شرح شاعرانه از پهلوانیهای قهرمانان اساطیری در راه حفظ کیان ملت و در قالب داستانهای جذاب و اوزانی دلنشین ومتنوع‘شعر حماسی نامیده می شود. هرچند که ادبیات عربی با شعر حماسی به معنی اخصّ آن آشنایی نداشت ‘در عصر حاضر وبنا به دلایل گوناگون ‘ ادبیات حماسی در میان ادبای عرب مطرح شد و درآثار شعرای حماسه سرا نظیر احمد محرم ظهوریافت . از سوی دیگر خصائص شعر حماسی به زیباترین شکل درآثار فوزی معلوف(سراینده حماسه علی بساط الریح) و شفیق معلوف(با حماسه عبقر) تجلی یافت و با جریانهای ادبی عصر همراه شد و صفحات جدیدی به شعر حماسی افزوده شد که حتی در ادبیات حماسی هم سابقه نداشت .
جناب ابوطالب با توجّه به جایگاه ویژة خود در صدر اسلام، مورد توجّه تاریخ نگاران قرار گرفته است. از طرفی عمو، کفیل و پدر خوانده پیامبر است و از طرف دیگر، پدر امیرالمؤمنین7 و از سوی دیگر، بزرگ قریش و مکّه. حضور در این تقاطع خاص تاریخی سبب شده تا اقدامات و موضع گیری های جناب ابوطالب در تاریخ مهم و اثرگذار باشد. ادبا هم به تبعیّت از تاریخ، در متون نظم و نثر خود، توجّه خاصّی به این شخصیّت مهم دارند. در مقاله حاضر، به نقاط برجسته و اثرگذار زندگی ایشان و بازتاب آن در ادبیّات فارسی پرداخته شده است.
روزه تنها یک عمل ساده فردی مؤمنان در قالب امساک از خوردن و آشامیدن نیست بلکه رعایت و عمل نمودن به مجموعه ای از احکام و دستورات مربوط به جسم و روح انسان است که در صورت التزام آن از سوی آحاد مسلمانان، علاوه بر رشد و تعالی همه جانبه جامعه اسلامی، نتایج گران بهایی در امور روحی، روانی، معنوی و بهداشتی برای فرد و اجتماع به ارمغان می آورد.
عارفان حقیقت و سالکان طریقت، همواره از فرصت بی نظیر ماه مبارک رمضان برای زیباترین حضور در بارگاه کوی دوست و ضیافت آسمانی در ملکوت بهره ها می گیرند و تلاش می کنند با ترسیم و تبیین عظمت و ارزش های آن برای دیگران، آنان را از حیات معنوی این ماه آگاه و بهره مند سازند. از جمله این عارفان و سالکان حقیقی که رسالت هدایت و رهبری معنوی و اجتماعی جامعه را بر عهده داشته و همواره با عشق و دلسوزی، آنان را به سوی تعالی معنوی رهنمون می سازد، مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای است. معظم له همه ساله در ایام ماه مبارک رمضان در دیدارها و خطبه ها، درس ها، فرصت های ارزشمند و گران بهای آن را به اقشار و طیف های مختلف مردم گوشزد و به بهره مندی از آن سفارش می نمایند. در این نوشتار فرازهایی از سخنان ارزشمند ایشان را در این زمینه مرور می کنیم و آن را همچون نقشه راهنما در پیش روی خود برای ماه رمضان امسال نصب می نماییم.
پیدایی تجربه های (شبه) عرفانی در پی مصرف داروهای روان نما (توهم زا) یکی از مستندات مهم کسانی است که اعتبار معرفتی (حجیت) تجربه های عرفانی (مکاشفات عرفانی) را نفی کرده و با تمسک به آن مدعی شده اند که تجربه های عرفانی همواره ممکن است برخاسته از حالات نابهنجار فیزیولوژیک صاحبان این گونه تجربه ها باشد و از این رو، این تجربه ها اعتباری ندارند و نمی توان واقع نمایی آن ها را تضمین کرد.
در این مقاله با بررسی ابعاد گوناگون مسأله نشان داده ایم که استدلال فوق، ناتمام است؛ چرا که اولاً مبتنی بر مسانخت تجربه های حاصل برای مصرف کنندگان مواد روان نما با تجربه های حاصل برای عارفان است و این امری است که شواهد ادعایی، قادر به اثبات آن نیست؛ ثانیاً این مسانخت، در صورت اثبات، تنها میان آن ها و تجربه های عرفانی آفاقی است؛ ثالثاً تسری عدم اعتبار تجربه های شبه عرفانی حاصل از مصرف این مواد، به تجربه های عرفانی آفاقی، فاقد دلیل قابل قبول است؛ رابعاً دلیل قابل قبولی بر توهم بودن تجربه های شبه عرفانی ارائه نشده است. نقد اصل بی تفاوتی علّی استیس و توجه حکیمان مسلمان به امکان و وقوع ارتباط ادراکی با ساحت های باطنی هستی، از دیگر مباحثی است که این مقاله بدان پرداخته است.
این مقاله درصدد آن است تا به نظریه علم تصدیقی یقینی ابن سینا از جهت تعیین مقومات آن بپردازد. با توجه به آراء آشکار و متمایز بوعلی، مقومات مذکور عبارتند از: اعتقاد، دو وجهی بودن اعتقاد، ثبات، داشتن حد وسط (در غیر اولیات). اما در باب مؤلفه صدق، مقوم دانستن آن در نظر بوعلی ما را با اشکالات متعددی مواجه میکند. از آنجا که مقوم بودن آن در آراء شیخ الرئیس تصریح نشده است و بدلایلی چند، میتوان صدق را لازمة نحوة خاص علم تصدیقی دانست. صدق نه مقوم علم تصدیقی یقینی است و نه امری زاید یا مطرود، بلکه لازمه چنان علم و در طول آن است.
ادله مختلف برخی آیات قرآن و برخی از روایات نشان می دهد، در صورتی که مدیون ناتوان از پرداخت دین باشد، تا زمان دارا شدن به او مهلت داده می شود. در اینجا دو سؤال قابل طرح است: اولاً در مقام شک در حال مدیون، اصل بر چیست؟ آیا اصل بر معسربودن اوست و باید به او مهلت داد تا توانایی او در پرداخت احراز شود یا اصل بر توانایی او برای پرداخت دین است و تا زمان احراز ناتوانی او در پرداخت نمی توان به او مهلتی برای پرداخت داد؟ سؤال دوم این است که به فرض که اصل بر یسر و توانایی مدیون در پرداخت دین باشد، آیا به صرف این اصل می توان او را تا زمان پرداخت دین حبس کرد؟ در این مقاله تلاش شده است تا نشان داده شود اصل در دعوای اعسار، با توجه به نوع تقابل مفهومی عسر و یسر، معسربودن مدیون است. البته به مقتضای روایات تا زمان احراز حال مدیون، می توان او را حبس کرد؛ اما این حبس کیفر نیست و صرفا برای کشف وضعیت مالی مدیون است. بنابراین نمی تواند بیش از مقدار لازم برای کشف وضعیت مالی او ادامه پیدا کند.