این مقاله با روشی تحلیلی به مسئله معنای زندگی در فلسفه ابن سینا توجه کرده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که دیدگاه ابن سینا در معنای زندگی نظریه ای فرا طبیعت گرایانه است. ارکان این نظریه اعتقاد به وجود خداوند و زندگی پس از مرگ است. بنابر این رویکرد، معنای معنای زندگی، از سنخ هدف است و مراد از آن، هدف انسان از زندگی خویش است به گونه ای که در راستای هدف خداوند از خلقت انسان باشد. زندگی هر انسان هنگامی معنادار خواهد بود که انسان تلاش مستمر و صادقانه ای داشته باشد تا مایه تقرب و تشبه هر چه بیشتر او به حقیقت یگانه ای باشد که در راس تمام هستی است. رسیدن به زندگی معنادار مستلزم تعیین هدف یا اهداف عالی و اساسی در زندگی، تلاش مستمر جهت کسب معرفت، عشق، اخلاق و در نهایت رسیدن به موفقیت بزرگ یا جاودانگی است. سعادت، لذت و خیر سه مفهوم مورد نیاز در بازسازی دیدگاه ابن سینا به شمار می آیند.
آیات 3، 55 و 67 سوره مائده در موضوع ولایت است. بازخوانی تفسیری سوره مائده با محوریت این آیات بیانگر آن است که آیات ولایت تنها به سه آیه این سوره محدود نمی باشد، بلکه تمام آیات این سوره با نگاهی آسیب شناسانه در راستای تبیین و توضیح مسأله ولایت است. بیان موضوعاتی چون وفای به میثاق ها و کیفر نقض پیمان ها، بیان نعمت های عظیم الهی و عقوبت ناسپاسان، طرح آیاتی در باب حبط، ارتداد، کیفر مرتدین، غلو و زیاده گویی در باب پیشوایان دینی، قصه پسران آدم و طرح موضوع مبعوث شدن دوازده رهبر آسمانی در بنی اسرائیل و اخذ میثاق برای آن، همه به نوعی با موضوع ولایت مرتبط هستند و هر یک از این عناوین در بردارنده انذاری بر امت اسلام است تا قدر نعمت عظیم ولایت را بدانند و مانند امت های پیشین به عقوبت کفران نعمت گرفتار نشوند.
وجود نخستین اصل شناخت و به طریق اولی، موضوع مابعدالطبیعه است. ابن سینا به تبع ارسطو در وجودشناسی از «موجود» استفاده می کند. وجود برای ابن سینا برخلاف ارسطو، از مقولات و عرض نیست و اطلاقات گوناگون دارد و به پنج معنا بکار می رود: وجود خاص، وجودعام، «فعل وجود دادن»، «فعل بودن» و وجود رابط. توماس آکوئینی از واژه esse)) برای «وجود» بهره می گیرد و در کتاب های مختلف خود معانی برای آن می آورد که می توان آن ها را در هفت مورد جمع نمود: «فعل محض وجود»، «فعلیتِ وجود»، رابط قضایا، وجود به معنای ماهیت، وجود به معنای مقولات، وجود بالعرض و ذاتی و وجود بالقوه و بالفعل. وجود در معانی «فعل بودن» در ابن سینا با معنای «فعلیتِ بودن» در توماس با هم یکی هستند اما با دو بیان متفاوت. «وجود خاص» در ابن سینا نیز با «وجود به معنای ماهیت» و «وجود در مقولات» توماس جای بررسی و مطابقت دارد. بر این اساس، در این نوشتار برآنیم ضمن بررسی تطبیقی معانی وجود از دیدگاه این دو اندیشمند بزرگ، تفاوت ها و تشابه آن ها را بیان کنیم.