هدف از انجام این پژوهش، تهیه ابزاری با ویژگی های روان سنجی مناسب برای ارزیابی سازگاری خوابگاهی دانشجویان دانشگاه های تهران می باشد، که ابزار موردنظر را با پاسخ به دو سوال اصلی مورد بررسی قرار می دهد. -1 آیا پرسشنامه از پایایی قابل قبول برخوردار است؟ -2 آیا پرسشنامه از روایی مناسب برخوردار است؟ جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان خوابگاهی دانشگاه های تهران می باشد که نمونه ای به تعداد 929 نفر به روش تصادفی چند مرحله ای از دانشگاه های علامه طباطبایی، شهید بهشتی و دانشگاه تهران انتخاب شدند و در آن نسبت به دانشجویان دختر و پسر و دانشگاه محل تحصیل در نظر گرفته شده است. مطابق مبانی نظری و اصول آزمون سازی، مراحل ساخت سوالات پرسشنامه طی شد و در سه مرحله مورد اجر قرار گرفت. اطلاعات جمع آوری شده از اجرای نهایی به کمک روش های آماری و کلاسیک اندازه گیری تجزیه و تحلیل شد. میزان پایایی پرسشنامه با روش همسانی درونی =0.88 و به روش بازآزمایی r=0.77 به دست آمد، در بررسی روایی محتوا، تایید سه نفر متخصص منظور گردید و برای روایی سازه روش تحلیل عاملی به کار گرفته شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که عوامل استخراج شده حدود 51 درصد از واریانس پرسشنامه را تبیین می کنند. تبدیل نمرات خام به نمرات استاندارد Z و T برای دو گروه دانشجویان دختر و پسر به طور جداگانه محاسبه شد.
زمینه و هدف: بیش از 50سال از زمانی می گذرد که ساموئل کرک، اصطلاح ناتوانی یادگیری را برای توصیف کودکانی به کار برد که هوش نزدیک به متوسط یا بالاتر از متوسط دارند. در حقیقت، این کودکان هم معما و هم متناقض هستند و به طور معمول، این کودکان در مدرسه مشکلات بسیاری دارند. در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی در سال 2013، اصطلاح ناتوانی یادگیری به اختلال یادگیری ویژه تغییر نام یافت. در جدیدترین تعریف که در سال 2013 توسط انجمن روان پزشکی آمریکا از اختلال یادگیری ویژه به عمل آمده است، در ملاک های تشخیصی این اختلال هم تغییراتی به وجود آمد. ملاک تشخیصی ناهماهنگی بهره هوشی و پیشرفت به علت تاخیر در شناسایی، الگوی انتظار به سوی شکست نامیده و حذف شد. از طرف دیگر، رویکرد پاسخ به مداخله جایگزین آن شد. پاسخ به مداخله یک واقعیت در کلاس های درسی امروزی به حساب می آید که سوال های بسیاری را به وجود آورده است.
نتیجه گیری: پاسخ به آموزش و مداخله، نوعی رویکرد بهبودبخشی تحصیلی چندمرحله ای است که حمایت های تحصیلی و رفتاری بهنگامی را ارایه می کند. انتظار می رود به منظور غربالگری، شناسایی و تشخیص بهنگام به رویکرد نوین پاسخ به مداخله، توجه ویژه ای شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین تغییر رفتار جنسی، عملکرد خانواده و صمیمیت زناشویی در بزرگسالان متأهل 20 تا 50 ساله حین همه گیری کووید-19 بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه کارمندان متاهل ادارات دولتی و خصوصی شهر کوهدشت در سال 1400-1399 تشکیل دادند (1935=N) که از بین آنها به صورت دردسترس 338 نفر به عنوان نمونه توسط جدول مورگان انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تغییر رفتار جنسی (SBCQ) (2020)، سنجش عملکرد خانواده (FAD) (1983) و مقیاس صمیمیت زناشویی (MIS) (1983) بود. داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین مقاربت جنسی، میل جنسی، رضایت جنسی و عملکرد خانواده با صمیمت زناشویی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد و مولفه رضایت جنسی با صمیمت زناشویی بالاترین همبستگی را دارد (01/0 >P). همچنین تحلیل رگرسیون ورود نشان داد که رضایت جنسی، عملکرد خانواده ، میل جنسی و فراوانی مقاربت جنسی در مجموع 54/0 واریانس صمیمت زناشویی را تبیین می کنند (01/0 >P). بنابراین عوامل رفتار جنسی و عملکرد خانواده عوامل مستقل مهم تعیین کننده صمیمیت زناشویی در بین افراد 20 تا 50 ساله بودند. این می تواند اطلاعات حمایتی را برای مراقبت های بهداشتی فراهم کند تا برنامه ها و خدمات مداخله ای را برای ترویج توسعه هماهنگ روابط صمیمانه ایجاد کند.
علوم شناختی به عنوان دانشی چند رشته ای مرکب از علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن یکی از دانش های نو است که در چند دهه اخیر توانسته است رازهای نهفته بیشتری را درباره مغز و ذهن آدمی بگشاید. این دانش نو بر همه ابعاد حیات انسانی، هر آنچه با مغز و ذهن انسان سروکار دارد، تأثیرگذار است و طبعاً یکی از مهم ترین زمینه هایی که بیشترین تأثیر را از یافته های آن خواهد پذیرفت آموزش و پرورش می باشد.
روان شناسی شناختی به عنوان یکی از شاخه های فرعی علوم شناختی تلاش دارد کارکردهای مغز را بر اساس یافته های علوم شناختی تبیین کند و آموزش و پرورش شناختی بر آن است که رویکرد شناختی را در صحنه آموزش و پرورش تجربه نماید1. در این مقاله یکی از موضوعات مهم روان شناسی یعنی یادگیری بر اساس رویکردشناختی تبیین می گردد.
خواندن یکی از مهارت های اساسی است که ما را در دریافت و درک اطلاعات و مفاهیم جدید یاری می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش حافظه فعال و ادراک دیداری بر بهبود عملکرد خواندن دانش آموزان دارای اختلال خواندن انجام شد. نوع مطالعه حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه مورد مطالعه شامل 30 نفر از دانش آموزان پایه دوم و سوم ابتدایی دارای اختلال خواندن بود که از مراکز اختلال های یادگیری شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 92-91 انتخاب، و به صورت همتا در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایدهی شده اند. برنامه تقویت حافظه فعال و ادراک دیداری در طول ۱٠جلسه یک ساعته به گروه آزمایش آموزش داده شد. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی استفاده شد. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس یک متغییره و چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد استفاده از برنامه های تقویت حافظه فعال و ادراک دیداری بر بهبود نمره عملکرد خواندن و مؤلفه های خواندن کلمات، زنجیره کلمات، آزمون قافیه، نامیدن تصاویر، درک کلمات، حذف آواها، و آزمون نشانه های حرف در دانش-آموزان مؤثر است در حالی که اثر این برنامه ها بر مؤلفه های درک متن، خواندن ناکلمات و شبه کلمات، و آزمون نشانه های مقوله، معنی دار نبود. بنابراین استفاده از این رویکرد در درمان افراد مبتلا به اختلال خواندن در کنار سایر روش های درمانی پیشنهاد می گردد.
پدیده اعتیاد به مواد مخدر و دارو های روان گردان و گسترش آن در جامعه به ویژه در میان جوانان، یکی از مسائل و مشکلات پیچیده اجتماعی در کشور محسوب می شود. از این رو مقابله با آن و اجرای برنامه های پیشگیری از آسیب های مواد مخدر، برای مصون سازی خانواده ها، محیط های کاری و آموزشی و محله ها، به منزله راهبردی ملی در سند چشم انداز و برنامه های توسعه قرار دارد. پدیده اعتیاد با ناکارآمدکردن نیروی انسانی جوان و فعال کشور و تنزل سطح سلامت و بهداشت روانی و اجتماعی شهروندان، مانع مهمی در راه توسعه پایدار و همه جانبه کشور محسوب می شود. به این سبب شناخت علمی و درک ابعاد این معضل و برنامه ریزی با هدف کاهش عوارض و آسیب هایی که به صورت متواتر با این پدیده در ارتباط هستند، از وظایف مدیریت شهری است. مقاله حاضر به روش اسنادی و کتابخانه ای و بر مبنای نظریات موجود در حوزه پیشگیری و با استفاده از اطلاعات و آمار های موجود کشور می کوشد راهکارهایی را برای تبیین روش های پیشگیری از اعتیاد و جایگاه مدیریت شهری نشان دهد و با ارائه پیشنهادهایی نظیر تأکید بر برنامه های اجتماع محور در محلات و تشویق مردم به تشکیل کانون های مبارزه با اعتیاد و جلب مشارکت مردمی و نظارت شهروندان بر امور شهری، سعی دارد در عرصه پیشگیری و توانمندسازی سطوح مختلف جامعه در قالب راهبرد های حمایتی و مهارتی به مبارزه با اعتیاد و پیشگیری از آن بپردازد.
"
هدف این تحقیق، بررسی نقش رگههای شخصیت و سبکهای تفکر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان بود. در نمونهای متشکل از 419 آزمودنی (214 پسر و 205 دختر) فرم کوتاه پرسشنامه پنج عاملی و پرسشنامه سبکهای تفکر اجرا شد. همچنین برای متغیر پیشرفت تحصیلی دانشجویان، میانگین کل نمرههای آنها از طریق دانشگاه مورد مطالعه، جمعآوری شد. با استفاده از تحلیل مسیر، آثار مستقیم و غیرمستقیم رگههای شخصیت بر سبکهای تفکر و پیشرفت تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند که گشودگی بر سبک تفکر قضایی، کلی، آزاد اندیش و محافظهکار؛ روان آزردهواری بر سبک تفکر اجرایی، جزیی و محافظهکار؛ وظیفهشناسی بر سبک تفکر قانونی و سلسله مراتبی؛ برونگرایی بر سبک تفکر کلی، آزاد اندیش، سلسله مراتبی و بیرونی دارای اثری مثبت و معنادار بودند (تنها اثر عامل گشودگی بر سبک تفکر محافظهکار منفی و معنادار بدست آمد). اثر غیرمستقیم عامل گشودگی از طریق سبک تفکر قضایی؛ عامل روان آزردهواری از طریق سبک تفکر اجرایی؛ عامل وظیفهشناسی از طریق سبک تفکر قانونی؛ عامل گشودگی و برونگرایی از طریق سبک تفکر کلی و آزادمنشانه؛ عامل روان آزردهواری و گشودگی از طریق سبک تفکر محافظهکاری؛ عامل درونگرایی و وظیفهشناسی از طریق سبک تفکر سلسله مراتبی؛ عامل برونگرایی از طریق سبک تفکر بیرونی بر پیشرفت تحصیلی اثری معنادار نشان دادند. در مجموع نتایج پژوهش حاضر مؤید این است که توجه به نقش عوامل درون فردی رگههای شخصیت و سبکهای تفکر در مطالعه پیشرفت تحصیلی ضروری است. پیامدهای کاربردی یافتهها برای معلمان بحث شده است.
"
زمینه و هدف: ویژگی های شخصیتی برخاسته از تفاوت های فرهنگی است. این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی در فرهنگ ایرانی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه مقطعی حاضر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، بر روی 4342 نوجوان ایرانی از 12 استان کشور انجام شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ویژگی های شخصیتی NEO-FFI (NEO Five-Factor Inventory) استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: بین ویژگی های شخصیتی دختران و پسران در تمام ابعاد شخصیت تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، بین اقوام مختلف ایرانی در ابعاد ویژگی های شخصیتی نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد (001/0 > P). از طرف دیگر، بین ویژگی های شخصیتی افراد در اقلیم های مختلف جغرافیایی نیز تفاوت معنی داری به دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که فرهنگ، قومیت و اقلیم جغرافیایی می تواند بر روی ویژگی های شخصیتی مردم ایران تأثیرگذار باشد.
هدف از اجرای این تحقیق، بررسی نقش واسطه ای و تعدیل کننده خلق کودک در رابطه بین ارزیابی کودک از ایمنی هیجانی در خانواده با نشانه های مشکلات عاطفی – رفتاری و سلامت جسمی و روانی – اجتماعی کودک است. برای این منظور، یک گروه نمونه (413 نفر) از جامعه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر تهران شامل 220 دختر و 193 پسر، با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. مادران به پرسشنامه خلق نوجوانی اولیه و سلامت کودک-فرم 28 سوالی والدین- و مادران و معلمان به پرسشنامه توانایی ها و مشکلات کودک پاسخ دادند. دانش آموزان نیز به مقیاس ایمنی در سیستم خانواده پاسخ دادند. یافته ها نشانگر نقش پیش بینی کننده ایمنی هیجانی خانواده در کاهش مشکلات عاطفی- رفتاری و نقش پیش بینی کننده ایمنی هیجانی خانواده در کاهش مشکلات عاطفی- رفتاری و نقش پیش بینی کننده مقابله هیجان مدار کودک به ناایمنی و همچنین خلق کودک در پیش بینی نشانه های آسیب شناختی و سلامت کودک است. علاوه بر این، نقش واسطه ای خلق منفی کودک در رابطه بین مقابله هیجان مدار با سلامت جسمی کودک و همچنین در رابطه بین ایمنی هیجانی با نشانه ای آسیب شناختی کودک تایید شد. هیچگونه حمایتی برای نقش تعدیل کننده خلق کودک در این تحقیق بدست نیامد. نتایج این پژوهش در قالب نظریه های خلق و الگوهای مرببوط به رابطه خلق با سازگاری، نظریه ایمنی هیجانی و رویکرد سیستمی به عوامل خطر و محافظ در آسیب شناسی تحولی، نشان می دهند که خلق منفی کودک می تواند به عنوان یک عامل خطر فردی اثر محافظ ایمنی هیجانی بر نشانه های آسیب شناختی کودک را خنثی کند. همچنین، مقابله هیجان مدار کودک با ناایمنی در خانواده (به دو صورت مشغله ذهنی و کناره گیری)، در کودکانی که واجد خلق منفی هستند می تواند منجر به کاهش سلامت جسمی کودک شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روان سنجی آزمون تیپ های شخصیتی نه گا نه (انیگرام) انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش متشکل از 676 نفر از زنان و مردان شاغل و غیرشاغل شهر تهران با تحصیلات بالای دیپلم و میانگین سنی 8/32 سال بودند که به دو روش نمونه گیری تصادفی و در دسترس انتخاب شدند. محاسبات نشان داد که میانگین ضرایب دشواری برای سوالات تیپ های نه گانه بین 41/0 و 55/0 است. هم چنین میانگین ضرایب تمیز سوالات برای تیپ های 9گانه بین 17/0و 38/0 بدست آمد. روایی صوری آزمون با استفاده از نظر متخصصان مورد بررسی قرار گرفت. روایی سازه آن با روش همبستگی (همگرا و و واگرا) و تحلیل عامل اکتشافی محاسبه شد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی نشان داد که سه عامل اول 5/16% از واریانس کل شاخص را تبیین می کنند و سازگاری مناسبی را با سه سازه اصلی آزمون احساس گرایی، ادراک گرایی و عمل گرایی نشان دادند. ضرایب پایایی برای تیپ های نه گانه با روش همسانی درونی آلفای کرانباخ 67/0 تا 81/0 و باروش بازآزمایی 95/0 تا 98/0 به دست آمد. جداول نمرات هنجار T به تفکیک جنسیت و به شکل کلی ارائه شد. با توجه به هنجاریابی، استفاده از آزمون جهت سنجش شخصیت افراد جامعه و انجام امور پژوهشی و آموزش در مراکز مشاوره پیشنهاد گردید.
چکیده: پژوهش حاضر تحت عنوان «بررسی رابطة بین ابعاد مختلف دینداری (بعد اعتقادی، بعد عاطفی، بعد پیامدی، بعد مناسکی) با میزان شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان»، به دنبال تعیین رابطه و سهم نسبی ابعاد مختلف دینداری در تبیین میزان شادی دانشآموزان بوده است. مطالعه حاضر از نوع تحقیقات همبستگی بوده است. 240 نفر از دانش¬آموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان با روش نمونه¬گیری به شیوة تصادفی خوشه¬ای چند مرحله¬ای انتخاب و بررسی شدند. دادههای بدست آمده با روش رگرسیون چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مشخص شد بین ابعاد مختلف دینداری (بعد اعتقادی، بعد عاطفی، بعد پیامدی، بعد مناسکی) با میزان شادی دانشآموزان دختر دورة متوسطه رابطة معنیدار وجود دارد. همچنین نتایج بدست آمده حاکی از آن است که بعد اعتقادی 22/0، بعد مناسکی 19/0 ، بعد پیامدی 17/0 و بعد عاطفی 15/0 به ترتیب پیشبینی¬کننده و تبیین¬کننده میزان شادی دانش¬آموزان دختر دورة متوسطه شهر اصفهان بوده¬اند؛ بنابراین می¬توان بیان کرد که دینداری و ابعاد مختلف آن در تبیین سلامت روان و ازجمله شادی دانش¬آموزان دختر دورة متوسطه نقش مهم و بسزایی دارد.
این مقاله خلاصه ای از نتایج پژوهشی است که با هدف بررسی رابطه بین رضایت شغلی و تعهد سازمانی معلمان مقطع ابتدائی آموزش و پرورش شهر اسفراین در سال تحصیلی 85-1384 صورت پذیرفته است. در این مطالعه به دو ضرورت عامل انسانی که امروزه از جمله مسائل مهمی در علم مدیریت به شمار میرود. یعنی رضایت شغلی و تعهد سازمانی پرداخته شده است که از مقاله های مهم در اثربخشی سازمانی به شمار میروند. هدف از انجام چنین پژوهشی این است که رابطهی بین دو متغیر مطرح شده را تبیین و به شناسایی موانع و ارائه راهکارهایی در جهت افزایش میزان رضایت شغلی و تعهد سازمانی به منظور کمک به اثربخش و نظام آموزش بیانجامد. روش پژوهش حاضر زمینهیابی- همبستگی میباشد که محقق در شرایطی کاملاً طبیعی به مشاهده و گردآوری اطلاعات و سپس به بررسی رابطه بین متغیرها پرداخته است. جامعه آماری کلیه معلمین رسمی شاغل در مدارس دولتی و غیردولتی شهر اسفراین میباشند. که نمونه ای به حجم 157 نفر با روش تصادفی طبقه ای-خوشه ای از این جامعه انتخاب گردید. منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه هویتی به همراه رضایت شغلی با ضریت اعتبار 76/0 و پرسشنامه تعهد سازمانی با ضریب اعتبار 7/0 وروایی محتوای بالا استفاده شده است. و به منظور توصیف فرضیات این پژوهش از جداول توزیع فراوانی و محاسبه شاخص های آماری میانگین، انحراف استاندارد، نمودارهای مربوطه (آمار توصیفی) و به منظور استنباط نتایج از آزمونهای آماری همبستگی گشتاوری پیرسون، ماتریس همبستگی، محاسبات رگرسیون، آزمون فریدمن، آزمون تفاوت میانگین های دو گروه مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه (آمار استنباطی) استفاده شده است. نتایج بیانگر این است که بین رضایت شغلی با تعهد سازمانی در سطح اطمینان بالاتر از 99 درصد رابطه وجود دارد. میزان رضایت شغلی معلمان در این پژوهش کمتر از متوسط (38/2) و میزان تعهد سازمانی آنان نیز کمتر از متوسط (34/2) میباشد. بیشترین میزان رضایت معلمان از نوع کار و همکاران و کمترین میزان معلمان مربوط به حقوق و ارتقاء میباشد. سایر نتایج در متن مقاله خواهد آمد.
مقدمه: مدل فراشناختی در اختلال اضطراب فراگیر، با فرآیند شناختی مرتبط با نگرانی آسیب شناختی خصوصاً نقش باورهای مثبت و منفی درباره ی نگرانی مطرح شد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراشناختی بر اضطراب و مؤلفه های فراشناختی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: این مطالعه شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه انجام شد. از میان همه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر که به کلینیک روان شناسی در شهرستان مشهد مراجعه کرده بودند، 20 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه برابر آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان با استفاده از مصاحبه ساختار یافته بالینی و بر اساس اختلال های محور یک انتخاب شدند. گروه آزمایش طی 9 هفته تحت درمان فراشناختی ولز قرار گرفتند و در این مدت بر گروه گواه هیچ گونه مداخله درمانی انجام نگرفت. پرسشنامه اضطراب بک، پرسشنامه فراشناخت و نیز پرسشنامه فرانگرانی به عنوان ابزار ارزشیابی در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین اضطراب، فرانگرانی و مؤلفه های باورهای فراشناختی در گروه آزمایش، پس از مداخله درمانی فراشناختی در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری کاهش پیدا کرده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش با نتایج سایر پژوهش ها در این حیطه همخوانی داشته و نشان دهنده اثربخش بودن درمان فراشناختی بر اضطراب و مؤلفه های فراشناختی مبتلایان اختلال اضطراب فراگیر بود.