این پژوهش با هدف تحلیل عاملی تأییدی مقیاس شناسایی دانش آموزان بااستعداد انجام شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 94-1393 به تعداد 3050 نفر بود که 401 دانش آموز به روش خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که گویه های انتخاب شده، ساختارهای عاملی مناسبی جهت اندازه گیری ابعاد مورد مطالعه فراهم کرد و تمام مؤلفه های آن مورد تأیید قرار گرفت. برای بررسی روایی ملاکی مقیاس شناسایی دانش آموزان بااستعداد از آزمون هوشی ریون، پرسشنامه خلاقیت عابدی و مقیاس درجه بندی عملکرد تحصیلی استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های مختلف مقیاس شناسایی دانش آموزان بااستعداد با هوش و عملکرد تحصیلی همبستگی معنادار بالایی وجود دارد علاوه براین یافته ها نشان داد که بین خرده مقیاس های ورزشی و هنری، با خلاقیت ارتباط معنادار وجود دارد و در سایر خرده مقیاس ها، ارتباط معناداری با خلاقیت مشاهده نمی شود. برای سنجش پایایی مقیاس از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که این مقیاس دارای پایایی خوبی می باشد. به طور کلی براساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس شناسایی دانش آموزان بااستعداد از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و می توان آن را برای شناسایی دانش آموزان بااستعداد مورد استفاده قرار داد.
هدف:دلزدگی زناشویییک حالت دردناک فرسودگی جسمی، عاطفی و روانی است که پیامدهای ناگواری همچون نارضایتی زناشویی و نهایتاً طلاق را در پی دارد و تاکنون پژوهش های مختلفی در داخل و خارج درمورد آن صورت گرفته است.این پژوهش نیز با هدف بررسی اثر بخشی زوج درمانی گروهی شناختی- رفتاری(GCBCT) بر کاهش دلزدگی زناشویی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایذه انجام گرفته است. روش: روش پژوهش نیمه تجربی وازطرحپیشآزمون–پسآزمونباگروهکنترل و دوره پیگیری بوده است. جامعه پژوهش شامل کلیهزوجینیکهبهدلیلمشکلاتزناشویی بهیکی از 8 مرکز مشاوره شهر ستان ایذهمراجعهکرده بودند که از میان آنها تعداد 30 زوج که در آزمون دلزدگی یک انحراف معیار پایین تر از میانگین کسب نموده بودند،انتخاب و بهتصادفدر دو گروه آزمایش و گروه گواه جایابی شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه زوج درمانی گروهی شناختی–رفتاری به صورت یک جلسه 90 دقیقه ای در هر هفته شرکت داده شدند اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت ننمود. بعد از یک هفته از پایان مداخله از هر دو گروه آزمایش و کنترل ،پس آزمون به عمل آمد و پس از گذشت یک ماه نیز آزمون پیگیری اجرا گردید.ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ی دلزدگی زناشویی پاینز(CBM) بود که روایی و اعتبار آن مورد تأیید قرار گرفته است. داده های به دست آمده با استفاده ازروش هایآماری تحلیلکوواریانس یک متغیره و چندمتغیره وبا بهره گیری ازنرمافزارSPSSنسخه 17 تحلیلشدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل پس از مداخله تفاوت معنادار آماری وجود دارد (000/0p<) و زوج درمانی گروهی شناختی – رفتاری موجب کاهش دلزدگی زناشویی و مؤلفه های آن شده است و میزان این تأثیر بر بر دلزدگی زناشویی 69 درصد،بر خستگی جسمی 49درصد، بر ازپاافتادگی عاطفی 50درصد و بر ازپاافتادگی روانی 53درصد بود.همچنین این نتایج نیزکماکان در دوره پیگیری به طور معنی داری پایدار بوده است. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که از روش CBCTمی توان برای کاهش دلزدگی زناشویی زوجین و مؤلفه های آن ودر نهایت استحکام خانواده استفاده کرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی کارایی آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیّفیت زندگی و خود شفقتی مادران دارای کودکان ناتوان آموزش پذیر بود. پژوهش نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری 45 روزه انجام شد. بدین منظور از بین مراکز نگهداری کودکان ناتوان آموزش پذیر ذهنی و جسمی- حرکتی، دو مرکز (شمیم و سعادت) انتخاب و از بین مادران این کودکان که نمره پایین تری (طبق معیار نقطه برش) در مقیاس های کیّفیت زندگی (WHOQOL-BREF) و خود- شفقتی (نف) کسب کرده اند، به شیوه نمونه گیری هدفمند به حجم 30 نفر در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به دفعات 8 جلسه و به مدت 90 دقیقه در جلسات آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد شرکت کردند، درحالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد. پس از اتمام دوره آموزشی، پرسشنامه ها مجدداً در هر دو گروه اجرا و داده های حاصل از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از طریق تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها به واسطه تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بین نمره های دو گروه آزمایش و کنترل و پایداری نتایج در مرحله پیگیری در متغیرهای کیّفیت زندگی و خود- شفقتی تفاوت معناداری را نشان دادند. با توجه به نتایج پژوهش می توان روش آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را به عنوان شیوه ای آسان، کم هزینه، مؤثر و کارآمد با قابلیت کاربرد وسیع در بهبود کیّفیت زندگی و خود- شفقتی مادران دارای کودکان ناتوان آموزش پذیر به کار برد.
چکیده حافظه کاری یک نظام شناختی جامع است که دربرگیرنده مکانیسم های حافظه ای و مکانیسم های توجهی است و به همین دلیل در مطالعه نظام مند مشکلات شناختی می تواند به کار گرفته شود. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر شناسایی تغییرات تحولی ظرفیت و مولفه های حافظه کاری در کودکان شامل حلقه واج شناختی، لوح دیداری فضایی و اجرایی مرکزی (بازداری و به روزرسانی) بر اساس الگوی بدلی بوده است. یک نمونه 356 نفر (184 دختر و 172 پسر) از کودکان 8 و 12 ساله دبستان های شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش ظرفیت حافظه کاری از تکلیف فراخنای وارونه اعداد، برای سنجش حلقه واج شناختی، لوح دیداری فضایی و اجرایی مرکزی به ترتیب از تکالیف فراخنای مستقیم اعداد، حافظه دیداری کیم کاراد و دو تکلیف استروپ و نگه داشتن رد استفاده شده است. نتایج تحلیل واریانس چندگانه نشان داده است هم ظرفیت حافظه کاری و هم مولفه های آن به موازات افزایش سن ظرفیت و کارایی بیشتری نشان می دهند. مهارت بیشتر در توانایی های عددی، انعطاف در انجام وظایف اندوزشی و پردازشی، تجربه سال های بیشتر تحصیل مدرسه ای و استفاده موثرتر از راهبردهای فراشناختی می تواند دلایل احتمالی یافته های پژوهش باشد.
هدف پژوهش حاضر مقایسه فرایند های شناختی (حافظه کاری و بازداری پاسخ) در افراد وابسته به مت آمفتامین بود.پژوهش حاضر از نوع علی–مقایسه ای است. جامعه پژوهش کلیه افراد وابسته به مت آمفتامین و افراد غیروابسته به مواد در شهر ایلام بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به شیوه دردسترس و نمونه پژوهش شامل 30 نفر وابسته به مت آمفتامین، و 30 نفر از افراد عادی بود. از آزمون رنگ-واژه استروپ(نوع رایانه ای) برای ارزیابی بازداری پاسخ و برای ارزیابی حافظه کاری نیز خرده آزمون فراخنای ارقام حافظه وکسلر(نوع رایانه ای) مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با روش آماری واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد عملکرد افراد وابسته به مت آمفتامین درمؤلفه های فراخنای ارقام رو به جلو و فراخنای ارقام معکوس با گروه به هنجار تفاوت معناداری دارد. همچنین عملکرد افراد وابسته به مت آمفتامین در بازداری پاسخ تفاوت معناداری با گروه به هنجارداشت ولی در مؤلفه های زمان واکنش همخوان و زمان واکنش ناهمخوان و مؤلفه های بدون پاسخ ناهمخوان تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج پژوهش نشان داد که وابستگی به مت آمفتامین تأثیر معناداری بر حافظه کاری و بازداری پاسخ افراد وابسته دارد.
اهداف: برنامه درسی یکی از عناصر یا خرده نظامهای اصلی آموزش عالی هستند که نقش تعیینکننده و غیر قابل انکاری را در راستای تحقق اهداف و رسالتهای دانشگاهها ایفا میکنند. هدف این مطالعه بررسی دیدگاههای دانشجویان و اعضای هیئت علمی دانشکده پزشکی قم درباره وضعیت موجود برنامه درسی مقطع علوم پایه بود.
روشها: این پژوهش توصیفی روی 107 دانشجو و 20 نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده پزشکی قم در سال 90-1389 که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسش نامهای محققساخته شامل اطلاعات جمعیت شناختی و ارزیابی نگرش دانشجویان نسبت به برنامه دروس مقطع علوم پایه (بافت شناسی، فیزیولوژی، ژنتیک، میکروب شناسی، ایمنی شناسی، آسیب شناسی) در مقیاس لیکرت بود. دادهها با روش های آماری توصیفی و آزمون T مستقل به کمک نرمافزار SPSS 15 انجام شد.
یافتهها: بیشتر دانشجویان مورد مطالعه نسبت به برنامههای درسی در حال اجرای مقطع علوم پایه تا حدودی رضایت داشتند و تفاوت معنیداری بین دختران و پسران وجود نداشت (05/0
نتیجهگیری: بین دیدگاه دانشجویان پزشکی و اعضای هیئت علمی انطباق و همسانی وجود دارد و بین نظرات دختران و پسران دانشجوی رشته پزشکی تفاوتی وجود ندارد. همچنین دانشجویان از سطح دانش و مهارت های تخصصی خود در محیط آموزش بالینی رضایت دارند.