فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۲۱ تا ۶٬۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
تک فرزندی ، نیاز یا اجبار زمانه ؟
حوزههای تخصصی:
دیدگاه اساتید مشاور نسبت به مشاوره تحصیلی و وظایف مشاور؛ دانشکده دندان پزشکی بابل
حوزههای تخصصی:
اهداف: دانشگاهها و محیطهای علمی درگیر چالشها و دگرگونیهایی هستند. از اینرو حمایت ذهنی، معنوی و اجتماعی دانشجویان و دانشگاهیان و برقراری ارتباط متقابل و تعامل با آنان امری ضروری به نظر میرسد. هدف مطالعه حاضر بررسی نگرش اساتید دانشکده دندانپزشکی بابل نسبت به مشاور و راهنمایی تحصیلی و وظایف مشاوره بود.
روش ها: در این مطالعه مقطعی که در سال 1390 انجام شد، جامعه پژوهش 14 استاد مشاور دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه پژوهشگرساخته پس از تایید روایی و پایایی توسط منابع علمی مرتبط استفاده شد که حاوی سه بخش ویژگیهای فردی استاد مشاور، 16 سئوال نگرشسنج در ارتباط با مشاوره و راهنمایی تحصیلی و 14 سئوال در خصوص آگاهی و نگرش آنان نسبت به وضعیت مطلوب مشاوره و راهنمایی تحصیلی بود. تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS 16 و با آزمون های توصیفی، همبستگی، آنالیز واریانس یک طرف ه و رگرسیون صورت گرفت.
یافته ها: تقریباً نیمی از اساتید (7/42%) از وظایف اساتید مشاور و (8/42%) از قوانین آموزشی دانشگاه آگاه نبودند. در مجموع اساتید دیدگاه چندان مطلوبی نسبت به وضعیت موجود عملکرد اساتید مشاور دانشکده نداشتند (7/35% نامطلوب، 9/42% متوسط و 4/21% مطلوب)، ولی 7/85% از آنان از چگونگی وضعیت مطلوب آگاه بودند و به آن باور داشتند.
نتیجه گیری: به نظر می رسد نگرش مثبتی نسبت به وظایف اساتید مشاور در دانشکده مورد بررسی وجود دارد، اما اساتید با وجود اطلاع از وظایف اساتید مشاور، دیدگاه مطلوبی نسبت به عملکرد آنان ندارند.
مقیاس سنجش اضطراب جدایی (فرم والدین):روش اجرا و نمره گذاری (نسخه فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقیاس سنجش اضطراب جدایی (نسخه والد و کودک)<sup>۱</sup> توسط هان، هاجینلیان، ایسن، وندر و پینکاس در سال 2003 ساخته شد. این مقیاس دارای دو فرم والد و کودک است که هر کدام با 34 مادّه، ابعاد خاصِ اضطراب جدایی دوران کودکی را بر اساس ملاک های تشخیصی متن تجدیدنظر شده چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی<sup>۲</sup> اندازه گیری می کند. چهار بُعد اصلی این ابزار ترس از تنها ماندن<sup>۳</sup>، ترس از رهاشدن<sup>۴</sup>، ترس از بیماری جسمی<sup>۵</sup> و نگرانی درباره حوادث خطرناک<sup>۶</sup> است. علاوه بر این، مقیاس سنجش اضطراب جدایی دو زیرمقیاس پژوهشی فراوانی حوادث خطرناک۷ و فهرست نشانه های امنیت8 را نیز دربر می گیرد. داده های اولیه از اعتبار، روایی و کاربرد بالینی این مقیاس حمایت می کنند (هان، هاجینلیان، ایسن، ویندر و پینکاس، 2003؛ هاجینلیان و دیگران، 2003؛ هاجینلیان، مسنیک و ایسن، 2005). این مقیاس توسط پژوهشگرانی از جمله هان (2006)، مفرد، عبدالله و ابوسماح (2009) و مفرد، عبدالله و ابوسماح (2009) در پژوهش های متعددی به کارگرفته شده است. در ایران در پژوهش مفرد، عبدالله و اوبا (2010) ضرایب آلفای کرونباخ نسخه کودک این ابزار برای نمره کل و زیرمقیاس های ترس از تنها بودن، ترس از رهاشدن، ترس از بیماری جسمی و نگرانی درباره حوادث خطرناک به ترتیب برابر با 94/0، 93/0، 90/0، 82/0، 83/0 به دست آمد. ویژگی های روان سنجی فرم والدینِ مقیاس سنجش اضطراب جدایی علاوه بر بررسی در فرهنگ های دیگر در ایران نیز آزمون و تأیید شد (طلایی نژاد، مظاهری، قنبری و عسگری، 1394).
رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با رفتارهای غیر اجتماعی و اجتماعی کودکان پیش دبستانی در بازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با رفتارهای اجتماعی و غیر اجتماعی در بازی کودکان پیش دبستانی بود. بدین منظور از نمونه ای متشکل از 100 کودک 6 - 3 ساله شهر شیراز استفاده شد که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. پژوهش حاضر از نوع همبستگی و ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس تجدد در شیوه های فرزند پروری (شیفرن و اگارتون، 1985 ) و مقیاس رفتار بازی کودکان پیش دبستان (کوپلن و رابین، 1998) بود. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری بیان کننده وجود قدرت پیش بینی کنندگی باورهای ترقی خواهانه والدین برای رفتارکم گویی، رفتار گوشه گیری فعال، بازی اجتماعی و بازی خشن کودکان بود. باورهای مستبدانه والدین، رفتارهای کم گویی کودکان را پیش بینی می کرد. نتایج نیز نشان دهنده تفاوت الگوی قدرت پیش بینی کنندگی شیوه های فرزند پروری والدین برای رفتارهای کودکان در بازی در گروه دختران نسبت به پسران بود.
انتظارات بجا و نابجا از فلسفه تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" در سده های گذشته، نفس دانش که با هدف کشف حقایق جهان هستی توسعه یافته بود، اهمیت زیادی داشت. این نگرش در قرن بیستم، به ویژه از نیمه ی دوم آن به تدریج تغییر یافت و جنبه کاربردی و سودمند دانش روز به روز نقش محوری پیداکرد؛ به طوری که امروز در دهه آغازین قرن بیست ویکم، تولید دانش- محور، اقتصاد دانش- محور و جامعه مطلع و در حال یادگیری از ملاک های توسعه یافتگی محسوب می شوند.
ظهور مکتب عمل گرایی به ویژه پیشرفت گرایی که ارزش دانش را نه در حقیقی بودن یا تطابق آن با واقعیت بیرونی، بلکه در سودمندی و کارایی آن معرفی می کرد، نقش بسزایی در این تغییر نگرش داشته است ( اوزمن و کراور، 1379 :225 ). به دنبال آن، رشد و گسترش مدرنیسم و پسامدرنیسم که دستیابی به هرگونه حقیقت مطلق را ناممکن دانسته و آن را امری نسبی و متکثر تلقی کرد، باعث شد تا سودمندی و کارکرد علوم و معارف مختلف بیش از ارزش آن ها در بیان حقایق مورد توجه مجامع و محافل علمی قرار گیرد. این امر به نوبه خود باعث شد از فلسفه و به تبع آن فلسفه تربیت انتظارات مشابهی شکل بگیرد و این شاخه از معارف بشری به سمت و سوی کاربردی شدن و سودمندی پیش رود.
این طرز تلقی، نه تنها در محافل علمی، بلکه در میان سیاست گزاران و برنامه ریزان تربیتی نیز رسوخ پیداکرد. فلسفه از آن جا که اساسا به مسائل بنیادی می پردازد و تحقیقات مربوط به آن نیز از نوع نظری است، به تدریج از دایره توجه برنامه ریزان و سیاست گزاران تربیتی خارج شد. آنان که به شدت در پی توسعه و صنعتی شدن و نوسازی جامعه بوده و هستند موجب شدند که فلسفه و به طور کلی علوم انسانی در درجه دوم اهمیت قرار گیرد؛ چرا که کارکرد و سودمندی آن به روشنی و وضوح علوم طبیعی و دانش فنی یا فناوری نیست.
اگرچه عده ای از اندیشمندان فلسفه تعلیم و تربیت برای کاربردی کردن و نشان دادن سودمندی آن تلاش های ارزشمندی به خرج دادند، اما این تلاش ها ظاهراً به اندازه ای که نظر منتقدان را جلب کند، مؤثر نیفتاد. این مقاله در پی آن است تا به آسیب شناسی این تفکر بپردازد و با توجه به اهمیت فلسفه تربیت، چه در سیاست گزاری و برنامه ریزی و چه در پژوهش های تربیتی و فرایند یاددهی- یادگیری انتظارات بجا و نابجا را یاد آور شود.
"
بحثی درباره روانشناسی گشتالت
حوزههای تخصصی:
نقش دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی در تبیین رابطه کارکرد خانواده و ارضای نیازهای بنیادین روا ن شناختی با اعتیادپذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی در تبیین رابطه کارکرد خانواده و ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی با اعتیادپذیری انجام شده است. روش: تعداد ۴۵۲ نفر از دانشجویان (207 پسر و 245 دختر) دانشگاه های تبریز با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و پرسش نامه های شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد، مقیاس سنجش کارکرد خانواده، دشواری در تنظیم هیجان و ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی را تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار بوده و می توان از دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی در ارتباط کارکرد خانواده و ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی به منظور تبیین اعتیادپذیری استفاده کرد. نتیجه گیری: دشواری در تنظیم هیجان به عنوان متغیر میانجی در ارتباط کارکرد خانواده و ارضای نیازهای بنیادین روان شناختی قادر به تبیین اعتیادپذیری می باشند و توجه به این امر می تواند پیشنهادهایی برای پیشگیری و مداخله در حوزه اعتیاد داشته باشد.
تفکر انتقادی و دین دو عامل اساسی در شکل دهی هویت و مقابله با بحران های روانی و اجتماعی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
- حوزههای تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
- حوزههای تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی تعامل روانشناسی و دین
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت روانی
اثربخشی گروهدرمانی شناختی-رفتاری بر باورهای غیر منطقی و کیفیت زند گی افراد وابسته به آمفتامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سوء مصرف مواد از رایج ترین اختلالات روان پزشکی است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی-رفتاری بر تغییر باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی افراد وابسته به آمفتامین انجام شده است. روش: به این منظور 134 بیمار مراجعه کننده به مراکز درمان سوء مصرف مواد شهر اراک به کمک پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز و پرسشنامه کیفیت زندگی بررسی شدند. از این میان 30 بیمار حایز شرایط انتخاب شدند و به صورت جایگزین تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. آنگاه روش گروه درمانی شناختی-رفتاری بر روی گروه آزمایش اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت نمرات گروه درمانی شناختی-رفتاری در مقایسه با گروه گواه در کاهش باورهای غیرمنطقی و افزایش کیفیت زندگی بیماران وابسته به آمفتامین معنادار است. نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی-رفتاری برای مدیریت مؤلفه های باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی وابستگان به آمفتامین مؤثر است.
آسیب شناسی مطالعه در دانش آموزان و شیوه های کنترل آن
منبع:
پیوند ۱۳۸۱ شماره ۲۷۸
حوزههای تخصصی: