مستشرقین در دهه های اخیر تلاش بسیاری در مطالعه و بررسی منابع اسلامی داشته اند. البته این تلاش ها، گاهی با جنبه ی پژوهشگرانه و گاهی غرض ورزانه بوده و یکی از اقدامات مهم آنان، تألیف دائره المعارف قرآن لیدن است. نگاشته حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ادله قرآنی و روایی و مراجعه به تفاسیر فریقین، به نقد و بررسی مدخل انواع وحی مربوط به انبیاء در دایره المعارف قرآن لیدن پرداخته است. اشکالات وارد بر مدخل در دو بخش ساختاری و محتوایی سامان دهی شده است. اشکال ساختاری مدخل در عدم وجود نظم و ارتباط میان مطالب و محتوای آن خود را نمایان کرده است. اشکال های محتوایی به طور کلی شامل: لغزش در فهم لفظ و ظاهر آیات قرآن، خطا در تفسیر آیات، لغزش در استدلال و نتیجه گیری از آن است. نویسنده مدخل یادشده، با آوردن عباراتی همچون: تجربه ی پیامبرانه محمد (ص)، وجود ابهام و تناقض در آیات قرآن، رؤیای صادقانه محمد (ص) و ارائه تفسیر نادرست از آیات و تکیه به منابع غیر موثق، سعی بر زیر سؤال بردن اصالت وحی قرآن دارد که مهمترین نقد وارد بر مدخل است.
اندیشه ورزی و تأملات نظری پیرامون «انسان کامل» در بین متفکران جهان اسلام، اعم از نظریه پردازی پیرامون حقیقت انسان و سعادت قصوای او یا توصیف ویژگی های حکمران آرمانی و خلیفه الهی، در حضور یا غیاب خلافت حاکم حقیقی و خلیفه الهی، یکی از مهم ترین مباحث مورد مطالعه در حوزه فلسفه است که با نام بزرگانی چون فارابی، خواجه نظام الملک، سهروردی، ملاصدرا و دیگران پیوند خورده است. در همین زمینه، این پژوهش در رهیافتی تطبیقی به دنبال بررسی و تحلیل آرای فارابی و سهروردی در مورد انسان کامل و حاکم آرمانی با رویکردی حِکمی است. بر مبنای چنین رویکردی، فارابی سعادت حقیقی و غایت قصوای کمال انسانی را در تجرد عقلی و اتصال به عقل فعال می داند، و سهروردی در مقام حکیمی متأله از تأله و خداگونگی و تجرد از ماده و توانایی بر خلع بدن سخن می گوید. نزد هر دو اندیشمند، توانایی عقل انسانی در غلبه بر وجود مادی معیار سعادت و کمال است. اتصال به عقل فعال یا اشراق عقل فعال، علاوه بر افاضه معرفت حقیقی، سبب و علت غلبه بر بدن عنصری و سلطه بر جهان عناصر است. لذا اشراقات انوار الهی اکسیر علم و قدرت است. همچنین سعادت غایی نیل به مرتبه عقل فعال است. «حاکم آرمانی» و «قطب» هر دو به این مقام نائل می شوند. بر مبنای نتایج این پژوهش، به رغم تفاوت در روش و رویکرد فلسفی این دو حکیم مسلمان، هر دو در صدد ارائه حقیقت واحدی هستند، یکی به اجمال و دیگری به تفصیل. این امر حاکی از سیر تکاملی اندیشه های فلسفی در تاریخ فلسفه اسلامی است. مهم ترین وجوه شباهت و افتراق این دو دیدگاه را باید در مضامین و مفاهیمی چون نسبت حکمت نظری و عملی، سعادت قصوا، انسان کامل و حاکم آرمانی جستجو کرد.
ورشکستگی به معنای عدم امکان پرداخت دیون توسط تاجر می باشد. بحث ورشکستگی تاجر اعم از ورشکسته به تقصیر یا تقلب یکی از مباحث مهم در حیطه تجارت است. احصاء مواردی از مصادیق ورشکستگی به تقصیر در ماده 541 قانون تجارت دال بر اهمیت این موضوع است. به محضی که تاجر ورشکسته شد، با صدور حکم تاجر محجور تلقی می گردد و حق دخالت در اموال ودارایی های خود ندارد. مسئولیت مدنی تاجرورشکسته نسبت به سهام داران یا طلبکاران برکسی پوشیده نیست. و طبق قاعده کلی تاجر مسئول است مگر اینکه بتواند ادله ی بر رافع بودن مسئولیت مدنی خود ارائه دهد و اثبات کند.این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ی، مبانی فقهی - حقوقی مسئولیت مدنی تاجر ورشکسته به تقصیر را بررسی کرده است. دراین میان مبانی حقوقی از قبیل: نظریه تقصیر، نظریه خطر، نظریه مختلط، نظریه تضمین حق، ودر میان مبانی فقهی، آیات قرآن کریم و قواعد فقهی ازقبیل: اتلاف، لاضرر و احترام موید مسئولیت مدنی وضامن بودن تاجرورشکسته می باشند.
در فلسفه اسلامی قوه واهمه یکی از قوای باطنی معرفی شده که عملکرد آن ادراک معانی جزئی است. فیلسوفان معمولاً کارکرد این قوه باطنی را به ادراک محبت و عداوت و امثال آن از معانی نهفته در افعال ارادی انسان و حیوانات اختصاص داده اند. صدرالمتألهین دو تحول عمده در رابطه با این قوه نفسانی انجام داده است: یکی اینکه قوه واهمه انسان را همان عقل نازل به مرتبه جزئیات دانسته است؛ دوم اینکه گستره آن را به صورت مشخّص، از حد ادراک برخی معانی نهفته در افعال ارادی انسان و حیوان، به ادراک مطلق محکی معقولات ثانیه فلسفی تعمیم داده است. در این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی، نخست به بیان دیدگاه فیلسوفان پیشین درباره حقیقت قوه واهمه و قلمرو ادراکات آن پرداخته ایم. سپس ضمن بیان تفسیر صدرالمتألهین از حقیقت قوه واهمه و گستره ادراکات آن، اشکالات معطوف به این نظریه را پاسخ داده ایم. در نهایت نیز به تأثیر آن بر کیفیت دست یابی به محکی معقولات ثانیه فلسفی اشاره کرده ایم. هدف پژوهش این است که نشان دهد علم به محکی معقولات ثانیه فلسفی از طریق اتصال قوه واهمه (عقل نازل) به خارج انجام می پذیرد و برای انتزاع این دسته مفاهیم از حقایق خارجی، نیاز به طرح پیچیده برخی فیلسوفان معاصر نیست.
داستان زنی ریشدار به نام سعیده یا ملیحه که با پرتاب جسمی سنگین موجب شهادت امام زمان؟عج؟ خواهد شد یکی از داستانهایی است که در سده گذشته شهرت زیادی یافته است. نگارندگان با پیگیری منابع نشر این داستان نشان میدهند قدیمیترین منبعی که آن را نقل کرده مربوط به دهه سوم قرن سیزدهم هجری است و راوی انحصاری آن شیخ احمد احسائی از علمای مشهور عصر قاجار است که در چند اثر خویش به آن پرداخته است. این ایده از آثار احسائی به دیگر منابع سرایت کرده و به ویژه یکسده بعد و با نقل شیخ علی یزدی حائری در کتاب الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب به گستردگی انتشار و شهرت یافته در بعضی کتب معاصر با موضوع مهدویت نقل شده است. همچنین در ادامه مقاله با دقت در احوال علمی، آثار به جای مانده و روش حدیثی احسائی کوشیده میشود منبع احتمالی او از خلال شواهد به جایمانده بازشناسی شود و نشان داده میشود که احتمالاً ریشه این داستان به قصههای رایج در خطه خراسان در قرن هفتم هجری باز میگردد. دست آخر طیفی از واکنشهای اتخاذشده در برابر این داستان _ از انکار و انتقاد گرفته تا معتبر دانستن و تأویل کردن آن_ میان منابع گوناگون احصاء و ارائه گردیده و نشان داده شده است این داستان با سنجه ملاکهای حدیثشناسانه فاقد اعتباری است.
انگاره سوژه رشته پیوند بسیاری از مباحث فلسفی است که با تفکر دکارت آغاز و سپس به واسطه کانت، هگل و لکان پی گرفته می شود. لکان با خوانش زبان شناختی از روانکاوی فروید و مفهومِ ناخودآگاه سوژه را به عنوان یک برساخت زبانی تعریف می کند. هستیِ عینیِ سوژه که به واسطه دال ها خط خورده است، خودش را از طریق زبان بازنمایی می کند؛ اما این خط خوردگی به واسطه زبان، موجود انسانی را میان خودآگاه و ناخودآگاه منقسم می کند. ناخودآگاه بخشی از واقعیّت سوژه است که سوژه در آنجا حضور ندارد؛ لذا از منظر لکان بر خلاف دکارت، نمی توان از اندیشه، هستیِ سوژه را استنتاج کرد، بلکه اندیشه حقیقیِ سوژه در ناخودآگاه است و سوژه در آنجا غایب است. این نوشتار با یک روش توصیفی و تحلیلی نشان می دهد چگونه ملاصدرا با طرح اصولی مانند اصالت وجود، علم حضوری و تشخّص وجود، مسیرِ متفاوتی را برای تبیین فاعلیّت و آگاهی سوژه ترسیم می کند. وجود در همه مراتب هستی بر ماهیت و آنچه به واسطه زبان برساخته می شود، تقدم دارد و علم حضوری نشانه انطباق کامل سوژه با هویّت هستی شناختیِ خود است. سوژه می تواند فراسوی تمام تعیّنات ماهوی، عنصرِ درون ماندگاری را در خود تشخیص دهد که بر اساس آن با گذر از خودبیگانگی به این همانی دست یابد.
مسئله حدوث اسمائی، از جمله مسائل عرفانی فلسفی است که توسط حاج ملاهادی سبزواری بیان شده است و به جهان عرفانی اشاره می کند که از ذات احدیت شروع و به عالم ناسوت ختم می شود. برخی بین این حدوث و حدوث های دیگر در فلسفه تفاوتی قائل نشده و مطرح کردن آن را غیر ضروری دانسته اند. در اینجا سعی ما بر این است تا با روش تحلیلی توصیفی با بیان انواع آن از نظر فلاسفه و تفاوت بین آنها، به تبیین مسئلة حدوث اسمائی بپردازیم. از آنجا که در جهان عرفانی سخن از ظهور و خفا ست، حدوث اسمی، تمام ماسوی الله از عوالم عقول و مجردات تا عالم ملک را در برمی گیرد. تبیین حدوث اسمی با جهان عرفانی که از مرتبة غیب الغیوب آغاز می شود، تا مراحل مادون امکان پذیر است؛ زیرا وجود، چه در سیر نزولی و چه در سیر صعودی، به مرحله ای می رسد که هیچ اسم و رسمی نیست، جز ظهور اسمای خداوند؛ و این همان حدوث اسما است؛ اما جهان فلسفی از مرتبة خلق آغاز می شود و متفاوت از آن خواهد بود.
آنچه این تحقیق در صدد تبیین آن است نمونههای روایی از استنادات فقهی اهل بیت علیهم السلام در تبیین احکام مختلف فقهی و در ابواب مختلف مانند طهارت، نماز، روزه، حج، نکاح و حدود، به قرآن کریم است که در آنها ائمه علیهم السلام در مقام استدلال بر حکم فقهی موضوع، به آیه ای از قرآن کریم استناد نمودهاند. نتایج این تحقیق که به صورت کتابخانه ای و نرم افزاری و با تحلیل روایات صورت گرفته حاکی از این است که رجوع اهل بیت علیهم السلام به قرآن و استدلال به آن در بیان احکام و معارف، بدین جهت بوده که آن بزرگواران خواستهاند از جایگاه تعلیم، متعلمین را به نحوه دلالت آیات بر مقاصد فقهی، کلامی و.. ارشاد نمایند. همچنین ائمه هدی علیه صلوات الله اهتمام داشتهاند تا فقها و راویان حدیث را درباره رجوع به قرآن و استدلال به این کتاب مقدس ترغیب و تشویق نمایند و نیز در صدد اثبات این واقعیت محتوم بودهاند که هیچ گونه تحریفی در قرآن اتفاق نیفتاده است.
سنت یکی از مهم ترین پایه های دین اسلام است. از نیمه دوم سده اول، سنت در معنای احادیث فقهی و احکام به کار رفته است. نیاز جامعه اسلامی به قاعده و روشی برای سامان دهی زندگی اجتماعی سرزمین های اسلامی، سبب تدوین احادیث فقهی شد. مسئله این پژوهش توجه به زمینه های سیاسی و اجتماعی ظهور سبک سنن نگاری در سده دوم است. یافته ها حاکی است که عواملی چون نگرش فرابومی به حدیث، تخصصی شدن دانش فقه، روابط متقابل فقها با حکومت عباسی و شکل گیری مفهوم سنت و جماعت در پیدایش این سبک و آثاری چون سنن اربعه تأثیر داشته است. همچنین از نیمه دوم سده دوم ویژگی هایی چون تبویب احادیث فقهی، درج کامل سند، اتصال سند به رسول خدا 2 و پیرایش سنت از آرا و بلاغات صحابه و تابعین در حدیث نگاری بروز نمود. در واقع آثار حدیثی سده دوم را که تحت عنوان سنن نام گذاری شده نمی توان در زمره کتبی همانند سنن اربعه دانست. این گونه آثار صرفاً در گروه مصنفات حدیثی فقهی که زمینه پیدایش کتب سنن اربعه را فراهم نموده است، قرار می گیرد.
نقد ادبی عرب تا قبل از رنسانس عربی را نقد کلاسیک می نامیم چون هنوز در فضای مبانی سنتی نقد از جمله نقد ذوقی، نقد لغوی، نقد اخلاقی ، نقد روان شناختی نفس می کشد.نقد از عصر جاهلی تا پایان قرن سوم در چنین فضایی سر می کرد . اما در قرن چهارم با ورود فلسفه یونان صبغه فلسفی می گیرد. مشارکت فرقه های اسلامی در حوزه های ادبی و نقدی و تأثیر جریان های کلامی در تحوّل مسایل فکری و دینی ، همگی در رشد و بالندگی ادبیّات به ویژه نقد تأثیرگذار بوده اند. از این دوره است که اندیشه های فلسفی یونانی به ویژه دو کتاب «الخطابه» و «الشعر» ارسطو بیش ترین تأثیر را در شکل گیری رویکرد فلسفی در نقد ادبی، می گذارند.و نقد در این دوره تحت تاثیر دو اثر، فلسفی می شود.پس از این مرحله است که جهان عرب با دو بوطیقا مواجه می شود . بوطیقای ارسطویی و بوطیقای عربی . نقد ادبی با توجه به این دو گونه بوطیقایی متاثر از فلسفه ارسطویی فلسفی می شود ولی همچنان در مبانی نقد سنتی است. این مقاله با این فرضیه که نقد عربی از بوطیقای ارسطویی متاثر است این پرسش را مطرح می کند که آیا این تاثیر در مبانی نقد ناقدان تاثیر گذار بوده است یا موجب و موجد رویکرد ثابت شده است؟ نتیجه این بررسی آن است که تا قرنها این تاثیر موجب شکل گیری رویکرد عموم ناقدان عرب تا ظهور رنسانس عربی
شبهه تحریف قرآن که متأسفانه از سوی برخی دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه مطرح شده است، امروزه یکی از چالش های فرارو در عرصه قرآن پژوهی به شمار می آید. کتاب ها و پژوهش های بسیاری در این خصوص در یکی دو سده واپسین نوشته شده که نشان از اهتمام عالمان شیعهدرباره دفاع از ساحت قرآن دارد. شهید مرتضی مطهری از قرآن پژوهان معاصر در نوشته های خود نگاهی ژرف کاوانه به قرآن وآیات الهی داشته و تمام همت خود را در تبیین مفاهیم و معارف قرآن به کار برده و با ادله محکم ساحت قرآن کریم را از شبهه تحریف قرآن مبرا می داند. ایشان گرچه تألیف مستقلی در این زمینه ندارد، اما در آثار گوناگون خود به تبیین مسئله تحریف قرآن پرداخته است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که دیدگاه شهید مطهری درباره تحریف قرآن چیست؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که شهید مطهری در کتاب های گوناگون خود شبهه تحریف قرآن را با استناد به ادله مختلف مانند: آیات قرآن، دلیل عقلی، دلیل تاریخی، اعجاز، تواتر قرآن، جامعیت و جاودانگی قرآن و خاتمیت رد می کند.
گرایش به ادب رئالیستی که پیامد جنگ جهانی دوم بود شاعران را با توجه به هدفی که در سرودن اشعار دارند در دو مسیر متفاوت قرار می دهد؛ عده ای با گرایش به اشعار توصیفی دنبال کننده هدفی اجتماعی بوده و تصویرگر وقایع بیرون هستند و میزان تأثیرپذیری مخاطبان این اشعار تنها براساس همین وقایع موجود در جهان بیرونی است نه آنچنانکه شاعر می خواهد. دسته دیگر با گرایش به نوعی ادبیات خطابی در راستای افزایش سطح شعور سیاسی مردم و ایجاد نوعی خودآگاهی در میان اقشار مختلف جامعه گام برداشتند. روشنفکران و به ویژه شاعران روشنفکر به عنوان نهاد آگاه جامعه مدنی افرادی هستند که با قرار گرفتن در خدمت خرد انتقادی در جهت ایجاد تعادل در جامعه و روشنگری ارزش ها، در مقابل جامعه خویش ایفای نقش می کنند. از جمله این شاعران روشنفکران متعهد عبدالوهاب البیاتی است. وی با ارتباط دادن گذشته به تجربه حاضر سعی در ایجاد نوعی هارمونی فکری دارد تا انسان را به تأمّل بیشتر نسبت به جایگاه خود در میان اجتماع بزرگ انسانی وادار کند. در این پژوهش نویسنده با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به پرسش های اساسی در سه محور چیستی نقش روشنفکران، چرایی وجود آنها در جامعه و ویژگی های روشنفکر متعهد و غیر متعهد از دیدگاه این شاعر معاصر است؛ نتایج پژوهش نشان می دهد که عبدالوهاب البیاتی با درکی درست از نقش روشنفکران در جامعه در پی رواج ارزش های والای بشری و گسترش اندیشه های آرمانخواهی و ستیز علیه فاصله طبقاتی، خواستار پی ریزی جامعه ای مبتنی بر عدالت و عشق است.
اخلاق مسیحی از زمان شکل گیری تا کنون تحولات و فراز و نشیب های گوناگونی را از سر گذرانده است. در دوسده اخیر نقدهایی از سوی اندیشمندان، فلاسفه و الاهی دانان غربی به کتاب مقدس و آموزه های آن، شخصیت تاریخی عیسی مسیح، رفتار و عملکرد کلیسا و رهبران آن در قرون میانه، صورت گرفته است. نیکوس کازانتزاکیس، در نوشته های خود، به نقد مسیحیت نهادینه، سیمای ترسیم شده از عیسی مسیح در کتاب مقدس و آموزه های مربوط به او و رهبانیت مسیحی پرداخته است. وی با تکیه بر مؤلفه هایی چون عشق، آزادی و عدالت، مسیحی را ترسیم می کند تا الگوی فراروی بشر در دوران مدرنی باشد که دچار بحران اخلاقی و معنوی است. کازانتزاکیس به نقد مسیحیتی می پردازد که کلیسا و کشیشان با آموزه های جبرگرایانه در صدد توجیه اخلاق منحط جامعه، شکاف فقیر و غنی و سلطه ستمگران و زورگویان بر جامعه است. او رهبانیت مسیحی را تهی از روح خلاقانه ای می داند که انسان امروز را از زمین جدا کرده، ولی او را به آسمان نمی رساند. این پژوهش برآن است که نقدهای کازانتزاکیس بر اخلاق مسیحی را با روش توصیف و تحلیل داده ها در برخی آثار او عرضه نماید.
راستی آزمایی اندیشه ها در بوته فلسفه، غبار شک را می زداید و راه های گسترده تری برای بلوغ تفکر می نمایاند. هدف این پژوهش بررسی شناخت شناسی در «گاتاها» است. این تحقیق از لحاظ هدف، بنیادی است و با استفاده از روش «توصیفی تحلیلی» با رویکرد «کیفی» به گردآوری مطالعات کتابخانه ای پرداخته است. نتایج برگرفته از پژوهش نشان می دهد: برحسب «گاتاها» دو نوع معرفت حصولی و حضوری وجود دارد. ابزارهای شناخت عبارت است از: حس، دل، فطرت و عقل؛ و شناخت از راه دعا، باور و آگاهی، اندیشه نیک، همنشینی با دانایان، «اَشا» و آموزش اهورایی به دست می آید. موانع شناخت نیز باورهای غلط، آیین غلط، آموزش غلط و عدم رایزنی با اندیشه نیک است. معیار صدق شناخت، میزان مطابقت آن با واقع، و معیار توجیه و اعتبار انواع معرفت ها وحی و عقل است. رگه هایی از عمل گرایی در واقع گرایی دینی «گاتاها» نیز مشاهده شد. به نظر می رسد یکی از علل توجه اندیشمندان ایرانی به اسلام، به ویژه قرآن و سیره خاندان نبوی، آموزه های زرتشت باشد.
با اینکه بحث مبسوط زمان توسط ابن سینا(متوفی، 428/ 1037) در طبیعیات شفاء منبع روشنی برای فلسفه سینوی از زمان است، الهیات اشارات او در بردارنده نظریه مختصر اما قابل اعتنائی از موضوع در ارتباط با ماده است. این محتوا، بحث غنی ابن سینا در باره قدم خلقت در نمط پنجم «در باره صنع و ابداع» است. مهمتر اینکه ظهور عنوان زمان و ماده نسبت به این امر مشهور دینی موجب می شود که برخوردهای عقلی میان شارحان به وجود آید. متکلم بزرگ اشعری، فخرالدین رازی(متوفی، 606/ 1209) در دفاع از آموزه کتاب مقدس(قرآن) در ابدی نبودن عالم، بدون هیچ محدودیتی به نقد اندیشه ابن سینا پرداخته است. متکلم و منجم شیعه نصیرالدین طوسی(متوفی، 672/ 1274) به تصحیح و دفاع از آن می پردازد، به خصوص با پوششی در برابر اصالت تسمیه افراطی رازی ظاهر می شود تا دیدگاهی را بپذیرد که براساس اطلاعات اساسی بحث نه واقع گرا ونه اسم گرا باشد. و به طور منظم اشاره می کند که با مبنای کلی دلیل ابن سینا موافق است...
پژوهش و تولید علم، رسالت اصلى دانشگاه ها و زمینه ساز توسعه همه جانبه و پایدار جوامع در عصر حاضر است.تحلیل واقع بینانه موانع پژوهش، به ویژه براى دانشجویان مى تواند راهگشا و کلید موفقیت دانشگاه ها در این عرصه مهم باشد. ازاین رو، هدف این پژوهش، واکاوى عوامل بازدارنده مؤثر بر پژوهش هاى دانشجویى از طریق مقایسهموردى دانشگاه هاى آزاد اسلامى و دولتى قم است. روش تحقیق توصیفى پیمایشى و جامعه آمارى شامل کل دانشجویان دو دانشگاه هستند که تعداد 355 نفر از آنان به شیوه تصادفى طبقه اى، به عنوان نمونه آمارى انتخابشدند. تجزیه و تحلیل توصیفى داده ها نشان داد: 1. نقش بازدارندگى عوامل انگیزشى، نحوه ارائه خدمات پژوهشى،عوامل ادارى ساختارى، فرهنگى، فردى (فنى و تخصصى)، در پژوهش هاى دانشجویى دانشگاه آزاد اسلامى بیشتراز دانشگاه دولتى است که با اطمینان 99/0 و 01/0a= تأیید شدند. 2. بین رتبه بندى دانشجویان دو دانشگاه درمورد عوامل بازدارنده پژوهش دانشجویى تفاوت معنى دارى مشاهده نشد. 3. مهم ترین عوامل بازدارنده پژوهش دانشجویى در دانشگاه آزاد اسلامى عوامل فردى (فنى و تخصصى) و در دانشگاه دولتى نحوه ارائه خدمات پژوهشى است.
برخلاف افراط و تفریط های مکاتب مدعی احیای حقوق بشر، در آموزه های قرآن کریم، جنسیت در هویت و جایگاه انسانی هیچ نقش و تأثیری ندارد، از این روی در بسیاری از احکام و تکالیف فردی میان زن و مرد تشابه و اشتراک کامل وجود دارد و در این زمینه تفاوتی بین آن ها نیست. در عین حال به اقتضای پاره ای تفاوت های طبیعی و در راستای حفظ مصالح اجتماعی، مجموعه ای از تفاوت های جنسیتی که فاقد هرگونه بار ارزشی اند، در بین زن و مرد مفروض گرفته شده است. در نتیجه موجب تفاوت پاره ای از حقوق و تکالیف آن ها گردیده است. از این روی مقاله حاضر، ضمن نگاهی کوتاه به احکام مشترک میان زن و مرد اعم از تکالیف فردی و احکام جزائی در قرآن، با تحلیل مضامین آیات قرآن و با استفاده از آراء مفسران به ویژه مفسران شیعه و نقد برخی از دیدگاه ها، تفاوت های حقوق و تکالیف اجتماعی زن و مرد و همچنین منشأ آن را در هفت محور مورد مطالعه قرار داده است.
یکی از مؤلفه های مشترک حوزه تلاوت قرآن با مطالعات زبانی و موسیقایی، آکسان ها هستند. زمانی که سخن از آوا، خوانش متون و قرائت می شود، یکی از گزاره های مورد توجه آکسان است؛ بنابراین، قرآن کریم، چه به عنوان یک متن مصوّت و چه به عنوان کلام خواندنی - آن طور که از ریشه آن بر می آید - با مطالعات میان رشته ای زبان شناسی، آواشناسی و موسیقی در ارتباط خواهد بود. آکسان ها به منزله مؤلفه ای که در میان همه این علوم و زیرشاخه های آن عنصری مشترک به شمار می آید، از جایگاه ویژه ای برخوردارند. به واسطه شناخت مبانی موسیقی و مباحث زبان شناسی رعایت برخی مؤلفه ها مانند مواضعی که آکسان بر واژگان و عبارات قرآنی قرار می گیرد، می توان به نحو دقیق تر و بهتری در انتقال معنا از آن بهره جست و این مهم در انتقال پیام الهی به مخاطبان قرآن بسیار حائز اهمیت است؛ به گونه ای که رعایت نکردن آن می تواند موجب اختلال در بروز معنای آیه و مخدوش کردن پیام الهی و هرگونه دگرگونی معنایی شود که مدنظر نبوده است. با توجه به اینکه آکسان، هم در زبان شناسی و هم در موسیقی دارای مفهوم است، در این پژوهش به ماهیت آن در هر یک از این علوم پرداخته شده و یافته ها گویای این است که اگر قاری در کنار توجه به معنا، آکسان های هر واژه و عبارت قرآنی را به درستی تشخیص دهد و لحن الاداء را رعایت کند، تلاوت معنامحور رقم خواهد خورد و فهم بهتری از مفاهیم قرآنی به دست می دهد. علت ماندگاری برخی تلاوت ها رعایت لحن الاداء در حین تلاوت بوده که به پیوند ریتم درونی و بیرونی (ظاهری و باطنی) الفاظ قرآن، منجر و مایه مانایی برخی تلاوت ها شده که در تاریخ بی نظیر یا کم نظیر است.