اصل معاد از اصول مسلم اسلام و معاد جسمانی از ضروریات این دین به شمار می آید. حکیم زنوزی و علامه طباطبایی از فقها و دانشمندانی هستند که در باب معاد جسمانی سخنان تازه و نظریه جدیدی ابراز داشته اند. آنچه که دیدگاه حکیم زنوزی را در این باب از سایر دیدگاه ها ممتاز می کند این است که وی در مورد تعلق نفس به بدن در قیامت، بدن را به سوی نفس راجع می داند، نه نفس را به سوی بدن، این درست برخلاف چیزی است که دیگران اظهار می دارند. علامه طباطبایی هرچند در برخی جزئیات معاد جسمانی موافقت کامل خود را با حکیم زنوزی اعلام نکرده است، ولی در مورد لحوق ابدان به نفوس دیدگاه حکیم زنوزی را مورد پذیرش قرار داده است.
مساله معلومات و گرایشات پیشین آدمی، مساله ای مهم در انسان شناسی و معرفت شناسی فلسفی است که در میان اندیشمندان شرق و غرب مطرح بوده است، عده ای وجود این ادراکات در انسان را پذیرفته و عده ای آنها را به کلی انکار نموده اند، در زبان دینی از این مساله به فطرت تعبیر شده است، متفکران مسلمان تحلیلهای وجودی و معرفتی خود را درباره فطرت و کیفیت آن بیان کرده اند، بنا به اهمیت و نقش تعیین کننده و سرنوشت ساز فطرت در بسیاری از مسائل انسانی و معرفت شناسی، ضروری است دیدگاههای اندیشمندان مسلمان در این زمینه تبیین و تحلیل گردد ، این مقاله با بیان نقش فطرت در معرفت شناسی به بررسی دیدگاه تفکیک در معرفت فطری ازمنظر حکما پرداخته است.
تفسیر موضوعی در سنجش با تفسیر ترتیبی شیوة تفسیری نوظهوری است که در پی کشف نظریة قرآن کریم دربارة یک موضوع یا مسئله است. این مقاله تلاشی برای تبیین ماهیت این شیوة تفسیری است و در آن، مفهوم و ارکان تفسیر موضوعی و تفاوت آن با تفسیر ترتیبی و مقدار وابستگی تفسیر موضوعی به تفسیر ترتیبی بررسی میشود. بدین منظور، نخست واژگان «تفسیر» و «موضوعی» مفهوم شناسی و سپس تعریف های متعدد تفسیر موضوعی بررسی شده است.
تفسیر موضوعی عبارت است از: استنباط نظریة قرآن کریم در باب یک موضوع یا مسئله، از طریق جمع آوری و دسته بندی تمام آیات مربوط و استنطاق روش مند آنها؛ خواه آن موضوع یا مسئله از بیرون قرآن کریم شناسایی شده یا برخاسته از مراجعة مستقیم به خود قرآن باشد. تفسیر موضوعی در هدف، شروع، نقش مفسر و روش با تفسیر ترتیبی متفاوت است. ولیدر مسئلهیابی، مطالعة اکتشافی آیات و کشف مدلول مجموع آیات وامدار تفسیر ترتیبی است.
فریقین دربارة مفاد آیة وعد (نور: 55) و تعیین مصداق قوم موعود، در این آیه اختلاف نظر دارند. هرچند هیچیک از دو فریق، با توجه به عموم الفاظ آیه نمیتوانند تطبیق قوم موعود در این آیه را بر امام مهدى و یارانشان دستکم به مثابة یکى از مصادیق انکار کنند؛ دلیلى هم بر این انکار نیست. این پژوهش که به شیوة تحلیلى ـ انتقادى انجام یافته، بر این باور است که با درک ویژگى هاى قوم موعود و اطلاق تعابیر آیه ـ به ویژه تمکین و استقرار کامل دین و برقراری امنیتی فراگیرـ و با توجه به روایات فریقین و نیز پیوند مفاد این آیه با آیة سیطرة دین (توبه: 33) مى توان بر تطبیق آن بر عصر ظهور به عنوان یگانه مصداق، تأکید کرد.
پژوهش حاضر به تبیین و نقد یکی از دیدگاه های غیرواقع گرایانه و بسیار تازه در زمینة ماهیت گزاره های دینی میپردازد. «الاهیات پُست لیبرال» رویکرد الاهیاتی جدیدی است که با هدف ایجاد وحدت گرایی دینی و توجیه معرفتی پلورالیسم دینی ظهور یافته است. پرسش اصلی این است که الاهیات پُست لیبرال چه تحلیلی در قبال ماهیت گزاره های دینی ارایه میکند و چگونه این تحلیل را در جهت وحدت گرایی و پلورالیسم دینی به کار میگیرد؟ نویسنده ابتدا کوشیده است، با تمرکز بر دیدگاه های جُرج لیندبک – مهم ترین شخصیت این گرایش الاهیاتی ـ به تبیین نگرش غیرواقع گرایانة زبانی ـ فرهنگی پُست لیبرال و نقش آن در وحدت گرایی بپردازد، سپس، با رویکرد تحلیلی به بررسی و نقد این شیوة جدید پرداخته است.
مقاله حاضر تفسیر آیات 25 تا 29 سورة بقره است که در آنها ویژگیهای بهشت، تمثیل به پشه، ویژگیهای فاسقان، معاد و آفرینش زمین و آسمان بیان شده است. حاصل تفسیر آیات مزبور عبارت است از:
آیة 25: بهشت محیطی مفرح برای زندگی میباشد و در آن انواع میوه ها آماده و نیاز جنسی بهشتیان تأمین است و اینان در آن جاودانه خواهند بود.
آیة 26: تمثیل برای رفع ابهام، امری قبیح نیست تا خدا ترکش کند. مؤمنان تمثیل خدا به پشه و غیر آن را حکیمانه میدانند و با آن هدایت میشوند، ولی کافران با نگاه منفی به آن گمراه تر میشوند.
آیة 27: دارندگان سه ویژگیِ نقض عهد الهی، قطع اموری که خداوند به وصل آنها امر کرده است و نفع نرساندن به افراد جامعه، زیانکاراند.
آیة 28: این آیه همة مردم را از کفر به خدا باز میدارد، با این استدلال که انسان موجودی بیجان بود که خداوند وی را زنده کرد، سپس میمیراند و زنده میکند.
آیة 29: تمام آنچه در زمین است برای بهره مندی انسان خلق شده و این، نشان ارزش والای انسان است که توجه به آن باعث میشود او خود را ارزان نفروشد.
«عدالت» و «پیشرفت» در دو رویکرد متعارض سوسیالیستی-کمونیستی و لیبرالیستی-کاپیتالیستی، قابل جمع نیستند. اما در رویکرد دو ساحتی توحیدی و متعالی اسلام، به ویژه رهیافت راهبردی ولایی شیعی، نه تنها قابل جمع، بلکه لازم، ملزم و مکمل و هم افزا میباشند و به اصطلاح دارای تاثیر و تاثر متقابل، متزاید یا متکاملند. در حالی که، در رویکرد مدرنیستی، اساساً با تقلیل و حتی تحریف این دو پدیده، به عدالت و توسعه مادی و اقتصادی یعنی؛ عدالت سوسیالیستی و توسعه کاپیتالیستی، متعارض غیر قابل جمع نمیدانند. در رویکرد توحیدی، دو ساحتی متعادل و متعالی پیشرفت اعم از:توسعه اقتصادی، توسعه، فرهنگی، معنوی و اخلاقی بوده و عدالت اعم از عدالت اقتصادی، سیاسی و بلکه عدالت فرهنگی میباشد و جهت توسعه اقتصادی معطوف به تعالی فرهنگی، معنوی و اخلاقی میباشد.
بنابراین، توسعه اقتصادی، بدون عدالت، حتی اگر هم ممکن باشد، جامع نبوده و پایدار نخواهد بود. این مقاله به واکاوی رابطه و نسبت میان گفتمان متعالی، عدالت و پیشرفت در نظریه، نظام سیاسی و دولت اسلامی، میپردازد.
کارآمدی راهبرد سیاست خارجی، مرهون قاطعیت در اجرای مقاصد، ابتنا بر رویکرد فعال و سازنده، تأکید بر واقع گرایی در عین آرمان گرایی، شایسته سالاری، الزام به کسب همه اشکال قدرت برای رویارویی با دشمنان بشریت، انسجام در اجزای دستگاه دیپلماسی، بهره مندی از پشتوانه های مستحکم بینشی و گرایشی، استفاده از همه ابزارهای فرهنگی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، روانی و در نهایت، نظامی و برخورداری از سیاست های تشویقی و تنبیهی است. این آموزه ها و رویکرد ها در پرتو توجه به مؤلفه های جهاد در اندیشه سیاسی اسلام است. پیش فرض چنین راهبردی، تصحیح نگاه به ماهیت جهاد در فقه سیاسی اسلام است. جهاد بر خلاف پندار رایج، صرفاً بر عملیات نظامی اطلاق نمیشود. این واژه بر روندی در سیاست خارجی اطلاق میشود که از اقدامات فرهنگی و دعوت، آغاز و به توسل به زور نظامی منتهی میشود. راهی که فقه سیاسی برای دستیابی به سیاست خارجی فعال، پویا و سازنده فرارو مینهد، همان راهبرد جهادی مبتنی بر مفهومی فراتر از چارچوب مقرر در منشور ملل متحد است.
حماسة عاشورا پس از قرن ها، همچنان بر تارک تاریخ میدرخشد و جان تشنة انسان های حقیقت جو را سیراب میسازد. این تأثیرگذاری شگرف، نشان از ژرفا و ابعاد و زوایای پیدا و پنهان بسیار در این رویداد عظیم دارد. دراین میان، بعد عاطفی و حماسی این حادثه بیشتر مورد توجه قرار گرفته، گرچه در کنار آن، رویکرد تحلیلی نیز به تدریج جای خود را در منظومة فکری اندیشمندان، مورخان و مصلحان باز کرده است که در آن، افزون بر چشم دل، با چشم عقل و خرد نیز به این واقعه نظاره میشود.
تحلیل عقلانی حادثة طفّ وقتی پذیرفتنی خواهد بود که بتوان میان عناصر و مؤلفه های گوناگون این رخداد سترگ، هماهنگی ایجاد کرد، و این مهم به ثمر نمینشیند جز آنکه پیش از هر چیز، زمینه های کلامی و انگیزه های اعتقادی که امام را به سوی این حرکت سوق داد، مورد علاقه قرار گرفته و عناصر تاریخی، سیاسی و جامعه شناختی حادثه ، در پرتو آن تحلیل شود.
این مقاله با رویکرد تحلیلی، به بیان دیدگاه های پنج گانة اندیشمندان شیعی در رویکرد کلامی به فلسفة قیام حسین بن علی(ع) پرداخته و با نقد و بررسی، به دیدگاه مختار خود میرسد.
از دیرباز مسائلی مانند معاد جسمانی، معراج جسمانی پیامبر، غیبت و امکان طول عمر امام زمان در بین اندیشوران مطرح بوده و نظراتی برای توجیه این باورها بیان شده است. ازجمله نظرات احمد احسائی، که فرقة شیخیه منتسب به اوست، در این خصوص مطرح است. رهبران بابیت و بهائیت، به ویژه علی محمد شیرازی که از باورهای شیخیه متأثر بودند، با پر رنگ کردن مسائلی مانند رکن رابع یا مهدویت نوعی با تأثیر از نظریه جسد هورقلیایی شیخ احمد، ابتدا مدعی نیابت، سپس مهدویت و در نهایت، پیامبری شدند. از این رو، میتوان یکی از زمینه های پیدایش بابیت و بهائیت را تأثیر پذیری از عقاید شیخیه دانست. این مقاله با رویکرد تحلیلی با هدف شناسایی بستر های پیدایش بابیت و بهائیت تدوین یافته است.
در باب معرفت دینی، بحث از چیستی و حقیقت معرفت دینی، روش و منطق کشف و فهم آن، ملاک و معیار دینی بودن، صدق و اعتبار آن و.... و در باب ارزش معرفتی معرفت دینی نیز بحث واقع نمایی، حکایت گری و قابلیت ارزش گذاری، مسئله صدق، ملاک و معیار ثبوتی آن و.... مطرح است. مراد از میزان ارزش معرفتی در معرفت دینی، انطباق معارف دینی با واقع و حاق دین و بررسی نسبت معرفت دینی با واقع و نفس الامر دین میباشد. بنابراین، مسئله اصلی این است که با توجه به خاصیت حکایت گری معارف دینی از واقع و امکان انطباق آن با واقع و حاق دین از یک سو، و امکان خطا و احتمال عدم انطباق آن با واقع دین از سوی دیگر، مطابقت معارف دینی با واقع به چه میزان است؟ در پاسخ سه جریان و رویکرد فکری مطرح میشوند: جریان افراطی، جریان تفریطی و رویکرد سوم، دیدگاه صحیح است که معتقد به انطباق حداکثری و رئالیسم خطاپذیر نام دارد.
این مقاله با رویکرد بررسی اسنادی، ضمن بیان دیدگاه ها در باب ماهیت معرفت دینی، به نقد و بررسی سه جریان مزبور میپردازد.
«قرآنیون» جریان فکری نوظهوری در بین اهل سنّت است که قرآن را یگانه منبع تشریع میداند و مرجعیت سنّت را به کلی منکر است. شبه قاره هند، خاستگاه آغازین این تفکر و مصر دومین خاستگاه این جریان فکری است. اهل سنّت آنان را تکفیر میکنند و آنان هم هم فرقه ها و مذاهب اسلامی را به دلیل پذیرش سنّت پیامبر، منحرف و برخی از حلقات آنان همة مسلمانان را مشرک و خارج از اسلام حقیقی میدانند. آنان مدعی خلوص در دین اند، ولی بررسی آرا و نظریات و مبانی فکری آنان نشان میدهد که این جریان فکری، به شدت تجددگرا و از نظر سیاسی، غرب گرا و از نظر روشی، جزم گرا و برخی از بسیار افراطی هستند. افراد و حلقات متعددی در شبه قاره هند و کشورهای عربی این تفکر را تبلیغ میکنند که از نظر مبانی فکری و نظریات فقهی و تفسیرهای که برای آیات انجام داده اند، در واقع فرقه های متعددی هستند. اغلب تفسیرها و دیدگاه های آنان فاقد انسجام منطقی و تفسیر به رأی و استدلال هایشان مغالطه ای است.
روش این پژوهش، مطالعة کتابخانه ای است. از آنجا که منابع مربوط به این جریان در ایران در دسترس نیست و از طرفی محور اصلی فعالیت آن در اینترنت است، سایت های اینترنتی که این تفکر را تبلیغ میکنند، از منابع عمده این تحقیق بوده است.
«عدالت» صفت نیکویی است که موصوفهای متعددی به آن تعلق می گیرند. این موصوفها به سه دسته ی کلی شخص انسانی، وضع اجتماعی و جامعه قابل تقسیم هستند. هر یک از این موصوفها دارای شرایط و ویژگیهای خاصی هستند که بر اساس آنها نمی توان هر تعریفی از عدالت را برای آنها به کار برد. هدف از نگارش این مقاله تبیین این مدعاست که توجه به موصوف عدالت در تعریف عدالت امری ابتدایی و ضروری است و توجه نکردن به این موضوع عدالت را در مقام تبیین، نظریه پردازی و اجرا با ابهامات زیادی مواجه خواهد کرد . برای این منظور نویسنده ابتدا با یک تقسیم بندی کلی به تشریح موصوفهای عدالت می پردازد و سپس با بیان برخی از مهمترین تعریفهای عدالت سعی می کند که با ذکر مثالهایی امکان تعلق یا عدم امکان تعلق هر تعریف را به موصوفهای مختلف بررسی کند..
برطبق آیات و روایات اسلامی، تکریم مهمان به معنای گرامی داشتن، کریم گفتن، عزیز و ارجمند شمردن کسی که وارد خانه کس دیگری می شود. با نگاهی عمیق به ساختار فضایی خانه های سنتی در ایران، می توان توجه به تکریم و بزرگداشت مهمان را در آن به نحو ملموسی مشاهده کرد. این تحقیق به بررسی نقش اندیشه های اخلاقی در ساختار فضایی خانه های سنتی ایران با تاکید بر «تکریم مهمان»، پرداخته و هدف آن تحلیل نمود ابعاد مختلف تکریم مهمان در ساختار فضایی این خانه ها می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بوده، که ابتدا از طریق شیوه های تحقیق کتابخانه ای، مفاهیم مرتبط با موضوع از کتب برخی صاحب نظران، اندیشمندان، آیات و روایات اسلامی استخراج شده، سپس نقش تکریم مهمان در ساختار فضایی خانه های سنتی مورد بحث و تفسیر قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد که، مهمان و مهمان نوازی در نزد ایرانیان بسیار حائز اهمیت بوده و مردم از آیات قرآنی و روایات اسلامی در این مورد الگو می گرفته اند. از طرف دیگر، تکریم مهمان در معماری فضای خانه های سنتی ایران نمود و تجلی خاصی یافته که به وضوح می توان در ابعاد مختلف ساختار فضایی از جمله، ساباط، سردر ورودی، هشتی، حیاط، اتاقهای پذیرایی و... آنرا مشاهده نمود.