فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۰۲۱ تا ۸٬۰۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی اعتبار و روایی سازه مقیاس آخرت نگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اعتبار و روایی سازه مقیاس آخرت نگری در دانشجویان معتکف و غیر معتکف دانشگاه تهران انجام شد. نمونه آماری این پژوهش دو گروه دانشجویان معتکف (152 نفر) که به شیوه نمونه گیری هدفمند و دانشجویان غیر معتکف (45 نفر) را شامل بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند،. ابزار پژوهش مقیاس آخرت نگری ابراهیمی-بهرامی احسان بود که اخیراً معرفی شده است. برای بررسی روایی سازه از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی 40 ماده از مقیاس آخرت نگری به شیوه تحلیل مؤلّفه های اصلی نشان داد که این مقیاس از 5 عامل اصلی اشباع شده است. به منظور بررسی اعتبار مقیاس آخرت نگری و خرده مقیاس های آن از روش همسانی درونی (ضریب آلفای کرونباخ) استفاده شد. مقادیر آلفای کرونباخ در گروه معتکف، غیر معتکف و کل نمونه در دامنه 92/0-71/0 قرار داشت که نشان دهنده اعتبار مطلوب این مقیاس بود.
دیدگاه مدیران و معلمان در رابطه با استفاده از ارزشیابی کمی و کیفی در برنامه های درسی قصدشده، اجراشده و تجربه شده
حوزههای تخصصی:
اهداف: یکی از فعالیت های مهم در حوزه آموزش، ارزشیابی برنامه های درسی است که موفقیت و اثربخشی برنامه ها را نمایان می سازد و مزایای متعددی دارد. هدف از این تحقیق، بررسی دیدگاه مدیران و معلمان در رابطه با استفاده از روشهای کمی و کیفی در ارزشیابی برنامههای درسی قصدشده، اجراشده و تجربه شده بود.
روش ها: این تحقیق بهروش زمینه یابی روی دو گروه مدیران و معلمان مدارس ابتدایی صالح آباد که در سال تحصیلی 1388 تا 1389 مشغول به خدمت بودند، انجام شد. گروه اول شامل مدیران مدارس ابتدایی به تعداد 35 نفر به روش سرشماری و گروه دوم شامل معلمان مدارس ابتدایی منطقه به تعداد 285 نفر بهروش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محققساخته استفاده شد. داده ها با روشهای آمار توصیفی و آزمون T مستقل به کمک نرمافزار SPSS 16 تحلیل شد.
یافتهها: در مورد استفاده از روشهای کمی و کیفی در ارزشیابی برنامه درسی قصدشده، اجراشده و تجربه شده بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت.
نتیجهگیری: بین دیدگاه مدیران و معلمان در بهرهگیری از روشهای کمی و کیفی در ارزشیابی برنامههای درسی قصدشده، اجراشده و تجربهشده، تفاوت معنیداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، هر دو گروه در استفاده از روشهای کمی و کیفی در ارزشیابی برنامههای درسی مذکور اتفاق نظر دارند
آشنایی با هنر درمانی
حوزههای تخصصی:
بررسی سوگیری توجه، سبک های خوردن، و نمایه توده بدنی در افراد رژیم گیرنده و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، چاقی و اضافه وزن یکی از معضلاتی است که سلامت جمعیت بسیاری از کشورهای جهان، ازجمله ایران را تهدید می کند. بررسی مطالعات پیشین نشان می دهد که عوامل شناختی، به ویژه سوگیری توجه، نقشی مهمی در ناکامی کسانی که به منظور کاهش وزن، تحت رژیم درمانی قرار می گیرند، ایفا می کند. همچنین، نتایج پژوهش های صورت گرفته حاکی از آن است که سبک خوردن افراد، عامل مهمی در پیش بینی میزان موفقیت آنها در رسیدن به هدف کاهش وزن است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط عوامل فوق در جامعه ایرانی است. روش: در پژوهش حاضر رابطه بین سوگیری توجه، سبک های خوردن، و تعامل این دو در کسانی که تحت رژیم کاهش وزن بودند (34 نفر) و در افراد عادی (35 نفر) مورد بررسی قرار گرفت؛ این افراد واجد ملاک های پر اشتهایی روانی و بی اشتهایی روانی نبودند. برای سنجش سوگیری توجه از نسخه تطبیق یافته آزمون استروپ هیجانی و برای سنجش سبک خوردن غالب از پرسشنامه عادات خوردن داچ استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری حاکی از آن بود که سوگیری توجه خوراکی و نمایه توده بدنی در رژیم گیرندگان، بیش از افراد عادی است. همچنین، اغلب افرادی که رژیم غذایی داشتند، در مقیاس های خوردن بازداری شده و خوردن هیجانی نمرات بالاتری را نسبت به گروه غیر رژیم گیرندگان کسب کردند. نتیجه گیری: رژیم گرفتن می تواند با افزایش سوگیری توجه و غلبه سبک خوردن بازداری شده و هیجانی همراه باشد. این عوامل در چارچوب نظریه انگیزشی می توانند شکست در رِژیم درمانی را تبیین کنند.
عوامل و الگوی انگیزش از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی: نگاهی تحلیلی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل انگیزشی رفتار بر اساس دیدگاه آیت آلله مصباح یزدی و طراحی الگوی نظری انگیزش، در چارچوب دیدگاه ایشان می باشد. بدین منظور، ابتدا به آثار آیت الله مصباح یزدی مراجعه و نقطه نظرات ایشان در ارتباط با عوامل و فرایندهای انگیزشی انسان جمع آوری گردید. سپس، به روش توصیفی - تحیللی دیدگاه و طرح انگیزشی ایشان، با نگاهی روان شناختی بسط و گسترش داده شد و در قالب یک نمودار شبکه ای، به عنوان الگویی اولیه برای انگیزش رفتار ارائه گردید. بر اساس دیدگاه ایشان، انسان دارای دو ساحتی، هدفمند، جاودانه، ذاتاً دارای اختیار و قدرت انتخاب، عالی ترین موجود و نزد خداوند دارای کرامت است و گرایش به سمت کمال دارد. در بعد انگیزش و انرژی رفتار،انسان دارای پویای نفس، گرایش های بنیادی نفس، شناخت، نحوه جهان بینی و اراده مؤلفه های انگیزشی رفتار می باشد. به علاوه، با توجه به الگوی ویژه ای که ایشان برای ساختار نفس ارائه کرده اند، خود نفس و گرایش های بنیادی آن، اصالت داشته و تأمین کننده انرژی و جهت همه رفتارها می باشد.
سیگار و ریسک افسردگی
بررسی مقدماتی آموزش بلوغ در دختران نوجوان: یک پژوهش کیفی
حوزههای تخصصی:
مقایسه کمال گرایی، استحکام من، خشم و نشخوار خشم در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و وسواس فکری- عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه کمال گرایی، استحکام من، خشم و نشخوار خشم در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و وسواس فکری- عملی انجام شد. تعداد 60 نفر (39 بیمار افسرده، 21 بیمار وسواسی) به مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران (TMPS)، مقیاس استحکام من (ESS)، مقیاس خشم چند بعدی تهران (TMAI) و مقیاس نشخوار خشم (ARS) پاسخ دادند. روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری تمام بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواس فکری- عملی مراجعه کننده به کلینیک های خصوصی شهر تهران بودند. برای تحلیل داده های پژوهش، از شاخص ها و روش های آماری مانند درصد، فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها نشان داد که ابعاد کمال گرایی در اختلال افسردگی و وسواس فکری- عملی دارای تفاوت معنادار هستند؛ در بعد کمال گرایی خودمحور و دیگرمحور نمرات بیماران مبتلا به وسواس از بیماران افسرده بالاتر بود، در بعد کمال گرایی جامعه محور بیماران افسرده نمره بالاتری کسب نمودند. استحکام من دو گروه تفاوت معناداری نداشت. در خصوص خشم، نتایج حاکی از آن بود که خشم درونی بیماران مبتلا به افسردگی بالاتر از بیماران مبتلا به وسواس بود. نتایج همچنین نشان داد که نمره نشخوار خشم بیماران افسرده بیشتر از بیماران مبتلا به وسواس بود. بر اساس یافته های این پژوهش می توان همبودی دو اختلال افسردگی و وسواس فکری- عملی را بر اساس مبانی آسیب شناختی مشترک تبیین نمود؛ در عین حال، مبانی آسیب شناختی متفاوت تمایز دو اختلال را توجیه می کنند.
نقش کیفیت دلبستگی به والدین در نقش پذیری جنسیتی فرزندان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کیفیت دلبستگی به والدین در نقش پذیری جنسیتی فرزندان در خانواده های دووالدی دست نخورده انجام شده است. صد و چهار دانشجو (55 زن، 49 مرد) با میانگین سنی 21 سال در این پژوهش پیمایشی شرکت کردند و به پرسشنامه های نقش جنسیتی بم و دلبستگی به والدین و همسالان پاسخ دادند. یافته هانشان داد که دلبستگی به مادر بیشتر از پدر بود و زنان بیشتر از مردان جنس سنخیتی بودند. دلبستگی به والد ناهم جنس با ضریب منفی میزان جنس سنخیتی بودن را پیش بینی نمود. افراد دارای نقش جنسیتی نامتمایز نسبت به دو گروه جنس سنخیتی و دوجنسیتی دلبستگی کمتری با والد هم جنس خود داشتند. به طور خاص در گروه دلبستگی پایین به والد هم جنس و بالا با والد ناهم جنس، تعداد افراد نامتمایز زیاد و دوجنسیتی و جنس سنخیتی ها کم بودند. دلبستگی بیشتر با مادر قابل انتساب به اشتغال بیشتر مادر با فرزندان و سبک تعاملی خوشایندتر وی می باشد. جنس سنخیتی تر بودن دختران با نظریه چودورو همسویی دارد. نتایج مربوط به نقش دلبستگی به والد هم جنس و ناهم جنس در نقش پذیری جنسیتی به طور کلی با دیدگاه شناختی-اجتماعی هماهنگی داشت. بستگی داشتن اثر دلبستگی به یک والد بر نقش پذیری جنسیتی به سطح دلبستگی به والد دیگر، اهمیت پی گیری نگاه سیستمی و بوم-شناختی به خانواده رامی نمایاند.
بررسی مورد–شاهدی افسردگی در بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"
مقدمه: افسردگی به عنوان یک عامل خطر جهت ایجاد و تشدید بیماری های عروقی قلب مطرح می باشد، هم چنین ممکن است پیامد آن ها بوده و در نهایت منجر به بدتر شدن پیش آگهی، طولانی شدن درمان و افزایش هزینهﻫﺎی درمانی گردد. این مطالعه میزان علایم افسردگی را در بیماران مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی در مقایسه با سایر بیماران بستری ارزیابی نموده است.روش کار: در این مطالعه مقطعی و مورد- شاهدی 100 بیمار مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی بستری در اورژانس قلب بیمارستان قائم(عج) در سال 1385 از نظر میزان علایم افسردگی در مقایسه با گروه شاهد بستری غیر مبتلا به آنژین قلبی بررسی شدند. روش جمع آوری دادهﻫﺎ با استفاده از پرسش نامه ی جمعیت شناختی و آزمون افسردگی بک بود. یافته ها به کمک روشﻫﺎی آمار توصیفی و شاخصﻫﺎی تمایل مرکزی و پراکندگی و روشﻫﺎی آماری استنباطی مانند آزمون کای اسکویر و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: میانگین سنی بیماران قلبی 7/11±4/59 سال بود، 64% مونث و36% مذکر بودند. میزان افسردگی در گروه بیمار (81%) به طور
معنی داری بالاتر از گروه شاهد بود (01/0=P). ارتباطی بین سن، جنس، تاهل، تحصیلات، شغل، سابقه ی فامیلی افسردگی، مصرف داروی قلبی و روان پزشکی و مدت ابتلا به بیماری قلبی و روان پزشکی، با افسردگی پیدا نشد. افرادی که رضایت از درآمد آن ها کم بود، به طور معنی داری میزان افسردگی بیشتری داشتند (006/0=P).نتیجه گیری: میزان علایم افسردگی به طور بارزی در افراد مبتلا به آنژین ناپایدار قلبی بستری در بیمارستان بالاتر از سایر بیماران بستری است.
"
اثر تصویرسازی و تکرار بر حافظه کاذب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر تفریح درمانی بر وضعیت روانی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیای مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
افت تحصیلی و رابطه آن با بنیادهای فلسفی آموزش و پرورش مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افت تحصیلی هنوز هم یک چالش جدی برای نظام های آموزشی دنیا است . شاید به همین دلیل با وجود پژوهش ها و بررسی های فراوان ، باب مطالعه و گفتگو درباره آن بسته نیست . این مقاله با یک نگاه فلسفی به افت تحصیلی ، قصد معرفی و تحلیل ریشه های نظری این پدیده ناخاسته در شرایط آموزش و پرورش مدرن را دارد. به عبارت دیگر در این جا ادعا می شود که علتهای افت تحصیلی در بنیادهای فکری و آرای تربیتی مدرنیته قرار دارد ، پس مادامی که آموزش و پرورش نظام خود را بر چنین بنیادهایی استوار سازد امکان پیش گیری از افت تحصیلی کمتر وجود دارد . به این منظور شش عامل اصلی متاثر از آموزشهای مدرن انتخاب ، و رابطه آن با آموزش و پرورش و افت تحصیلی در نظر گرفته می شود. کوشش به عمل خواهد آمد با طی مسیر یک مقاله پژوهشی به استناد منابع دست اول ، یافته ها ارایه و سپس تحلیل شود .
اثربخشی روش درمانی آموزش ایمن سازی در مقابل تنیدگی و حساسیت زدایی منظم ، در دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارائه یک مدل مفهومی جهت تبیین رابطه میان سبک های هویتی، ویژگی های شخصیتی نئو و کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور ارائه ی یک مدل مفهومی جهت تبیین رابطه میان سبک های هویتی، ویژگی های شخصیتی نئو و کمال گرایی انجام گرفت.جامعه ی مورد مطالعه دانشجویان دختر دانشگاه تهران در سال تحصیلی 91-90 بودند. بنابراین برای این منظور گروه نمونه ای شامل 110 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و پرسشنامه ی سبک های هویت، پرسشنامه ی شخصیت نئو و پرسشنامه ی کمال گرایی را تکمیل نمودند. به منظور بررسی فرضیه ی پژوهش از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش و نیز تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که بین سبک اطلاعاتی و ویژگی روان رنجورخویی رابطه ی معنی دار منفی و بین همین سبک با ویژگی های باز بودن، برون گرایی، توافق و با وجدان بودن رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد. علاوه بر این، ویژگی های شخصیتی توافق، باز بودن و وجدانی بودن سبک هویت اطلاعاتی را پیش بینی می کنند. همچنین بین سبک هویت هنجاری با روان رنجورخویی رابطه ی معنی دار منفی و بین همین سبک با توافق و وجدانی بودن رابطه ی مثبت معنی دار وجود دارد و تنها ویژگی شخصیتی وجدانی بودن می تواند سبک هویتی اطلاعاتی را پیش بینی کند. یافته ی دیگر پژوهش نشان داد که بین سبک هویت سردرگم با ویژگی شخصیتی توافق و باز بودن رابطه ی معنی دار منفی وجود دارد. همچنین بین متغیر کمال گرایی منفی با سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری رابطه ی منفی معنی دار و با سبک هویت سردرگم رابطه ی مثبت وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحقیق حاضر مبنی بر وجود رابطه میان سبک های هویتی با ویژگی های شخصیتی نئو و کمال گرایی و نیز یافته های حاصل از تحقیقات قبلی، در پایان یک مدل مفهومی ارائه شد.
بررسی ارتباط بین سبک های اسناد و گرایش مذهبی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین انواع سبک های اسناد و گرایش های مذهبی دانشجویان دانشگاه گیلان می باشد. به این منظور 394 نفر (252 دختر و 142 پسر) از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه گیلان از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و پرسشنامه های جهت گیری مذهبی آلپورت و سبک های اسناد سلیگمن در مورد آنها اجرا گردید. پس از جمع آوری داده ها از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون های t و تحلیل واریانس برای بررسی داده ها استفاده شد. براساس نتایج این پژوهش، گرایش های مذهبی با سبک اسناد پایدارتر (در رویدادهای مثبت) و سبک اسناد ناپایدارتر (در رویدادهای منفی) رابطه مثبت و معناداری داشت. همچنین یافته های این پژوهش نشان داد گرایش مذهبی دخترها بطور معناداری نسبت به پسرها بیشتر است. علاوه بر آن سبک اسناد دخترها در رویدادهای مثبت، بیرونی تر و در رویدادهای منفی، کلی تر از پسرها بود. نتایج آزمون همبستگی نیز نشان داد متغیر سن با گرایش مذهبی و نوع سبک های اسناد رابطه معناداری ندارد. همچنین بین گرایش مذهبی و نوع سبک اسناد افراد متأهل و مجرد تفاوت معناداری وجود نداشت. مضافاً نتایج پژوهش بیانگر آن بود که گرایش های مذهبی و نوع سبک اسناد بین دانشجویان ورودی سال های مختلف تحصیلی تفاوت معناداری با یکدیگر ندارد. همچنین بر طبق یافته های حاصله بین رشته های مختلف تحصیلی در نمره گرایش مذهبی و نوع سبک های اسناد تفاوت معناداری وجود نداشت.
بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر میزان طلاق (مطالعه موردی شهرستان شادگان)
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد که شبکه های اجتماعی به عنوان وسیع ترین و سریع ترین شبکه ی ارتباطی در بروز پدیده طلاق و تأثیر آن ها بر زندگی زناشویی رادارند. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی بر میزان طلاق در شهرستان شادگان است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان و مردان طلاق گرفته 20 الی40 سال در شهرستان شادگان در سال 1397 است. روش پژوهش حاضر پیمایشی است. در این پژوهش از دو پرسشنامه اثرات مثبت و منفی شبکه های اجتماعی و پرسشنامه میل به طلاق استفاده شده است. پژوهش نشان داد که میزان استفاده از شبکه های اجتماعی با طلاق همبستگی معنادار و مستقیم وجود دارد. در این پژوهش مشخص شد که بین مؤلفه های ارتباط مجازی با دوستان و آشنایان، توسعه مشارکت مردمی، شکل گیری سریع اخبار و شایعات کذب با طلاق همبستگی معناداری وجود ندارد، اما بین مؤلفه های تبلیغات هدفمند اینترنتی، آموزش، تبلیغات ضد دینی و القای شبهات، و تأثیر منفی رفتاری و نقض حریم خصوصی افراد با میزان طلاق همبستگی معنادار وجود دارد