مشهور فقهای فریقین "رؤیت هلال" را تنها راه ثبوت "حلول ماه قمری" دانسته و تمام احکام بر حلول ماه را به رؤیت مشروط مترتب کرده¬اند. فقط در صورتی که رؤیت هلال به دلیل مانع خارجی امکان¬پذیر نباشد می¬توان به راههای دیگری مانند گذشت سی روز از اول شعبان متوسل شد. این مقاله این نظریه مشهور را مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته است که موضوع احکام مترتب بر حلول ماه، علم به "تشکیل هلال ماه" و رؤیت هلال یکی از راههای حصول علم به تحقق هلال است. مطابق این نظریه, حلول ماه نو برای همه مناطق کره زمین که در یک نیم¬کره قرار دارند در یک زمان حاصل می¬شود
نزاع و درگیری جزو لاینفک جوامع بشری است. گاه عدم مدیریت اختلاف ها، جامعه را به سمت بحران سوق می دهد و چه بسا بنیان های آن را با تزلزل مواجه گرداند. اهمیت مسئله، اندیشمندان علم مدیریت را بر آن داشته است تا آثارشان از این بحث تهی نباشد و در جستجوی ارائه راهکاری برای چگونگی مواجهه با تعارض برآیند. در این جستار برآنیم با استقرا در اقدامات پیامبر(ص) در رویارویی با تنش ها و نزاع های روی داده در مدینةالنبی، به واکاوی این فعالیت ها بپردازیم تا از این رهگذر، چگونگی مدیریت رسول خدا(ص) در این امر به تصویر کشیده شود.
هدف از نگارش این مقاله، توجّه دادن به نقش مهم و تعیین کننده تعالیم گرانبهای پیشوایان شیعه در پیدایش و گسترش علوم عقلی، اعمّ از حکمت الهی و کلام اسلامی از رهگذر مطالعه در احادیث حکمی حضرت امام صادق(ع) و شرح آنهاست؛ احادیثی که با روش عقلی و استدلالی درباره کلّیّات جهان هستی و آغاز و انجام آن و توحید ذات خداوند و معرفت اسمای حُسنا و صفات عُلیای او به دقیق ترین وجه بحث می کند و پایه آنها بر ابحاث عامّه حکمت الهی نهاده شده و توجیه و تبیین آنها جز در پرتو نتایج حاصل از مباحث عامّه حکمت اسلامی امکان پذیر نیست.
در نتیجه این پژوهش، روشن خواهد شد که چرا اندیشه شیعی در مرتبه ای ممتاز در مجموعه آنچه «حکمت اسلامی» نامیده شده است، اهمّیّت دارد و چگونه ذخایر علمی تشیّع، زمینه و ساختار حکمت الهی را فراهم کرده و موجب گردیده است تا فضای عقلانی و اجتماعی ای به وجود آید که حکمای اسلامی در آن به تفکّر حکمی بپردازند. آنچه در این جا جلب نظر می کند، خلاقیت حکمی سخنان ائمه هدی(ع) به ویژه امام صادق(ع) و نقش آنها در تأملات و ژرف اندیشی حکمی دوره های بعد است.
تاریخ نگاری عاشورا، از مهم ترین عوامل ماندگاری واقعه کربلا و شهادت مظلومانه و غم بار امام حسین7 است. قرن دوم هجری قمری را باید آغاز تاریخ نگاری عاشورا به شمار آورد. قرن سوم هجری قمری نیز تاریخ نگاری عاشورا همانند دوره پیش ادامه یافت، اما اوج این تاریخ نگاری در قرن چهارم روی داد. در این شکوفایی، عوامل متعددی چون پیدایش حکومت های شیعی، برگزاری رسمی مراسم عاشورا در ایران و جهان اسلام، ظهور عالمان برجسته شیعه خصوصاً فقیهان، مرکزیت یافتن شهر قم به مثابه دولت شهری شیعی و نگارش اولین گزارش های واقعه کربلا به زبان فارسی نقش داشتند. با توجه به مطالب فوق، این پژوهش به شیوه توصیفی _ تحلیلی به عوامل رونق تاریخ نگاری عاشورا در قرن چهارم هجری می پردازد.
ولایت فقیه، به عنوان یکى ازاصول ذاتى و اساسى ترین اصل محورى نظریه جمهورى اسلامى، مورد نظر امام خمینى بوده است و اساساً چنین برداشتى از نظریه جمهورى اسلامى با چنین شعاع و ابعادى - همچنان که پس از حضور حضرت امام در ایران و پس از پیروزى انقلاب اسلامى عملاً حضور و فعالیت ولایت فقیه و اقدام آن در نقش رهبرى انقلاب مورد نظر و استقبال همگان بود - به تبع در رفراندوم دهم و یازدهم فروردین سال 1358 نیز مورد توجه غالب مردم، روشنفکران، بالأخص علماى دینى و مراجع عظام قرار گرفت. با این حال، این پرسش که چرا ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسى مورد توجه قرار نگرفت؟ مورد بحث مقاله حاضر است.
زیارت جامعه کبیره از مهمّترین متون در جهت امام شناسى است که از امام هادى 7 روایت شده است. نگارنده در این گفتار، پس از مقدّمه اى کوتاه در باب امامت و معرّفى مختصر زیارت جامعه، عبارات آن را در هفت موضوع تقسیم کرده است: سلام، شهادت، ابراز علایق، دلیل عرض ارادت، دعا و توسّل، معرّفى امام و مقام امامت، شئون ائمّه.
حق ارتفاق از موضوعات مهم زندگی انسان در امور معیشتی ومعاملاتی می باشد. بنابراین گاهی انسان ها نیازهای دیگران را می بینند وبرای رفع نیازشان به آنها کمک می کنند. حق ارتفاق مصادیقی می باشد: دارای ازجمله آنها می توان حق شرب، حق مجری، حق مسیل، حق مرور وحق جوار را نام برد ودرمورد مشروعیت حق ارتفاق می توان گفت که ادله عامی که مورد استناد فقهای مذاهب خمسه باشد موجود نیست ودر قرآن مجید آیاتی مخصوص درباره حقوق ارتفاقی وجود ندارد. و از حقوق ارتفاقی تعبیر به حقوق متداول بین همسایه و واگذاری منفعت به او شده است که به آیه 36 سوره نساء می توان اشاره کرد. دومین منبعی که می توان نام برد، سنت می باشد، سنت مطهر پاک پیامبر و ائمه او می تواند دلالت بر مشروعیت مصادیق حق ارتفاق داشته باشد و احادیثی را که در این زمینه در کتب اهل سنت و امامیه وارد شده است را بیان کرده ایم. سومین منبع مشروعیت حق ارتفاق بناء عقلاء می باشد، که عقلای عالم در هر مسلک و هر مرامی که باشند )چه مسلمان وچه غیر مسلمان( حق ارتفاق را مورد پذیرش قرارداده اند. چهارمین منبع مشروعیت حق ارتفاق عمل صحابه پیامبر می باشد که مورد استناد مذاهب اهل سنت می باشد، که صحابه در عمل خود حق ارتفاق را ...