ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۰۴۱ تا ۱۳٬۰۶۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۱۳۰۴۱.

پا به پای داعی الاسلام در گفت وگوهای اسلام و مسیحیت: از جلفای اصفهان تا بِهندی بازار بمبئی (1902 1907م.)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۷۵
مجله دعوت الاسلام نخستین دستاورد گفت وگوهای صفاخانه اصفهان در خارج از ایران به شمار می رود که با استقبال پرشور ساکنان شهر بمبئی (اعم از مسلمان، هندوها و مسیحیان) مواجه شد. در واقع محمد علی داعی الاسلام با الگوبرداری از تبلیغات مبلغان مسیحی در اصفهان به تبلیغ اسلام در مقیاس جهانی پرداخته است؛ و این موضوع به طور ملموس از محتوای گفت وگوها، کتابهای معرفی شده و اطلاعیه های مندرج در مجله نمایان است. به عبارتی او به همان سبک مبلغین مسیحی دست به یک شبکه سازی زده است که البته محدود به بمبئی نمی شده، از جمله می توان به انجمن جعفریه در شهر مظفرنگر (ش 6، ص 1) اشاره کرد؛ هرچند که تا کنون از فعایت های ادیانی آن اطلاعی در اختیار نداریم. باری، آنچه که بر اهمیت مجله دعوت الاسلام می افزاید، رویکرد تا اندازه ای مدرن آن می باشد که پیشتر در جهان اسلام سابقه نداشته است.
۱۳۰۴۲.

نسبت هنر، زندگی و اخلاق در اندیشه هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۴۳۷
«پرسش از هستی» به منزله مهم ترین مسئله در حیات فکری هایدگر، نسبتی وثیق با حقیقت هنر دارد. هایدگر در برابر دیدگاه کانت که معتقد به تفکیک تام قلمرو و معیارهای داوری «قوه حکم» از قوای عقل نظری و عقل عملی بود، بر پیوند دیگرباره این ساحت ها با یکدیگر احتجاج می کند. از نظر او هنر راستین در حقیقت خود، پیوندی بنیادین با زندگی و مناسبات زیستی آدمی دارد. هدف از این پژوهش، اول، نشان دادن این است که از نظر هایدگر نسبتی بنیادین میان هنر با زندگی و اخلاق وجود دارد و این نسبت برآمده از ذات عالم ساز اثر هنری است. دوم، در صدد است تبیینی از حقیقتِ عالمِ سربرآورده از آثار هنری و نقش و نسبت این عالم در زندگی و حیات انسانی به دست دهد. در پایان نشان می دهیم نفی زیبایی شناسی جدا از اخلاق در بیان هایدگر، مستلزم این نیست که هنر به منزله ابزار اخلاق متصور شود. چنین تصوری با مبانی اندیشه هایدگر سازگار نیست.
۱۳۰۴۳.

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و اخلاق سلامت(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۶ تعداد دانلود : ۳۰۳
در بهمن سال 1397، رهبر معظم انقلاب، مطالبی منتشر کردند که با عنوان «بیانیه گام دوم انقلاب» شهرت یافت. دومین توصیه ایشان در این بیانیه «معنویت و اخلاق» است. این مقاله به مؤلفه های بیان شده در این بخش و ربط و نسبت آن با اخلاق پزشکی در کشور پرداخته است.این مطالعه به شیوه تحلیل محتوای بیانیه منتشرشده انجام گردید.نکات مربوط به اخلاق و اخلاق پزشکی در دو محور: الف) اخلاق و تمدن سازی و ب) مؤلفه های اخلاقی بیانیه، دسته بندی و تحلیل شدند. محور دوم، خود به سه بخش 1) مبانی اخلاقی، 2) اخلاق؛ جهت دهنده حرکت ها، نیاز جامعه و 3) نقش سازمان در گسترش اخلاق تقسیم شد.امروزه نیاز اصلی سامانه سلامت، رعایت اخلاق حرفه ای فردی است.با وجود تلاش های ارزشمند و پیشرفت های اخلاق پزشکی کشور، ارتقای روزافزون اخلاق سلامت برای رسیدن به افق تمدن نوین اسلامی مستلزم کار جهادی و تلاش فوق العاده است.در کنار اهمیت اخلاق فردی، اخلاق سازمانی و اخلاقی بودن مجموعه مدیریتی نظام سلامت کشور نیز اهمیت دارد. سیاست گذاری های کلان، میانی و خُرد باید بر مبنای مراعات اصول و قواعد اخلاق پزشکی باشد.  
۱۳۰۴۴.

دراسه أسلوبیه لتصویر التشاؤم لدى فدوى طوقان قصیده خریف ومساء نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۳ تعداد دانلود : ۳۵۸
الدراسات الأسلوبیه هی البحث عن الخصائص اللغویه للعمل الأدبی والکشف عن الجوانب الجمالیه فی الآثار الأدبیه الخاصه بشاعر أو کاتب ما بواسطه معالجه بعض الجوانب الأسلوبیه فی مضمون محدد باستخدام أدوات البحث الأسلوبی. فدوى طوقان شاعره فلسطینیه عاشت فی ظروف سیاسیه واجتماعیه حرجه غیر مواتیه، حیث انعکست آثار هذه الظروف السلبیه فی أشعارها. قصیده خریف ومساء من أهم القصائد التی تعکس التشاؤم المسیطر علی الشاعره والفضاء الشعری لها. استخدمت طوقان فی هذه القصیده اللغه الدلالیه والإیحائیه الممتازه والمسلمات والمنبهات الأسلوبیه البارزه للتعبیر عن تشاؤمها، وهذا ما تمتاز به القصیده. من ثم، یسعی هذا البحث أن یعالج أسلوب التعبیر عن التشاؤم فی قصیده خریف ومساء لفدوى طوقان کنموذج من شعرها من خلال استخدام النظریات الأسلوبیه فی المستویات الإیقاعیه، والبیانیه والنحویه معتمدا علی المنهج الوصفی التحلیلی. تشیر نتائج البحث إلی أن سیطره روح التشاؤم علی شعر فدوی طوقان نتیجه طبیعیه للنکبات والممضات التی حلت بها من جهتین: الأولی مأساه أسرتها وفقدان أخیها وآلام الفراق، والأخری الخیبات المتتالیه التی توالت فی المستوی السیاسی وخاصه فی الارتباط بالقضیه الفلسطینیه، مما جعل الشاعره فی دائره الیأس والتشاؤم وعدم الثقه بالکون وجعل الموت والزوال یحومان علی فکرتها وخیالها. ظل التشاؤم والاعتراف بالمصیر المحتوم للإنسان مرتبطان باللغه الشعریه لطوقان وأسلوبها الخاص فی التعبیر عن معانی الیأس والتشاؤم. الألفاظ والأصوات فی قصیده خریف ومساء تتأتی وفق سیطره روح التشاؤم علی الشاعره فی التعبیر عن مشاعرها التشاؤمیه وهواجسها النفسیه. وکذلک وظفت طوقان الأسلوب الاستفهامی والصور البیانیه لبیان غموض مستقبلها وقتامه مصیرها وعدم إمکان تحقیق آمالها کما جعلت أسلوب الانزیاح کوسیله للغرض ذاته.
۱۳۰۴۵.

معناداری قصیدة النثر از منظر مبانی هرمنوتیک گادامر (تحلیل نمونه هایی از اندیشه ها و اشعار ادونیس و انسی الحاج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۹۵
قصیده النثر در چارچوب تفکر جنبش ادبی «مجله لبنانی شعر» و به مثابه نمود ادبی از اندیشه ی هستی شناسانه ی این جنبش، به دنبال کشفِ گونه ی دیگر از جهان و روابط میان اشیاء است. در این نمود ادبی، زبان شعر ساختار از پیش طراحی شده را رها ساخته و هستیِ دیگرگونه را به نمایش می گذارد. ازاین رو، فهم چنین متونی که دارای معانی فلسفی است در چارچوب نظریه های ادبی و نقدی میسر نیست و از این طریق نمی توان گستره ی معنایی آن متون را تحلیل نمود و ممکن است تحلیل ها به تک معنایی و سلطه مؤلف ختم شود. بر این اساس دریافت ابعاد معنایی چنین متونی مستلزم کاربست رویکردهای فلسفی است. هرمنوتیک فلسفی که بر بنیادهای فلسفه ی هستی شناسانه استوار است در باب تفسیر متن امکان دریافت های وسیعی را برای خواننده فراهم می کند. در راستای ضرورتِ یافتن رویکردی معناگرا برای تحلیل این نوع ادبی و پرده برداشتن از وجوه ادبیّت و زیبایی خاص آن، در این جستار از یک سو با کاربست تئوری گادامر- فیلسوف آلمانی به تفسیر سطرهایی از قصیده النثر پرداخته شده است و از طرف دیگر همسویی نگاه نظریه پردازان قصیده النثر با مبانی هرمنوتیک فلسفی در خصوص مسائلی از جمله سنت، زبان و روش گریزی - مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. در باب نتایج به ویژه آنچه از تحلیل نمونه ها به دست آمده باید گفت اندیشه های ادونیس یا انسی الحاج و یا دیگر صاحب نظران مجله لبنانی شعر در بسیاری از مؤلفه های خود با مبانی هرمنوتیک گادامر همسو هستند به ویژه در باب نفی نگاه ابزارنگری به زبان و هستی بخشی به آن، تعهد به سنت های سیال و زوال ناپذیر.
۱۳۰۴۶.

قالب ها و نمادهای شیعی در هنر خوش نویسی با تأکید بر عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۴۱۳
درباره هنر خوش نویسی به طور عام و در مورد خوش نویسی در عصر صفویه به طور خاص، نوشته هایی سامان یافته اند، اما درباره ارتباط خوش نویسی با تشیع و اهل بیت (ع)، به ویژه در عصر صفویه کمتر سخن گفته شده است. از این رو در این تحقیق، علاوه بر ارائه تعریف هنر و هنر اسلامی، مسئله این است که هنر خوش نویسی در عصر صفویه به چه شکلی با تشیع و اهل بیت (ع) ارتباط دارد؟ در این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، با اشاره به استفاده از مفاهیم و نمادهای شیعی در هنر خوش نویسی بخصوص در عصر صفویه، این نتیجه به دست می آید که در کنار توصیه های اهل بیت (ع) در باره خوش نویسی و یاد کردن از برخی از اصحاب امامان (ع) و تعدادی از امامان (ع) در زمره خوش نویسان، خوش نویسی در قالب های استفاده مکرر از نام ها و القاب امامان شیعه (ع) به ویژه نام و لقب امیرالمؤمنین علی (ع)، دعا و توسل به اهل بیت (ع)، صلوات بر پیامبر (ص) و خاندان آن حضرت و مواردی از این قبیل، به شکل های کتیبه نگاری، خوش نویسی در حروف رمزی، خوش نویسی در تصاویر، خوش نویسی روی اشیاء، فلز و پارچه و مانند آن صورت گرفته است و اهمیت ارتباط تشیع و اهل بیت (ع) را با خوش نویسی در عصر صفویه و آثار دوره صفوی نشان می دهد.
۱۳۰۴۷.

تحلیل انتقادی دیدگا های خاورشناسان درباره جعل اَسنادِ احادیث نبوی (مورد پژوهی دیدگاه هوروویتس، روبسون و شاخت)(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۳۲۴
یکی از مباحث مطرح در زمینه حجیت و اعتبار احادیث نبوی، شبهات و خدشه هایی است که از سوی مغرضان سنت نبوی مطرح شده و در این میان، خاورشناسان سهمی قابل توجه داشته اند که هدف اصلی عموم آنها، تخریب اعتبار این احادیث بوده و ضروری است پاسخ در خوری به این شبهات به صورت کلی و جزئی داده شود؛ در این تحقیق که با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر مبنای ادله و شواهد تاریخی در تاریخ اسلام و منابع کهن صورت گرفته، بدین دست یافته ایم که نقد خاورشناسان به احادیث پیامبر (ص) و به ویژه، شخصیتهای مانند هوروویتس، روبسون و شاخت که اَسناد روایات را قابل اعتماد نمی دانند، نقد واقعی علمی نبوده ، بلکه اوهام و تصورات واهی و بدون پشتوانه علمی و منطقی است؛ همچنین، با وجود پذیرش نظریه شاخت از سوی محافل و مجامع علمی و آموزشی غرب ، این نظریه، نادرست بوده و نمی توان آن را تعمیم داد و از این رو، ادعای شاخت مبنی بر اینکه سند، بخش بی حساب و کتاب ، و بی منطق و بی مبنای حدیث است، نادرست بوده و آراء و نظرات خاورشناسان و محققان غربی پیرو او نیز، به هیچ وجه پذیرفته و مقبول نیست.
۱۳۰۴۸.

بازخوانی ادله حد قتل برای مرد غیرمسلمان به واسطه زنا با زن مسلمان «نقد فقهی بند پ ماده 224 قانون مجازات اسلامی»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۷ تعداد دانلود : ۳۳۱
از تتبع در متون فقهی به دست می آید که مشهور فقیهان امامی قائل به ثبوت حد قتل برای زنای غیر مسلمان با زن مسلمان می باشند؛ لکن برخی متأخرین حکم مزبور را محل تأمل دانسته و در مسئله توقف نموده اند. قانون گذار به تبعیت از قول مشهور، در بند پ ماده 224 قانون مجازات اسلامی، زنای مرد غیر مسلمان با مسلمه را به عنوان یکی از مصادیق مستوجب حد قتل ذکر کرده است. اهمیت مسئله دماء در شریعت مقدس اسلام، نگارندگان را بر آن داشت تا به بازخوانی ادله فتوای موردنظر بپردازند؛ بدین منظور در جستار حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای سامان یافته است، پس از بیان اقوال فقیهان به تحلیل و بررسی ادله دیدگاه مشهور پرداخته شده است. در پایان این نتیجه حاصل شد که با توجه به ضعف سندی و دلالی روایات مورد استناد، مهدورالدم دانستن غیر مسلمان به مجرد زنا با زن مسلمان، مخالف با اصل حقن دماء و احتیاط در نفوس است و لذا شایسته است مجازات چنین شخصی در پرتو سایر ادله شرعی تحلیل گردیده و کیفر مناسبی در خصوص این عمل در نظر گرفته شود.
۱۳۰۴۹.

همزیستی مسالمت آمیز ادیان ابراهیمی در نگاره های نسخه خطی جامع التواریخ عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۵۳
از جمله راهبردهای سیاسی فرهنگی که در دربار ایلخانان به کارگرفته شد همانا نوع نگاه و رویکرد آنها نسبت به دین و اقلیت های دینی بود. بسیاری این نوع نگاه حکومتی مغولان به دین و امور مذهبی را تسامح و تساهل مذهبی دانسته اند که باعث گردید تا در دربار ایلخانان افرادی با مذاهب مختلف حضور یافته و به مدارج بالای حکومتی برسند. همچنین حاکمان مغول خود نیز، در ادوار مختلف عصر ایلخانی دارای ادیان متفاوتی بوده اند. ادیان ابراهیمی از جمله ادیانی است که در عصر مغول رواج بسیار پیدا می کند و آثار هنری بسیاری تحت تاثیر این ادیان قرار می گیرند. از جمله آثار هنری فاخر هنری عصر ایلخانی، نسخه خطی جامع التواریخ رشید الدین فضل الله همدانی است که در زمان وزارت ایشان به رشته تحریر در آمده و مصور گشته است. این نسخه کتابی است تاریخی و در بر گیرنده تاریخ اسطوره ها، باورها و فرهنگ قبایل ترک- مغول و سایر اقوام و ادیان است. در این پژوهش سعی بر آن است تا چگونگی شرایط و حضور ادیان ابراهیمی در عصر ایلخانی را مورد مطالعه قرار داده و بازنمود آن را در نگاره های نسخه جامع التواریخ رشید الدین بیابیم. و به این سوالات پاسخ گوییم که1- چرا در تصاویر جامع التواریخ رشیدالدین شاهد همزیستی مسالمت آمیز نگاره هایی از ادیان اسلام،مسیحیت و یهودیت هستیم2-  ویژگی های بصری نگاره های مرتبط با هر یک از ادیان ابراهیمی کدام است؟  این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی صورت می پذیرد و تجزیه تحلیل داده‌ها در آن به صورت کیفی خواهد بود. نتایج حاصل گویای این امر است: به دلیل تسامح و تساهل مذهبی که در عصر ایلخانان حضور می یابد، در تالیف و کتابت نسخه جامع التواریخ نیز شاهد حضور نگاره هایی با مضامین یهودی، مسیحی و اسلامی (ادیان ابراهیمی) در کنار همدیگر هستیم.
۱۳۰۵۰.

همگرایی دینی؛ تحلیل دیدگاه‌ها و تکمیل مبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۳۳۷
تلاش‌های بسیاری برای ایجاد همگرایی میان ادیان صورت گرفته است از جمله تلاش‌های استراتژیک، مانند تدابیری برای اتحاد در مقابل دشمن مشترک، تلاش‌های وجودشناسانه و معرفت‌شناسانه مانند نظریات پلورالیستی و تلاش‌هایی اخلاق‌محور همچون بیانیه‌های اخلاق جهانی. تمام این راه‌های مختلف که هریک با انگیزه‌ها و مبانی متفاوت از دیگری ارائه شده‌اند، در یک مطلب مشترک‌اند؛ آن عبارت است‌ از به تصویر کشیدن محور یا محورهایی به عنوان وجه مشترک باورها، اعتقادات و یا اصول اخلاقی مخاطبان یک نظریه و دعوت همگان به گردآمدن حول این محورها. رویکرد‌های استراتژیک که بیشتر در حوزه رفتارها و عواطف اجتماعی متمرکزند، با برجسته‌سازی آموزه‌های اصلی مشترک میان ادیان و مذاهب، رویکرد‌های وجودشناسانه و معرفت‌شناسانه با توسعه در مفاهیم غایی ادیان و اتحادبخشی به آنها و رویکرد‌های اخلاقی با ارائه اصول مشترک اخلاقی میان ادیان، به تأسیس این محور اتحاد و همگرایی حول آن اقدام می‌کنند. به هرحال در تمام این رویکردها، یافتن وجه مشترک در جنبه‌ای از هر دین راه حل مشکل تعدد ادیان و عقاید دانسته شده است. درحالی که از یک طرف یافتن وجه مشترکی معقول و قابل انتساب به تمام ادیان، مشکل اصلی این نظریات است و از طرف دیگر پدیده بی‌دینی در این نظریه‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. در این مقاله با روش توصیفی بخش عمده ای از تلاش ها برای همگرایی ادیان بررسی و سپس به تحلیل خلا موجود در آنها پرداخته شده است. درنتیجه مبنای «تسلیم بودن در برابر حقیقت» یا تقویت روحیه «حق محوری» به عنوان ابتدایی‌ترین محور همگرایی ارزشی معرفی شده است. یافته این پژوهش این است که نتیجه حاصل در این مقاله برخلاف تمام مبانی موجود، بی‌نیاز از یافتن وجه مشترک میان ادیان است و بی‌دینی را نیز همچون دینی پرتعداد در جهان در ذیل شمول خود جای داده است.
۱۳۰۵۱.

مطالعه تطبیقی برخی آداب و رسوم عرفان هندو و عرفان طریقت قادریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۳۴۷
شناخت اعتقادات و آداب عرفانی در عرفان هندو و طریقت قادریه نشانگر تشابهات و وجوه اشتراکی میان آن دو می باشد. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که چگونه این طریقت به شبه قاره هند واردشد و وجوه تشابه عرفان ادیان هندو با طریقت قادریه چه بود؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که بسیاری از نوادگان شیخ عبدالقادرگیلانی به هند سفرکرده و در آنجا سکنی گزیدند؛ شیخ محمدغوث گیلانی(803.ق) نخستین نواده شیخ عبدالقادر بود که به هند سفرکرد. وی سومین مرشد طریقت قادری بود و به انتشار طریقت قادری در هند همت گماشت. پس از وی فرزندانش راه پدر را ادامه داده و موجب گسترش طریقت قادریه در هند شدند. برخی آداب و رسوم عرفان هندو و قادریه همچون فنا و رستگاری، ذکر وآجاپای، مراقبه و یوگا با یکدیگر قابل تطبیق اند. سماع و یوگا هردو از آداب عبادت خداوند هنگام وجد و رسیدن به آرامش و رهایی از رنج دنیاست؛ مرتاضان هندو همانند صوفیان قادریه برای کشف و شهود به تهذیب نفس به وسیله ذکر می پردازند و به آن آجاپای گویند. خرقه گیری نیز تشابه دیگر آیین هندو و قادریه است. در طریقت قادری خرقه ستاندن از جمله حلقه های ارتباط مرید و مراد است و در عرفان هندو نیز ورود به جماعت هندو با دریافت جامه و کسوت صورت می پذیرد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و به صورت توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است.
۱۳۰۵۲.

بررسی مبانی فلسفی و عرفانی نظریّه عشق و نقش آن در هستی، در آثار منظوم عرفانی عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۰ تعداد دانلود : ۳۸۵
هستی شناسی عرفانی، وجود را واجد دو رویه ظاهری و باطنی می داند، که پوسته ظاهری و محسوس آن، هویّتی خیالی به شمارمی آید، که باید از آن عبورکرد و به باطن و گوهر آن دست یافت. در نظر عطار عشق گوهر وجود است، که در تمامی ذرّات و ارکان هستی ساری و جاری است. فقر ذاتی و نیاز دردمندانه انگیزه، توانایی ها و امکانات لازم را برای حرکت موجودات به سوی کمال فراهم می کند. فلاسفه، غریزه حبّ ذات را عامل کمال گرایی موجودات می دانند، امّا عرفان، که بر مبنای نفی خودی استوار است عشق و درد را عامل آن و حیرت، سرگشتگی و فنای در محبوب را غایت آن به شمارمی آورد. فلاسفه از این نحوه نگرش به هستی و رویدادهای آن تعبیر به اندیشه نظام احسن نموده اند. بر این مبنا خداوند، در ایصال هر ممکنی به غایت وجودیِ خود، به بهترین و کامل ترین شیوه رفتار نموده است. مطالب فوق، از منظر فلسفی و عرفانی اهمیّت شایانی برای پژوهش و واکاوی دارد. در این پژوهش با روش کتابخانه ای و تحلیلی – توصیفی، از دریچه فلسفه عرفان، موضوع بررسی و نتیجه شد، هرچه موجودی، از عشق و نورانیّت بیشتری برخوردار باشد، به وجود حقیقی و جهان یگانگی نزدیک تر و هرچه از عالم عشق دورتر باشد، به دنیای کثرات و تعارضات نزدیک تر و از وجود و نورانیت کمتری برخوردار است.
۱۳۰۵۳.

مقایسه و ارزیابی دو تحریر از اختلاط حقیقیه و خارجیه نزد شمس الدین سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۳۱۹
شمس الدین سمرقندی کتابی دارد در منطق به نام قسطاس الأفکار و شرحی بر آن نگاشته است به نام شرح القسطاس فی المنطق. نسخه های خطی هر کدام از این دو اثر در مبحث قضایای حقیقیه و خارجیه دو تحریر دارند که به نظر می رسد ناشی از تغییر آرای منطقی سمرقندی درباره قضایای خارجیه، حقیقیه و ذهنیه است. در تحریر اول این دو اثر، نسبت میان این قضایا در همه محصورات «عموم و خصوص مطلق» است؛ اما در تحریر دوم، این نسبت برای برخی محصوره ها به «عموم و خصوص من وجه» تغییر می کند. هم چنین، در تحریر نخست، یک قاعده کلی (ضابط) برای نتیجه گیری در اختلاط قضایای خارجیه، حقیقیه و ذهنیه ارائه می شود و در تحریر دوم قاعده کلی دیگری به جای آن معرفی می گردد. در واقع، تحریر دوم را می توان تصحیح برخی خطاهای تحریر اول در نظر گرفت. در این مقاله نشان خواهیم داد که این تلاش سمرقندی هرچند برخی مشکلات تحریر اول را بر طرف کرده اما همچنان برخی ایرادهای وارد بر آن را بی پاسخ گذاشته است. افزون بر این، بر تحریر دوم ایرادهای جدیدی وارد است که به تحریر اول وارد نمی شد. بنابراین، هیچ کدام از تحریرهای اول و دوم تحلیل درست و کاملی از اختلاط قضیه های سه گانه را ارائه نمی دهند.
۱۳۰۵۴.

نقد گفتمانی پاسخ های فلسفه اسلامی معاصر (علامه طباطبایی و شهید مطهری) به مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۷۸
مسئله دیرپای شر، که خود شامل مجموعه ای از مسائل است، به طور کلی، به سه طریق تقریر شده است: 1. مسئله منطقی شر (ناسازگاری منطقی وجود خدا و صفات او با وجود شر)؛ 2. مسئله شاهدمحور شر (قرینه دانستن شر علیه معقولیت خداباوری)؛ 3. مسئله اگزیستانسیال شر (ناسازگاری باورهای دینی با تجربه زیسته شخص). مهم ترین دفاعیه های فلسفه اسلامی معاصر، که در پاسخ به مسئله منطقی شر مطرح شده است، عبارت اند از 1. موهوم بودن شر؛ 2. عدمی بودن شر؛ 3. نسبی بودن شر؛ 4. ضرورت وجود موجودی که خیر آن بیش از شرش است (ضرورت شر قلیل در برابر خیر کثیر)؛ 5. ماده، منشأ اثر؛ 6. ضرورت شر برای تحقق خیر؛ 7. ضرورت شر برای درک خیر؛ 8. شر، حاصل جزء نگری؛ 9. شر، حاصل دیدگاه انسان؛ 10. شر، حاصل اختیار. از نظر فلسفه دین مدرن نقدهایی گفتمانی به دفاعیه ها و تئودیسه های سنتی وارد شده است که فلسفه اسلامی را نیز در بر می گیرد. نقدهای گفتمانی همچون: 1. از جهت شخص دفاعیه پرداز و تئودیسه پرداز: نظری، سوژه محور، و غیرتاریخی؛ 2. از جهت ماهیت شرور: انتزاعی، ذات گرایانه، ناظرمحور، و درجه دوم؛ 3. از جهت زبان دفاعیه و تئودیسه: غیرتراژیک؛ 4. از جهت عمل دفاعیه پردازی و تئودیسه پردازی: در پی حرفه ای سازی و نظام مندی؛ و ... . از این رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و انتقادی، و با رویکردی متفاوت به بررسی پاسخ های علامه طباطبایی و شهید مطهری به مسئله شر، و تحلیل و ارزیابی انتقادات پیش گفته می پردازد. بررسی این انتقادات لزوم اصلاح، تکمیل، ابداع و ارائه گونه های جدیدی از دفاعیه ها در فلسفه اسلامی را ضروری می سازد که به طور خاص به جنبه عملی شر نیز توجه داشته باشد.
۱۳۰۵۵.

فروپاشی ایدئولوژی و دگردیسی شخصیت زلیخا در تطبیق روایت یوسف و زلیخای جامی و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۲۲
قصه یوسف و زلیخا داستان عاشقانه معروفی است که در قرآن  مقدس و منابع دینی با عنوان احسن القصص شناخته می شود . برخلاف قصه های عاشقانه دیگر شخصیت اصلی این قصه نه یک مرد بلکه بانویی متأهل است که عاشق شده، اما معشوق وی پیامبری پاک مرد است که تن به وصال خیانت آمیز نمی دهد. این قصه در سیر تاریخ ادبیات اسلامی، روایت های متفاوتی پیدا کرده است که در تمام آن ها سرانجام زلیخا به وصال یوسف می رسد، اما گاه ایدئولوژی خاصی را  نشان می دهد؛ چنان که در روایت جامی عشق تنانه مادی به عشقی روحانی بدل می شود. زلیخا به عنوان عاشق و قهرمان اصلی قصه با پشت سر گذاشتن مجموعه ای از مراحل به شخصیتی آرمانی بدل و به وصال یوسف مقدس نائل می شود. با نظرداشت جزئیات و مراحل درمی یابیم که شخصیت زلیخا در این روایت درحقیقت شخصیت سالکی است که با پشت سر گذاشتن عقبات و مراحل مختلف به مرحله فنا و وصال می رسد و این با داستان رمزی منطق الطیر عطار و سلوک عرفانی آنان در جست وجوی سیمرغ انطباق دارد. هدف از این پژوهش تحلیلی تطبیقی این است که اولاً فروپاشی ایدئولوژی عشق تنانه و جایگزینی آن را با ایدئولوژی عرفانی در روایت جامی نشان دهیم، سپس با تحلیل و تطبیق، ثابت کنیم که شخصیت قهرمان همانند مرغان منطق الطیر   طی مراحل هفت گانه دچار دگردیسی شده است.
۱۳۰۵۶.

دین در دوره شانگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۳ تعداد دانلود : ۲۶۱
این مقاله به بررسی ماهیت، مؤلفه ها و کارکرد دین در چین باستان، به ویژه دوره شانگ پرداخته است. بنابر آنچه از مطالعه و تحلیل آثار باقیمانده از دوره شانگ از جمله شمایل نگارهای روی ظرف های برنزی آیینی، نوشته استخوان های پیشگویی، آرامگاه های سلطنتی و برخی از آثار متأخر (مانند کتاب شعر) اطلاعاتی درباره برخی عقاید و شعائر دینی آن ها به دست می آید. آیین دینی مردم شانگ دربردارنده باور به  شانگ تی، خدای متعالی، ارواح نیاکان، ارواح و خدایان طبیعت و اعتقاد به زندگی پس از مرگ بود. خدای متعالی در راس و بقیه ارواح و خدایان در مرتبه پایین تر بوده و کارگزار و تابع او بودند. ارتباط با ارواح، ایزدان و خدا جهت به دست آوردن شرایط زندگی مساعد، یا دست کم در امان ماندن از بلاها، در یک رابطه متقابل، با به جای آوردن مناسک همراه بوده است که مهم ترین آن ها خاک سپاری بسیار دقیق، پرستش خدا و ارواح و آئین قربانی بوده که شمن ها و خاندان سلطنتی، مخصوصاً  شاه، در آن ایفای نقش نموده و بر انجام شعائر دینی نظارت داشتند. این نشان می دهد دین شانگ مؤلفه های لازم برای دین بودن را داراست، و باور به شانگ دی هم آن را در زمره یکتاپرستی قرار می دهد. پیوند محکمی میان دین و قدرت برقرار بود، به گونه ای که مذهب قدرت پادشاه را از نظر سیاسی محکم تر و در عین حال کنترل می کرد و قدرت سیاسی پادشاه نیز نفوذ مذهبی را تقویت می نمود.
۱۳۰۵۷.

بررسی مفهوم «إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا» در آیه 89 سوره مبارکه اعراف از دیدگاه مفسران شیعه و سنی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
در دین اسلام، شرک ورزیدن به خداوند متعال از گناهان کبیره محسوب می شود و اهمیت این موضوع تا جایی است که قرآن کریم می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا » (نساء: 48). درآیه 89 سوره مبارکه اعراف، پس ازاینکه حضرت شعیبm به قوم خود می فرماید: « وَمَا یَکُونُ لَنَا أَنْ نَعُودَ فِیهَا »، عبارتی را بیان می فرماید که شبهه برانگیز است.ایشان بلافاصله پس ازجمله ذکرشده، می فرمایند: « إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّنَا »؛ این جمله این مفهوم را به ذهن متبادر می کند که حضرت شعیبm ویاران وی درصورتی که خداوند اراده کند، به آیین کفر بازمی گردند و از این مطلب مهم تر این نکته است که خداوند در شرایطی به کفر امر می فرماید. این مطلب، با آموزه های ادیان آسمانی به ویژه قرآن و سنت در تضاد است.مفسرین تلاش کرده اند به این شبهه پاسخ دهند ولی هرکدام به قسمتی از پاسخ پرداخته اند و جمع بندی کاملی انجام نشده است. در مقاله پیش رو دلایل متقنی را در رد این شبهه بر اساس روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای ارائه خواهیم داد.
۱۳۰۵۸.

Les caractéristiques d’une famille idéale selon le mode de vie coranique développé

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۱ تعداد دانلود : ۳۱۴
Le mode de vie est l’un des facteurs les plus importants du progrès de l’homme dans tous les domaines tant personnel, familial, national, international qu’environnemental, et dans toutes les dimensions de la vie, notamment cultuelle, intellectuelle, culturelle, scientifique, économique, politique, sociale, sanitaire, nutritionnelle, vestimentaire, etc. En effet, pour assurer le progrès de la vie humaine, les religions, les écoles dogmatiques, les sectes et les écoles de pensée proposent des modes et des programmes de vie qui sont soit spécifiques à certains domaines ou dimensions de la vie ou qui sont incomplets. Cependant, le saint Coran a présenté à l’humanité un style de vie plus avancé contenant un programme cohérent dans tous les domaines et dimensions de la vie humaine. Dans ce mode de vie, l’attention est portée sur les aspects matériels et spirituels de l’homme afin d’assurer son bonheur dans ce monde, au purgatoire et dans l’au-delà. Selon le Saint Coran, dans une famille idéale, la religion, le caractère sacré de la famille, la licéité et la légalité des relations sexuelles, le code vestimentaire, le respect de droits et le respect mutuel entre les membres de la famille, le caractère sacré de la naissance d’un enfant légitime, l’éducation, l’unité, la coopération et l’affection, la proportionnalité, la justice et l’égalité entre les droits des hommes et des femmes ont une place prépondérante. Le mode de vie coranique dans le domaine de la famille est dans la plupart de cas complètement compatible avec le développement de la technologie du monde contemporain.
۱۳۰۵۹.

واکاوی انگیزه های سرایش و درون مایه های شعر استغاثه در دوره اندلس (بر اساس نظریّه عمل پیر بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۸۶
واژه استغاثه از حیث معنایی، بلاغی و ادبی به معنای شفیع طلبیدن است. از دیرباز در ادبیات عرب نوعی شعر با درون مایه استمداد ظهور یافت که «استغاثه» نام گرفت و از دو ابزار معنوی و مادی «توکّل» و «تمسّک» بهره می برد که در پی تغییراتی در اوضاع جامعه هدف بود. با نگاهی به پژوهش های محقّقان حوزه ادبیّات و تاریخ ادبیات، می توان دریافت درون مایه های ادبی استغاثه در واقع، بیانگر مسئولیت اجتماعی و تعهد هنری شاعران بوده و نیک آشکار است که برای فهم عمیق تر چرایی سرایش این نوع اشعار، به کارگیری نظریه هایی که شناختِ جامعه و مردم خاص زمانی را بررسی می کنند، راهگشا خواهد بود. در پژوهش توصیفی‑تحلیلی حاضر، تلاش شده است تا از دیدگاه جامعه شناسی پیر بوردیو استفاده شود. بر مبنای این نظریّه، تعهد اجتماعی، عمل و کنش، بازتاب منش جامعه است. با تحلیل جامعه شناسی این مهم، آشکار خواهد شد که ساختارهای اجتماعی توانمندِ قشر حاکم، چه تأثیری بر قشر فرمان بر جامعه دارند. ازآنجاکه کُنش های ناآگاهانه به وجود آمده در ساختار اجتماعی دوران جاهلی و مقابله با اجبارهای صادره از قشر حاکم درنتیجه برخی تک بیت هایی با موضوع استغاثه بوده، در زمان حکومت مسلمانان بر اندلس عواملی همچون درگیری های دائمی اقتصادی و سیاسی، فساد اخلاقی حاکمان، حملات و فجایع منتج از جنگ های صلیبی سبب ساز تکوین این نوع شعر و تبدیل آن به صورت فن مستقل گردید. علاوه بر این، با توجّه به مدح قشر حاکم همراه استمداد در این نوع ادبی، در ادامه نیز چرایی عدم دوام مدح و هم تمرد و گلایه تدریجی علیه قوانین حاکم باگذشت زمان قابل بررسی است
۱۳۰۶۰.

طغیان العلم والتقنیه فی روایه «حرب الکلب الثانیه» وفق میتاسردیات جان فرانسوا لیوتار ما بعد الحداثیّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۰۳
تناول لیوتار عقلانیه المجتمع الحدیث وعلمه وتقنیته وطردها کلها، لأنها أداه قمع فی خدمه الرأسمالیین الذین یتاجرون بها فی النظام الرأسمالی الذی خلق العلمَ والتقنیه لکسب رأس المال، فأثّرا على کافّه جوانب الحیاه البشریّه وأدّیا إلی هلاکه. إنه طرد المیتاسردیات الاستیعابیه واقترح السردیات الصغری والمؤقته. تعالج هذه المقاله کیفیّه تجلّی النظام الرأسمالی عامّه والعلم والتقنیه خاصّه فی روایه «حرب الکلب الثانیه» لإبراهیم نصر الله بطریقه المنهج الوصفیّ التحلیلیّ بالاعتماد علی نظریه لیوتار ما بعد الحداثیه «طرد المیتاسردیات». ومما وصلت إلیه المقاله أن العلم والتقنیه فی روایه «حرب الکلب الثانیه» أداه سلطه یدمّران البشر، لأن السیاسیین استخدموهما استخداما أداتیا سیئا فی تحقیق مصالحهم الخاصّه، حیث اخترع راشد التقنیه واستخدمها فی المستشفی لکسب الأموال، فأتاح المجال لتشابه الشخصیات الروائیّه، فأدّى ذلک إلی الفوضی وتدمیر البشر. ومن آراء لیوتار ونصر الله المتشابهه بینهما أنهما أشارا إلی أن العلم والتقنیه أداه سلطه فی خدمه السیاسیین وإلی الأزمات الّتی تسبّبها عقلانیه المجتمع الحدیث وعلمُه وتقنیته إلی حد شکّ کلاهما فی هذا المجتمع وعلمه وتقنیته نتیجه الاستخدام الأداتی لکسب الربح، مع فارق أن لیوتار رفض تماما مجتمعَ الحداثه ومظاهره التی لا نستطیع رفضهاکلها، حیث عمل ذلک المجتمع بشکل ناجح إلی حد کبیر –رغم مظاهره السلبیه- على توفیر الحیاه الأحسن والحریّه والمساواه وإزاله الظلم والتمییز العنصری. وأمّا نصر الله فلا یرفضه تماما، بل یبدو أنه اقترح تحسینه وإصلاحه من خلال العقل التواصلی من خلال حوارات الشخصیات الروائیّه والتعبیر عن الحجج من قِبَلها، وإن کانت کثره الحوار فی الروایه لا تشیر إلی الدیمقراطیه وحریه التعبیر، بل تشیر إلی خداع البشر والفاشیّه والسیطره السریّه، حیث سلبت الشخصیاتُ الدکتاتوریّهُ حریهَ التعبیر من الشخصیات الأخری، وأهانتها ولم تسمح لها بإیرادَ الکلام والسؤال.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان