فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۶۱ تا ۸٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۰۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تدوین الگوی امید بر اساس منابع اسلامی و طراحی برنامه درمانی آن بود. از دو روش استفاده شد: روش توصیفی تحلیلی در گزاره های دینی (روش اجتهاد دانش دینی) برای تدوین الگوی امید و روش توصیفی برای بررسی روایی پروتکل درمانی. جهت بررسی روایی محتوایی پروتکل از ضریب تطابق کندال و آزمون معناداری خی دو برای بررسی میزان تطابق و معناداری نظرات کارشناسان برای ارزیابی صحت برداشت های قرآنی و روایی و مطابقت فنون پیشنهادی پروتکل امیددرمانگری با اهداف هر جلسه استفاده شد. یافته ها نشان داد که مفهوم امید در رویکرد اسلامی دارای الگویی سه مؤلفه ای است که هر مؤلفه دو زیرمؤلفه دارد: عاملیت (عاملیت شخصی، عاملیت الهی)، اسباب (اسباب مادی، اسباب فرامادی)، هدف (هدف مادی، هدف توحیدی). همچنین محور در این الگو، هدفی توحیدی است. با توجه به نظر متخصصان تاثیرگذار بودن فنون پیشنهادی نیز بر این مؤلفه ها تایید گردید. بر این اساس پروتکل امیددرمانگری اسلامی در 8 جلسه گروه درمانی 120 دقیقه ای تدوین شد. در این جلسات سه مؤلفه امید، موانع آن ها و راهبردهای رفع موانع و تقویت آن ها مطرح می گردد. در پایان پیشنهادهایی جهت استفاده پروتکل امیددرمانگری ارائه گردیده است.
همسالان و دوستان و اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان
منبع:
پیوند ۱۳۸۲ شماره ۲۹۱
حوزههای تخصصی:
مقایسه ناگویی هیجانی، سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی خانواده های طلاق و عادی با کنترل وضعیت اجتماعی-اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه ناگویی هیجانی، سلامت روان و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی خانواده های طلاق و عادی شهر بهبهان با کنترل وضعیت اجتماعی-اقتصادی بود. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر دبیرستانی خانواده های طلاق و عادی شهر بهبهان در سال 92-91 بودند و از میان آن ها نمونه ای 30 نفری با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای از فرزندان طلاق و 30 نفر نیز از فرزندان عادی انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه ناگویی هیجانی (TAS-20)، پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28) و معدل سال تحصیلی 92-91 استفاده شد. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری (MANCOVA) نشان داد که بین ناگویی هیجانی دخترهای خانواده های طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. ناگویی هیجانی در دخترهای خانواده های طلاق بالاتر از گروه عادی بود. سلامت روان دخترهای خانواده های طلاق پایین تر از خانواده های عادی بود. همچنین عملکرد تحصیلی دخترهای خانواده های طلاق پایین تر از خانواده های عادی بود.
طراحی الگوی ساختار سازمانی دانشگاه های باز و از دور (مطالعه موردی دانشگاه پیام نور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، ارائه الگویی برای ساختار سازمانی دانشگاه های باز و از دور با تأکید بر دانشگاه پیام نور است. جامعه آماری این تحقیق را همه کارکنان دانشگاه پیام نور در سه استان تهران، کردستان و کرمانشاه تشکیل می دهند که چهارصد نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از پرسش نامه ساختار سازمانی رابینز برای ابعاد ساختاری و برای ابعاد محتوایی از پرسش نامه های فرهنگ سازمانی کامرون و کانن، محیط سازمانی ویلیام، فناوری سازمانی دفت و استراتژی سازمانی فرهادی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که دانشگاه پیام نور در ارتباط با ابعاد ساختاری دارای رسمیت، پیچیدگی و تمرکز بالا و در خصوص ابعاد محتوایی دارای محیطی تاحدی غیر قابل پیش بین، فرهنگی تاحدودی قوی، استراتژی موفق و فناوری پیچیده است. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که فرهنگ، محیط، فناوری و استراتژی پیش بینی کننده های خوبی برای رسمیت، پیچیدگی و تمرکز هستند.\nدر نتیجه با توجه به محیط تاحدی غیر قابل پیش بین، فرهنگی تاحدودی قوی وفناوری پیچیده، مدیران باید به کاهش (رسمیت، پیچیدگی و تمرکز) پرداخته و ساختار پیوندی که الگویی هم با ثبات و کارا و هم نرم و منعطف است را در دانشگاه پیام نور طراحی و اجرا کنند.
مقایس طرحواره های ناسازگار اولیه و ریشه های والدینی آن و سبک های مقابله ای در افراد مبتلا به دیابت نوع I و افراد مبتلا به پسوریازیس و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش حاضر از نوع تحقیق علی- مقایسه ای، روی بیماران مراجعه کننده به انجمن دیابت ایران و مبتلایان به پسوریازیس مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران صورت گرفت. نمونه گیری به صورت در دسترس،30 مبتلا به پسوریازیس و25 مبتلا به دیابت نوع I و30 فرد سالم بودند. آزمودنی ها با استفاده از پرسشنامه طرحواره ناسازگار و فرزندپروری یانگ و سبک های مقابله ای لازاروس مورد ارزیابی قرارگرفتند. تحلیل واریانس یک راهه نشان داد مبتلایان به پسوریازیس در همه حوزه ها و به جز طرحواره های بی اعتمادی، استحقاق، وابستگی، گرفتار، و در مبتلایان به دیابت نوع I در حوزه دیگرجهت مندی، گوش بزنگی، محدودیت های مختل، طرحواره های آسیب پذیری به ضرر، ایثار و بازداری هیجانی بیشتر از افراد سالم است. طرحواره های محرومیت هیجانی و معیارهای سرسختانه در مبتلایان به پسوریازیس بیشتر از مبتلایان به دیابت است. افراد مبتلا به پسوریازیس در حوزه طرحواره ای خودگردانی و عملکرد مختل وگوش بزنگی بیشتر از مبتلایان به دیابت است. نتایج بدست آمده در ریشه های والدینی پدر در حوزه دیگرجهت مندی و خودگردانی و عملکرد مختل و در طرحواره های نقص، وابستگی، شکست، خودتحول نیافته و پذیرش جویی، در ریشه های والدینی مادران مبتلایان به دیابت در حوزهگوش بزنگی و بازداری، خودگردانی و عملکرد مختل ودیگرجهت مندی و در طرحواره های آسیب پذیری به ضرر، معیارهای سرسختانه، بازداری هیجانی و پذیرش جوییدر گروه مبتلایان به دیابت بیشتر از گروه افراد سالم مشاهده شده است. در ریشه های والدینی پدر حوزهگوش بزنگی، و در والدین گروه مبتلایان به پسوریازیس در طرحواره پذیرش جوییبیشتر از گروه افراد سالم مشاهده شده است. و درحوزه خودگردانی و عملکرد مختل و طرحواره های شرم، ایثار و خودتحول نیافته در پدران مبتلایان به دیابت بیشتر از مبتلایان به پسوریازیس مشاهده شده است. سبک مقابله ای خودکنترلی در مبتلایان به پسوریازیس بیشتر از گروه کنترل مورد استفاده قرار می گیرد.
مقایسه تجارب معنوی و تاب آوری در زنان مبتلا به سرطان پستان تحت پرتو درمانی و همتایان عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، به منظور بررسی مقایسه ای تجارب معنوی و تاب آوری در زنان مبتلا به سرطان پستان تحت پرتو درمانی و همتایان عادی انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مقایسه ای پس رویدادی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان تحت پرتو درمانی و همتایان عادی مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی از اردیبهشت تا اوایل مهر 1392 تشکیل دادند. نمونه پژوهش به روش در دسترس و به تعداد 50 نفر از میان زنان مبتلا به سرطان پستان دارای سابقه جراحی و ماستکتومی انتخاب شدند که دوره شیمی درمانی را به اتمام رسانده و تحت پرتو درمانی بودند و در مقایسه با 50 نفر از همتایان عادی قرار گرفتند که از نظر سن، تحصیلات، وضعیت تأهل با گروه مطالعه مشابه بودند. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس تجارب معنوی روزانه و مقیاس تاب آوری Connor و Davidson جمع آوری گردیده و توسط نرم افزار SPSS و روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره و t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین تجارب معنوی زنان مبتلا به سرطان پستان با زنان سالم تفاوت معنی داری به لحاظ آماری وجود داشت (05/0 > P). تجارب معنوی زنان مبتلا به سرطان پستان بیشتر از زنان سالم بود. همچنین، بین تاب آوری زنان مبتلا به سرطان پستان با همتایان عادی تفاوت معنی داری وجود داشت (05/0 P <). تاب آوری زنان سالم بیشتر از زنان مبتلا به سرطان پستان بود.
نتیجه گیری: تجارب معنوی و تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان پستان و تحت پرتو درمانی تأثیرگذار بود. از این رو، به نظر می رسد که یافتن روش هایی برای افزایش تاب آوری و تجارب معنوی در بهبود و کنترل بیماری آنان ضروری است. پیشنهاد می شود که پژوهش های آینده، با الهام از نتایج این پژوهش در پی ارتقای قدرت تاب آوری زنان مبتلا به سرطان برآمده و به بررسی اثرات آن بر سلامت روان و کیفیت زندگی این گروه از بیماران اقدام نمایند.
بنیادهای زیستی - روانی زمینه ساز اعتیاد
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر مطالعه در مورد بنیادهای زیستی زمینه ساز اعتیاد توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب نموده است .حساسیت متفاوت نسبت به نشانه های پاداش و تنبیه در افراد مختلف این فرض را مطرح ساخته است که افراد دارای وابستگی دارویی یا نظام بازداری رفتاری ضعیفی دارند و یا عملکرد نظام فعال ساز رفتاری در آنها به شکلی است که حساسیت نظام بازداری رفتاری رامختل می سازد. در مطالعه حاضر به منظور بررسی تفاوت الگوی فعالیت نظام های مغزی/ رفتاری در افراد معتاد و غیر معتاد 30 نفر آزمودنی معتاد مرد و 30 نفر آزمودنی غیر معتاد مرداز طریق«مقیاس شخصیتی گری ویلسن» مورد مقایسه قرار گرفتند.نتایج نمایانگر فعالیت بیشتر نظام فعال ساز رفتاری و فعالیت کمتر بازداری رفتاری در گروه افراد معتاد بود. از لحاظ فعالیت نظام جنگ / گریز تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد
چرا آموزش خانواده مهم و ضروری است؟
منبع:
پیوند ۱۳۸۴ شماره ۳۱۳
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر بخشی افشای هیجانی نوشتاری بر میزان افسردگی و ظرفیت حافظه فعال در نوجوانان دختر افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی افشای هیجانی نوشتاری بر میزان افسردگی و ظرفیت حافظه فعال در نوجوانان دختر افسرده تنظیم شد. از روش پژوهش تجربی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. تعداد 40 دانش آموز دختر به شیوه تصادفی خوشه ای از میان دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر تهران با روش غربالگری انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای اندازه گیری افسردگی افراد از پرسشنامه افسردگی و مصاحبه بالینی استفاده شد و برای ارزیابی ظرفیت حافظه فعال آزمودنی ها از آزمون حافظه فعال (دانیمن و کارپنتر)استفاده شد. به دنبال آن گروه آزمایش به صورت 8 جلسه نیم ساعته تحت مداخلات (افشای هیجانی نوشتاری) قرار گرفتند. پس از اتمام کاربندی متغیر مستقل هر دو گروه به وسیله آزمون های فوق مجدداً ارزیابی شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس (با طرح اندازه گیری مکرر)و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین افسردگی و ظرفیت حافظه فعال ارتباط معکوس معناداری وجود دارد و افشای هیجانی نوشتاری میزان علائم افسردگی را کاهش داده و ظرفیت حافظه فعال را در نوجوانان افسرده دختر، افزایش داده است. شایان ذکر است که بعد از دو ماه پیگیری انجام شد و آزمودنی ها مجدداً به آزمون های فوق پاسخ دادند. نتایج نشان داد که افشای هیجانی نوشتار هم چنان تأثیرات خود را بر آزمودنی ها حفظ کرده است.
گزارش عملکرد مغز و حافظه
مقایسه بازشناسی عواطف چهره ای در خرده ریخت های اسکیزوفرنی و ارتباط آن با علائم مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقص در بازشناسی عواطف چهره ای از جمله مشکلات برجسته ی بیماران اسکیزوفرن می باشد با این وجود اطلاعات اندکی در خصوص چگونگی این نقص در زیر گروه های اسکیزوفرن موجود می باشد. از این رو هدف پژوهش حاضر، مقایسه بازشناسی جلوه های عواطف چهره ای بین سه زیر گروه اسکیزوفرن پارانوئید، آشفته و باقیمانده و نیز ارتباط آن با علائم مثبت و منفی این بیماران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی مقایسه ای می باشد. به شیوه نمونه گیری در دسترس و بر اساس تشخیص روانپزشکی، مصاحبه بالینی و ملاک های ورود و خروج، 60 بیمار مبتلا به اسکیزوفرن در بیمارستان رازی شهر تهران انتخاب شدند (19 بیمار پارانوئید، 21 بیمار آشفته، 20 بیمار باقیمانده). ابزارهای پژوهش شامل آزمون بازشناسی عواطف چهره ای و مقیاس علائم بالینی PANSS بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون های تعقیبی، و نیز آزمون همبستگی غیرخطی ایتا استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد بیماران آشفته در مقایسه با دیگر زیرگروه ها در بازشناسی عواطف چهره ای ضعیف تر می باشد و پس از آن به ترتیب بیماران نوع پارانوئید و باقیمانده بیشترین نقص را داشتند. بعلاوه نقص در بازشناسی با علائم منفی بیماران رابطه ی معنادار داشت. به طورکلی، شدت نقص بازشناسی عواطف چهره ای در بین زیرگروه های مختلف بیماران اسکیزوفرنی متفاوت می باشد.
رابطه آموزش های زیست محیطی با آمادگی الکترونیکی مالکان و مدیران شرکت های کشاورزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین رابطه آموزشهای زیست محیطی با آمادگی الکترونیکی مالکان و مدیران شرکتهای کشاورزی استانهای کرمانشاه و ایلام بود. پژوهش حاضر بر مبنای هدف کاربردی و بر مبنای روش توصیفی، همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق متشکل از 202 نفر از مالکان و مدیران شرکتهای کوچک و متوسط کشاورزی بود که به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و نسخه تعدیل شده سواد دیجیتالی دانشگاه واشنگتن استفاده گردید. روایی محتوایی ابزار تحقیق با استفاده از نظرات استادان گروه ترویج و توسعه روستایی دانشگاه رازی به دست آمد. سنجش پایایی ابزار تحقیق با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان از قابلیت اعتماد بالای ابزار تحقیق داشت. به منظور تحلیل دادهها از آزمون مقایسه میانگین جامعه با عدد ثابت، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافتهها نشان داد که دانش و مهارت دیجیتالی و مقرون به صرفهبودن کاربرد فنآوری اطلاعات و ارتباطات 22 درصد از تغییرات کاربرد فنآوری اطلاعات و ارتباطات در آموزشهای زیست محیطی را تبیین نمودهاند.
تاثیر آموزش شکل دهی توجه بر تقویت توجه رانندگان حادثه دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جدیدترین تحقیقات علمی درباره بیخوابی
حوزههای تخصصی:
احساسات و افکار
دروغگویی کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۷۳ شماره ۱۸۴
حوزههای تخصصی:
شیوع علایم افسردگی در زنان مطلقه: نقش پیش بینی کننده ی گذشت، حمایت اجتماعی و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: افسردگی یکی از مشکلات روانشناختی زنان مطلقه است و نقش گذشت، حمایت اجتماعی و تاب آوری در پیش بینی علایم آن از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر شیوع علایم افسردگی و رابطه گذشت، حمایت اجتماعی و تاب آوری با آن علایم در زنان مطلقه بود. روش: در این پژوهش همبستگی، 124 زن مطلقه در کرمانشاه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس های افسردگی، گذشت، حمایت اجتماعی چند بعدی و تاب آوری را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 9/16 درصد زنان مطلقه دارای افسردگی خفیف، 0/50 درصد دارای افسردگی متوسط و 1/33 درصد دارای افسردگی شدید بودند. بین گذشت نسبت به خود و دیگران، حمایت اجتماعی و تاب آوری با علایم افسردگی رابطه منفی وجود داشت و متغیرهای پیش بین 15/0 واریانس علایم افسردگی زنان مطلقه را تبیین نموده است. نتیجه گیری: نتایج از شیوع بالای علایم افسردگی و رابطه معنی دار گذشت، حمایت اجتماعی و تاب آوری با علایم افسردگی حمایت می کند. نتایج تلویحات مهمی در توجه به رشد سیستم های حمایت اجتماعی و آموزش های مبتنی بر تاب آوری و گذشت برای کاهش علایم افسردگی در زنان مطلقه دارد#,