مقدمه: تعارض در بسیاری از سازمان ها از جمله دانشگاه ها به صورت یک مسیله جدی وجود دارد.باید بخاطر داشت این وجود تعارض نیست که باعث اختلال و از هم پاشیدگی روابط در سازمان می شود بلکه مدیریت غیر اثر بخش تعارض هاست که سبب نتایج نا مطلوب می شود. هدف اصلی تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه بین هوش هیجانی مدیران با راهبردهای مدیریت تعارض آنان در دانشگاه علوم پزشکی ایران اجرا شده است. منظور از هوش هیجانی در این پژوهش توانایی شناخت و کنترل احساسات و هیجانات مدیران جامعه مورد بررسی است.
روش کار:پژوهش حاضر توصیفی و ازنوع همبستگی است که در سال 1388 بر روی 103 تن از مدیران دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. داده ها با استفاده ازپرسشنامه هوش هیجانی باران وراهبردهای مدیریت تعارض رابینزوپرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی به شیوه طیف لیکرت جمع آوری شد.داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل عاملی، تحلیل مسیرواستفاده ازنرم افزار SPSS ولیزرل تحلیل شد.
یافته ها: بین هوش هیجانی مدیران با راهبرد کنترل، راهبرد راه حل گرایی و راهبرد عدم مقابله به ترتیب عدم رابطه، رابطه مثبت ورابطه منفی دیده شد. هوش هیجانی مدیران با هیچ کدام از ویژگی های فردی آن ها (سن،جنس،سابقه خدمت و میزان تحصیلات) از نظر آماری رابطه نداشت. اما سن با راهبرد کنترل رابطه منفی داشت. بین سابقه خدمت و راهبرد کنترل رابطه مثبتی مشاهده شد. بین راهبرد عدم مقابله و راهبرد راه حل گرایی با هیچ کدام از ویژگی های فردی مدیران رابطه معنی داری مشاهده نشد.
مقدمه: توجه پایدار و بازداری پاسخ دو متغیر از آزمون عملکرد پیوسته و مؤلفه های مهمی از کنش های اجرایی اند. هدف این پژوهش بررسی این متغیرها در کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی در مقایسه با کودکان عادی بود.
روش: 21 کودک مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی و 21 کودک عادی 11-6 ساله با شیوه در دسترس از مدارس تهران انتخاب شدند و مقیاس سوانسون، نولان و پلهام- ویرایش چهارم، آزمون ریون رنگی کودکان و آزمون عملکرد پیوسته در مورد آنها اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیری و سپس آزمون های تحلیل کواریانس تک متغیری جداگانه تحلیل شدند. نمرات هوش به عنوان متغیر همپراش مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که اثر متغیر همپراش تنها بر زمان واکنش آزمون عملکرد پیوسته معنادار است. اثر عضویت گروهی بر ترکیب خطی متغیرهای وابسته، طبق آماره پیلایی در سطح کوچکتر از 001/0 معنادار بود. به منظور کنترل تورم آلفا، تصحیح بنفرنی روی سطوح معناداری انجام شد. نتایج آزمون های تک متغیری نشان داد که تفاوت های گروهی در هر سه متغیر وابسته توجه پایدار، بازداری پاسخ و زمان واکنش همگی معنا دارند.
نتیجه گیری: کودکان مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی در هر سه متغیر آزمون عملکرد پیوسته ضعیف تر از کودکان عادی عمل کردند.
مقدمه: بر اساس دیدگاه های مختلف، مقیاس هایی برای سنجش صفات اسکیزوتایپی ساخته شده اند. این مقیاس ها جنبه های محدودی از شخصیت اسکیزوتایپی را می سنجند. پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی جامعیت بیشتری داشته و بر پایه الگوهای بالینی آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ساخته شده اند. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل عوامل و اعتباریابی این پرسشنامه می باشد.
روش: این پژوهش از نوع توصیفی است. نمونه ای به حجم 609 نفر (187 نفر گروه مذکر و 422 نفر گروه مؤنث) به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای از دانشجویان دانشگاه های پیام نور تبریز، سراب و آزاد تبریز انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند.
یافته ها: در تحلیل مؤلفه های اصلی راه حل های دو و سه عاملی برای پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی استخراج شد، اما راه حل دو عاملی (اسکیزوتایپی منفی و اسکیزوتایپی مثبت) تناسب و ارتباط منطقی تری با نشانگان اسکیزوتایپی نشان داد. در مقایسه نمرات گروه های مؤنث و مذکر، بین میانگین نمرات پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی تفاوتی مشاهده نشد. روایی همزمان با اجرای توام پرسشنامه صفات اسکیزوتایپی- نسخه الف، ضرایب 80/0، 75/0 و 82/0 را به ترتیب برای کل پرسشنامه، عامل های اسکیزوتایپی منفی و اسکیزوتایپی مثبت نشان داد. ضرایب همسانی درونی کل و عامل های منفی و مثبت به ترتیب 74/0، 77/0 و 83/0 محاسبه شد. همچنین، ضریب اعتبار بازآزمایی برای کل پرسشنامه 80/0 و عامل های مذکور 72/0 و 70/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: بنابر یافته های پژوهش حاضر، پرسشنامه شخصیت اسکیزوتایپی در جامعه ایرانی به عنوان ابزار سنجش ملاک های نه گانه شخصیت اسکیزوتایپی متن تجدید نظر شده چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی اعتبار مطلوبی دارد و در تحقیقات روان شناسی و روان پزشکی به عنوان یک ابزار معتبر قابل کابرد می باشد.
همانطور که ایجاد رابطه دلبستگی ایمن در کودکان برای رشد و ارتقای سلامت آنان در بزرگسالی یک امر حیاتی تلقی می شود، شکل گیری و تحول دلبستگی ایمن به خدا نیز می تواند در شکوفایی معنوی، سازگاری، سلامت و بهزیستی انسانها نقش اساسی داشته باشد. تا به حال مقیاس های متعددی(مثلاً روات و کرکپاتریک، 2002؛ بک و مک دونالد، 2004) در بافت فرهنگ مسحیت ساخته شده که توسط پژوهشگران اسلامی نیز در برخی تحقیقات مورد استفاده قرار گرفته اند. در صورتی می توان تحقیقات بین فرهنگی در مورد سازه دلبستگی به خدا و نتایج روانشناختی آن انجام داد که سازه مورد نظر از لحاظ تئوریکی، الهیاتی و آزمایشی ارتباطش با فرهنگ و دین خاصی مورد بررسی قرار گرفته و اعتبار نظری و عملیاتی آن محرز شده باشد. پایه های نظری و الهیاتی به کارگیری دلبستگی به خدا در بافت فرهنگ مسیحی قبلاً مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی که در مورد پایه های نظری و الهیاتی دلبستگی به خدا در فرهنگ اسلامی تحقیقی صورت نگرفته است و آزمون های معتبر و روا در این زمینه ساخته نشده است. پژوهش حاضر اهداف زیر را دنبال می کند: الف) کشف و ارائه پایه های نظری و الهیاتی دلبستگی به خدا در فرهنگ اسلامی ب) ساخت و اعتباریابی مقیاس دلبستگی به خدا بر مبنای پایه های نظری که از متون اسلامی استخراج شده است. در رسیدن به هدف اول متون اسلامی بررسی شد و با استفاده از روش تحلیل محتوای متون اسلامی و استنباط هرمنوتیکی پایه های نظری دلبستگی به خدا استخراج گردید. در راستای رسیدن به هدف دوم مقیاس تهیه شده (46 سوالی) بر روی 313 نفر از مسلمانان در کشور استرالیا اجرا شد. نتایج نشان داد که مقیاس مورد نظر دارای 6 عامل مشخص در ارتباط با الگوهای خود و دیگران بوده و در کل از روایی و اعتبار بالایی برخوردار است. نتیجه حاصل نشان داد که در اسلام تئوری دلبستگی به خدا وجود دارد که با مبانی دینی سازگار است و می توان با استفاده از این مبانی، مقیاس معتبری برای اندازه گیری تفاوت های فردی در ابعاد دلبستگی به خدا در اسلام ساخت.
رضایت شغلی یکی از عوامل بسیار مهم در امر کیفیت آموزش و موفقیت شغلی معلمان است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین امیدواری و شادکامی با رضایت شغلی در بین معلمان بود. بدین منظور 240 معلم (120 زن و 120 مرد) از سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان طبس به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار آزمون پرسش نامه های امیدواری اشنایدر، شادکامی آکسفوردو رضایت شغلی کندال و هولی بود. نتایج به روش هم بستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هر دو متغیر امیدواری و شادکامی علاوه بر آنکه با هم رابطه مثبت و معنادار دارند هر دو با مولفه رضایت شغلی رابطه دارند به طوری که معلمانی که امیدواری و شادکامی بیشتری دارند نمره رضایت شغلی بالاتری هم دارند.
در این پژوهش اثر بخشی دو شیوه ی زوج درمانی (زوج درمانی تلفیقی ـ رفتاری و زوج درمانی شناختی رفتاری غنی شده) با روش تک موردی بررسی و با یکدیگر مقایسه شد. هشت زوج که دارای آشفتگی زوجی بودند بر اساس نمونه ی در دسترس انتخاب و بعد از همتاسازی 4 زوج در هر گروه جای گرفتند. روش ها به صورت انفرادی انجام شد. مجموعا 16 جلسه درمانی در هر گروه برگزار شد. پس از تعیین خط پایه در جلسه اول، در جلسات چهارم، هشتم، دوازدهم و شانزدهم، آزمودنی ها به مقیاس سازگاری دو نفری (DAS) پاسخ دادند. تحلیل نتایج به شیوه ی ترسیم نمودار، تحلیل چشمی و معناداری بالینی نشان داد که هر دو شیوه ی درمانی در افزایش رضایت زناشویی موثر بود، اگرچه زوج درمانی تلفیقی رفتاری، موثرتر از زوج درمانی شناختی ـ رفتاری است. تفاوتی در اثربخشی دو درمان برای زنان و مردان مشاهده نشد و در دو ماه پیگیری نتیجه درمان حفظ شد.
در مقاله حاضر ضمن اندازه گیری میزان افسردگی در دانشجویان فیروزکوه، عوامل مرتبط با افسردگی (جنسیت، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال و رشته تحصیلی) شناسایی شده و همچنین ارتباط بین افسردگی و سطح نمرات دانشجویان مطالعه شده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه دانشجویان واحد فیروزکوه می باشد که در زمان انجام تحقیق تعداد آنها بالغ بر 8000 نفر بوده است برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شده است و تعداد 398 نفر از دانشجویان بر اساس روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. سوالات تحقیق در پی شناسایی رابطه بین افسردگی و عواملی شامل رشته تحصیلی، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، جنسیت و سطح نمرات دانشجویان بوده است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد بک استفاده شده است. برای تایید پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که اندازه آن %83 محاسبه شده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش های غیرپارامتری ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن، آزمون من ویتنی و آزمون کروسکال والیس استفاده شده است.تیجه حاصل از به کارگیری نرم افزار آماری spss نشان داده است که بین میزان افسردگی و سطح نمرات دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد و همچنین میزان افسردگی در زنان، دانشجویان مجرد و دانشجویان بیکار بیشتر از گروه های مشابه بوده است.