زنان در برهه ای از تاریخ از حق مشارکت سیاسی در جوامع گوناگون محروم بوده اند. متأسفانه این تبعیض ناروا که ریشه در تفکر فیلسوفان سیاسی مغرب زمین داشت، تا اواسط قرن نوزدهم در کشورهای مدعی دموکراسی و حقوق بشر ادامه یافت. اسناد حقوق بشر با درک نابسامانی اوضاع، تلاش نمود حق سیاسی زنان را به طور مستقیم و غیر مستقیم احیا کند که مهم ترین اقدام آن، تدوین کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان است. دین مبین اسلام از ابتدا این حق را برای زنان به رسمیت شناخته بود، اما با توجه به تحولات روزافزون دنیا، نحوه مشارکت سیاسی آنان تغییر کرد. بنابراین، ضروری است که نحوه عملکرد کشورهای اسلامی با توجه به معیارهای بین المللی امروزی سنجیده شود که گزارشهای ارائه شده به کمیته منع تبعیض علیه زنان منبع خوبی در این زمینه است.
هدف پژوهش، تبیین و تحلیل روش شناسی پژوهش های آمیخته، رویکردی نو، کاربردی و ارزشمند در یک بازآرایی فرا تحلیلی است. پژوهشگران در جریان پژوهشی، بسیاری اوقات از روش کمّی استفاده می کنند؛ گاهی هم از روش کیفی. اما گاهی اوقات، ترکیبی از روش کمّی و کیفی را مورد استفاده قرار می دهند. به این پژوهش ها، روش پژوهش «آمیخته» گفته می شود. روش این پژوهش، کیفی فراتحلیلی (آمیخته) است. سه نوع روش پژوهش آمیخته وجود دارد: پژوهش درهم تنیده، پژوهش اکتشافی و پژوهش تشریحی (تبیینی). در این پژوهش، به بررسی پیشینه روش آمیخته و تعریف و تبیین جایگاه آن در مقایسه با سایر روش ها پرداخته و استحقاق و محدودیت های این روش پژوهشی، مورد بازکاوی قرار گرفت.
حجاب، با وجود اهمیّت بسیارش، در اسلام اصالت ندارد؛ بلکه امر اصیل، عفاف و خودکنترلی است؛ زیرا اگر عفاف نباشد حجاب نیز کارکرد خود را از دست خواهد داد. نتیجه این پژوهش گویای این است که مهندسیِ تحقّق حجاب در جامعه، مبتنی بر نظریه حریم جنسی است که بر اساس آن، همّت اصلی بر ایجاد حریم حداکثری بین دو جنسِ زن و مرد، در تمامیِ ساحت های زندگی می باشد که در هر ساحتی حریمی متناسب با آن و براساس اقتضاء و واقعیت های زندگیِ بشری تعریف می شود که حجاب شرعی یکی از همین حریم ها برای ساحتِ تعاملات اجتماعی در فضای اختلاط است. خدای متعال در این سیر نزول، نظام هنجاری ای را شکل می دهد که ازجمله مهمترین شاخصه هایش، ارزش بودنِ ارتباطِ حداقلی با جنس مخالف به عنوان یک گزاره ایده آل است و حجاب در این ساختار هنجاری، تنها قطعه ای از پازل است و خودِ آن محوریت ندارد. عقبه این ساختار هنجاری مبتنی بر تحکیم روحیه عفّت مئابی است. التزام عملی به این ساختارِ هنجاری باید از طبقه حاکم بر جامعه شروع شود تا سایر اقشار مردم نیز خود را ملتزم بدانند و رویکرد آن کاملاً فرهنگی و به دور از تنش های امنیتی باشد و در مدلِ مهندسی اسلام در امر حجاب، مردان به عنوان سرپرست خانواده ها مسئول مدیریّت و نظارت بر این مهم هستند.
در آیة «وَإِذِ ابْتَلى ابراهیم رَبُّهُ بِکَلِماتٍ...» (بقره: 124) از ابتلائات حضرت ابراهیم علیه السلام با تعبیر «کلمات» یاد شده است. تبیین نسبت آزمونی کلمات با ابتلائات ابراهیم علیه السلام، طبقه بندی انواع آن در الگویی منطقی و توجیه پذیر و تاریخ گذاری رخداد آنها در سیره ابراهیم علیه السلام از جمله مسائل بنیادین در بازشناسی «کلمات» است که در تبیین مراد خداوند، پاسخ به آنها ضرروت دارد. مقاله حاضر پس از ارائه معیار قرآنی ابتلا و مؤلفه های آن، آیات زندگی ابراهیم علیه السلام را بازخوانی کرده و ضمن بررسی رویکرد مفسران فریقین به ابتلائات ابراهیم علیه السلام به نسبت سنجی، گونه شناسی و تاریخ گذاری کلمات پرداخته و به تقریری جدید از نظریه تفسیری ابتلائات ابراهیم علیه السلام دست یافته است. نکات مستفاد از آیات و روایات موضوعی ابتلا و بازیابی مؤلفه های ابتلا در رویدادهای زندگی ابراهیم علیه السلام و چینش تاریخی آنها بیانگر ابتلای ابراهیم علیه السلام به آزر، اعلام برائت، بت شکنی، طاغوت زمانه، افکنده شدن در آتش، تبعید، رهایی خانواده در بیابان مکه و قربانی فرزند است.