در قرآن کریم، سه آیه شریفه با تعبیری مشترک از اراده الهی مبنی بر غلبه اسلام بر سایر ادیان خبر می دهند. با توجه به سیاق آیات، وعده مزبور به طور ویژه ناظر بر مغلوبیت نهایی دو دین محرّف یهود و مسیحیت است. بنا بر روایات فریقین، تحقق این وعده الهی به دست مبارک امام مهدی و حضرت مسیح خواهد بود. البته بنا بر برخی قرائن قرآنی و روایی احتمالاً بعد از این غلبه نهایی باز عده ای به صورت پنهانی و منافقانه بر عقاید انحرافی پیشین خود باقی خواهند ماند.
امامان شیعه چهره زشت فقر را به خوبی دریافته و به آثار زیان بار دینی و دنیوی اش پی برده اند. اهتمام آنان به ریشه کنی فقر در جامعه اسلامی در آثار به جا مانده از ایشان مشهود است. با رویکرد حقوقی (نه تکلیفی) به بعضی از احادیث، می توان به توجه شرع به حقوق فقرا پی بُرد: حق غنی شدن و حق مؤاخذه مسبّبان فقر. فقرا حق دارند زندگی متوسطی داشته باشند؛ و اغنیا و حاکمان در جامعه اسلامی وظیفه دارند در رفع فقر آنان بکوشند. تا فقر هست افرادی هستند که به وظیفه خود عمل نکرده اند و فقرا می توانند از شخصیت های حقیقی (مثل اقارب) و حقوقی ای (مثل حکومت) که سبب پیدایش فقر شده اند حق خود را مطالبه کنند و در صورت امتناع، در دادگاهی مستقل (که قاضی اش تحت تأثیر قدرت و ثروت نیست) علیه آنان اقامه دعوی کنند.
در این مقاله با نگاهی دوباره به ادله شرعی، برای دستیابی به نظر شریعت در مورد حقوق فقرا و حمایت از آنان تلاش شده است.
مدیریت به عنوان یکی از ارکان نظام بشری، از یک طرف، دیرینگی موضوعی و تمدنی دارد و از طرف دیگر، در ادیان مطرح است. آخرالزمان و عصر ظهور، یکی از ابعاد ناشناخته در نظام ارزشی مدیریت است. حکومت و دولت موعود و مؤلفه های آن در آخرالزمان، از مباحث مهم نظام اسلامی به ویژه در مکتب تشیع به شمار می آید. در این مقاله، به الگوی مدیریتی عصر ظهور با استناد به آیات و روایات و استخراج یک مدل مفهومی از مدیریت حضرت امام مهدی ناظر بر ابعاد تغییر و نیز ریشه دار در تحولات جهان امروز و آینده، پرداخته شده است. همچنین سعی کرده ایم تا فتح بابی از بحث اصلاحات، عدالت، برنامه اقتصادی، آموزشی، قضاوت، مشارکت و مبحث مهم تغییر در حکومت موعود داشته باشیم. مدیریت اجرایی، رفتاری، قضایی، اقتصادی و اجتماعی، مؤلفه های اصلی این مقاله را شامل می گردد. در این مقاله، سعی بر آن شده تا با این نگاه نو، مؤلفه های موردنظر در حکومت حضرت مهدی با استفاده از آیات و روایات تبیین و تفسیر شود تا با الگوگیری از آن، زمینه تحقق دولت کریمه حضرتش تسهیل گردد.
توجه به ویژگی های روانی انسان ها در تعامل خداوند با بندگان از جمله در تشریع احکام، در آیات مختلف قرآن کریم مشاهده می شود. علاوه بر وجود مفاهیم و کلیدواژه های روان شناختی در برخی آیات قرآن کریم، آیاتی نیز به طور غیرمستقیم دارای اشارات نهفته روان شناختی هستند که لازم است مفسران با نگاهی دقیق و تخصصی به تبیین آنها پرداخته و در نهایت آموزه های روانشناسی قرآن را استخراج نمایند. تفسیر روان شناختی یکی از گرایش های تفسیری است که مفسر با رویکرد روان شناختی به مجموع آیات قرآن نگریسته و با استفاده از منابع تفسیری و با هدف عرضه یافته های گذشته دانش روانشناسی، تولید یافته های جدید روانشناسی از آیات و نظام سازی بر اساس آنها، به تفسیر اشارات روان شناختی قرآن کریم می پردازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی مبانی تفسیر روان شناختی قرآن کریم انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اصولی مانند: «وجود آیات روان شناختی در قرآن کریم»، «جواز و حجیت تفاسیر روان شناختی»، «نظریات مسلم روان شناختی، قرائنی مقبول در تفاسیر روان شناختی»، «تقدم نظریات مسلّم روانشناسی بر ظاهر آیات»، «توجه به حالات روانی انسان ها در کلام الهی»، «چند بُعدی بودن معارف قرآن» و «واقع نما بودن نظریات قرآنی» را می توان به عنوان مبانی تفسیر روان شناختی بیان نمود.