نگارنده در این مقاله پس از مفهوم شناسی موضوع، به اقسام اولویت پرداخته و در نهایت به چهار نوع از اولویت اشاره کرده است: 1) اولویت عرفی یا اولویت لفظی که خود به دو بخش اولویت منطوقی و اولویت مفهومی تقسیم می شود؛ 2) اولویت عقلی یا اولویت قطعی که اولویت اطمینانی نیز ملحق به این قسم است؛ 3) اولویت اجماعی و 4) اولویت ظنی یا قیاس اولویت. در بررسی شرایط حجیت دلیل اولویت، مشخص شد که اموری نظیر «عدم مخالفت حکم با عموم، قاعده یا اصل اولی» و «منحصره بودن علت» شرط نیستند؛ ولی وجود پنج امر زیر ضروری است: الغای خصوصیت؛ اثبات علت حکم؛ اثبات تامه بودن علت؛ اثبات وجود علت در فرع؛ اثبات اقوابودن علت در فرع. از این رهگذر، مشخص است که از اقسام اولویت، تنها اولویت ظنی یا قیاس اولویت، غیرمعتبر است. ویژگی اصلی این قسم این است که ظنی بوده و در آن هیچ گونه ظهور لفظی وجود ندارد.
نگاهی گذرا به قرآن کریم به نیکی روشن می سازد که برخی از آیاتش در نقد جامعه جاهلی همزمان با آن نازل شده است؛ نقدی که از کاستی ها و عیوب نقد انسانی پاک است. در قرآن کریم انواع متعددی از نقد - چون نقد اجتماعی، ادبی، تاریخی و روان شناسـانه - دیده می شود و این به ما امکان می دهد که قرآن را اولین کتاب مسلمانان بنامیم. گرچه اسامی بسیاری از انواع نقدهای یاد شده، جدید و نو ظهوراند به راستی ریشه بیشتر آن ها در قرآن وجود دارد. جستار پیش رو نگاهی کوتاه است بر مهمترین ویژگی های نقد اجتماعی در قرآن و تفاوت های آن با نقدِ از نوع انسانی و نیز بیان شیوه های مختلف قرآن در بررسی رفتار های جامعه جاهلی و اسلامیِ آن زمان. از این رهگذر به بررسی موضوع کرم و بخشش نزد عرب جاهلی می پردازد و به این نتیجه می رسد که ظاهراً صفت بخشندگی آن هـا به آن اندازه که زبانزد گشته نیست و در نسبت دادن آن به اعراب پیش از اسلام تا حد زیادی غلو شده است. دلایل نگارندگان بر این مدعا نوشته های برخی مورخان، نهج البلاغه، اندیشه و رفتار گروه صعالیک و از همه مهمتر استناد به آیات قرآن کریم است. به این معنا که بر خلاف شعر جاهلی که معمولاً اعراب را بسیار بخشنده معرفی می کند، تاکید قرآن بر لزوم انفاق، به شیوه موازنه معکوس نوعی تناقض را برای خواننده معاصر آشکار می کند.
پلانتینگا با نقد مفهوم توجیه از نظر معرفت شناسی، مفهوم تضمین را معرفی مطرح نمود. او پس از ذکر مؤلفههای بهکاررفته در این مفهوم، بار اصلی را بر دوش مفهوم «کارکرد صحیح» میاندازد و این مفهوم را به باورهای دینی، از جمله باور به خدا بسط میدهد. از اینرو وی سعی میکند با جستجوی الگویی، تضمین باور به خدا را با توجه به آرای «آکویناس» و «کالون» در قالب مدلی بهنام «A/C» با چهار ویژگی سامان بخشد و از خاستگاه این مدل ادعا کند در انسان، نوعی گرایش طبیعی و فطری به خدا وجود دارد که در شرایط خاص، باور به خدا را تولید میکند و در صورت صدق، احتمال تضمین آن بسیار زیاد است. براساس این نگاه، خداباوری در موضعی قویتر از طبیعتگرایی قرار میگیرد؛ زیرا اگر طبیعتگرایی صادق باشد، نمیتوان احتمال تضمین باور به آن را بالا دانست. این مقاله با تبیین و تحلیل مدل فوق، به پیشفرضها و نتایج این مدل و سپس نقدهای واردشده بر آن می پردازد.
در این مقاله تلاش شده شخصیت ضد استبدادی آیت اله شهید سید حسن مدرس از لابلای وقایع تاریخی که عمدتا مربوط به دوره تاسیس حکومت استبداری پهلوی است، معلوم گردد. بخش اول مقاله به بیان مختصر چگونگی برآمدن دولت رضا خانی پرداخته است. در بخش دوم مقاله به مبارزه شهید مدرس با دیکتاتوری رضاخانی اشاره شده است. مخالفت با قرار داد وثوق الدوله و جمهوری خواهی رضاخان، شیوه های استمرار مبارزه و پایداری در برابر دیکتاتوری، و سپس حکومت پهلوی، نمونه هایی از مبارزه ضد استبدادی آیت اله مدرس است
هدف تحقیق حاضر، شناسایی و طبقه بندی راهکارهای اسلامیشدن دانشگاه ها بر اساس دیدگاه استادان دروس معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم است. روش تحقیق علاوه بر مطالعه اسنادی، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل همه 40 نفر استادان دروس معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم در نیم سال اول تحصیلی 89ـ88 میباشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ای حاوی تعداد 15 راهکار (مؤلفه)، در طیف پنج درجه ای لیکرت بود، و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی استفاده گردید.
یافته ها نشان داد از عملیترین راهکارها برای اسلامیشدن دانشگاه ها، به ترتیب اهمیت و اولویت میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: 1. به کارگیری مدیران متعهد، متدین و حساس به مبانی و ارزش های اسلامی در کوتاه مدت و بلندمدت؛ 2. تجدیدنظر بنیادین در ساختار نظام آموزشی و پژوهشی؛ 3. ترسیم شاخص های شفاف یک دانشگاه اسلامی؛ 4. بازسازی نظام فرهنگی حاکم بر دانشگاه ها با رویکرد ارزشی؛ 5. تقویت و تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه؛ 6. ارتقای سطح استقلال فکری و خودباوری علمی اندیشمندان و متخصصان؛ 7. گزینش دقیق و سازمان دهی شده اعضای هیأت علمی و استادان دانشگاه ها؛ 8. برنامه ریزی برای بومیسازی علوم انسانی.
در این مقاله ، با استناد به آیات قرآن، روایات و همچنین با در نظر گرفتن اصول زیربنایی نظام حقوقی اسلام ، نگارنده می کوشد تا زکات را به عنوان یک وظیفه اجتماعی معرفی کند. با دقت در دلایل یاد شده روشن می شود که زکات صرفاً یک وظیفه فردی - اخلاقی نیست بلکه به جهت تأمین نیازهای مالی جامعه اسلامی تشریع شده است . اینکه نه رقم از کالاهای با ارزش جهت پرداخت زکات در متون دینی مطرح شده، از باب ذکر مصادیق پر بها در زمان خویش بوده که حصری در آن وجود نداشته است ، به همین دلیل ولی امر مسلمانان می تواند با صلاحدید خویش منابع زکات و نرخ آن را تغییر دهد.
همچنین تصور ناقص و یک بعدی از زکات ، موجب گرایش حداقل گرایانه به منابع جمع آوری زکات گردیده و با قیوداتی که برای همان منبع ذکر شد، این واجب الهی عملاً در معرض تعطیلی قرار گرفته است.
رویکرد جدید به زکات ، زمینه تحقق آن را در جوامع معاصر فراهم می سازد، زیرا موجب می شود تا به شیوه مصرف زکات و توزیع آن در سطح کلان توجه، و نقش حکومت به عنوان کنترل کننده و ناظر روشن شود.
همچنین نگارنده در صدد اثبات آن است که مستحقان زکات (فقرا و مساکین )، فقط نیازمندانند و نژاد، نسب یا خصوصیات دیگر ایشان در این زمینه نقشی ندارد.
ماده 102 آیین دادرسی کیفری هر گونه تحقیق و تعقیب در جرایم منافی عفت را ممنوع اعلام کرده است. این ممنوعیت مستنبط از ادلّه شرعی است. ذیل این ماده، مطابق دیگر مستندات شرعی، برخی موارد استثنا شده است. اولین مورد، جرایم سازمان یافته است. این نوع از جرایم با وظایف ذاتی حکومت تنافی دارد. مورد دوم، جرایمی است که علنی و در منظر واقع می شوند. چنین جرایمی، عفت عمومی را خدشه دار می کنند. در ضمن، قدر متیقن از ادلّه امر به معروف و نهی از منکر، جرایم و گناهان ظاهری است. مورد سوم، تجاوزهایی است که با قهر و غلبه و به عنف صورت می گیرد. در این مورد، حق الناس می تواند مبنای جواز تحقیق و تفحص باشد. استثنای آخر نیز جایی است که شاکی خصوصی وجود داشته باشد.
البته بنا بر نظر فقها، جرمی مثل زنا یعنی عمل منافی عفت با رضایت طرفین، جنبه خصوصی ندارد. پس در عمل، مورد شاکی خصوصی، محدود به جنایتی خواهد بود که به عنف صورت گرفته است. پس شاکی خصوصی در شخص مجنی علیه یا ولیّ او محصور است. در مورد افرادی که از این جرایم آسیب حیثیتی و معنوی دیده اند _ منهای شوهر زن متهم به زنا که می تواند به لعان متوسل شود _ صدق شاکی خصوصی با مشکل روبه روست. با این حال، این افراد می توانند با عنوان اعلام کننده جرم به دادگاه مراجعه کنند که البته احکام شاکی خصوصی بر آن ها بار نمی شود.
در فرایند تربیت اسلامی، برای تربیت انسان ها، روش های گوناگونی سفارش شده است. «عادت دادن» یکی از روش هایی است که از صدر اسلام تاکنون مورد تأکید بوده است. نظر به اینکه تعلیم و تربیت نیز در حد وسیع با آموزش سر و کار دارد، باید دید جریان عادت دادن در چه صورتی جنبه تربیتی پیدا میکند و تا چه اندازه میتواند روش مؤثری برای تربیت اسلامی انسان باشد.
این مقاله، با روش تحلیلی ـ استنباطی، ضمن شناسایی دقیق مفهوم عادت و عوامل مؤثر بر آن، جایگاه این روش از دیدگاه آموزه های دینی، فلسفی و روان شناختی، آثار تربیتی و موانع و چالش های فراروی آن را مورد بحث قرار داده است.
نتایج این پژوهش حکایت از آن دارد که اگرچه عادت دادن در مراحلی از زندگی، به ویژه در دوران کودکی، میتواند روش مؤثری برای تربیت دینی یا اسلامی باشد، اما در مراحل بالاتر ارزش تربیتی آن به دلیل عدم سازگاری کامل با جریان تفکر منطقی، کاهش مییابد.
دیدگاه فارابی دربارة پیوند دین و فلسفه را می توان در دو مقام پدیداری، و فهم مورد بررسی قرار داد؛ نسبت دین و فلسفه در مقام پدیداری از حیثیات مختلفی تشکیل شده است که در برخی دین و فلسفه واحد هستند و در برخی دیگر فلسفه مقدم بر دین است. در این مقام دین و فلسفه از حیث منشأ، فاعل شناسا و مسائل واحد هستند، اما فلسفه از حیث زبان و زمان بر دین مقدم است. بر اساس گذار فارابی از رویکردی طبیعی به رویکردی وحیانی، در دیدگاه وی دربارة نحوة تقدم فلسفه بر دین از حیث زبان، دو نسخة اصلی قابل تشخیص است که از آن ها با عنوان «تقدم منطقی» و «تقدم معرفت شناختی» یاد می شود. از مجموع دیدگاه فارابی دربارة نسبت دین و فلسفه در مقام پدیداری با عنوان «تمثیل» یاد می شود و مهم ترین عنصر این مقام، تقدم فلسفه بر دین از حیث زبان است که با وجود تمایز نسخه ها، در مبانی اصلی مشترک هستند. بر اساس این نظریه دین عبارت است از مثالات محاکی فلسفه که با روش های اقناعی سروکار دارد. اما دین و فلسفه در مقام فهم نیز دارای تعاملاتی هستند که از آن با عنوان «تأویل» یاد می شود. بر این اساس برای دست یابی به فلسفة دینی می توان با استفاده از روش های تأویلی مورد نظر فارابی به حقایقی فلسفی که مثالات محاکی از آن ها حکایت می کنند، دست یافت.
این مقاله شرح و تفسیری است بر مناجات الراغبین امام سجاد علیه السلام. بنده گناهکار همواره در حالت خوف از عذاب الهی و رجاء به امید و رحمت الهی قرار دارد؛ از یکسو، به خاطر گناه و خجلت از مواجهه با مولی، حالت انقباض و گرفتگی بر دل او چیره میشود و از سوی دیگر، به امید بخشش و بازگشت و بهره مندی از رحمت الهی، حالت انبساط خاطر بر او عارض میشود.
در ادامه، استاد به شرح طمع انسان مؤمن به احسان و رحمت الهی و درخواست های رهیافتگان، به بارگاه ربوبی پرداخته اند. مناجاتی نیز از امام سجاد علیه السلام بیان شده است که حالت کسی را مجسم میکند که در پرتو ضیافت و انوار الهی، حالت انبساط به خود گرفته و به شیرین زبانی به مناجات با خدا مشغول است و سخنانی با عالیترین مضامین بیان میکند.