامیه درباره قرآن؛ از جمله: 1. وحدت نص و قرائت قرآن؛ 2. لزوم تواتر براى اثبات قرآن؛ 3. مصونیت قرآن از تحریف؛ 4. عدم حجیت قرآئات. این مقاله با اتخاذ روشى توصیفى تحلیلى، به بیست مورد از این دست قرائات در المیزان دست یافت که غالبا با ادله اى همچون «شهادت سیاق، هماهنگى با آیه اى دیگر، تطابق لفظى با سنت، دورى از تکلفات دستورى، حذف یا کثرت حذف، اقتضاى طبع المعنى، تطابق با حکم مسلم اسلامى، و گواهى لغت» مستدل شده اند. از مجموع این قرائات، نُه قرائت منجر به تبدیل معنا، یک قرائت منجر به افزایش معنا، دو قرائت منجر به تبدیل جایگاه معنا و یک قرائت منجر به تغییر در کیفیت معنا شده است.
در بعضی تذکره های صوفیه از گفت وگوی مرد صوفی با زنی عارف نقل آمده است که در بیشتر موارد زن عارف بدون نام است و با عنوان مجهوله الاسماء از وی سخن می رود. در برخی روایت ها، این زن شکلی رؤیایی دارد و در یکی از احوالات عرفانی که در آن صوفی در حال درون بینی و یا تمرکز قرار می گیرد، با عارف دیدار می کند و مشکلی از وی می گشاید. این حکایت ها ویژگی های مشترکی دارند که موضوع این مقاله با اشاره به دو نمونه از آن حکایت ها، تبیین مختصات این دیدارها و صفات زن رؤیایی است. این دو حکایت برگرفته از روایت هایی درباره دو عارف بزرگ قرن سوم و هفتم هجری، ذوالنون مصری و ابن عربی است که نگرش ایشان نسبت به زنان شباهت بی مانندی به یکدیگر دارد. این مقاله در سه بخش اصلی تدوین یافته است. بخش نخست با عنوان ذوالنون و زنان، درباره نگرش روشن ذوالنون نسبت به زنان است، و در بخش دوم، از ابن عربی و مکتب عاشقانه او که زن، محور اصلی وی است، سخن می رود. سپس با ذکر حکایت هایی مشابه از این دو عارف که روایت دو واقعه، از دیدار با زن درون است، به تحلیل درباره جایگاه و اهمیت این زن در این گونه واقعه ها پرداخته می شود. عده ای از زنان گمنام تذکره های اولیا، تجسمات روحانی درون خود عارفان است. آن بخش از درون ایشان که مایل به حقایق برتر و والاست و روی به سوی تعالی و تقدس دارد، رحیم و آرامش دهنده است. این زنان، همان زن سوفیایی اندیشه های افلاطون، دئنای آیین زرتشتی، شخینه یهود، بئاتریس دانته، و به قول یونگ، آنیمای شاعر است. آن بخش نهفته در ضمیر ایشان که در هنگام مراقبه و مکاشفه فرصت ظهور می یابد و روان عارف را هدایت می کند، و محصول خیال فعال عارف است.