یکی از کاربردی ترین دلیل ها در علم اصول و فقه و همچنین حقوق، استصحاب است. استصحاب حکم به بقای آن چیزی است که در گذشته بوده است. بعد از وحید بهبهانی، غالب اصولی ها معتقدند که استصحاب اصل عملی است، اما پژوهش بیشتردر ادله اعتبار استصحاب، بیان گر صحت نظریه اماره بودن استصحاب است. عقل، سیره عقلا و روایات، همگی بر لحاظ جنبه کاشفیت در اعتبار استصحاب دلالت دارند. نبود گرایشهای تعبدی در روشهای عقلا، اماریت استصحاب در دیدگاه فقهای متقدم بر وحید بهبهانی و لزوم دیدگاههای واقع گرایانه در فقه، همگی موید این نظریه هستند. حجیت آثار شرعی مترتب بر لوازم عقلی و عادی مستصحب و همچنین صلاحیت جانشینی استصحاب به جای علم، از آثار مهم اماره بودن استصحاب است.
هدف اصلی این پژوهش، دستیابی به شناخت کاملتر، عمیقتر و دقیقتر از مفهوم ""رشد"" به عنوان یکی از مفاهیم اساسی در تربیت اسلامی، بررسی عناصر و اجزای آن و هم چنین عرضه الگویی مفهومی از مسیر رسیدن به رشد (از دیدگاه قرآن کریم) است.
روش این پژوهش، تحلیل مفهومی است. مفهوم ""رشد"" با استفاده از سه شیوه تحلیل مفهومی یعنی بررسی بافت یا سیاق مفهوم، تحلیل مفهوم برحسب مفهوم متضاد و تحلیل بر حسب شبکه معنایی ( از نوع ارتباط اندراجی) مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت رشد شامل دو بعد معرفت و محبت الهی است؛ رشد در گرو دستیابی به معرفت حقیقتی است و طی کردن مراحل معرفت یابی و رشد، جز در بستر آزادی و محبت معنا و مفهوم نمی یابد.
شوق آگاهی از سرنوشت، در سرشت آدمی نهاده شده است. با نگرشی کوتاه به تاریخ زندگی بشر درمییابیم یکی از دغدغه های همیشگی انسان، چگونگی فرارسیدن پایان این جهان و حیات پس از مرگ بوده است. برای مباحثی پیرامون آمدن موعود، جاودانگی روح، پایان این جهان و فرارسیدن جهان دیگر، واژة «اسکاتولوژی»1 به کار میرود. این واژه به معنای شناخت آخرالزمان و آخرت، از کلمة «اسکاتوس» یونانی به معنای «آخر» یا «بعد» گرفته شده است. سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام، از نزدیک بودن آخرالزمان و آخرت سخن گفته اند. جمعی از یهودیان و همه مسیحیان، این دو دوره را به گونه ای بر هم منطبق میدانند؛ اما جمعی دیگر از یهودیان و همة مسلمانان، آخرالزمان و آخرت و یا به عبارتی، عصر ظهور و روز قیامت را دو دورة جدا از هم میدانند.
مهریه یا صداق مالی است که بر اثر ازدواج، زن مالک آن، و مرد ملزم به پرداخت آن به زن می شود. از آن جا که قانون مدنی ایران در مواد مربوط به مهریه، حکم برخی مسائل را به صراحت بیان نکرده است، نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آیا شخص دیگری غیر از زوج هم می تواند با تعهد، مهریه را به صورت دین بر ذمه خود قرار دهد؟ در این حالت، در صورت وقوع طلاق، و در صورتی که زن موظف به استرداد مهریه باشد، زوجه موظف به پرداخت آن به کیست؟ به شوهر یا شخص ثالث؟
تعهد شخص ثالث برای پرداخت مهریه ممکن است به صورت شرط ضمن عقد یا به صورت قراردادی جداگانه مطرح شود که بی شک در هر دو مورد، رضایت شخص ثالث و طرفین عقد، شرط اساسی است. با بررسی های به عمل آمده در این پژوهش، به نظر می رسد در صورت وقوع طلاق، در برخی صور، زن مسؤول استرداد نیم یا تمام مهریه به شخص ثالث خواهد بود؛ زیرا مهریه نخست از ملک همان شخص ثالث خارج شده بود و آنچه با پرداخت دین اتفاق افتاده است، اسقاط حق داین است نه تملیک دین؛ و چون با طلاق، نصف همان حق اسقاط شده عودت می یابد، باید به دارایی پرداخت کننده بازگشت کند.
«حبط اعمال» یکی از مهم ترین و رایج ترین مشکلات و موانع به ثمر رسیدن و ذخیره شدن اعمال انسان در جهان آخرت است. در پی عدم بروز بازخورد رفتار صحیح انسان در قبال کسب بی حد معارف و تعالیم الهی، این پرسش ایجاد می شود که چه چیز سبب می گردد انسان نتواند از تعالیم و معارف الهی که در دنیا تلاش بسیاری برای کسب آن ها کرده، عملاً در ارتقاء کیفیت زندگی و شئون انسانی خویش کمک بگیرد. توجه به این معنای قرآنی که اگر کسی موفق به کسب حسنه و فضیلتی از سوی خداوند متعال شد، حفظ و صیانت از آن در برابر آفات ممکنه در مسیر زندگی تا زمان حسابرسی اعمال آدمی نیز مسئولیتی ضروری و مهم دانسته شده، که در صورت انجام، وعدة چند برابر نمودن آن خوبی ها در کارنامة اعمال مؤمنین، نزد پروردگار هستی داده شده است، مؤید این مطلب به شمار می رود.
تقسیم شدن مفهوم حبط به انواع مختلفی از جمله حبط عمل، حبط صفت، حبط علم، حبط ایمان و عقیده، آسیب های است که ریشه بسیاری از بی ثمرگی تعالیم و معارف الهی آدمی در دیدگاه و زندگی عملی او به شمار می رود و ضرورت پرداخت به این موضوع مهم را بیان می دارد. در این مقاله تلاش شده تا با استفاده از روش معناشناسی و ترسیم شبکه معنایی حبط و حوزه های پیرامونی آن در قالب بررسی میدان های معناشناختی مترادفات، ملازم ها، متضادها و راه های برون شد از آن، تبیینی راه گشا و کاربردی از این موضوع حاصل شود
در این مقاله تفسیر المیزان که یکی از تفاسیر مهم شیعی عصر حاضر است، با تفسیر المنار که از تفاسیر معتبر قرن چهاردهم اهل سنت است، از نظر روش شناسی مورد مقایسه و تطبیق قرار گرفته است. از رهگذر این مقاله، جایگاه تفسیر المنار در تفسیر المیزان، و روش شناسی نقد آرای شیخ محمد عبده و رشیدرضا به وسیله محمدحسین طباطبایی روشن خواهد شد. گفتنی است مؤلف المیزان با تکیه بر دیدگاه شیعی و شاخص هایی که به وسیله اهل بیت ارائه شده است. آرای مورد اختلاف مؤلفان المنار را در این موضوع نقد و بررسی کرده است. بسیاری از اختلافات دو تفسیر، معلول باورهای مبنایی مؤلفان آن است؛ ولی بسیاری از اختلافات دیگر، به تفاوت روش آنان در تحقیق و عدم پژوهش کامل در یک موضوع بازمی گردد.
وحی و الهام دو منبع اختصاصی معرفت دینیاند. در این مقاله، معانی و کاربردهای وحی و الهام را در لغت، قرآن و روایات شرح داده، مشخص میسازیم که این دو واژه براساس کدامین معنا یا کاربرد منبع معرفت دینیاند. تعارضی که ممکن است در ابتدای امر میان مدارک و منابع دربارة تفسیر لغوی وحی به نظر برسد، با راه حلی از درون آنها قابل رفع است. افزون برآن، به رغم وجود پاره ای اختلاف نظرها، معنای لغوی «وحی» کتابت و کلام پنهان است و سرعت در معنای آن اخذ نشده است؛ چنان که معنای لغوی «الهام» القا در نفس است و الهی و ربانی بودن مقوّم معنای لغوی آن نیست.
در کاربردهای قرآنی وحی، چه دربارة پیامبران باشد و چه دربارة غیر ایشان، معنای لغوی وحی اراده شده و بعضی ویژگیهایی که مربوط به مصادیق است، دخالتی در ساختار معنای آن ندارد؛ چنانکه دربارة الهام نیز این سخن صادق است. اما در روایات و عرف مسلمانان وحی و الهام از آن نظر که منبع معرفت دینیاند، معنای اصطلاحیِ خاصی دارند.
یکی از پیامدهای کشف اهداف و ساختار سورههای قرآن راهیابی به گزارههای جدید علمی است، روش مطالعه ساختاری سورهها، مدل جدیدی از مطالعه علمی قرآنی است که تا کنون کمتر مورد توجه واقع شده است. این نوشتار با بر شمردن روشهای استنباط گزارههای علمی از قرآن کریم، به تشریح و تبیین روش ساختاری پرداخته است.
در ادامه، کارآیی این روش در عمل با مطالعه موردی اصول همگرایی دینی در ساختار سوره آل عمران نشان داده شده است.
یکی از موضوعات نوظهور در عرصه ارتباطات جهانی و در فضای مجازی ، سرقت اینترنتی است که متاسفانه روز به روز به دلیل نبود قانونی مدون بر مرتکبین آن افزوده می-شود. از طرف دیگر می دانیم که ماهیت سرقت اینترنتی که در محیط مجازی اینترنت واقع می شود ، غیر از سرقتی است که در دنیای ملموس غیراینترنتی رخ می دهد. از اینرو این سؤال مطرح است که آیا سرقت اینترنتی همان سرقت مصطلح فقهی است؟ تحقق شرایط آن چگونه است ؟ آیا در سرقت اینترنتی همانند سرقت فیزیکی ، صاحب مال از عین مال خود محروم می شود؟ آیا داده ها و اطلاعات مال محسوب می گردند ؟ آیا به اجرا گذاشتن کُدِ رمز (شکستن قفل )، مصداق هتک حرز است؟ مجازات کیفری در سرقت اینترنتی چیست؟ حد است یا تعزیر؟
هدف ما در این مقاله ضمن تبیین ماهیت سرقت اینترنتی ، پاسخ به سؤالهای مطرح شده و در نهایت، تعزیری دانستن سرقت اینترنتی آن هم فقط به دلیل عدم تحقق یکی از شرایط سرقت ـ یعنی اخذ فیزیکی ـ و نیز ارائه شیوه های نو و جدید در تعزیر کاربَر سارق است.
ملت ها در طول حیات خود افسانه ها و اساطیری ساخته اند که کم و بیش مورد قبول و اعتقاد باطنی آنها نیز بوده است. این اسطوره ها در میان برخی ملت ها بیشتر و پررنگ تر هستند.شاعران عرب نیز در اشعار خود اسطوره های عربی و حتی اسطوره های دیگر ملل قدیم را به کار برده و با توجه به محیط و شرایط، افکار و اندیشه های خود را با استفاده از این اسطوره ها ابراز داشته اند.در این مقاله، برآنیم، ضمن تعریف لغوی و اصطلاحی اسطوره و آشنایی مختصر با بعضی از معروفترین اسطوره های یونان، بین النهرین، روم باستان و مصر، به جایگاه اسطوره و شبه اسطوره در شعر معاصر عرب پرداخته و بارزترین آنها را در شعر برخی شاعران معاصر عرب مورد بررسی قرار دهیم تا علل کاربرد اسطوره در شعر شاعران معاصر را بهتر بشناسیم.
علم الهی یکی از پیچیده ترین مباحث الهیات خاص در باب صفات الهی است. ملاصدرا با استفاده از مبانی و اصول ویژه فلسفه خود، از جمله قاعده «بسیط الحقیقه» نظریه نوینی را در باب علم واجب تعالی به ماسوی عرضه داشته است. بر این اساس، خداوند در مرتبه ذات خویش، به جمیع ماسوی علم اجمالی (بسیط) دارد، که در عین حال، کاشف از تفاصیل ماسوی است. وی همچنین بر پایه اصول فلسفی خویش، از ذاتی بودن و ضروری بودن علم الهی دفاع می کند. هر چند در حکمت صدرایی، علم خداوند به ماسوی علمی ذاتی و بسیط است، اما از آنجا که مشاهد و مظاهر و مجاری حق تعالی متعددند، به اعتبار تعدد معلوم و در مقام کثرت، می توان علم حق تعالی را دارای مراتبی دانست که عبارتند از: عنایت، قضا، قدر، قلم، لوح و دفتر وجود
پروفسور توشیهیکو ایزوتسو، زبان شناس، فیلسوف، اسلام شناس و قرآن پژوه ژاپنی (1914-1993)، علاوه بر این که قرآن کریم را به ژاپنی ترجمه کرده است دارای دو اثر قرآنی به نام های خدا و انسان در قرآن و نیز مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن است که در آن ها با رویکردی معناشناسانه به تبیین ساختار اساسی آموزه های قرآن پرداخته است. وی متأثر از مکتب قوم ـ زبان شناسی یا مکتب بن است، که طبق آن هر زبانی جهان بینی ویژة خود را دارد، و با برخورداری از پیشینه ای علمی در زبان شناسی و فلسفه، به بررسی معنا شناسانه واژه های کلیدی قرآن می پردازد و سعی می کند با کشف ارتباط معنایی واژگان در یک شبکه معنایی گسترده، به نظام هماهنگ قرآنی دست یابد.
وی در روش خود از معناشناسی هم زمانی و درزمانی استفاده می کند که در معناشناسی هم زمانی نیز از اصول هفتگانه ای پیروی می کند که در پژوهش حاضر از جهات متفاوت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.
بی توجهی به معناشناسی جمله ای و سیاق مندی معنا، ناآشنایی با مکاتب مختلف معناشناسی و تک بعدی بودن ، بی توجهی به تفاوت فهم افراد در دوران پس از نزول قرآن کریم، عدم وجود معیار در تعیین کلمات محوری، دید فلسفی منبعث از منابع غیر اسلامی و آشنایی ضعیف با علوم بلاغی، از جمله محورهای نقد روش شناسی ایزوتسو در این مقاله است.