تجسم اعمال از نگاه فلسفه وکلام متضمن این حقیقت است که ثواب و عقاب اعمالِ خوب و بد انسان ها چیزی جدا از آن اعمال نیست، زیرا اعمال انسان ها و عواقب آنها با یکدیگر رابطة تکوینی دارند و عذاب های خارج از اعمال در کار نیست. اگر خداوند در برابر گناهی آتش دوزخ وعده داده است، آن آتش چیزی جدا از آن فعل گناه نیست، بلکه حقیقت آن تمثل پیدا کرده است.
پس، هر آنچه که انسان در این جهان انجام می دهد در جهان دیگر به صورت های متناسب با آن جهان نمودار خواهد گشت. یعنی همة پاداش ها، کیفرها، نعمت ها و نقمت ها، شادمانی و سرور، و درد و شکنجه های اخروی همان حقایق اعمال دنیوی انسان ها است که در حیات اخروی خود را نشان می دهند.
ازاین رو، حشر افراد به اشکال مختلف در آخرت چیزی جز ظهور صورت باطنی آنها نیست که از مجموع عقاید، نیات، ملکات، صفات و اعمال دنیوی آنها شکل گرفته است؛ هر خلق و ملکه ای که بر جان انسان چیره شود، به همان صورت در روز رستاخیز محشور خواهد شد: چیره شدن تقوا به صورت فرشته، حیله و نیرنگ و اهریمن بودن و هوسبازی به شکل حیوان، و خشونت و تندخویی به صورت درنده. بنابراین، سرانجام، این روح و جان در آن عالم از لحاظ ملکات متعددی که دارد انواع زیادی خواهد داشت و خداوند در قیامت او را با صورتی که متناسب با آن ملکات است محشور می کند.
عُجب به منزله یک رذیلت در رفتار ارتباطی درون شخصی در غالب آثار اخلاقی مورد بحث قرار میگیرد. رازی بر مبنای طب انگاری اخلاق و با رهیافت سلامت محور به تحلیل این نفس میپردازد. غزالی با نظام اخلاق تلفیقی، عُجب را بر مبنای دیدگاه کلامی خود تحلیل میکند. غزالی مفهوم سازی دینی از عُجب ارائه میکند. علاوه بر مفهوم سازی عُجب، تحلیل منشأ آن، شیوه پیشگیری و درمان و نیز روش شناسی رازی و غزالی در مواجهه با عُجب مسائل این مقاله است. رازی عُجب را حاصل حب نفس و مداخله آن در پردازش اطلاعات عقل سنجشگر میداند که ارزیابی فرد را از رفتارش وهم آلود میسازد؛ ولی غزالی عُجب را ناشی از جهل به انتساب نعمت ها به خدا میداند. بر این اساس شیوه پیشگیری و درمان عُجب در این دو دیدگاه اخلاقی متمایز میشود.
مفاد براهین وجودی، از تقریر آنسلم گرفته تا تقاریر متأخر آن در فلسفه اسلامی، نوعاً عبارت از استیفاء حقیقت وجود بالفعل واجب الوجود از نفس مفهوم آن است. موضوع این مقاله بررسی و نقد این براهین نیست بلکه مسئله اصلی آن است که چگونه می توان از مفهوم وجود، وجود واجب الوجود را اثبات کرد. نهایتاً به دست میآید که هر گونه تلاش برای دفاع از این براهین ناموفق بوده و ناچار باید از فرض یک موجود بالفعل، وجود واجب الوجود را اثبات کرد که این ویژگی تنها در برهان وجوب و امکان ابن سینا موجود است و براهین وجودی بدون ابتناء به آن راهی برای خروج از مفهوم وجود و اثبات وجود عینی ندارند، چه رسد به اثبات وجود واجب تعالی.
برهان وجوب و امکان ابن سینا با فرض یک موجودٌ ما و استعانت از نفی سفسطه، دور و تسلسل، وجود بالفعل واجب الوجود را اثبات می نماید و در عین حال خاستگاه براهین وجودی است بدون آن که از قبیل آن ها به شمار آید. نهایتاً با تحلیل فلسفی کیفیت درک مفهوم وجود و ابتناء اخذ آن بر ادراک حسی، می توان ادراک آن را نشانه ای بر تحقق موجود محسوس بالفعل دانست و از این نقطه با انضمام برهان وجوب و امکان ابن سینا به آن، وجود بالفعل واجب الوجود را استیفاء کرد.
هدایت علمى، از اقسام هدایت الهى بوده و از عوامل متعدد افزایشگر و کاهشگر برخوردار است.علّامه طباطبائى در تفسیر المیزان، به مناسبت آیات فراوان، به ذکر ابعاد این بحث و بخصوص،بررسى عوامل تأثیرگذار در هدایت علمى پرداخته است. در نوشتار حاضر، که برگرفته از این منبعتفسیرى گرانقدر مى باشد، با روش تحلیلى توصیفى به بررسى اقسام هدایت الهى و نقش ایمان وعمل صالح در هدایت علمى، همراه با تنظیم منطقى، و تبیین لازم پرداخته است.
در قرآن کریم هدایت الهى، داراى دو قسم تکوینى و تشریعى است. هدایت تکوینى نیز، خود،به هدایت علمى و عملى تقسیم مى شود. هدایت علمى، همان توفیق درک و فهم معارف حق، وهدایت عملى، توفیق پیروى و التزام عملى نسبت به این معارف است. هدایت علمى نیز دو گونهاست: عام و خاص. هدایت علمى عام، از راه عقل، فطرت و امثال آن، و هدایت علمى خاص، ازطریق ایمان و عمل صالح، قابل تحصیل است.
ابوحیان در نحو بیشتر به مکتب بصره تمایل دارد و روش سیبویه را الگوی خویش قرار می دهد اما به شکل تعبدی از علمای بصره پیروی نمی کند . او در اصول نحوی برخلاف کوفیان عمل می کند و از هیچ قبیله ای شاهد نمی آورد مگر اینکه لهجه آنها خالص بوده و با عجمه و لکنت نیامیخته باشد. ابوحیان همیشه موضع مخالف در برابر کوفیان ندارد بلکه در مواردی که آنان را بر حق می بیند با آن ها موافقت می نماید . نظر نحوی ابوحیان فقط در یک مورد با آرای علمای بغداد توافق دارد و آن عبارتست از جائز شمردن صیغه تعجب از افعال ناقصه منفی ‘ مانند : ((لیس))و ((مازال)). ابوحیان از ابن مضاء متأثر گردید و به الغاء عامل روی آورد ولی موضعی متعادل بین مذهب ابن مضاء و روش طرفداران نظریه عامل داشت .
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تأثیر اردوی راهیان نور بر نگرش رفتاری و شناختی دانشجویان است. پژوهشگران تلاش می کنند با استفاده از روش مطالعه پانل، به بررسی این موضوع بپردازند که آیا نگرش دانشجویان نسبت به شهادت قبل و بعد از اردوی راهیان نور متفاوت است یا خیر؟ جامعه آماری، دانشجویان حاضر در اردوی راهیان نور سال 1389 دانشگاه فردوسی مشهد بوده و پژوهشگران جامعه را بصورت تمام شماری مورد بررسی قرار داده اند. در روش پژوهش پانل 300 نفر از دانشجویان یک بار قبل و یک بار بعد از اردو مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده ها پس از گردآوری، ویرایش و کدگذاری مجدد وارد نرم افزار SPSS شده و توصیفات آماری، آزمون ویلکاکسون و آزمون مقایسه میانگین در دو گروه همبسته صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد، نگرش شناختی و رفتاری دانشجویان نسبت به مقوله شهادت قبل و بعد از اردو با یکدیگر تفاوت معناداری دارد. در مورد نگرش پاسخگویان به اردو نیز تفاوت معناداری قبل و بعد از اردو مشاهده شده است. در نهایت با کنترل متغیرهای مستقل تفاوت معناداری در هر سه شاخص مشاهده نشده است. در نتیجه، حضور در اردوی راهیان نور نگرش رفتاری و شناختی به شهادت و نگرش به اردو را تحت تأثیر خود قرار داده است.
در چند دهة اخیر پیرامون مفهوم تبیین، پرسش های مهمی در فلسفة علم طرح شده است که بیشتر آنها تاکنون پاسخ قانع کننده ای نیافته اند. این نوشتار قابلیت های عقلگرایی را در پاسخ به این پرسش ها بررسی می کند. دیدگاه عقلگرایانه ای که محور این نوشتار است تبیین یک رویداد را مستلزم کشف علت آن میداند. استدلال اصلی این است که بیشتر مشکلات مربوط به تبیین ناشی از سیطرة رویکردی تجربه گرایانه است و موفقیت رهیافت عقلی در حل این مشکلات، حتی از نگاهی عملگرایانه نیز دلیلی کافی برای لزوم بازخوانی و احیای این رهیافت به حساب میآید و چالشی جدی در برابر رهیافت تجربی است که با سیطره بر فلسفة علم، بیشتر در مسئله سازی و تولید معضلات فکری و فلسفی موفق بوده است تا در ارائة راه حلی برای آنها.