فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۵۴۱ تا ۲۴٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق تعیین رابطة کمال گرایی و فرسودگی در ورزشکاران نخبة معلول جسمانی حرکتی بود. 118 نفر (با میانگین سنی 74/5±83/24 سال، سابقة ورزشی 53/6±43/12 سال و سابقه رقابتی 40/4±39/8 سال) از ورزشکاران حاضر در بازی های آسیایی گوانجو در سال 2010، به صورت داوطلبانه مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (هاس و پراپاوسیس، 2004) و پرسشنامة فرسودگی ورزشکار (رادک و اسمیت، 2001) را تکمیل کردند. ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادند که (1) کمال گرایی مثبت، روابط منفی معنا دار با کاهش احساس پیشرفت، خستگی جسمانی/ هیجانی، احساس بی ارزشی و سطح کلی فرسودگی دارد، و (2) رابطة کمال گرایی منفی فقط با بُعد کاهش احساس پیشرفت، معنا دار بود. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند که تنها کمال-گرایی مثبت پیش بینی کنندة معنا دار سطح کلی فرسودگی است. بر اساس یافته ها، وجود گرایش های کمال گرایی مثبت در پیشگیری از اثرات مخرب فرسودگی در ورزشکاران معلول جسمانی حرکتی مؤثر است.
تأثیر یوگا بر تاب آوری و مولفه های بهزیستی روان شناختی بانوان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تمرینات ساخت و ساز روانی و جسمانی یوگا بر تاب آوری و مولفه های بهزیستی روان شناختی بانوان انجام شد.
روش: به منظور انجام این پژوهش، 30 نفر به شیوة نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب و با جایگزینی تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل گمارده شدند (15 نفردر گروه آزمایش و 15 نفردر گروه کنترل). گروه آزمایش از بین داوطلبان شرکت در کلاس یوگا بصورت تصادفی انتخاب شد و گروه کنترل نیز که از نظر دو متغیر سن و میزان تحصیلات با گروه آزمایش همسان شده بود، بصورت تصادفی برگزیده شد. از آزمون پارامتریک تحلیل کواریانس جهت تحلیل یافته ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس میزان تاثیر تمرینات یوگا را بر تاب آوری 67/0 نشان داد. در سلامت عمومی میزان تاثیر 457/0 نشان داده شده است. نتایج این پژوهش با یافته های قبلی همخوانی دارد و نشان می دهد که تمرینات یوگا بر افزایش تاب آوری (
کفایت روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه پذیرش و عمل– نسخه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی پرسشنامه پذیرش و عمل– نسخه دوم بود. پس از ترجمه و ترجمه برگردان پرسشنامه، داده های پژوهش در سه مرحله جمع آوری شد. در مرحله ی اول، 195 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی به پرسشنامه پذیرش و عمل پاسخ دادند. در مرحله دوم، افراد ساکن شهر تهران (n=158) به پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه افسردگی بک- نسخه دوم، مقیاس مشکل در تنظیم هیجان پاسخ دادند. در مرحله سوم دو گروه بیماران مبتلا به اختلال افسردگی (n=30) و اختلال اضطراب فراگیر (n=30) به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. تحلیل عاملی اکتشافی 2 عامل اجتناب از تجارب هیجانی و کنترل روی زندگی را گزارش دادند. هم چنین همسانی درونی و ضریب تنصیف پرسشنامه در هر چهار گروه رضایت بخش بود (89/0-71/0). به علاوه، اجتناب تجربی از هیجان با نشانه های افسردگی و اضطراب، مشکل در تنظیم هیجان و شاخص های ناراحتی در پرسش نامه سلامت روان رابطه ی معنی داری را نشان داد. هم چنین، نتیجه ی روایی افتراقی نشان داد عامل اجتناب از تجارب هیجانی در دو گروه بالینی و غیربالینی تفاوت معنی داری دارد، ولی عامل کنترل روی زندگی تفاوت معنی داری در دو گروه نشان نداد. این پژوهش شواهد نویدبخشی را در مورد قابلیت کاربرد نسخه فارسی پرسشنامه ی پذیرش و عمل در جمعیت عمومی ایران و افراد مبتلا به اختلال افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر فرآهم می آورد.
تبیین صفات اسکیزوتایپی و مرزی بر پایه سبک های دلبستگی و صفات بنیادی شخصیت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر پیش بینی صفات اسکیزوتایپی و مرزی از روی سبک های دلبستگی و صفات بنیادی شخصیت بود. روش : در پژوهش همبستگی حاضر، 603 دانشجوی کارشناسی به روش تصادفی طبقه ای انتخاب و به نسخه تجدیدنظرشده کوتاه پرسش نامه شخصیتی آیزنک ( EPQ-RS )، نسخه کوتاه پرسش نامه شخصیت اسکیزوتایپی ( SPQ-B )، پرسش نامه شخصیت مرزی ( BPI ) و پرسش نامه دلبستگی بزرگسالان ( AAI ) پاسخ گفتند. داده ها با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد روان رنجورخویی، سبک دلبستگی اجتنابی، روان پریشی گرایی، سبک دلبستگی ایمن (به صورت منفی)، سبک دلبستگی دوسوگرا و برون گرایی (به صورت منفی) به ترتیب بهترین پیش بین های صفات اسکیزوتایپی و روان رنجورخویی، روان پریشی گرایی و سبک های دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی نیز به ترتیب بهترین پیش بین های صفات مرزی بودند. نتیجه گیری : روان رنجورخویی و روان پریشی گرایی بالا در کنار سبک دلبستگی اجتنابی، الگوی پیشنهادی احتمالی برای پیش بینی صفات اسکیزوتایپی است و روان رنجورخویی و روان پریشی گرایی بالا در کنار سبک دلبستگی دوسوگرا، الگوی پیشنهادی احتمالی برای پیش بینی صفات مرزی است.
ویژگیهای روانسنجی آزمایه رایانهای شباهتها برای سنجش سوگیری زود قضاوت کردن بیماران دچار اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های شناختی اخیر فرض میکنند که هذیان ها در بیماران دچار اسکیزوفرنیا به دلیل سوگیری زود قضاوت کردن به وجود میآید. از اینرو هدف پژوهش حاضر ساخت یک آزمایه معتبر و پایا برای اندازه گیری سوگیری زود قضاوت کردن بود. روش: روش این پژوهش از نوع همبستگی و شامل روشهای چندگانه آزمون سازی بود. گروه نمونه شامل 45 بیمار در دسترس دچار اختلال اسکیزوفرنیا بود که از بین حدود 1500 بیمار بستری در بیمارستان های رازی و ابن سینای شهر شیراز در یک دوره 6ماهه انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل دو آزمایه شباهت ها (صفاریان، 1389 ) و مهره ها (گرتی، 1991 ) و مقیاس اندازه گیری علائم مثبت و منفی (اندریسن، 1984 ) بود. آزمایه شباهت ها شامل 17 گروه تصویر است که روی نمایشگر رایانه با سرعتهای متفاوتی میچرخد. در هر کوشش، یک تصویر الگو و سه تصویر مشابه با تصویر الگو ارائه میشود و وظیفه آزمودنی این است که در هر کوشش تصویری را انتخاب کند که با تصویر الگو بیشترین شباهت را داشته باشد. برای بررسی همسانی درونی آزمایه از روش همسانی درونی و برای بررسی روایی همزمان، همبستگی نمره های آزمودنی ها در آزمایه شباهتها با نمره های آنها در آزمایه ای که قبلاً برای سنجش سوگیری زود قضاوت کردن ساخته شده بود (آزمایه مهره ها) محاسبه شد. روایی پیش بین با استفاده از روش رگرسیون خطی در پیش بینی شدت هذیان های بیماران دچار اسکیزوفرنی توسط آزمایه جدید بررسی شد. روایی تشخیصی آزمایه نیز با مقایسه نمره های بیماران با و بدون هذیان بررسی شد. یافته ها: آزمایه شباهتها از همسانی درونی، روایی همزمان، روایی پیشبین و روایی تشخیصی مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: به وسیله آزمایه شباهت ها میتوان سوگیری زود قضاوت کردن را به نحوی پایا و روا در بیماران دچار اسکیزوفرنیا مورد سنجش قرار داد و از آن در پژوهشهای آینده در زمینه بررسی نظریه های مربوط به هذیان و توهم استفاده کرد.
رابطه ابعادطرح واره های ناسازگار اولیه وتمایز یافتگی با رغبت به ازدواج در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پ ژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه، تمایز یافتگی و رغبت به ازدواج در بین دانشجویان دختر و پسر انجام گرفت. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 91-1390 بود. نمونه مورد بررسی 120 دانشجو(31 پسر و 89 دختر) بودند. ابزار پژوهش« پرسشنامه طرح واره ها یانگ،1991» و «پرسشنامه تمایز یافتگی» و «پرسشنامه رغبت به ازدواج »بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده ازآزمون t گروه های مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام شد. یافته ها: نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیر دیگر جهت مندی توانست بازخورد به ازدواج را تبیین کند. همچنین متغیرهای دیگر جهت مندی و بریدگی وطرد توانستند در دوگام آمادگی و تمایل به ازدواج را تبیین کنند. نگرش به پیامدهای ازدواج به وسیله بریدگی و طرد و محدودیت های مختل تبیین شد. موانع ازدواج به وسیله خودگردانی مختل تبیین شد.خودگردانی مختل و دیگر جهت مندی نیز توانستند در دوگام رغبت به ازدواج را تبیین کنند. بازخورد به ازدواج به وسیله واکنش پذیری عاطفی و گریز عاطفی تبیین گردید. آمادگی و تمایل به ازدواج به وسیله متغیرهای جایگاه من و گریز عاطفی تبیین شد. موانع ازدواج و رغبت به ازدواج به وسیله متغیر جایگاه من تبیین گردید. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و تمایز یافتگی را در پیش بینی رغبت به ازدواج در دانشجویان مورد تأیید قرار دادبه طوری که این یافته ها را می توان در مداخلات بالینی مرتبط با ازدواج و خانواده مورد استفاده قرار داد.
خاطره ای از کربنات لیتیوم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
در سال1356 که بنده به عنوان دستیار روانپزشکی در دانشگاه اصفهان شروع به کار کردم استفاده از لیتیوم بین روانپزشکان اصفهان که تعدادشان از انگشتان یک دست کمتر بود معمول نبود. آن روزها برای درمان فاز مانیا از هالوپریدول 1 (سرنیس 2 )، کلرپرومازین 3 (لارگاکتیل 4 )، پرفنازین 5 (تریلافون 6 ، فنتازین 7 ) و الکتروشوک 8 ( ECT ) استفاده می شد. تجویز والپروات سدیم 9 و کاربامازپین 10 هم معمول نبود. کتاب درسی ما آن روزها فریدمن-کاپلان 11 چاپ 1975 و سیناپس همان سال بود.کاپلان دومین چاپ خود را داشت. در سال1356 با تأسیس گروه روانپزشکی دانشگاه اصفهان که توسط اساتید متخصص از آمریکا اداره می شد، کربنات لیتیوم به عنوان داروی اصلی اختلالات خلقی که آن روزها اختلالات عاطفی 12 گفته می شد، وارد کار بالینی در اصفهان شد. معدود روانپزشکان شهر به دلایل مختلف مثل عدم آشنایی با لیتیوم یا احتمالاً نگرانی از عوارض خطرناک مسمومیت با آن، از لیتیوم استفاده نمی کردند و کاربرد آن تقریباً به طور اختصاصی در دست تیم دانشگاه بود. پس از انقلاب اسلامی، استادان ما به تدریج به کشورهای خارجی مهاجرت کردند و گروه نوپای روانپزشکی اصفهان توسط آقای دکتر غلامحسین مبارکی و اینجانب در سخت ترین شرایط کاری (جنگ، نبود نیروی انسانی، نبود امکانات) و تهدید به انحلال گروه روانپزشکی توسط رئیس وقت دانشگاه اداره می شد. یکی از ده ها مشکلی که با آن روبه رو شدیم مسأله لیتیوم بود. داستان از این قرار بودکه به دلیل جنگ و تحریم و آغاز طرح ژنریک، واردات دارویی کشور به شدت کاهش یافت و ورود کربنات لیتیوم قطع شد. کربنات لیتیوم موجود در بازار ایران در آن روزها به نام پریادل 13 بود که به شکل قرص های400 میلی گرمی از انگلستان وارد می شد. با نبود این دارو در بازار، درمان بیماران خلقی با اختلال جدی مواجه شد. آن روزها دکتر غلامحسین مبارکی مدیر گروه و بنده رئیس بخش روانپزشکی دانشگاه اصفهان، با خود اندیشیدیم که چگونه این معضل بزرگ را حل کنیم. پس از مدت ها مشورت با اساتید مختلف و اخذ نقطه نظرات، دست به کار شدیم. به دپارتمان شیمی دانشگاه اصفهان مراجعه کردیم که ببینیم از کجا می شود لیتیوم به دست آورد. ما را به کارخانه ذوب آهن معرفی کردند و شیمی دان های کارخانه به ما کربنات لیتیوم دادند. ما این ماده را به اساتید دانشکده داروسازی دانشگاه اصفهان تحویل دادیم و آنان کپسول های دست ساز کربنات لیتیوم300 میلی گرمی به ما پس دادند. با تهیه این کپسول ها خستگی ماه ها دوندگی و مذاکره برطرف شد و شیرینی این خاطره را هرگز فراموش نخواهم کرد. البته در عمل با یک مشکل جدی روبرو شدیم و آن این بود که چون کپسول ها با دست ونه با دستگاه پر می شد، بعضی بیشتر و بعضی کمتر از300 میلی گرم لیتیوم داشتند و این می توانست به عدم کنترل مناسب سطح خونی دارو بیانجامد و برای برخی بیماران کشنده باشد. با کنترل مکرر سطح خونی دارو و به کارگیری دوزاژ پایین تر این مسأله را نیز حل کردیم.
آسیب شناسی موانع به کارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع به کارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در فرآیند یاددهی - یادگیری دانشجویان از دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بوده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، در نیمسال دوم تحصیلی 91-1390 می باشد که تعداد آنان 973 نفر بود. با مراجعه به جدول مورگان تعداد 177 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسش نامه از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با اجرای آزمایشی پرسش نامه در نمونهای با حجم 30 نفر از طریق آلفای کرونباخ برابر با 84/0 برآورد گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها در آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t تک نمونهای استفاده شد. نتایج نشان داده است که دانش و مهارت اعضای هیأت علمی در به کارگیری فاوا، اعتقاد آنان نسبت به تأثیر فاوا، برنامه ریزی درسی مناسب با اصول فاوا، وجود سخت افزار و وسایل آموزشی در دانشگاه، وجود فضا و امکانات مالی در دانشگاه در به کارگیری از فاوا در فرآیند یاددهی و یادگیری دانشجویان مؤثر است.
رابطه احساس رضایت بدنی و کمال گرایی با رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در دانشجویان دختر دانشگاه تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در حال حاضر یک مشکل فراگیر می باشد. رفتارهای تغذیه ای نامطلوب شامل ناتوانی مهار کردن خوردن، محدودیت در رفتارهای خوردن با هدف تحت تأثیر قرار دادن شکل و وزن بدن و تمایل به خوردن بیش از اندازه در موقعیت های هیجانی منفی می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین رضایت بدنی تصوری و کمال گرایی با رفتارهای تغذیه ای نامطلوب و نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین رضایت بدنی و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب انجام شد
مواد و روش ها: مطالعه روی دانشجویان دانشگاه تبریز با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. 340 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تبریز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس تجدید نظر شده کمال گرایی Slaney و همکاران، مقیاس احساس عزت بدنی Franzoi و Shields و پرسش نامه سه عاملی رفتارهای خوردن Tholin و همکاران به کار گرفته شد.
یافته ها: رضایت از جذابیت زنانگی (301/0- = β)، رضایت از وزن بدنی (29/0- = β)، ناهمخوانی بین واقعیت و ایده آل (15/0- = β) و تمایل به نظم و سازمان دهی (13/0- = β) به ترتیب بر رفتار تغذیه ای نامطلوب، بیشترین تأثیر را دارند. همچنین کمال گرایی به صورت نسبی رابطه بین رضایت بدنی و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب را میانجی گری کرده است.
نتیجه گیری: این مطالعات تلویحات کاربردی برای کارهای بالینی دارد. این یافته ها روشن نمود که توجه به عواملی مانند کمال گرایی و رضایت بدنی در کارهای بالینی از اهمیت برخوردار است. از طریق بهبود افکار مثبت نسبت به بدن و خود و کاهش کمال گرایی منفی می توان رفتارهای تغذیه ای نامطلوب را کاهش داد.
فراتحلیل تأثیر فرهنگ سازمانی براستقرار مدیریت دانش در سازمان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر موضوع دانش به بحث محافل علمی و عرصه های عملی تبدیل شده است. دانش باعث خلق مزیت رقابتی می شود و سازمان هایی که قادر به کسب دانش کاری مورد نیاز خود و استفاده از آن نباشند، در عرصه رقابت محکوم به شکست هستند. یکی از ابزارهایی که می تواند سازمان ها را در تامین این هدف یاری کند، مدیریت دانش است. اما این به تنهایی کافی نیست، زیرا موفقیت سازمان در اجرای هر استراتژی از جمله مدیریت دانش تا اندازه زیادی به حمایت و پشتیبانی فرهنگ سازمانی از آن استراتژی بستگی دارد. تلاش سازمان ها برای تبدیل شدن به سازمان دانش محور در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که ویژگی های فرهنگی مورد نیاز برای اجرای مدیریت دانش در سازمان وجود داشته باشد. پژوهش حاضر به دنبال آن است که تأثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش را در سازمان ها بررسی کند. بدین منظور، از بین 42 پژوهش، 13 پژوهش که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود، انتخاب، و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. ابزار پژوهش عبارت از چک لیست فراتحلیل بود. یافته های پژوهش نشان داد که اندازه تأثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار مدیریت دانش در سازمان ها 77/0 بود( P≤ . /002 ). این اندازه اثر مطابق جدول کوهن در حد زیاد قرار دارد. از پیشنهادهای مهم این پژوهش، افزایش میزان سرمایه گذاری به منظور گسترش زیرساخت های فرهنگی سازمان است. فرهنگ سازمانی به عنوان اهرمی قدرتمند برای تقویت رفتار سازمانی عمل کرده، باعث می شود که افراد در تلاش برای نگهداشت پایگاه قدرت شخصی و کارایی خویش، دانسته های خود را تسهیم و منتشر سازند.
رابطه بین سلامت سازمانی دانشگاه های غرب کشور با سلامت روانی کارکنان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان رسمی دانشگاه های غرب کشور(دانشگاه بوعلی سینا همدان، دانشگاه کردستان، دانشگاه رازی کرمانشاه و دانشگاه ملایر)انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را 1334 نفر از کارکنان(908 نفر مرد و426 نفر زن) تشکیل دادند که از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای- نسبتی تعداد727 نفر(491 نفر مرد و236نفر زن) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی و پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش های آمار توصیفی و نیز از ضریب همبستگی پیرسون، آزمونt برای گروه های مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد هفت گانه سلامت سازمانی از دیدگاه کارکنان دانشگاه های غرب کشور بالاتر از سطح متوسط است، ولی کارکنان از نظر سلامت عمومی در وضعیت مرزی قرار دارند. همچنین بین سلامت عمومی و سلامت سازمانی کارکنان ارتباطی وجود ندارد. سایر نتایج پژوهش نیز نشان داد بین میزان سلامت عمومی کارکنان در ابعاد چهارگانه به لحاظ جنسیّت تفاوت معناداری وجود دارد و میزان سلامت روانی مردان بهتر از زنان است، اما از نظر سنوات خدمت و میزان تحصیلات تفاوت معنادار وجود ندارد، لذا می توان گفت میزان سلامت روانی کارکنان با سنوات خدمتی متفاوت، یکسان است. همچنین میزان سلامت روانی در میان کارکنان با توجه به سطوح تحصیلات آن ها نیز یکسان است و در نهایت اینکه متغیرهای نفوذ مدیر، ساخت دهی، پشتیبانی منابع، روحیه و تأکید علمی با اطمینان 95/0 می توانند تغییرات مربوط به سلامت عمومی را پیش بینی کنند، ولی متغیرهای یگانگی نهادی و ملاحظه گری ارتباط معناداری با سلامت عمومی نداشتند.
رابطه عزت نفس و خودکارآمدی با متقاعدسازی در مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، بررسی رابطه عزت نفس و خودکارآمدی با متقاعدسازی در مدیران آموزشی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیه مدیران آموزشی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران بود، که تعداد 120 نفر (76 زن و 44 مرد) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای اندازه گیری عزت نفس از آزمون عزت نفس کوپراسمیت (1967) و برای اندازه گیری خودکارآمدی از آزمون باورهای خودکارآمدی عمومی (شرر و دیگران، 1982) و برای اندازه گیری متقاعدسازی از آزمون دانش متقاعدسازی (سپاه منصور و هومن، 1389) استفاده به عمل آمد. برای تحلیل داده ها، از هم بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متقاعدسازی با عزت نفس و متقاعدسازی با خودکارآمدی، همبستگی مثبت معنادار وجود دارد (به ترتیبr=0/771 و r=0/494). همچنین نتایج نشان داد که 59% از واریانس مربوط به متقاعدسازی با عزت نفس (R2=0/594) و 24% از واریانس متقاعدسازی با خودکارآمدی (R2=0/244) تبیین می شود. و نتایج حاصل از ضرایب شیب نشان داد که در پیش بینی متقاعدسازی، سهم عزت نفس بیش از خودکارآمدی بود (=0/70β).
اثربخشی معنا درمانی گروهی بر احساس تنهایی مردان بازنشسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی معنا درمانی به شیوه گروهی بر میزان احساس تنهایی مردان بازنشسته کانون بازنشستگان شهرستان ممسنی، بررسی شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بازنشستگان عضو کانون بازنشستگان شهرستان ممسنی بودند. نمونه متشکل از 40 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین داوطلبان شرکت در این طرح، که نمره های آن ها در آزمون احساس تنهایی یک انحراف معیار پایین تر از میانگین بود، انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده، مقیاس تجدید نظر شده احساس تنهایی راسل ، پپلائو و کرتونا(1980) بود. طرح پژوهش از نوع شبه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود، که پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و گواه، مداخله درمانی (معنا درمانی گروهی) بر روی گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای و یک بار در هفته اجرا گردید. پس از اتمام مداخله از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و آزمون پیگیری به فاصله یک ماه از اجرای پس آزمون اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری(مانوا) استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنا داری در میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل وجود دارد و معنا درمانی گروهی موجب کاهش احساس تنهایی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شد( 05/0 p < ). به علاوه، سودمندی معنا درمانی گروهی بر میزان احساس تنهایی در مرحله پیگیری هم چنان تداوم دارد.
اثربخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود خواندن، درک مطلب و سرعت خواندن دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی (آموزش دوجانبه) بر بهبود خواندن، درک مطلب و سرعت خواندن دانش آموزان ابتدایی دارای اختلال یادگیری خواندن انجام شد. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی آموزش وپرورش شهر تهران که در سال تحصیلی 1389-1388 مشغول به تحصیل بودند.به منظور انتخاب نمونه آماری در مرحله اول، از همه مناطق آموزش وپرورش تهران، یک منطقه به صورت تصادفی انتخاب گردید. درمرحله دوم، دو دبستان از منطقه مورد نظر و در مرحله بعد ده کلاس از سی کلاس موجود در آن دو مدرسه، بطور تصادفی انتخاب شدند. سپس با اجرای آزمون خواندن و نارسا خوانی کرمی نوری و مرادی (1387) 68 نفراز دانش آموزان گروه نمونه که نمره پایین تر از میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند. با توجه به نیمه آزمایشی بودن پژوهش، 34 نفر در گروه کنترل و34 نفر در گروه آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 36 جلسه یک ساعته، تحت آموزش دو جانبه قرار گرفت و گروه کنترل آموزش عادی مدرسه رادریافت نمود. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری در سطح (001/0p<) نشان داد که آموزش دو جانبه باعث افزایش درک مطلب و عملکرد کلی خواندن و کاهش تعداد غلط ها در خواندن گردید و باعث افزایش در سرعت خواندن در سطح (05/0<P) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود خواندن، درک مطلب و سرعت خواندن و کاهش تعداد غلط ها در خواندن تأثیر داشت و آموزش فراشناختی می تواند برای بهبود درک مطلب و خواندن دانش آموزان در سایر دروس و سطوح تحصیلی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
ارتباط تیپ شخصیتی D، خود - دلسوزی و حمایت اجتماعی با رفتارهای بهداشتی در بیماران کرونر قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نظر به اهمیت و تأثیر روزافزون عوامل روانی – اجتماعی در سلامت جسمی و تأثیر سبک زندگی نادرست در بروز بیماریهای قلبی- عروقی، هدف پژوهش حاضر ارتباط تیپ شخصیتی D، خود- دلسوزی و حمایت اجتماعی با رفتارهای بهداشتی بیماران کرونرقلبی میباشد.
روش: در این مطالعه همبستگی، نمونه شامل پژوهش 84 بیمار کرونر قلبی مراجعه کننده به بیمارستان تخصصی شهید مدرس تهران در سال 1389 بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مقیاس تیپ شخصیتی D، مقیاس خود- دلسوزی، مقیاس حمایت اجتماعی و پرسشنامه وضعیت بهداشتی استفاده شد. دادههای پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چند متغیری و تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد که تیپ شخصیتیD (52/0-=r)، خود- دلسوزی (22/0=r) و حمایت اجتماعی (19/0=r) با رفتارهای بهداشتی همبستگی معنیداری دارند (05/0 >P). نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 30 درصد از واریانس رفتارهای بهداشتی این بیماران توسط متغیرهای تیپ شخصیتی D، حمایت اجتماعی و خود دلسوزی تبیین میشود.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که تیپ شخصیتی D، خود- دلسوزی و حمایت اجتماعی از متغیرهای تقریباً تأثیرگذار بر رفتارهای بهداشتی بیماران کرونر قلبی هستند. این نتایج، تلویحات مهمی در زمینه آموزش خود- دلسوزی و مداخلات درمانی برای ارتقای کیفیت زندگی بیماران کرونر قلبی دارد که در مقاله مورد توجه قرار گرفتهاند.
یادگیری ترکیبی؛ رویکردی نوین در توسعه آموزش و فرآیند یاددهی/یادگیری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در جهان پرشتاب امروز فناوری اطلاعات و ارتباطات، تحولی عظیم را در زمینه آموزش و یادگیری ایجاد کرده است، به طوری که امروزه آموزش های الکترونیکی در حال جایگزین شدن با شیوه های آموزش سنتی است. از طرف دیگر تحقیقات نشان داده است که آموزش های الکترونیکی صرف نیز دارای محدودیت های خاص خود هستند و نمی توانند به طور کامل جایگزین آموزش سنتی (چهره به چهره) شوند. بنابراین با وجود مزایا و معایب هر دو روش آموزشی، متخصصان امور آموزشی سعی می کنند تا روش های مختلف را با هم ترکیب کنند و معتقدند که یادگیری ترکیبی، یک رویکرد اثربخش برای حل این مشکلات است. هدف مقاله حاضر معرفی رویکرد یادگیری ترکیبی و بررسی میزان اثربخشی آن در فرآیند آموزش بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که یادگیری ترکیبی با داشتن مزیت های هر دو رویکرد آموزش (سنتی و الکترونیکی) یک رویکرد موثر برای افزایش اثربخشی یادگیری، سهولت دسترسی به مواد آموزشی و افزایش اثربخشی هزینه ها باشد. همچنین به دلیل ارایه فرصت های مختلف به منظور یادگیری، موجب آن می شود که در کنار افزایش جذابیت آموزش، به تفاوت های فردی فراگیران نیز به طور مناسبی توجه شود، زیرا همه افراد به یک شیوه یاد نمی گیرند و به همین دلیل استفاده از روش های مختلف برای آموزش ضروری به نظر می رسد.
نظریه های قدیم و جدید اندازه گیری در علوم رفتاری و پزشکی: مروری بر روش شناسی، مزایا و تنگناها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
نظریه های کلاسیک آزمون و سؤال پاسخ در ساخت و تحلیل آزمون ها و پرسش نامه ها کاربرد زیادی دارند. نظریه سؤال پاسخ به دلیل وجود نقطه ضعف های متعدد نظریه کلاسیک پا به عرصه وجود گذاشت. اگر چه این نظریه نقطه ضعف های اصلی نظریه کلاسیک را جبران نمود و انجام کارهایی مثل سنجش انطباقی و تشکیل بانک سؤال در بطن آن را امکان پذیر کرد، ولی دلایل قطعی برای حذف کامل نظریه کلاسیک وجود ندارد و این نظریه هنوز در حوزه های متعدد علمی مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعه پیشینه نشان می دهد که نظریه سؤال پاسخ توسعه نظریه کلاسیک در غالب مدل های پیچیده تر و کامل تر است نه رقیب آن. تفاوت اصلی این دو نظریه در این است که نظریه سؤال پاسخ، سؤال محور، ولی نظریه کلاسیک، آزمون محور است. این موضوع پیامدهای مختلفی در پی داشته است. به عنوان مثال، مدل سازی خطای اندازه گیری در نظریه سؤال پاسخ در سطح سؤال و در نظریه کلاسیک در سطح آزمون است. در عمل، نظریه سؤال پاسخ در مواجهه با مشکلات پیش روی نظریه کلاسیک مثل خطاهای استاندارد شرطی، طراحی آزمون های موازی، هم ترازسازی، بررسی سوگیری سؤال و سنجش انطباقی، عملکرد موفقی داشته است. در مقاله حاضر اصول، مبانی، مزایا و معایب هر دو نظریه مورد مقایسه قرار گرفته اند.