ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۶۱ تا ۷٬۴۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۴۶۱.

نقش گیرنده های gabaa در اکتساب و بیان حساسیت حرکتی القا شده توسط مورفین در موش کوچک آزمایشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۳۲
هدف: بررسی اثرات موسیمول (آگونیست گیرنده GABAA) و بیکوکولین (آنتاگونیست گیرنده GABAA) بر حساس سازی حرکتی ناشی از مورفین در موش آزمایشگاهی هدف این پژوهش بود. روش: 400 موش سوری به کمک دستگاه استرئوتاکسی کانول گذاری و آماده تزریق شد. این مطالعه در یک برنامه نُه روزه و در سه مرحله انجام شد. ابتدا به مدت سه روز حساسیت زایی توسط دارو اجرا گردید و سپس به مدت پنج روز دارو قطع و در نهایت آزمون انجام شد. سپس حیوان به مدت 20 دقیقه برای ثبت فعالیت حرکتی در دستگاه حرکت سنج قرار گرفت. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس و پس آزمون توکی تحلیل شد. یافته ها: تزریق زیرجلدی مورفین (10، 20، 30 و 40 mg/kg) به صورت وابسته به غلظت، فعالیت حرکتی حیوانات را به طور معنی داری افزایش داد. افزایش فعالیت حرکتی موش های سوری پیش تیمارشده با مورفین (5/7، 15 و 30 mg/kg) نشان دهنده توسعه حساسیت بود. تزریق داخل مغزی موسیمول (025/0، 05/0، 1/0 و 25/0 μg/mouse) در حضور یا در غیاب مورفین mg/kg) 5) به طور معنی داری فعالیت حرکتی القاشده به وسیله مورفین mg/kg) 5) را کاهش داد. از طرف دیگر القای فعالیت حرکتی توسط مورفین mg/kg) 5) در حیواناتی که قبلاً با بیکوکولین (25/0، 5/0 و 1 μg/mouse) در حضور یا در غیاب مورفین mg/kg) 15) پیش درمان شده بودند، به طور معنی داری کاهش می یافت. تجویز هم زمان داخل مغزی غلظت های بیکوکولین (25/0، 5/0 و 1 μg/mouse) و موسیمول (μg/mouse 1/0) فعالیت حرکتی القاشده توسط مورفین mg/kg) 5) را در حیواناتی که قبلاً با سالین یا مورفین mg/kg) 15) پیش تیمار شده بودند، کاهش می داد. نتیجه گیری: گیرنده های GABAA می توانند در اکتساب و بیان حساس سازی حرکتی ناشی از مورفین دخالت داشته باشند.
۷۴۶۲.

مروری برابزارهای سنجش مراحل تحول اخلاقی کلبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۵ تعداد دانلود : ۳۷۳۷
هدف از این پژوهش بررسی تعدادی از آزمون های پرکاربرد در حوزه ی سنجش تحول اخلاقی است که برپایه نظریه تحول اخلاقی لارنس کلبرگ ساخته شده اند. از آنجا که رشد اخلاقی یکی از جنبه های مهم رشد روانی اجتماعی است و در موقعیت های مختلف می تواند عاملی موثر بر رفتار انسان ها باشد، مطالعه آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. اکثر آزمون های ساخته شده براساس نظریه کلبرگ، رویکردی داستانی دارند که تفسیر استدلال ها را بااشکالاتی همراه می کند لذا تدوین آزمون هایی به شکل پرسشنامه مورد توجه پژوهشگران در سراسر دنیا قرارگرفته و در این مجال به بررسی این ابزارها می پردازیم.
۷۴۶۳.

اعتبار پیش بین معدل دیپلم در پیشرفت تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۲۳
اهداف. طراحی فعالیت های گروهی نقش مهمی در آموزش پزشکان و آمادگی آنها برای ایفای نقش حرفه ای شان در آینده دارد. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آزمون گروهی در ماندگاری اطلاعات در دانشجویان پزشکی انجام شد. روش ها. در مطالعه ای توصیفی- مقطعی، دانشجویان پزشکی کلاس فیزیولوژی مقطع علوم پایه به دو گروه A (16n=) و B (24n=) تقسیم شدند. در ابتدا، برای هر دو گروه آزمون به شکل انفرادی برگزار شد و سپس بلافاصله پس از پایان آزمون، دانشجویان گروهB به گروه های 3-2نفری تقسیم شدند و به همان سئوالات به شکل گروهی پاسخ دادند. هر دو گروه به شکل انفرادی در آزمون مجددی که یک ماه بعد با سئوالات آزمون 1 برگزار شد، شرکت کردند. آنالیز اطلاعات با آزمون Tزوجی انجام شد. یافته ها. میزان ماندگاری محتویات دوره در دانشجویان گروه A (63/0±86/13) به طور معنی داری (03/0p<) پایین تر از گروه B (31/0±02/15) بود. همچنین، میانگین نمرات پاسخ دهی انفرادی دانشجویان گروه B در آزمون اولیه (45/0±67/15) و میانگین نمرات پاسخ دهی گروهی همان دانشجویان به سئوالات (44/0±1/16) بود. عملکرد دانشجویان وقتی به شکل گروهی به سئوالات پاسخ دادند، به طور معنی داری بالاتر بود. نتیجه گیری. می توان از آزمون ها علاوه بر استفاده به عنوان وسیله ارزیابی دانشجویان، برای کمک به یادگیری دانشجو و آموزش کار گروهی بهره بُرد.
۷۴۶۴.

رابطه ویژگی های سازمانی، دانش، مهارت و نگرش معلمان مقطع دبیرستان با احساس اعتماد به نفس آنان در بکارگیری ICT در تدریس: ارائه مدل توضیحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۱۵
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه ویژگی های سازمانی، دانش، مهارت و نگرش معلمان مقطع دبیرستان، و احساس اعتماد به نفس آنان در بکارگیری ICT در تدریس در قالب یک مدل توضیحی بود. به همین منظور 325 نفر از دبیران دبیرستان های شهر شیراز، با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق پرسشنامه عوامل مؤثر بر تدریس معلمان با استفاده از فناوری ICT پاپاناستاسیو و آنجلی بود که روایی و پایایی آن محاسبه شده و سپس بین نمونه توزیع و جمع آوری شد. داده ها توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. مدل فرضی با استفاده از رگرسیون چندگانه همزمان بر طبق روش بارون و کنی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که: 1( کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه رابطه مثبت و معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش و مهارت ICT در تدریس دارد. سابقه تدریس رابطه منفی و معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش و مهارت ICT در تدریس دارد. 2) کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه رابطه مثبت و معناداری با دانش، مهارت و نگرش معلمان در کاربردICT در تدریس دارد و سابقه تدریس رابطه منفی و معناداری با دانش نرم افزاری، مهارت و نگرش معلمان در کاربرد ICT دارد. 3) کارآموزی و جوّ حمایتی مدرسه به واسطه دانش نرم افزاری، مهارت و نگرش معلمان رابطه معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری دانش ICT دارد. همچنین کارآموزی به واسطه دانش، مهارت و نگرش معلمان رابطه معناداری با احساس اعتماد به نفس معلمان در بکارگیری مهارت ICT دارد.
۷۴۶۵.

تأثیرآموزش راهبردهای مقابله با باورهای غیر منطقی با رویکرد شناختی بر اضطراب امتحان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
تعداد بازدید : ۱۷۹۴ تعداد دانلود : ۹۳۰
چکیده مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای مقابله با باورهای غیر منطقی (با رویکرد شناختی) بر اضطراب امتحان دانش آموزان بود. روش: جامعه آماری شامل همه دانش آموزان پایه اول متوسطه شهرستان شهریار بود. 60 نفر از دانش آموزانی که در اضطراب امتحان یک انحراف معیار بالاتر از میانگین جامعه بودند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه (30 نفر گروه آزمایش، و 30 نفر گروه گواه) جایگزین شدند. هشت جلسه برنامه آموزش گروهی راهبردهای مقابله با باورهای غیر منطقی جهت کاهش اضطراب برای گروه آزمایش انجام شد. تمام آزمودنی ها قبل و بعد از درمان و در مرحله پیگیری یک ماهه پرسشنامه راهبردهای مقابله با باورهای غیر منطقی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس چند متغیره ی اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش راهبردهای مقابله با باورهای غیر منطقی باعث کاهش اضطراب امتحان در این دانش آموزان می شود. این نتایج در مرحله پیگیری حفظ شد. نتیجه گیری: آموزش راهبردهای مقابله ای می تواند اضطراب امتحان دانش آموزان را کاهش دهد و به سلامت روانی آنها منجر شود.
۷۴۶۶.

بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر بهبود بازداری پاسخ، برنامه ریزی و حافظه کاری کودکان دارای اختلال نقص توجه /بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۹۶۰
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی عصب شناختی بر بهبود توانایی بازداری پاسخ، برنامه ریزی ،و حافظه کاری کودکان با اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (AD/HD)می باشد. این پژوهش یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود.جامعه پژوهش متشکل از دانش آموزان سنین 12-7ساله مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی درشهرمشهد بود،که از طریق نمونه گیری دردسترس ، 24دانش آموز با این اختلال در دبستان ابتدایی پسرانه شاهد طاها(ناحیه 5 استان خراسان رضوی ) از طریق معرفی مشاور و با مقیاس SNAP-IVشناسایی شدند و به صورت تصادفی بر اساس لیست زوج و فرد در دو گروه آزمایش و کنترل جای گماری شدند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با نسخه نرم افزاری آزمون رایانه ای برج لندن و استروپ و نسخه ابزاری آزمون فراخنای ارقام وکسلر مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش در 12 جلسه بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بصورت گروهی مشارکت داده شد.داده های حاصل از پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغییره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی در مرحله پس آزمون موجب کاهش معنی دار نمره تداخل،زمان تأخیرزمان آزمایش و زمان کل و افزایش معنی دار فراخنای ارقام مستقیم و معکوس شد. توصیه می شود بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای عصب شناختی به عنوان یک رویکردطبیعی و غیر ابزاری و به عنوان یک مداخله روان شناختی مؤثر در طراحی و ارائه پروتکل های درمانی اختلال نقص توجه/ بیش فعالی مورد استفاده قرارگیرد.
۷۴۶۸.

الگوهای تفکر، پایه تحصیلی و نوع مدرسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳
پژوهش حاضر در راستای نظریه خود – حکومتی ذهنی اشترنبرگ، الگوهای تفکر دانش آموزان دختر دوم راهنمایی و دبیرستان تیزهوش و عادی را پس از مهار توانش های سه گانه ذهنی آنان، مورد بررسی قرار داده است. از میان یک گروه 360 نفری که به آزمون توانشهای سه گانه ذهنی استرنبرگ (STAT) پاسخ دادند، 136 نفر با یکی از توانش های برتر انتخاب شدند و پرسشنامه الگوهای تفکر را تکمیل کردند. تحلیل عوامل نشان داد این پرسشنامه می تواند 7 الگو از 13 الگوی تفکر معرفی شده در نظریه خود – حکومتی ذهنی را با اعتبار و روایی مطلوب ارزیابی کند. در تحلیل واریانس چند متغیری الگوهای تفکر بر حسب برتری سه توانش ذهنی در دو مقوله (1- تحلیلی، خلاق، عملی 2- کلامی، عددی، تصویری) اثر اصلی کلی سن و نوع مدرسه دیده شد. دانش آموزان دوم راهنمایی بیشتر از دانش آموزان دوم دبیرستان دارای الگوهای تفکر اجرایی، محافظه کار و حکومت گروهی بودند و دانش آموزان تیزهوش بیشتر از دانش آموزان عادی از الگوی تفکر کل نگر و جزنگر استفاده کرده بودند.
۷۴۶۹.

بررسی ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه حالت- صفت بیان خشم کودک و نوجوان (STAXI-2 C/A) در جمعیت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۸۰۵
هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی پرسشنامه صفت- حالت و بیان خشم کودکان و نوجوانان (STAXI-2 C/A) است. این پرسشنامه بر روی دانش آموزان 12 تا 17 ساله ایرانی مورد مطالعه قرار گرفته است. پس از این که پرسشنامه به زبان فارسی ترجمه شد، برای اطمینان از صحت ترجمه آن، دوباره به زبان اصلی برگردانده شد. پس از اطمینان و تأیید ترجمه، این پرسشنامه. بر روی 556 دانش آموز دختر و پسر راهنمایی و دبیرستان شهر تهران اجرا گردید. نتایج این مطالعه 7 عامل را در بین کودکان و نوجوانان مورد تأیید قرار داد: این عوامل عبارتند از: احساس خشم، بیان کلامی و جسمی خشم، خوی خشمناک، واکنش خشمناک، بیان خشم به سمت بیرون، بیان خشم به سمت درون و کنترل خشم. در مجموع نتایج مطالعه حاضر شواهدی بر صحت روایی سازه قابل قبول پرسشنامه صفت- حالت و بیان خشم (STAXI-2 C/A) در کودکان و نوجوانان در دانش آموزان ایرانی فراهم آورده است.
۷۴۷۴.

تأثیر آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۲ تعداد دانلود : ۸۵۳
زمینه و هدف: یکپارچگی حسی، بهبود توانایی کودکان برای پردازش و سازماندهی اطلاعات حسی است. زمانی که مغز بتواند اطلاعات حسی را سازماندهی نماید، نتیجه آن، بهبود عملکرد مهارت های زندگی، رشد عاطفی و رشد عمومی می باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی (Attention deficit hyperactivity disorder یا ADHD) بود. مواد و روش ها: مطالعه آزمایشی حاضر به روش پیش آزمون- پس آزمون و با گروه شاهد انجام گرفت و در آن، ٢٠ نفر از دانش آموزان ابتدایی مبتلا به ADHD شهر اصفهان مورد مطالعه قرار گرفتند. این افراد پس از انتخاب تصادفی، بر اساس معیارهای ورود به پژوهش و در طی روش نمونه گیری چندمرحله ای، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسش نامه Conners (فرم والد و معلم) و پرسش نامه عصب روان شناختی کودک و نوجوان Conners بود. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین عملکرد دو گروه آزمایش و شاهد در مهارت های عصب روان شناختی در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P). نتیجه گیری: آموزش یکپارچگی حسی بر مهارت های عصب روان شناختی کودکان تأثیر دارد و می توان از این روش آموزشی در توان بخشی و آموزش کودکان دارای ADHD بهره برد. علاوه بر این، می توان از این روش در مراکز آمادگی و پیش دبستانی استفاده نمود تا از بروز اختلال ADHD در دوران تحصیلی جلوگیری به عمل آید.
۷۴۷۵.

توان پیش‌بینی سبک‌های فرزندپروری ادراک شده و متغیرهای جمعیت‌شناختی بر احساس تنهایی دختران دانش‌آموز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۲ تعداد دانلود : ۱۷۳۳
" مقدمه: احساس تنهایی، به عنوان حالتی ناخوشایند، پاسخ‌های هیجانی منفی و نارضایتی ادراکی فرد را در روابط اجتماعی‌اش شامل می‌شود. این تجربه‌ نامطلوب و پریشان‌کننده می‌تواند به ناسازگاری‌های شناختی، هیجانی و رفتاری فرد در مرحله نوجوانی منجر شود. شواهد پژوهشی حاکی از وجود رابطه بین سبک‌های فرزندپروری و شایستگی‌های اجتماعی کودکان و نوجوانان است. به همین دلیل، برخی از پژوهشگران، به منظور توان پیش‌بینی احساس تنهایی در نوجوانان، بر مطالعه سبک‌های فرزندپروری (اقتدارمنش، دیکتاتوری و سهل‌گیرانه)، تاکید می‌کنند. از سوی دیگر، برخی نتایج پژوهش‌های مبتنی بر رویکرد بوم شناختی براون فنبرنر نشان داده است که بافت خانوادگی (وضعیت اقتصادی-اجتماعی، تحصیلات والدین و جنسیت کودک)، در درک تحول اجتماعی و احساس تنهایی فرزندان حائز اهمیت است. پژوهش حاضر بر اساس مدل تعاملی، سعی در بررسی توان پیش‌بینی مولفه‌‌های سبک‌های فرزندپروری ادراک شده و متغیرهای جمعیت‌شناختی بر احساس تنهایی دانش‌آموزان دختر نوجوان دارد. روش کار: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع رگرسیون چند متغیره گام به گام است. گروه نمونه با توجه به فرمول کرجسی و مورگان (416=n) نفر برآورد و به روش چند مرحله‌ای انتخاب گردید. به منظور گردآوری داده‌‌ها از سه پرسش نامه سبک‌ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس افتراقی تنهایی و پرسش نامه جمعیت‌شناختی استفاده گردید.نتایج: نتایج به دست آمده بر اساس رگرسیون چندمتغیره گام به گام، نشان دهنده سه مرحله معنی‌دار در پیش‌بینی متغیر وابسته (احساس تنهایی) است. در اولین مرحله، بعد گرمی و حمایت‌گری از سبک فرزندپروری اقتدارمنش، بیشترین رابطه را با متغیر ملاک نشان داد (534/0=R، 000/0=F). در مرحله دوم، دو مولفه سبک فرزندپروری اقتدارمنش ( گرمی- حمایت‌گری و خودمختاری)، بالاترین میزان توان پیش‌بین احساس تنهایی را نشان دادند (556/0=R، 000/0=F). در مرحله آخر، سه متغیر ( بعد گرمی و حمایت‌گری، بعد خودمختاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) دارای بیشترین توان پیش‌بینی‌کنندگی متغیر وابسته بودند (563/0=R، 000/0=F).بحث: با توجه به یافته‌های به دست آمده از پژوهش حاضر می توان بیان داشت که سبک فرزندپروری اقتدارمنش، به ویژه دو بعد گرمی و حمایت‌گری و خودمختاری آن؛ و متغیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی می‌تواند میزان احساس تنهایی را در دانش‌آموزان دختر کاهش دهد. این نتایج بایستی در سیاست‌گذاری سازمان‌های بهداشت روانی و آموزش والدین و مشاوران بالینی مورد توجه قرار گیرد. "
۷۴۷۶.

اثربخشی آموزش حل مسأله بر نگرش های ناکارآمد و باورهای غیرمنطقی دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۹۸
پژوهش حاضر به منظور اثربخشی آموزش مهارت های حل مسأله بر نگرش های ناکارآمد و باورهای غیرمنطقی دانش آموزان سوم دبیرستان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرای طرح از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون- پس آزمون بوده که بر روی 30  نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی شهر سنندج در سال 1394 اجرا شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود. نمونه ها به صورت انتخابی و  به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل جایگزین شدند. پس از انتخاب افراد و انتساب آنها به گروه های کنترل و آزمایش، گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی دریافت نکرد؛ اما گروه آزمایش به مدت 10 جلسه یک ساعته تحت آموزش مهارت های حل مسأله هپنر و پترسن قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات پژوهش از پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز و مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواراریانس یک راهه و چند راهه استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های حل مسأله بر نگرش های ناکارآمد و باورهای غیر منطقی تأثیرگذار است. بدین صورت که با افزایش مهارت های حل مسأله باورهای غیر منطقی و نگرش های ناکارآمد کاهش یافت. همچنین نتایج حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد که با حذف اثرات نمره های زیرگروه های باورهای غیرمنطقی پیش آزمون به عنوان متغیر هم پراش، اثر اصلی آموزش بر نمره های باورهای غیرمنطقی در تمامی ابعاد در پس آزمون معنی دار است.
۷۴۷۷.

بررسی شاخص های روان سنجی مقیاس نظریه ضمنی هوش (ITIS) در جامعه دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۷۸۸
زمینه: یکی از جدیدترین رویکردهای شناختی-اجتماعی مطرح شده در حوزه انگیزش تحصیلی، نظریه ضمنی هوش (باورهای هوشی)است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس 14 ماده ای نظریه ضمنی هوش (ITIS-14) (عبدالفتاح و ییتس، 2006) در جامعه دانشجویی ایرانی است. این ابزار جهت سنجش نظریه های افزایشی و ذاتی هوش به کار می رود. روش: نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 350 دانشجوی کارشناسی دو دانشگاه آزاد اسلامی مسجدسلیمان و اهواز بودند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل عامل تأییدی، تحلیل عامل اکتشافی، ضرایب آلفای کرونباخ و همبستگی پیرسون انجام گرفت. یافته ها: ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس نظریه افزایشی هوش 82/0 و برای خرده مقیاس نظریه ذاتی هوش 74/0 محاسبه شد. برای برآورد روایی ملاکی از مقیاس نظریه های ضمنی هوش دوپیرات و مارین (2005) استفاده شد که ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس های نظریه افزایشی و نظریه ذاتی هوش در دو ابزار محاسبه شد که در سطح 001/0 معنی دار بود. برای محاسبه روایی سازه مقیاس، از تحلیل عامل تأییدی و اکتشافی استفاده شد. نتایج تحلیل عامل تأییدی مؤید آن است که ساختار مقیاس برازش قابل قبولی با داده ها دارد و کلیه شاخص های برازندگی نیز برازش مدل را تأیید می کنند. به علاوه، تحلیل عامل اکتشافی منجر به استخراج دو خرده مقیاس نظریه افزایشی و نظریه ذاتی هوش گردید. نتیجه گیری: با توجه به شاخص های روان سنجی محاسبه شده، مقیاس مورد نظر می تواند برای ارزیابی نظریه های ضمنی هوش (باورهای هوشی) در جامعه دانشجویی مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
۷۴۷۸.

نقش ابرازگری هیجانی و عوامل جمعیت شناختی در پیش بینی رضایت زناشویی زنان

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۱۷۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۷۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابرازگری هیجانی و عوامل جمعیت شناختی با رضایت زناشویی زنان متأهل انجام شد.پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را کلیه ی زنان متأهل منطقه 5 شهر تهران در سال 1392 تشکیل دادند. نمونه شامل 282 زن متأهل بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ 47 سوالی و ابرازگری هیجانی خانواده هالبرستات و همکاران بود. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد نتایج نشان داد که ابرازگری مثبت و تحصیلات با رضایت زناشویی زنان همبستگی مثبت و معنادار و بین ابراز گری منفی و سن همبستگی با رضایت زناشویی زنان همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که در گام اول ابرازگری هیجانی مثبت 094/0درصد از رضایت زناشویی را پیش با ورود متغیر سن در الگوی چهارم 017/0 درصد به توان پیش بینی اضافه می شود و با ورود متغیر مدت ازدواج در الگوی پنجم 011/0درصد به توان پیش بینی اضافه می شود. به طور کلی متغیرهای ابرازگری هیجانی مثبت ، ابرازگری هیجانی منفی، تحصیلات، سن و مدت ازدواج حدود 19 درصد از رضایت زناشویی را پیش بینی می کنند.از این اطلاعات می توان در راستای تدوین و اجرای برنامه های آموزشی و درمانی به منظور افزایش رضایت زناشویی زنان استفاده کرد.
۷۴۷۹.

اثر بخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر بی ثباتی هیجانی و تکانشگری در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۰۳
مقدمه: اختلال دو قطبی اختلالی ناتوان کننده است که با دوره های عود کننده مانیا، هیپومانیا و افسردگی مشخص می شود. رفتار درمانی دیالکتیکی اساساً برای کمک به افرادی با مشکل در تنظیم هیجان تدوین گردید. این پژوهش با هدف تعیین اثر بخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر بی ثباتی هیجانی و تکانشگری در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی شهر اصفهان انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز خصوصی روانپزشکی شهر اصفهان در پاییز و زمستان 1393 شامل می شدند. از بین آنها 24 بیمار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک، تشخیص اختلال دو قطبی را دریافت نموده و سایر ملاک های ورود به تحقیق را دارا بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی آزمودنی ها در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه 12 نفر). آزمودنی ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به پرسشنامه شخصیتی آیزنک (1986) و تکانشگری بارت (2004) پاسخ دادند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای، علاوه بر دارو درمانی، رفتار درمانی دیالکتیکی به شیوه ی گروهی بر اساس بسته درمانی لینهان (1987) را دریافت نمودند اما بر گروه کنترل به جز دارو هیچ مداخله روانشناختی اعمال نگردید. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی بی ثباتی هیجانی و تکانشگری را بیماران دو قطبی را در مرحله پس آزمون کاهش داد و این اثر بخشی در مرحله پیگیری45 روزه نیز پایداری خود را حفظ نمود. نتیجه گیری: بنابر نتایج پژوهش حاضر، می توان از رفتار درمانی دیالکتیکی به منظور کاهش بی ثباتی هیجانی و تکانشگری این بیماران در کنار دارو درمانی استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان