تحلیل فلسفی فرایند علم شهودی به خداوند در حکمت متعالیه (با الهام از آیات و روایات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۴
3 - 16
حوزههای تخصصی:
انسان با دو روش متفاوت می تواند خداوند را بشناسد، یکی معرفت حصولی و دیگری معرفت حضوری. در معرفت حصولی، انسان به واسطه صور و مفاهیم، شناختی غیرمستقیم به خداوند پیدا می کند؛ اما در معرفت حضوری، به وجود عینی خداوند مرتبط و متصل می گردد؛ به طوری که هیچ واسطه ای بین او و خداوند حائل نمی شود. در این معرفت به اندازه سعه وجودی انسان، خداوند در او ظهور و تجلی می یابد. معرفت حضوری، گرچه به نحو فطری و بالقوه در نهاد همه انسان ها به ودیعت گذاشته شده و درجات ضعیفی از آن برای برخی از انسان ها مقدور و میسر است، اما فعلیت یافتن و شکوفا کردن مراحل شدید و کامل تر آن، بسیار دشوار و طاقت فرسا بوده و به میزان رفعت جایگاهش، دور از دسترس انسان ها است. معرفت حضوری و شهودی خداوند، ذومراتب بوده و در مراتب بالای آن انسان می تواند به قرب خداوند و حتی فنای فی الله نائل شود. دشواری و کمیابی چنین مقام و معرفتی باعث بروز شک و تردید در امکان تحقق آن شده است. بنابراین مهم ترین سئوال قابل طرح درباره معرفت شهودی خداوند این است که چگونه با روش و استدلال فلسفی می توان امکان و کیفیت وقوع چنین مقام و معرفتی را اثبات و تحلیل نمود؟ در نوشتار پیش رو با روش تحلیلی_توصیفی و با کمک برخی اصول فلسفی حکمت متعالیه، مانند «عین ربط بودن معلول نسبت به علت» که ملهَم از آیات و روایات است، فرایند وقوع معرفت شهودی به خداوند را اثبات و تحلیل خواهیم کرد.