هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر موسیقی درمانی بر کاهش بی قراری بیماران آلزایمری و تعیین بهترین روش مداخله از بین چهار روش گوش دادن انفرادی به موسیقی مرجح، گوش دادن گروهی به موسیقی مرجح، گوش دادن گروهی به موسیقی غیرمرجح و آواز خواندن گروهی موسیقی مرجح است.
روش: برای انجام این پژوهش، از میان موارد معرفی شده از طرف سازمان بهزیستی شهریار، 26 آزمودنی با استفاده از ملاک های تشخیصی DSM-IV و آزمون MMSE به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در هر یک از گروه های شاهد (10 نفر) و آزمایشی (16 نفر و در هر یک از زیرگروه ها چهار نفر) قرار گرفتند. مداخله به صورت طرح نیمه تجربی پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد انجام شد و برای تحلیل نتایج پرسشنامه بی قراری کوهن-منسفیلد (که مراقبان پر کرده بودند)، آزمون t مستقل و وابسته به کار رفت. آزمودنی ها به مدت یک ماه، هفته ای پنج روز و هر روز 30 تا 45 دقیقه تحت انواع روش های موسیقی درمانی یاد شده قرار گرفتند.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از تاثیر انواع موسیقی درمانی بر کاهش بی قراری بیماران آلزایمری بود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی (آموزش دوجانبه) بر بهبود خواندن، درک مطلب و سرعت خواندن دانش آموزان ابتدایی دارای اختلال یادگیری خواندن انجام شد. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی آموزش وپرورش شهر تهران که در سال تحصیلی 1389-1388 مشغول به تحصیل بودند.به منظور انتخاب نمونه آماری در مرحله اول، از همه مناطق آموزش وپرورش تهران، یک منطقه به صورت تصادفی انتخاب گردید. درمرحله دوم، دو دبستان از منطقه مورد نظر و در مرحله بعد ده کلاس از سی کلاس موجود در آن دو مدرسه، بطور تصادفی انتخاب شدند. سپس با اجرای آزمون خواندن و نارسا خوانی کرمی نوری و مرادی (1387) 68 نفراز دانش آموزان گروه نمونه که نمره پایین تر از میانگین کسب کرده بودند، انتخاب شدند. با توجه به نیمه آزمایشی بودن پژوهش، 34 نفر در گروه کنترل و34 نفر در گروه آزمایش جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 36 جلسه یک ساعته، تحت آموزش دو جانبه قرار گرفت و گروه کنترل آموزش عادی مدرسه رادریافت نمود. داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شدند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری در سطح (001/0p<) نشان داد که آموزش دو جانبه باعث افزایش درک مطلب و عملکرد کلی خواندن و کاهش تعداد غلط ها در خواندن گردید و باعث افزایش در سرعت خواندن در سطح (05/0<P) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود خواندن، درک مطلب و سرعت خواندن و کاهش تعداد غلط ها در خواندن تأثیر داشت و آموزش فراشناختی می تواند برای بهبود درک مطلب و خواندن دانش آموزان در سایر دروس و سطوح تحصیلی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
هدف این پژوهش بررسی نقش ویژگی های روانی ـ شخصیتی زوج های ناسازگار در ایران (اصفهان) و کانادا (تورنتو) در سازگاری زناشویی آن ها است. به منظور دستیابی به این هدف، از جامعه آماری زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان و تورنتو به ترتیب 137 و 71 نفر به عنوان گروه نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس برای پاسخگویی به ابزارهای پژوهش انتخاب شدند. از پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر و هفت زیرمقیاس برگرفته شده از MMPI-2 شامل افسردگی، آشفتگی فکری، ملال ذهنی، ناسازگاری خانوادگی، افکار گزند و آسیب، بیگانگی عاطفی و مشکلات خانواگی به منظور دستیابی به داده های مورد استفاده در پژوهش استفاد شد.
داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفتند. در سطح همبستگی در گروه ایرانی بین ویژگی های شخصیتی ـ روانی با سازگاری زناشویی رابطه منفی معنادار (01/0P<) بدست آمد. اما در گروه کانادایی فقط افسردگی، آشفتگی فکری، ملا ل ذهنی، ناسازگاری خانوادگی و مشکلات خانواگی با سـازگاری زنـاشویی دارای رابطه منفی و معنـاداری (05/0P< یا 01/0P<) بودند. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین کلیه ویژگی ها، ناسازگاری خانوادگی و افکار گزند و آسیب در نمونه ایرانی و در نمونه کانادیی فقط ناسازگاری خانوادگی قادر به پیش بینی سازگاری زناشویی هستند.
پژوهش حاضر به بررسی سبک تربیت جنسی خانواده های شهر تهران بر اساس الگوی کرکلر پرداخته است. روش پژوهش توصیفی و جامعه آماری نیز، شامل کلیه خانواده های شهر تهران در سال 1384 بوده اند. به منظور نمونه گیری، پس از برآورد آماری نمونه، تعداد 850 خانواده از شهر تهران با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای و طبقه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری، پرسش نامه 48 سوالی محقق ساخته بر اساس الگوی کرکلر (2000) بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آزمون های آماری استنباطی چون؛ «t تک متغیره»، «F تحلیل واریانس چند متغیره» و آزمون تطبیقی توکی استفاده شده است.
نتایج بیانگر آن است که؛ 1- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه آگاهی های جنسی در تربیت جنسی فرزندان، پایین تر از سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 2- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه اخلاق جنسی در تربیت جنسی فرزندان، پایین تر از سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 3- میانگین میزان توجه خانواده های شهر تهران به حیطه آینده جنسی در تربیت جنسی فرزندان پایین تراز سطح متوسط بوده به علاوه «t تک متغیره» در خصوص میزان مذکور در سطح =0.05 و در حد بالاتر از متوسط معنادار نبوده است. 4- «F» محاسبه شده در سطح P0.05 مبین وجود تفاوت معنادار در توجه خانواده ها به حیطه های تربیت جنسی بوده به طوری که بالاترین میانگین میزان توجه در حیطه آینده جنسی و کمترین میزان در حیطه آگاهی های جنسی بوده است. 5- «F» محاسبه شده در سطح P0.05 مبین وجود تفاوت معنادار بین میزان توجه خانواده های شهر تهران به سه حیطه تربیت جنسی بر اساس برخی متغیرهای تعدیل کننده چون؛ سطح تحصیلات، سن، شغل و سطح درآمد خانواده بوده و آزمون توکی تفاوت بین گروه های مذکور را دقیق تر نشان داده است.
اینترنت ابزاری بی ضرر است، اما استفاده بیش از حد و نادرست، خطر اعتیاد به آن را به دنبال دارد. هدف این پژوهش، مقایسه میزان اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان و تأثیر آن بر سلامت روان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای (پس رویدادی) است. در این مطالعه 100 نفر از بین کل دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه مازندران در سال تحصیلی 90- 1389 انتخاب و با شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای مورد آزمون قرار گرفتند. با استفاده از آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT)، دانشجویان به سه گروه (خفیف، متوسط، شدید) تقسیم شدند. برای مقایسه این سه گروه از لحاظ سلامت روان، از آزمون سلامت عمومی گلدبرگ (28 GHQ-) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روشهای آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA)، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی شفه استفاده شد. نتایج نشان داد که سلامت روان و مؤلفههای آن شامل نشانگان جسمانی، نشانگان اضطراب، نشانگان اختلال کارکرد اجتماعی و نشانگان افسردگی، در بین دانشجویان سه گروه (بر اساس میزان اعتیاد به اینترنت)، متفاوت بود. نتیجه این که اعتیاد به اینترنت می تواند سلامت روانی افراد را تهدید نماید. ضروری است در زمینه استفاده مناسب از اینترنت، فواید و مضرات دنیای مجازی اینترنت، فرهنگ سازی و آموزش صحیح در سطح خانواده و جامعه انجام شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر جو روانشناختی و خودارزشیابی های محوری بر عملکرد وظیفه ای و قصد ترک شغل با میانجیگری اشتیاق شغلی در کارکنان شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران (چوکا) بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 267 نفر از کارکنان شرکت چوکا به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از الگوی معادلات ساختاری و روش بوت استراپ برای تحلیل نتایج استفاده شد. یافته ها نشان داد که جو روانشناختی هم به طور مستقیم و هم از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل و فقط از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای رابطه دارد. همچنین خود ارزشیابی های محوری هم به طور مستقیم و هم
از طریق اشتیاق شغلی با عملکرد وظیفه ای و فقط از طریق اشتیاق شغلی با قصد ترک شغل رابطه دارد.
هدف از این تحقیق تبیین رابطه کمال گرایی والدین با عزت نفس و خودکارآمدی فرزندان در بین دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر شیراز در سال تحصیلی 89 88 است. بدین منظور تعداد 120 نفر از دانش آموزان دختر و 120 نفر از دانش آموزان پسر در دوره متوسطه از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس کمال گرایی فراست، آزمون عزت نفس کوپراسمیت و آزمون خودکارآمدی شرر می باشد. نتایج نشان داد که بین ابعاد کمال گرایی والدین با متغیر عزت نفس در بُعد نظم و ترتیب مادر رابطه مثبت و معنادار و با انتقادات مادروپدر,نگرانی از اشتباهات پدر، تردید نسبت به اعمال پدر و انتقادات پدر رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و متغیر خودکارآمدی با ابعاد کمال گرایی والدین در استانداردهای فردی مادر، نظم و ترتیب مادر و پدر رابطه مثبت و معنی داری و با نگرانی از اشتباهات مادرپدر، تردید نسبت به اعمال مادروپدر، انتقادات مادر، رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که مؤلفه تردید نسبت به اعمال پدر می تواند پیش بینی کننده خودکارآمدی و مؤلفه انتظارات پدر از ابعاد متغیر کمال گرایی می تواند پیش بینی کننده عزت نفس باشد. در نتیجه می توان گفت که ابعاد کمال گرایی والدین با عزت نفس و خودکارآمدی فرزندان رابطه منفی و معناداری دارد. در پایان پیشنهاداتی به منظور تکمیل پژوهش های بعدی و استفاده از نتایج این پژوهش ارائه گردید.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی بین خوش بینی-بدبینی و سبک های پردازش اطلاعات و همچنین تعیین سهم این متغیرها در پیش بینی افسردگی و رضایت از زندگی دانشجویان بود.
روشکار: در این مطالعهی همبستگی و پیش بینی، 187 نفر (110 زن و 77 مرد) از دانشجویان علوم انسانی و علوم پایهی دانشگاه پیام نور مرکز تبریز به صورت تصادفی با روش نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های پردازش اطلاعات، افسردگی، خوش بینی-بدبینی و رضایت از زندگیرا تکمیل نمودند. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانهی همزمان یا استاندارد استفاده شد.
یافتهها: بین سبک های پردازش اطلاعات خردگرایی و خوش بینی با افسردگی، همبستگی منفی و معنی داری وجود دارد ولی رابطهی بین خردگرایی و خوش بینی با رضایت از زندگی مثبت و معنی دار بود (01/0P<). رابطهی بین رضایت از زندگی و افسردگی، منفی و معنی دار ولی بین خوش بینی و خردگرایی مثبت و معنی دار بود (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانهی همزمان نشان داد که متغیرهای خوش بینی و خردگرایی پیش بین های معنی داری برای افسردگی و رضایت از زندگی هستند. این متغیر ها در پیش بینی افسردگی ارزش بتای منفی ولی در پیش بینی رضایت از زندگی ارزش بتای مثبت داشتند. سهم خوش بینی در پیش بینی هر دو اندازهی سازگاری روان شناختی، بیشتر از سبک پردازش اطلاعات خردگرایی بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت خوش بینی و سبک پردازش اطلاعات خردگرایی در درک سازگاری روان شناختی تاکید می کند.
در این مقاله برخی از عناصر مهم محتوایی «برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران» (نگاشت سوم) را از لحاظ میزان سازگاری با مضامین اصلی فلسفه تربیت اسلامی و دلالت های آن، بررسی کرده ایم؛ بخش اول به تبیین مبنای اصلی نقد اختصاص دارد. که نخست «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران» اشاره شده که اهم آن ها عبارتند از: تلقی تعاملی، تدریجی و یکپارچه از «تربیت»؛ تصویری لایه ای، تلفیقی و سیال از «هویت» و نگاه مراتبی و ذو ابعاد به «حیات طیبه» و آمادگی برای آن، نقش همه ارکان تربیت و لزوم مشارکت تمام عوامل اجتماعی در این فرآیند و نیز ضرورت هماهنگی بین انواع تربیت؛ توجه به این گونه مضامین، اقتضا می نماید که نظام تربیت رسمی وعمومی دارای خصوصیاتی باشد نظیر تاکید بر هویت مشترک، توجه به مرتبه لازم و شایسته از آمادگی عموم برای تحقق حیات طیبه، تاکید بر کسب شایستگی های پایه و تعیین اهداف در دو سطح مشترک و ویژه. این بخش هم چنین به ویژگی های برجسته برنامه درسی در نظام تربیت رسمی و عمومی می پردازد.. بخش دوم مقاله به تحلیل و نقد محتوای «برنامه درسی ملی» از نظر توجه به مضامین اصلی مندرج در «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی ایران» برای تبیین چیستی، چرایی و چگونگی جریان تربیت می پردازد. این بخش هم-چنین میزان توجه مفاد «برنامه درسی ملی» به خصوصیات تربیت رسمی و عمومی و ویژگی های برجسته برنامه درسی را بررسی نموده و شواهدی را درباره ناسازگاری و یا غفلت «برنامه درسی ملی» از این خصوصیات و ویژگی ها بیان می کند.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی و مقایسه دیدگاه های دو صاحب نظر در زمینه دانش پایه تدریس و دانش معلمان، لی شولمن و گری فنسترماخر می باشد. شولمن اشکال دانش تدریس را شامل انواع دانش گزاره ای (موضوعی)، دانش موردی و دانش راهبردی می داند و دانش پایه تدریس و دانش معلمان را شامل طبقه های مختلف دانش محتوایی، دانش محتوایی- تربیتی، دانش عمومی تربیتی، دانش برنامه درسی، دانش درباره یادگیرندگان و خصوصیات آنها، دانش درباره موقعیت تربیتی و دانش درباره هدف ها، مقاصد و ارزش های تربیتی و زمینه های تاریخی و فلسفی معرفی می کند. فنسترماخر، اشکال دانش تدریس را به دو دسته کلی، دانش رسمی تدریس و دانش عملی تدریس تقسیم می کند. فنسترماخر عناصر تدریس خوب را شامل فعالیت های منطقی، فعالیت های روان شناختی و فعالیت های اخلاقی می داند. هر دو دیدگاه از اندیشه های شواب تأثیر پذیرفته اند و هر دو دانش تدریس و دانش معلمان را هم از جهت عملی و هم از جهت نظری و موضوعی مورد مطالعه قرار دادند. در این میان، فنسترماخر تاکید بیشتری روی عمل معلمان و دانش عملی آنها دارد.
"هدف پژوهش حاضر، مطالعه اثر بخشی رویکرد خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی کودکان از طریق ایجاد تغییر در ساختار خانواده،کاهش تعارضات در روابط والدین و ارتقاء عملکرد خانواده های دارای کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی می باشد.
روش پژوهش، شبه تجربی بوده و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون و ارائه مداخله و اندازه گیری مکرر انجام گرفت.40 خانواده حداقل دارای یک فرزند ،دارای اختلال اضطراب جدایی که به طور تصادفی در چهار گروه مساوی شامل دوگروه آزمایشی (خانواده های کم سواد و خانواده های باسواد) و دو گروه کنترل (خانواده های کم سواد و خانواده های باسواد) جایگزین شده و در این مطالعه شرکت کردند. اعضای خانواده های دو گروه آزمایشی، به مدت 9 جلسه در معرض مداخله درمانی با طرح درمانی یکسان (که بر اساس رویکرد خانواده درمانی ساختاری از پیش طراحی شده بود) قرار گرفتند. همچنین خانواده ها شش هفته پس از آخرین جلسه درمان در یک جلسه پیگیری نیز شرکت کردند. ابزار پژوهش مصاحبه تشخیصی بر اساس معیارهای DSMIV-TR (2000) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (موسوی و دیگران، 2006) بود. در طول مدت مطالعه، گروه کنترل ،هیچ گونه درمانی دریافت نکرد.
نتایج حاصل از تحلیل عاملی و تکرار سنجش با استفاده از روش تعقیبی توکی نشان داد که اثر بخشی خانواده درمانی ساختاری در بهبود اختلال اضطراب جدایی و اضطراب کلی کودکان در سطح )001/0< p) معنا دار است و این در حالی است که علی رغم پیش بینی در میزان اثربخشی برنامه مداخله ای در میان خانواده های با سواد و کم سواد تفاوتی مشاهده نشد.
"
زمینه و هدف: با توجه به ایجاد رویکرد جدید در درمان اختلالات مزمن و شیوع بیشتر افسردگی مزمن نسبت به افسردگی غیر مزمن، مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر افسردگی مزمن انجام شد.
مواد و روش ها: 14 بیمار مبتلا به افسردگی مزمن با دامنه سنی 21 تا 29 سال، به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان دانشگاه اصفهان انتخاب و از آن ها مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته (Structured clinical interview for DSM-IV یا SCID) بر اساس DSM-IV به عمل آمد. همچنین از آزمون افسردگی Beck برای غربال بیماران استفاده شد. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش گنجانده شدند و تنها گروه آزمایش 8 جلسه طرحواره درمانی دریافت کرد.
یافته ها: طرحواره درمانی به طور معنی داری نشانه های افسردگی مزمن را در گروه آزمایش کاهش می دهد.
نتیجه گیری: طرحواره درمانی، نشانه های افسردگی مزمن را به موازات تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه کاهش می دهد و این درمان قابلیت اجرا در مراکز روان درمانی را دارد.
این نوشتار، بخش دوم سخنی است که با هدف تبیین ساز و کارهای تامین بهداشت روانی در دین نوشته شده است. در شماره پیشین، چیستی بهداشت روانی در مکتبهای گوناگون روانشناسی و نیز اسلام بررسی شد. سپس برخی از مؤلفههای بهداشت روان را که مورد توجه پژوهشگران غربی است، ارائه شد.
در این شماره، از میان دیگر مؤلفههای بهداشت روان که در دین فراهم میآید، به چهار مورد میپردازیم: ثبات شخصیت؛ خودشکوفایی؛ هماهنگی در سهگانه بینش، گرایش و کنش و رفع اضطراب. راهکارهای اسلام برای رسیدن به خودشکوفایی عبارتند از: تقویت روحیه تعهدپذیری آدمی و جلوگیری از آزادی افسارگسیخته؛ ضعف دلبستگیهای مادی؛ ایجاد انگیزه قوی؛ جهتدهی انگیزهها؛ تحقق هدفهای تعلیم و تربیت دینی و خودشناسی. برای هماهنگی در سهگانه بینش، گرایش و کنش، اسلام به هدایت در هر سه جنبه میپردازد. بسترهای لازم را برای حفظ در مسیر و بازگشت خطاکار فراهم میسازد و در نتیجه، بسترساز بهداشت روانی است. این دین خاتم، برای اضطرابزدایی و رساندن به آرامش روان، ساز و کارهای متفاوتی در عرصههای مختلف ذهن، دل و رفتار دارد که برخی از راهکارهای ذهنی و بینشی آن عبارتند از: ارتقای معرفت و جلوگیری از آشفتگی بینش؛ رفع کاستی شناختی؛ خداباوری؛ ایجاد، حفظ و رشد تدریجی جهانبینی الهی و خوشبینسازی. آخرین راهکار آرامشزا که در این نوشتار بدان میپردازیم، موضوع فطرت و احیای آن است. در این بخش، از اضطرابزایی پایمالی اخلاق و وجدان و ساز و کار تقویت وجدان در دین سخن به میان میآید.
نارسایی حرکتی برای توصیف کودکی بکار می رود که بدون وجود بیماری عصبی و یا مغزی با دشواری در اجرای برخی از حرکت ها روبرو باشد. دامنه این دشواریها بسیار وسیع است و ممکن است از مشکل حرکت روی یک خط راست گرفته تا مشکل نوشتن گسترده شده باشد. این مقاله به بحث پیرامون نارسایی حرکتی و دانش آموزان با نارسایی حرکتی می پردازد. این دانش آموزان در صورت فقدان کمکهای مناسب زیان می بینند. به ویژه بر این نکته تاکید می شود که تشخیص نیازهای این کودکان و سیاستهای حمایتی مناسب برای برآورده ساختن نیازهای دانش آموزان با نارسایی حرکتی ضروری است. این دانش آموزان مانند کودکان اوتیسم دارای نیازهای آموزشی ویژه می باشند، ولی این نیازها کمتر بطور قانونی و یا عرفی برسمیت شناخته می شوند. علت اصلی این مورد اخیر این است که کودکان با نارسایی حرکتی مانند دیگر همسالان خود هستند تنها با این تفاوت که نامرتبند و نمی توانند برخی از فعالیتهای حرکتی و یا آکادمیک خود را سازماندهی کنند. گرچه این دانش آموزان از هوش بهنجار برخوردارند ولی دشواری آنها در یادگیری تحت تاثیر نارسایی حرکتی قرار می گیرد. به همین دلیل نارسایی حرکتی را معلولیت پنهان خوانده اند. شایان ذکر است که اختصاص بودجه برای حمایت از کودکان با نیازهای آموزشی ویژه، گر چه لازم است اما کافی نیست. نیازهای آموزشی ویژه همه دانش آموزان باید به رسمیت شناخته شوند و بطور مناسب برآورده گردند.
پژوهش حاضر در صدد بررسی عوامل موثر درون مدرسه ای در جذب دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهای استان خوزستان به نماز است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان روزانه پایه های اول، دوم و سوم مقطع متوسط مدارس دولتی سراسر استان خوزستان است، که در سال تحصیلی 78-77 به تحصیل اشتغال داشته اند. نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 1062 دانش آموز دختر و پسر پایه ای سه گانه مقطع متوسط است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای در چند مرحله انتخاب شدند. ابزار پژوهش مشتمل بر الف - تهیه مقدماتی پرسشنامه عوامل موثر درون مدرسه ای جذب دانش آموزان به نماز( 70 ماده ای) ب - تهیه پرسشنامه اصلی با روش تحلیل عوامل از کل نمونه پژوهش (31 ماده ای). ج - تهیه پرسشنامه جذب به نماز ویژه دختران (52 ماده ای) د - تهیه پرسشنامه جذب به نماز ویژه پسران (38 ماده ای ) نتایج حاصل از تحلیل عوامل بر کل نموه پژوهش منجر به استخراج دو عامل قوی یا محتوای تبلیغی - تشریفی ( 18 ماده) و حسن روابط انسانی - آموزشی با فراگیر (13 ماده)، تبلیغی - آموزشی (10 ماده) و حسین روابط انسانی - آموزشی (10 ماده) را نشان می دهد و برای دانش آموزان دختر، تحلیل عامل تفکیکی مبین سه عمال قابل حصول با ماهیت تبلیغی - مشارکتی (29 ماده) یادگیری مشاهده ای (12 ماده) وحسن روابط آموزی - انسانی با دانش آموزان (11 ماده) است. ضریب همسانی درونی با روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه کلی، پرسشنامه ویژه پسران و پرسشنامه دختران به ترتیب برابر با 90%، 90%، و89% می باشد که این ضرایب از نظر منطق پژوهش رضایتبخش می باشند.