تحقیق در مورد نهضت هایی چون قرامطه کاری دشوار است؛ به این دلیل که اولاً جنبش قرمطیان برای مصون ماندن از اذیت و آزار دستگاه حکومت، جنبشی به غایت سری بود، ثانیاً چون این نهضت برخلاف اهداف حکومتهای وقت حرکت می کردند، مورخان و نویسندگانی که از دیدگاه هیأت حاکم بدانان می نگریستند و آنان را ارزیابی می نمودند، گاهی درباره آنان سخنانی به دور از حقیقت و قضاوتهایی مغرضانه مطرح می کردند. این مقاله با تکیه بر منابع جدید سعی می کند حتی المقدور به تبیین این قیام بپردازد.
در مصادیق متعدد برای عده زن، اگر دو سبب وجود داشته باشد، محل اختلاف است که عده ها تداخل می کنند و رعایت یک عده بر زن واجب و لازم است؟ یا این که عده ها تداخل نمی کنند؟ این اختلاف ناشی از تعارض ادله است. از سوی دیگر، زمانی که بین دو دلیل، تعارض مستقری وجود داشته باشد و دلیل سومی با ورود خود این نسبت را به عموم و خصوص مطلق تغییر دهد، در کیفیت رفع تعارض نظر واحدی وجود ندارد. برخی از اصولیان، کبرای انقلاب نسبت را قبول ندارند و برخی آن را پذیرفته اند؛ برخی دیگر هم با توجه به دلیل سوم و با شرایطی آن را مورد پذیرش قرار داده اند. در این مقاله که با شیوه تحلیلی و با تکیه بر منابع دست اول فقهی و اصولی به انجام رسیده است، تبیین می شود که یکی از خاستگاه های اختلاف در احکام تداخل عده، اختلاف در پذیرش نظریه فوق می باشد؛ بدین معنی که با پذیرش نظریه و سنجش گروه اول از ادله متعارض با گروه دوم، نسبت آن با گروه سوم از ادله تغییر می کند و از تباین به عموم و خصوص مطلق تبدیل می شود و امکان تخصیص و جمع دلالی فراهم می آید.
مقاله حاضر دیدگاه یکى از فیلسوفان دین، ویلیام آلستون، را در دفاع از منزلت معرفتى تجربه دینى بررسى مىکند. توجیه و توجیه معرفتى در معرفتشناسى آلستون از جمله مباحث مقدمى در این مقاله است. نویسنده براى بررسى رویّهاى که به تکوین باورهاى دینى منجر مىگردد، رشته استدلالهایى را پى مىگیرد که در آن آلستون به مقایسه رویه ادراک حسى و رویه ادراک دینى از منظر توجیه معرفتى مىپردازد. وى پس از طرح دو تلقى از توجیه معرفتى (تلقى سنجشگرانه و تلقى دستورى) نشان مىدهد که رویه ادراک حسّى تنها براساس تلقى حداقلى از توجیه دستورى مىتواند موجه باشد؛ سپس رویه ادراک دینى (مسیحى) را به محکِ این تلقى از توجیه معرفتى زده و نتیجه مىگیرد که این رویه معرفتى نیز، مانند دیگرى، واجد چنین توجیهى است و تجربه دینى مىتواند تحت شرایطى، پارهاى از باورهاى دینى را موجه کند؛ با این قید که چنین توجیهى در بادى نظر ممکن است با دلایل معارض قوىتر، ملغى یا تضعیف گردد.
نظریه های گوناگون تفسیر متون، یا مبتنی بر رویکرد مؤلف محوری است که وظیفة مفسر را کشف نیت مؤلف میدانند یا متن محورند و شناخت عناصر درونی و ساختار متن را برای دستیابی به معنای آن کافی میشمارند و یا مفسر محورند و مفسر را در جایگاهی فراتر از فهمکننده مینشانند و وی را در ساخت معنی دخیل میدانند. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نظریة تفسیری مفسران مسلمان با توجه به تعدد روش ها و گرایش های تفسیری آنان، ذیل کدامیک از این رویکردهای مذکور قرار میگیرد؟
در این مقاله با مراجعه به سخنان مفسران در مقدمات و متون تفاسیرشان و نیز برخی از مباحث دانش اصول و به مقتضای ادلة اثبات ضرورت وحی با لحاظ شاخصه های ویژه ای، مؤلف محوری مفسران مسلمان معرفی و اثبات شده است. مهم ترین شاخصه های مؤلف محوری مفسران مسلمان عبارت اند از: اهتمام به مراد خداوند، اذعان به ارتباط قرآن و خدا، و در نظر گرفتن ویژگیهای خداوند در تفسیر.
یکی از مؤلفه های کلیدی و برجسته سبک زندگی دینی در حوزه ارتباطات انسانی، ارتباط با خویشان و بستگان نسبی و سببی، اعم از مؤمن و غیر مؤمن است که به «صله رحم» تعبیر شده است؛ آموزه ای که در منابع دینی و سیره بزرگان دین نیز فراوان و با تعابیر مختلف بر رعایت آن در هر شرایط ممکن تصریح و تأکید شده است. این ارزش اجتماعی به رغم پشتوانه های عقلی، شهودی، دینی و تجربی، تحت تأثیر برخی تحولات ساختاری، شخصیتی، فرهنگی و ارتباطاتی از جایگاه پیشین خود در جامعه سنتی، افول کرده و به یک ادب اجتماعی مرسوم در برخی تعاملات موسمی و مناسبتی تبدیل شده است. این نوشتار درصدد است تا با رجوع مستقیم به منابع اصیل دینی (آیات وروایات)، جایگاه این آموزه راهبردی را در سبک زندگی دینی و حیات طیبه یا مدینه فاضله اسلامی تعیین و تحلیل کند.