پیشرفت های شگرف در زمینه فناوری اطلاعات، بسیاری از مفاهیم خرد و کلان را دستخوش دگرگونی قرار داده است تا جایی که محدودیت ها و مشکلات نظام های اجتماعی با نقش آفرینی فناوری اطلاعات قابل رفع است. در این میان، یکی از مقوله هایی که فناوری اطلاعات در آن به ایفای نقشی مهمی پرداخته، یادگیری است؛ فناوری اطلاعاتی- طی سال های اخیر- در بهبود بازده آموزش علمی در مدارس و دانشگا ه ها نگاهی موشکافانه داشته و گام هایی اساسی در تغییر روش های قدیمی تدریس برداشته است؛ به نحوی که به وجود آورنده مفاهیمی هم چون یادگیری الکترونیک یا آموزش وب محور بوده و سعی داشته در توسعه یادگیری گروهی، آموزش انسان هایی دانش مدار به منظور افزایش خزانه معلومات انسان ها و بسترسازی جهت تحقق جامعه علم جو به منظور مستحکم کردن زیربنای آینده کشور، قدم های مؤثری بر دارد. بر این اساس، آموزش بر پایه فناوری کسب دانش و معرفت از طریق ابزارهای فناوری اطلاعات در یک محیط مجازی صورت می گیرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای، جستجویی در ادبیات و مفاهیم یادگیری داشته و با استفاده از شبکه های اجتماعی و اجزای سیستم یادگیری الکترونیک، رویکرد سازنده گرایی و یادگیری الکترونیک، تعاملات، مقایسه یادگیری، آموزش سنتی، آموزش الکترونیک و مزایا و معایب آن را بررسی نموده است.
در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تلاش شده تا طرحی از دیدگاه فلسفی ملاصدرا درباره رابطه خیال و معرفت ارائه شود. هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری از ماهیت رابطه خیال و معرفت، ابعاد رابطه خیال و معرفت و چگونگی مداخلات خیال در فرایند کسب معرفت است. خیال به مجموعه ظرفیت های نفس برای مواجهه و کار با صور خیالی، اعم از ذخیره و نگهداری صور (مصوره)، تصرف در صور (متصرفه)، صورت سازی برای معقولات (متخیله) و معقول سازی صور (متفکره) اطلاق می شود. صورت ذهنی، رونوشت نفس از واقعیت خارجی است. تهیه، نگهداری و گسترش صورت های ذهنی، به عنوان برداشتی از مفهوم و فرایند معرفت (حصولی) مد نظر واقع شده است. رابطه خیال و معرفت در چهار محور «خیال و تشکیل ذهن»، «خیال و امکان معرفت»، «خیال و بقای معرفت» و «خیال و گسترش معرفت» بررسی و تبیین شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که: 1. موجودیت ذهن با خیال و صور خیالی شکل می گیرد. 2. خیال، از طریق تبدیل معلوم بالعرض (واقعیت خارجی) به معلوم بالذات (صورت ذهنی واقعیت خارجی) و تبدیل صورت حسی به صورت خیالی، امکان شکل گیری معرفت را فراهم می آورد. 3. خیال از طریق ذخیره صورت ها و در دسترس نگه داشتن آنها، عامل بقای معرفت است. 4. از آنجا که معرفت از موجودیتی یکپارچه برخوردار است و اتصال صور علمی در ذهن از طریق خیال امکان پذیر می شود، خیال سنگ بنای هر معرفت جدید است. 5. خیال بخشی ضروری از ساختار ادراکات وهمی و عقلی انسان است.
این مقاله دیدگاه هاى على شریعتى درباره شیعه را موضوع بررسى خود قرار داده، کار خود را بر دو کتاب «شیعه» و «تشیع علوى و تشیع صفوى» او متمرکز کرده است. شریعتى با توجه به دیدگاه جامعه شناختى خود کوشیده دین را بر اساس دید دنیایى تفسیر کند. بدین روى، نوع معانى او از «شفاعت» و «عدل» و مانند اینها غیر از معانى ارائه شده در روایات است. وى در بین ائمه اطهار علیهم السلام و اصحاب ایشان، بیشتر بر امامانى که قیام کردند نظر دارد و از بین اصحاب ایشان، بیشتر درباره ابوذر صحبت مى کند و از اصحاب دیگر ایشان نامى به میان نمى آورد. گاهى هم بدون دلیل، مطالبى را بیان کرده است، بدون اینکه روایت یا آیه اى درباره اش ذکر کند. مقاله حاضر با روش تحلیلى توصیفى این مطالب را تبیین کرده است.
کتابت، از طرق تحمل حدیث است. راوی از طریق مکاتبه با محدثان و در شرایطی با امامR ارتباط برقرار می کند و از او در خواست حدیث یا در یک مسئله شرعی تقاضای فتوا می نماید. در روایات شیعه، پرسش و پاسخ با امام معصومR به صورت مکتوب و غالباً توسط پیک صورت گرفته است. برخی محدثان بر این باورند که مکتوبات حدیثی از اعتبار کمتری نسبت به مسموعات برخوردار است، اما با بررسی این دسته از روایات و وجود قراین و شواهدی، بر تأیید صدور آن ها صحت بسیاری از مکتوبات محرز می شود. از امتیازات مهم مکتوبات حدیثی، عدم نقل به معنا در آن هاست. در هر عصر و زمانی، عده ای از یاران ائمهk مسئول جمع آوری سؤالات شیعیان و دریافت پاسخ کتبی آن سؤالات از امامانk بوده اند. مکاتبات عبدالملک بن اعین با امام صادقR نمونه ای از این موارد است. علی بن مهزیار اهوازی محدثی صاحب اندیشه و دارای ذهن دوراندیش بود که با جمع آوری، حفظ و صیانت شمار متعددی از مکتوبات آن را به نسل های بعد از خود انتقال داد. علاوه بر آن نیز او از طریق مکاتبه با امامان عصر خود از جمله امام جواد و امام هادیv به دامنه صدور مکتوبات حدیثی در شیعه افزوده است
إنّ المقاله یتناول موضوع شخصیّه الکمیت الأدبیه،(الشاعرالشیعی المعروف فی عصر بنی أمیه) و دعم حجّیه الاستشهاد بأشعاره ودحض ما أثیر حوله من الشبهات فی عدم حجّیته، فعلی ذلک طرقنا فیه أمّهات الکتب الأدبیه لندارس فیها مدی اعتبار الکمیت وکیفیه الاستشهاد بأشعاره فی مختلف الفنون کاللغه والنحو والصرف والبلاغه وغیر ذلک ممّا یرتبط به من الفقه والتفسیر وشرح الحدیث والأمثال. وقمنا فیه أحیاناً بإحصاء ما أنشدت فی تلک المصادر من الشواهد للکمیت والتمثیل ببعضها علی سبیل الإلماع. والذی ینبغی ذکره هنا أنّ الکمیت رغم بعض الهجمات القارفه علیه والتنقصّات الموجّهه إلیه -فی حیاته ومابعده- کثر الاهتمام بشخصیّته وأدبه والاستشهاد بشعره من قبل الأدباء والمفکرین ما جعله من المعتمدین علیه خاصّه فی اللغه اکثر منها من العلوم الأدبیه الأخری
مقاله «نقدی بر نظریه کامل شدن نفس، علت جدایی از بدن» مندرج در مجله وزین «آموزه های فلسفه اسلامی» (سیدموسوی، 1393: ش15/99 118)، حاوی مدّعیاتی نامدلّل و نامبیّن در راستای نقد نظریه صدرا در توجیه مرگ از دیدگاه حکمت الهی می باشد. مهم ترین ایهامی که سبب بروز شبهه مکرر بر نظر صدرا در مقاله مزبور انجام گرفته، خلط بین واژه «کمال» و «فعلیت» است. مقاله توهم کرده است که هر فعلیتی عین سعادت و کمال به معنای ایجابی آن در نهایت درجه است، اما درباره برخی نفوس چون کمال مطلق به این معنا موجود نیست، باید نظریه صدرا وافی به توجیه رخداد مرگ نباشد و نظر رقیب یعنی نظر رایج ظاهرگرایان، پزشکانِ طبیعت گرا و مادی گرایان را باید برگزید که پیری و نابودی بدن را سبب انحصاری وقوع مرگ پنداشته اند! بنا بر این نظر، اگر قابلیت فسادپذیری از بدن سلب شود، باید به عمر جاودانه دنیوی مطمئن بود و هیچ عامل ماورایی باعث انتقال نفوس به جهان اخروی نخواهد شد! در تحکیم این ایرادات، هیچ توجهی به غایتمندی نفوس و آخرت گرایی فطری انسان نشده و رویکرد مادی گرایانه به رویداد مرگ تقویت شده است. این نگاشته قصد دارد برخی خلل های آن مقاله را گوشزد کند.
نظریه ارزیابی کیفیت ترجمه خانم کارمن والرو گارسس (1994م) از مهم ترین نظریات حوزه زبان شناسی است که به منظور تشخیص سطح کیفی ترجمه ها، سازمان یافته و به تحلیل کیفی متون ترجمه شده ادبی می پردازد. این نظریه، به سبب مؤلفه هایی که در تعیین میزان قابلیت و کیفیت متون ترجمه و میزان مطابقت آن ها با متن مبدأ دارد، می تواند چارچوبی کارآمد برای نقد کیفیت ترجمه های قرآن کریم نیز باشد. گارسس، برای ارزیابی ترجمه، چهار سطح پیشنهاد می کند که عبارتند از: سطح معنایی- لغوی، سطح نحوی- صرفی، سطح گفتمانی- کاربردی و سطح سبکی- مقصودشناختی. پژوهش حاضر، با تکیه بر اهمیتِ غیر قابل انکار این مدل ترکیبی در ارزشیابی کیفی ترجمه ها، در نظر دارد به ارزیابی تخصصی کیفیت ترجمه منتخب سوره بقره به قلم آیت الله محمد یزدی از قرآن کریم بپردازد. برای ای ن منظ ور ابت دا و ب ه ط ور مختصر، نظریه گارسس معرفی و سپس موارد قابل کاربستِ این نظریه بر مثال های مستخرج از ترجمه سوره مذکور، ذکر می شود. مهم ترین یافته های این پژوهش که با روشی توصیفی – تحلیلی و آماری نگاش ته ش ده، بی ان گر آن اس ت ک ه اولاً: ترجمه یزدی از منظر شاخص های نظریه گارسس، قابل نقد و ارزیابی کیفی است. ثانیاً: این ترجم ه، هم توضیحی تفسیری است و داده های بسیاری برای زیرگروه تعریف و توضیح و بسط خلاقه دارد و هم، موارد بی شماری از داده های قابل تطبیق با نظریه گارسس و زیرگروه های متعدد آن، از قبیل: همانندی قبض و بسط نحوی، دستورگردانی و همچنین انتقال ابهام را در خود جای داده است.
«الهیات اعصاب» به عنوان یک بحث میان رشته ای و الهیاتی جدید با مطالعه موردی و بررسی همبسته های فیزیولوژیک مغز انسان در تجربه های عرفانی از طریق اسکن مغزی انسآنهای دین دار، سعی بر ایجاد ارتباط میان علم و دین دارد. پروفسور «آندرو نیوبرگ» پزشک و پژوهشگر مطالعات دینی معاصر، قصد دارد با اثبات علمی تجربه های معنوی و مذهبی در حل ارتباط علم و دین و خلق زمینه های مشترک برای اندیشیدن و زندگی معنوی، راه حلی جدید در قالب یک روش شناسی ارائه نماید. در این نوشتار ضمن معرفی این رشته، به بررسی راهکارها و نتایج تحقیقات انجام شده توسط نیوبرگ در سنجش و اثبات علمی تجربه های دینی و میزان موفقیت وی در ادعایش پرداخته شده است. رابطه مغز با ذهن، تجربه های دینی و معنویت از جمله موضوعاتی است که در مطالعات و تحقیقات نیوبرگ مورد بررسی قرار می گیرد و در این تحقیق به تبیین و بررسی یافته ها و نتایج این تحقیقات پرداخته می شود. هر چند بر یافته های نیوبرگ اشکالات مبنایی وارد است و روش شناسی وی به صورت کامل محقق شدنی نیست، اما پاسخگویی به موضوعات و مسائلی مانند ماهیت دین، آگاهی انسان و امکان آگاهی جهانی، نحوه رسیدن به آرامش و خوب بودن و اینکه چگونه همه انسآنها ممکن است به مرحله جدیدی از درک برسند، می توانند اهمیت پرداختن به این رشته را روشن کند.
ولایت اهل بیت علیهما السلام یکی از مباحث مهم کلامی و اعتقادی در فرهنگ اسلامی است. در تعالیم قرآن و روایات، مسئله ولایت پذیری نه تنها از ویژگی های فرد مؤمن، بلکه شرط ایمان قلمداد شده تا آنجا که در روایات، مرگ همراه با عدم شناخت به امام معصوم، مرگ جاهلی دانسته شده است. این مهم در پرتو معرفت و شناخت، اطاعت و پیروی و محبت نسبت به امامان معصوم علیهما السلام حاصل می شود و پذیرش آن آثار فراوانی برای فردِ ولایت مدار به همراه دارد و سلامت روانی فرد را تأمین می کند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکرد قرآنی روایی درصدد است تا براساس آیات قرآن کریم و روایات معصومان علیهما السلام به ولایت پذیری و چگونگی تأثیر آن بر سلامت روان براساس مکتب روان شناسی شناختی بپردازد. برایند و نتیجه این تحقیق آن است که از منظر قرآن و روایات، ولایت پذیری اهل بیت علیهما السلام در سه ساحت فردی، اجتماعی و آینده، تغییر بینش ایجاد می کند که در راستای آن سلامت روان به دست می آید. تزکیه نفس، ایمان حقیقی، نظم اجتماعی، امنیت، رستگاری و قبولی عبادات، ازجمله آثاری است که موجب سلامت روان فرد مؤمن به ولایت ولی الهی می شود.