فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۴۴۱ تا ۸٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
افزایش اعتماد به نفس و مهارت های اجتماعی و رفتار با دیگران
حوزههای تخصصی:
کاربرد سیستم های فازی در اندازه گیری های آموزشی - تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از بکار گیری آزمون های پیشرفت تحصیلی، ارزیابی آموخته های تحصیلی یادگیرندگان می باشد. اطلاعات حاصل سنجش شاخصهای روانی تربیتی عمدتاً جهت تصمیم گیری برای افراد بکار گرفته می شوند. بواسطه ماهیت متغیر های مورد مطالعه و همچنین ویژگی های ابزار های اندازه گیری، همواره زمینه برای حضور عوامل خطا در فرایند اندازه گیری و جود داشته و کمترین نتیجه این امر ابهام و بی دقتی در اندازه گیری و براورد متغیر های مورد مطالعه می باشد. سیستم های مبتنی بر منطق فازی با بهره مندی از روش های نوین محاسبات ریاضی در تلاش اند تا حدی از ابهام موجود در فرایند اندازه گیری متغیر های مورد نظر را کاهش دهند. منطق نوظهور و پرکاربرد «منطق فازی» در سنجش مسائل و الگوهای کیفی، کاربرد فراوانی دارد و پاسخگوی مسائل زیادی در رشته های علوم انسانی بویژه روانشناسی و علوم تربیتی است. دراین پژوهش با استفاده از منطق فازی، نتایج غیرقطعی حاصل از ابزارهای سنجشی (آزمونها) با حذف برخی از متغیرهای مداخله گر، قطعیت یافته و نتایج دو روش سنتی و پیشنهادی فازی (مبتنی بر سیستم های فازی)، برای نمونه 22 نفره از دانشجویان دوره کارشناسی مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
رابطه ی حالت های روان شناختی مثبت با سبک های مقابله ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به نظر می رسد که توجه به توانایی ها، به جای توجه به ناتوانی ها و ضعف های بشری، در برنامه های سلامت، موثرتر و کارآمدتر باشد. حالت های روان شناختی مثبت شامل توکل به خدا، خوش بینی و ... می باشند و پژوهشگران، بارها به رابطه ی بین مثبت دیدن و استفاده از راهبرد موثر در برابر ناتوانی ها و مشکلات روانی اشاره نموده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی حالت های روان شناختی مثبت با سبک های مقابله ای انجام گرفت .
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش مقطعی-همبستگی در سال 1391، تمام دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه های آزاد و پیام نور در دامنه ی سنی 24-19 سال شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی بود. نمونه شامل 230 نفر از دانشجویان (115 پسر و 115 دختر) هستند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و پرسش نامه ی راهبردهای مقابله با استرس (لازاروس و فولکمن، 1984) و پرسش نامه ی حالت-های روان شناختی مثبت (رجایی، خوی نژاد و نسایی، 1390) را تکمیل کردند. اطلاعات با آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه ی 18 تحلیل گردیدند.
یافته ها: بین حالت های روان شناختی مثبت با راهبرد مقابله ی مسئله مدار، رابطه ی مثبت و معنی دار (01/0>P) هم چنین بین حالت قدردانی با راهبرد مقابله ی هیجان مدار رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0>P). بین حالت های خوش بینی و احساس آرامش با مقابله ی هیجان مدار رابطه ی منفی و معنی داری به دست آمد (01/0>P) اما بین سایر حالت های روان شناختی با مقابله ی هیجان مدار، رابطه ای به دست نیامد. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که حالت های روان شناختی مثبت شامل هدف مندی، قدردانی، اجتماعی بودن و خوش بینی 27 درصد واریانس سبک مقابله ی مسئله مدار را تبیین می کنند و دو حالت قدردانی و خوش بینی 053/0 درصد واریانس سبک مقابله ی هیجان مدار را پیش بینی می کنند.
نتیجه گیری: در مجموع، حالت های روان شناختی مثبت، رابطه ی نیرومندتری با سبک های مقابله ای مسئله مدار نسبت به سبک های هیجان مدار دارند.
بررسی طیف اقدام به خودکشی و نقش متغیرهای همه گیرشناسی و روان شناختی در آن
حوزههای تخصصی:
مقایسه روان درمانگری رفتاری- شناختی با دارو درمانگری بر وضعیت روانشناختی و درمان افراد مبتلا به IBS(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه دو روش روان درمانگری رفتاری- شناختی با دارودرمانگری در درمان سندرم روده تحریک پذیر (IBS) و ارتقاء سطح سلامت روانی افراد مبتلا به این اختلال اجرا گردید. روش: در یک طرح شبه تجربی، 50 نفر از افراد مبتلا به IBS از بین بیماران مراجعه کننده به کلینیک تخصصی گوارش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس ROM-II و میزان سطح سلامت روانی با استفاده از پرسشنامه SCL-90-R، بصورت تصادفی در دو گروه (دارو درمانگری به عنوان گروه کنترل و روان درمانگری رفتاری- شناختی به همرا ه دارو درمانگری به عنوان گروه آزمایشی) جایگزین شدند. آزمودنیهای گروه آزمایشی طی 8 جلسه تحت روان درمانگری رفتاری- شناختی قرار گرفتند. سپس آزمودنیهای هر دو گروه مجدداً با مقیاس ROM-II و پرسشنامه SCL-90-R مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای بدست آمده با استفاده از آزمون t برای گروههای مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داد که روش روان درمانگری رفتاری– شناختی به همراه دارو درمانگری، بیش از دارو درمانگری به تنهایی، در بهبود علائم IBS موثر است و سطح سلامت روانی در گروه آزمایش بطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: با توجه به نقش روان درمانگری رفتاری- شناختی به همراه دارو درمانگری در درمان بیماران مبتلا به IBS پیشنهاد میشود درمان این بیماران به صورت تیمی مرکب از متخصصان گوارش و متخصصان روانپزشکی و روانشناسی صورت گیرد."
بررسی اثربخشی برنامه ""ارتقاء کیفیت زندگی زوجین""بررضایتمندی زناشویی و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرانجام نابسامان ازدواج های ناموفق و عوارض گسترده آن منجر به تدوین مهارت های جدیدی در تعاملات انسانی و زناشویی شد. و شیوه های گوناگون زوج درمانی و برنامه های غنی سازی ازدواج رونق گرفت. در انجام این پژوهش از شیوه آموزشی گاتمن که تحقیقات طولی مفصلی بر روی عوامل موثر بر دوام و تقویت روابط زناشویی انجام داد، استفاده شده است. بدین منظور 16زوج به روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفته و مورد آزمون این فرضیه قرار گرفتند که آیا برنامه آموزشی ارتقاء کیفیت زندگی زوجین به شیوه گاتمن باعث افزایش رضایتمندی زناشویی و سلامت روان می شود یا خیر؟ تمامی شرکت کنندگان به سه آزمون انریچ، داس و سلامت روان عمومی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند. بررسی نتایج با استفاده از آزمون T و تحلیل کواریانس، حاکی از آن بود که برنامه آموزشی استفاده شده ، باعث افزایش رضایتمندی زناشویی و نیز سلامت روان در گروه آزمایش شده و این تغییرات در طول یک ماه پیگیری حفظ شده است.
رابطه ابعاد کمال گرایی با خلاقیت در دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی با خلاقیت در دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفته است.
پژوهش حاضر از نوع همبستگی است که روابط بین متغیرها را مورد بررسی قرار می دهد. بدین منظور از جامعه دانش آموزان شهر شیراز 354 نفر (186 دختر و 168 پسر دوره متوسطه) با روش خوشه ای چندمرحله ای از مدارس شهر شیراز انتخاب شدند؛ شرکت کنندگان در پژوهش مقیاس های خلاقیت عابدی (2002) و مقیاس کمال گرایی- تری شورت و همکاران (1995) را تکمیل کردند.
مقیاس کمال گرایی دو بعد به نام های کمال گرایی مثبت و کمال گرایی منفی را ارزیابی می کند که ضریب آلفا برای زیرمقیاس های کمال گرایی مثبت و منفی به ترتیب 87/0 و 85/0 به دست آمد و برای مقیاس خلاقیت ضریب 82/0 به دست آمد. همچنین روایی این مقیاس ها نیز تأیید شدند.
نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که کمال گرایی مثبت به صورت مثبت و کمال گرایی منفی به صورت منفی، قابلیت پیش بینی خلاقیت را در کل گروه و گروه دختران دارد. اما در گروه پسران فقط کمال گرایی منفی به صورت منفی قابلت پیش بینی خلاقیت را دارد.
یافته های این مطالعه از یک طرف شواهدی برای اثرگذاری کمال گرایی بر روی خلاقیت دانش آموزان فراهم می کند و از طرف دیگر نشان می دهد ابعاد کمال گرایی به صورت متفاوتی خلاقیت را پیش بینی می کند و کمال گرایی منفی اثر منفی بر خلاقیت دانش آموزان دارد.
سیاست کیفری چهارده کشور جهان درباره عفو و تخفیف مجازات جرایم مواد مخدر: مطالعه تطبیقی
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله پیش رو، عفو و تخفیف مجازات جرایم مواد مخدر است. با نگاه به اینکه جرایم مواد مخدر خود دسته گسترده ای از جرایم را در بر می گیرند و بازاری برای تأمین مالی سازمانهای تبهکارانه هستند و با توجه به این نکته که این جرایم زمینه ساز برخی جرایم دیگر هستند، به نظر می رسد قانونگذاران جهان رویکرد متفاوتی درباره مجازات مرتکبان این جرایم باید در پیش بگیرند. عفو و تخفیف مجازات بخش مهمی از سیاست کیفری را شکل می دهد، اما تنها برخی نظامهای حقوقی جهان سیاست کیفری ویژه ای برای عفو و تخفیف مجازات این جرایم در پیش گرفته اند. بر همین اساس، این مقاله در دو گفتار سازمان دهی شده است: در گفتار نخست به بررسی رویکرد عام کشورهای موضوع پژوهش پرداخته می شود و در گفتار دوم سیاست کیفری ویژه کشورهای موضوع پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. سیاست کیفری عمومی برای عفو یا تخفیف مجازات جرایم مواد مخدر حاکی از آن است که این دسته از جرایم چالش مهمی در کشورهای دارای این سیاست شمرده نمی شوند. اما به کارگیری سیاست کیفری ویژه ای برای عفو یا تخفیف نشان از آن دارد که قانونگذار در تلاش برای بی بهره ساختن محکومان جرایم مواد مخدر از تخفیف بیشتر است. در پی چنین سیاستی قاضی در چهارچوب مقررات ویژه ای باید مجازات را تخفیف دهد و در بسیاری از موارد، تعیین مجازات به پایین تر از کمینه قانونی ممکن نیست.
ساخت و اعتباریابی مقیاس خودیابی (SDS) براساس نظریه های مختلف شخصیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر ساخت و اعتباریابی مقیاسی جهت سنجش خودیابی بر اساس نظریه های مختلف شخصیت در دانشجویان دانشگاه سمنان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. بدین منظور تعداد 350 نفر از دانشجویان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به ابزارهای محقق ساخته خودیابی، عزت نفس روزنبرگ، افسردگی و اضطراب بک پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی، ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مقیاس محقق ساخته خودیابی چهار عامل خودآگاهی، مجذوبیت، استعلا و رشد شخصی را اندازه گیری می کند. همچنین نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که خودیابی با عزت نفس ، اضطراب و افسردگی رابطه معناداری دارد. علاوه بر آن اعتبار مقیاس خودیابی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 89/0 و هر کدام از خرده مقیاس ها شامل خودآگاهی 89/0، مجذوبیت 89/0، استعلا 84/0 و رشد شخصی 88/0 به دست آمد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر این است که مقیاس SDS در جامعه دانشجویان از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش های روانشناختی استفاده کرد.
ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: دانشگاه ها و دیگر عرضه کنندگان آموزش عالی نقش مهمی در توسعه جامعه دانایی محور ایفا می کنند. سرمایه فکری عنصر کلیدی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است. هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش و ارتباط سرمایه فکری و عملکرد نظام دانشگاهی بود.
روش ها: این پژوهش پیمایشی در سال 1391 در 6 دانشگاه ایران انجام و دو گروه نمونه در مطالعه وارد شد. ابزار پژوهش شامل دو پرسش نامه محقق ساخته خبرگان دانشگاهی و نظرسنجی وضعیت سرمایه فکری در دانشگاه ها بود. به منظور بررسی داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام، T تک نمونه ای و تحلیل واریانس چندمتغیره در قالب نرم افزار آماری SPSS 13 استفاده شد.
یافته ها: میانگین عملکرد نظام دانشگاهی از نظر اعضای هیات علمی 30/36±87/52 بود و با سرمایه انسانی، سرمایه رابطه ای و سرمایه ساختاری رابطه مثبت و معنی دار داشت. بین عملکرد نظام دانشگاهی با زیرمولفه های هیات علمی، دانشجو، کارکنان، فرهنگ سازمانی، ارتباط با صنعت و تعاملات علمی رابطه مثبت و معنی دار مشاهده شد. در مولفه سرمایه انسانی و سرمایه رابطه ای بین دانشگاه ها تفاوت معنی داری وجود داشت، اما در سرمایه ساختاری بین دانشگاه ها تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: مولفه های سرمایه فکری بر عملکرد نظام دانشگاهی موثر هستند و با توجه به وضعیت متوسط دانشگاه های ایران در این مولفه ها، مدیریت مطلوب تر سرمایه فکری در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی منجر به بهبود عملکرد نظام دانشگاهی می شود.
معنویت در خانواده امروز
منبع:
پیوند ۱۳۸۵ شماره ۳۲۴
حوزههای تخصصی:
تأثیر رویکرد اجتماع درمان مدار در درمان اعتیاد و اختلال های روانی همراه(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی ارتباط حضور آموزشی، اجتماعی و شناختی با عملکرد تحصیلی فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی: یک مطالعه تحلیل مسیر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هنگام آموزش در محیط های یادگیری مبتنی بر وب، یک محیط متفاوت و جدید در مقایسه با محیط های چهره به چهره بایستی خلق می شود. در این بین عدم حضور فیزیکی معلم و فراگیران در یک محیط یادگیری آنلاین میتواند به یک معضل اساسی در چنین دوره هایی که اثرات نامطلوبی بر رضایت و یادگیری فراگیران دارد، مبدل شود. لذا این پژوهش با هدف بررسی ارتباط حضور آموزشی، حضور اجتماعی و حضور شناختی با عملکرد تحصیلی فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی انجام گرفت. روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی(الگویابی علی) بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان ثبت نام کرده در دوره دوره های مبتنی بر وب شهر تهران که در سال تحصیلی 1397-1396 به تحصیل اشتغال داشتند، بودند که حجم نمونه ایی به تعداد 307دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی انتخاب شدند و به مقیاس چارجوب اجتماع اکتشافی آربا و همکاران(2008) پاسخ دادند که از آن میان 271 پرسشنامه قابل تحلیل بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر، تحلیل شد. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان دادند، مدل ساختاری عملکرد تحصیلی فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی مدلی روا در جامعه مورد پژوهش است و داده ها برازش مناسبی با مدل نظری دارند (076/0 = RMSEA ). بر اساس این مدل، 48 % از واریانس عملکرد تحصیلی قابل تبیین است؛ از این رو، حضور آموزشی بر حضور شناختی(46/0 = β ) ،(01/0 > P ، 12/5 = T )، حضوراجتماعی(51/0 = β ) ،(01/0 > P ، 83/5 = T ) و عملکرد تحصیلی(32/0 = β ) ،(01/0 > P ، 84/3 = T )، حضور اجتماعی بر حضور شناختی(29/0 = β )، (05/0 > P ، 33/3 = T ) و عملکرد تحصیلی(25/0 = β ) ، (05/0 > P ، 76/2 = T ) و حضور شناختی بر عملکرد تحصیلی (36/0 = β )، (01/0 > P ، 09/4 = T ) اثر مستقیم معنادار دارند. در نتیجه عوامل مذکور می توانند به طور مناسبی عملکرد تحصیلی فراگیران را تبیین کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های تحقیق، می توان عملکرد تحصیلی فراگیران را با ارتقای حضور آموزشی، حضور اجتماعی و حضور شناختی ارتقا بخشید.