مبارزه با قرآن کریم به روشهای مختلفی از آغاز نزول انجام شده و هنوز ادامه دارد. یکى از روشهای مقابله دشمنان که امروزه شدت بسیار گرفته، ترویج شبهات علیه معارف علمی قرآن کریم جهت تضعیف اعتقادات مسلمانان است. یکی از شبهه افکنان معاصر، شخصی با نام «دکتر سها» است که کتاب «نقد قرآن» را منتشر کردهاست. تلاش نویسنده در بخشی از کتاب مردود دانستن دادههای علمی قرآن است. نویسنده در بخش شبهات علمی علیه قرآن، با استناد به آیاتی از قرآن کریم و سنّت نبوی، به نقد آیات مربوط به خلقت جهان در شش روز پرداخته و آن را اشتباه علمی دانستهاست. این تحقیق قصد دارد به نقد و بررسی دقیق ادعای مطرح شده بپردازد. پژوهش حاضر، به روش توصیفی- تحلیلی با گرایش انتقادی و بر اساس منابع کتابخانهای انجام شده و هدفش دفاع از نظریه وحیانی و حق بودن همه دادههای قرآن، از جمله دادههای علمی آن است. حاصل پژوهش این است که شبهه افکن معاصر، به روایات ضعیف و مردود اتکا کرده و ادله او نمیتواند باطل کننده داده قرآن در مورد خلقت جهان در شش روز باشد. به علاوه شواهد علوم تجربی بسیاری در تأیید نظر قرآن وجود دارد.
رسالة الغفران هی الرسالة التی ألفها أبو العلاء المعری رائد التراث العربی ـ الإسلامی فی القرن الرابع و الخامس رداً علی الرسالة کتبها الیه علی بن منصور الحلبی، وقد وضع لها مقدمة طویلة جداً استلهم فیها من قصة المعراج والقرآن الکریم فأنشأ بوحیٍ منهما رحلة خیالیة، رحلة إلى الجنّة والنار، وهو یحشد نصها بالآیات والأشعار والأخبار والمناقشات اللغویة والنحویة لیستمد منها فی الوصف أو الحوار أو تبیین الشخصیة أو سرد الواقع، ویبرز کل هذه العناصر فی إطار وحدات مکانیة ینتقل من واحدة منها الی أخری مسلطاً الضوء علی أوصافها و ملامحها؛ ومن هنا ندرس فی هذا المقال صورة المکان الذی یرسمه الکاتب بریشته فی کل مرحلة من هذه الرحلة، ونری کم استمدّ من القرآن والتراث فی تشکیلة بنیة المکان وکم اعتمد علی قدرة خیاله فی وصف فضاءاته و تجسید وحداته، وما هو أسلوبه فی ترسیم المساحات المکانیة المتخیلة.
کت اب دوجل دی فق ه و سیاس ت در ای ران معاص ر، ب ه قل م داود فیرح ی در س ال 1392توس ط نش ر ن ی ب ه زی ور طب ع آراس ته ش ده اس ت. کت اب مذک ور، از ی ک س و در راس تای پاس خ گوی ی ب ه رابط ه دی ن و دموکراس ی و ب ه گفت ه نویس نده ب ه دنب ال «ارزیاب ی موقعی ت دموکراس ی در جامع ه دین ی، ب ا تکی ه ب ر امکان ات دان ش فق ه» اس ت؛ و از س وی دیگ ر، ای ن مه م را در دس تگاه فق ه سیاس ی اس امی ب ه خص وص فق ه سیاس ی ش یعه کاوش م ی نمای د. از ای ن رو، درص دد نش ان دادن س یر تح ول فق ه سیاس ی ش یعه در بح ث حکوم ت ک ردن و رابط ه آن ب ا دموکراس ی از مش روطه ت ا جمه وری اس امی اس ت. نویس نده در نوش تار پی ش رو، پ س از معرف ی و ذک ر بعض ی از ن کات مثب ت کت اب، برخ ی ماحظ ات روش شناس انه و محتوای ی ه ر دو جل د کت اب را تش ریح م ی کن د
در احادیث معصومین علیهم السلام با عناوینی همچون ضعطة القبر (که در فارسی به فشار قبر ترجمه می شود)، عذاب القبر، ضیق القبر و یا ضمة (فشار) برخورد می شود که همه این الفاظ به نوعی رنج، سختی، تنگی و عدم آسایش، آرامش و راحتی را بیان می کند و همه به قبر منتسب شده است. همچنین بیانات این بزرگواران خبر از وجود سختی های دیگری نیز پس از مرگ می دهد که البته تحت عناوین بالا نیستند و به قبر هم منتسب نشده اند. بررسی برخی جزئیات مربوط به این وقایع از جمله صور مختلف آنها، عوامل ایجاد کننده و اینکه شامل حال چه کسانی می شوند مواردی است که مقاله حاضر قصد بیان و بررسی آنها را دارد.
یکی از حوزه های مورد بحث در علوم ارتباطی و نیز در فقه ارتباطات، نقطه آغاز ارتباط است. در این پژوهه، هنجارهای فقهی آغاز ارتباط کلامی با نامحرم در چند محور: اصل سخن گفتن با نامحرم، الگوهای آغاز ارتباط کلامی چون ارتباط کلامی منطقی، ارتباط کلامی عاطفی، ارتباط کلامی احترام آمیز (مانند سلام کردن)، ارتباط کلامی مفرح (شوخی) و ارتباط کلامی جنسی تحلیل شده است. نتیجه این است که هر نوع ارتباط کلامی با نامحرم که به قصد تلذذ جنسی خود یا ایجاد لذت جنسی در مخاطب یا با احتمال افتادن در گناه باشد، مغایر عفت در ارتباط درون فردی و ممنوع است و در غیر این صورت در حد ضرورت (به معنای وسیع ضرورت و شامل هر نوع نیاز متعارف دینی و دنیوی) مجاز است؛ چه ضرورت در ابراز احترام یا ابراز عواطف محبت آمیز غیرجنسی باشد و چه در شوخی غیرجنسی باشد. در موارد مجاز نیز این ارتباط باید با محوریت ارتباط میان فردی عفیفانه یعنی با پرهیز از هر نوع کلماتی که در عرف متعارف اسلامی محرک جنسی و حامل پیام جنسی است، برگزار شود. البته استفاده از الگوی اسلامی «سلام-پاسخ» در آغاز ارتباط مورد نیاز متعارف با نامحرم، همچنان مستحب و پاسخ آن هم واجب و در غیر این صورت حرام است.
انسان به طور فطری موجودی کمال گراست. این گرایش والا انسان را دائم در مسیر حرکت و رشد قرار می دهد. شناخت آخرین مرتبه کمال و محل تحقق آن نقش بسزایی در جهت دهی به رفتار و افعال انسان دارد. پژوهش پیش رو دیدگاه قرآن کریم درباره محل تحقق کمال نهایی انسان را به شیوه مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی و با رعایت ضوابط تفسیر موضوعی بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد آیات وحی هر سه نشئه دنیا، برزخ و قیامت را محل وقوع کمال نهایی انسان می داند که متناسب با ظرفیت وجودی هر عالم، مراتبی از کمال نهایی برای انسان به وقوع می پیوندد. مطابق آیات وحی، در عالم دنیا به تبع انجام افعال اختیاری، چنین کمالی محقق می گردد. آیاتی که از ارتزاق، هدایت و اصلاح در عالم برزخ سخن می گوید بر تحقق کمال نهایی در عالم برزخ دلالت دارد و مؤید به روایات متعدد نیز هست. قرآن کریم در آیات متعددی مسئله خروج بعضی انسان ها از جهنم، افاضه رحمت و مغفرت و تحیت در بهشت، تزکیه بهشتیان، درخواست اتمام نور و حرکت نورانی بهشتیان، تسبیح و تحمید آنان، شهود و ملاقات پروردگار و ارتزاق مؤمنان در بهشت را مطرح می نماید که می توان برای اثبات تحقق کمال نهایی در عالم قیامت از آنها استفاده کرد.