فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۶۱ تا ۵٬۷۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
پیش بینی مصرف مواد در نوجوانان بر اساس شاخص های خطرساز و محافظت کننده پیشگیری فردی، خانوادگی، همسالان و محل سکونت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی پیش بینی پذیری مصرف مواد توسط نوجوانان بر اساس عوامل خطرساز و محافظت کننده فردی، خانوادگی، مدرسه ای، دوستان و محله زندگی اجرا شده است.
روش: گروه نمونه 698 دانش آموز دوره ی متوسطه 19-14 سال (366 پسر و 332 دختر) بودند که به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از مقیاس پیشگیری از مصرف مواد نوجوانان اندازه گیری و به وسیله آماره های رگرسیون لوجستیک دو ارزشی و تحلیل واریانس تحلیل شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن بود که عوامل فردی شامل کنترل تکانه، برون ریزی خشم، هوش هیجانی درون فردی و بین فردی پیش بینی کننده معنی داری از مصرف مواد در دانش آموزان بودند و اما وضعیت تحصیلی و نگرش مذهبی دانش آموزان اثر پیش بینی کنندگی معنی داری نداشت. میزان خطرپذیری مصرف مواد در بین دانش آموزان مصرف کننده سیگار بالاتر بود. از میان عوامل خانوادگی، دلبستگی ایمن به پدر و مادر، اثر پیش بینی کنندگی معنی داری داشت و میزان خطرپذیری مصرف مواد در بین دانش آموزانی که اعضاء درجه یک خانواده مصرف کننده مواد بودند، بالاتر بود. از میان عوامل مربوط به مدرسه و دوستان، وضعیت تحصیلی دوستان، نگرش دوستان به مواد، نگرش به مدرسه اثر پیش بینی معنی داری در مصرف مواد توسط دانش آموزان داشت و میزان خطرپذیری مصرف مواد در بین دانش آموزانی که دوستان آنها مصرف کننده سیگار و مواد بودند، بالاتر بود. با توجه به عامل محله سکونت نتایج نشان داد که میزان خطرپذیری مصرف مواد در بین دانش آموزانی که شاهد مصرف مواد در محله سکونت خود بودند، بالاتر بود و تفاوت معنی داری بین دختران و پسران از نظر شاخص کلی عوامل خطرساز و محافظت کننده پیشگیری از مصرف مواد وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که مصرف مواد توسط نوجوانان یک پدیده چند علیتی است و برای هر گونه مداخله پیشگیری در این خصوص توجه به عوامل فردی، خانوادگی، مدرسه، دوستان و محیط زندگی بایستی توامان باشد. با توجه با بالاتر بودن میزان عوامل خطرساز مصرف مواد در پسران در مقایسه با دختران، توجه خاصی باید به تفاوت های جنسیتی در مداخلات پیشگیری اعمال گردد.
قصه درمانی ؛ شیوه ای از درمانی
حوزههای تخصصی:
بررسی هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه اراک و رابطه آن با اضطراب رایانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
" هنجاریابی مقیاس خودسنجی افسرده گی (DSRS) برای دانش آموزان 11 تا 17 ساله در شش شهر بزرگ ایران "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
هدف این پژوهش، هنجاریابی مقیاس خودسنجی افسرده گی (DSRS)، برای دانش آموزان ایرانی، به تفکیک جنس و سال تحصیلی بود که هم چنین به مقایسه میزان افسرده گی در دو جنس و در دانش آموزان پایه های مختلف تحصیلی می پردازد. از این رو ، 10226 دانش آموز از نواحی مختلف 6 شهر بزرگ کشور، اصفهان، اهواز، تبریز، تهران، شیراز، و مشهد برای آزمون گزیده شدند.
یافته های پژوهش نشان داد که میزان افسرده گی در دختران به گونه ای معنادار از پسران بیش تر است و این تفاوت، هم در کل نمونه و هم در نمونه های مختلف در 6 شهر یادشده وجود دارد. هم چنین، میزان افسرده گی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی به گونه ای معنادار از میزان افسرده گی دانش آموزان پایه های دیگر تحصیلی کم تر است، اما میان افسرده گی دانش آموزان در پایه های دیگر تحصیلی تفاوتی معنادار وجود ندارد. در این پژوهش، جدول های هنجاری افسرده گی برای دانش آموزان به تفکیک جنس و پایه تحصیلی آمده است
"
نقش منابع اطلاعات خود – کارامدی و ویژگی های میانجی شخصی در خود- کارآمدی و عملکرد ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه بر مبنای نظریه شناختی – اجتماعی بندورا (1986 ، 1997)و با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری به بررسی اثرات مفروض منابع اطلاعات خود – کارآمدی بر ویژگی های شخصی ، خود کار آمدی ریاضی و عملکرد ریاضی پرداخته است . 848 نفراز دانش آموزان پسر و دختر دو ناحیه آموزشی شهر یزد به چهار پرشسنامه و دو آزمون روا سازی شده در این مطالعه پاسخ دادند . پس از تایید الگوهای اندازه گیری متغییرهای نهفته و نیکویی برارزش الگوی تابع ساختاری ، ضرائب معنادار مسیر از اثرات متغییر مستقل منابع اطلاعات خود – کارامدی بر ویژگی های شخصی و خود- کارامدی ریاضی و اثرات توانایی ریاضی مهارتهای خود تنظیمی بر خود- کارامدی و عملکرد ریاضی حمایت می کند . این الگو با تبیین 50 درصد از واریانس عملکرد ریاضی ، از ادعای بندورا مبتنی بر نقش موث بارورهای خود- کارامدی در تعدیل اثرات متغییرهای شناختی و انگیزشی بر عملکرد تحصیلی حمایت می کند.
تبیین تأثیر خشونت بر گرایش به خودکشی: مطالعه موردی دختران و زنان 50-15 ساله پیرانشهر
حوزههای تخصصی:
خودکشی یکی از معضلات و آسیبهای مهم اجتماعی است که تبعات عدیدهای برای جامعه و خانوادهها دارد. خودکشی در سالهای اخیر گریبانگیری بیشتر جوامع، حتی جوامع کوچک و سنتی گشته و در این بین، جامعه شهری پیرانشهر نیز از این آسیب مصون نمانده است. بنابراین هداف از انجام این تحقیق، روشن ساختن تأثیر انواع خشونتهای خانگی (فیزیکی و روانی) بر گرایش زنان و دختران به خودکشی است. روش تحقیق، پیمایشی بوده و جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل زنان و دختران واقع در بازه سنتی 50-15 ساله است که از این تعداد، 395 نفر به عنوان نهایی انتخاب شدهاند. نتایج نشان داد که اولاً، حدود 30 درصد از زنان و دختران گرایش به خودکشی داشته و ثانیاً، تأثیر خشونت روانی در گرایش آنان به خودکشی، بیش از تأثیر خشونت فیزیکی بوده است. همچنین، ضریب تعیین اصلاح شده به میزان 67/0 نشان میدهد که تقریباً بیشتر تغییرات مرتبط با واریانس متغیر وابسته، توسط دو نوع خشونت مذبور، تبیین شده است. این امر نشان میدهد که آثار خشونت در گرایش زنان و دختران به خودکشی، چشمگیر بوده است.
مقایسه اثربخشی مشاوره حضوری و مشاوره تلفنی به شیوه شناختی بک، در کاهش علایم افسردگی مراجعان به مراکز مشاوره دانشگاه اصفهان
حوزههای تخصصی:
" حرمت خود، ابعاد سلامت روان و موفقیت تحصیلی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیر آموزش بهداشت بلوغ از طریق منابع موثق بر رفتارهای بهداشتی دختران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: هدف اصلی این مطالعه، بررسی مقایسهای تاثیر آموزش بهداشت بلوغ از طریق منابع موثق آموزش بلوغ بر رفتارهای بهداشتی دختران مقطع راهنمایی یکی از شهرکهای مسکونی منطقه یک شهر تهران بود.
روش: این پژوهش، مطالعهای نیمهتجربی از نوع کارآزمایی میدانی است. جامعه و نمونه مورد مطالعه کلیه دانشآموزان دختر مقطع دوم راهنمایی (132 نفر) مدارس دولتی یکی از شهرکهای مسکونی شهر تهران بودند. ابتدا دانشآموزان پرسشنامه محققساخته را تکمیل کردند. آنگاه با برنامه آموزشی یکسان، تمامی دانشآموزان مورد آموزش قرار گرفتند. برنامه آموزشی با استفاده از روشهای آموزش چهره به چهره و بحث و گفتوگو طی یک جلسه حدودا 5/2ساعته برای گروهها اجرا شد. بعد از گذشت 3 ماه از پایان برنامه آموزشی، مجدداً پرسشنامهها توسط دانشآموزان تکمیل شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمونهای پارامتری و غیرپارامتری، T زوجی، مجذور کای و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: بین میانگین نمره کل رفتارهای بهداشتی، در مرحله قبل از مداخله، در سه گروه مورد تفاوتی وجود نداشت، ولی در مرحله بعد از آموزش، در سه گروه تفاوت معنیدار بود (05/0>p). همچنین، در مقایسه میانگین نمرات قبل و بعد در هر گروه، در هر سه گروه تفاوت معنیدار بود (05/0>p گروه مادران، 001/0>p گروه معلمان، 001/0>p گروه پرستاران).
نتیجهگیری: آموزش از طریق پرستار بهداشت از آموزش از طریق مادران و معلمان موثرتر است و منجر به بهبود و ارتقای رفتارهای بهداشتی دختران نوجوان میشود."
نیایش و نماز براساس رویکرد رفتارینگر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
"چکیده: این پژوهش درصدد پاسخگویی به دو سؤال عمده میباشد که عبارت است از:
1. آیا رویکرد رفتارگرایی در روانشناسی، نماز را میتواند همانند سایر رفتارهای انسان تبیین کند؟
2. آیا تبیین نماز براساس رویکرد رفتارگرایی منطبق با آیات قرآن و روایات ائمه(ع) است؟
روش پژوهش کتابخانهای و آرشیوی است، این مقاله گامی در جهت گسترش و تعمیم رویکرد رفتارگرایی در رابطه با موضوعات دینی (در موضوع نماز) است. هدف مقاله تبیین روانشناختی چرایی و چگونگی رفتار نمازآموزی است. این پژوهش گامی جهت تجربی کردن مباحث روانشناسی اسلامی است. در این مقاله اصول و مبانی دو رویکرد اصلی و مهم رفتارگرایی یعنی شرطیسازیهای کلاسیک و عاملی بهطور خلاصه بیان و در ادامه، آیات و روایات ائمه(ع) که به نوعی مؤید این اصول است مطرح شده است و درنهایت، با تعریف و تأیید این نکته که نماز همانند سایر رفتارها قابلیت تبیین براساس اصول رفتارگرایی را دارد و آیات و روایات ائمه نیز مؤید این مسئله است، به دو پرسش فوق پاسخ داده و نتیجه گرفته است که نماز مانند سایر رفتارها تابع همان اصول رفتارگرایی است و این مسئله منطبق با آیات قرآن و روایات اسلامی است. در خاتمه اشاره میشود که رفتارگرایی به عنوان یک مکتب، جامعیت روانشناختی ندارد و مانند بقیة مکاتب روانشناسی، فقط به بعضی از ابعاد انسان میپردازد."
بررسی کفایت ابزار بالینی مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان در میان دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی پژوهش بررسی پایایی و روایی مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان بود. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. به این منظور 415 نفر از دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه نواحی 2 و 4 شهر شیراز ( 200پسر و 215دختر) به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای و تعداد 100نفر بیمار (30دختر و 70 پسر) مراجعه کننده به مراکز مشاوره به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاس حساسیت اضطرابی (دیکون و همکاران، 2002) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ،1972) را تکمیل کردند. روایی این مقیاس با استفاده از روش های تحلیل عوامل، روایی همزمان، همگرا و تفکیکی بررسی شد. نتایج تحلیل عاملی با استفاده از روش مؤلّفه های اصلی و چرخش واریماکس، نشان داد که این مقیاس، از دو عامل نگرانی های جسمی و نگرانی های ذهنی تشکیل شده است. این عوامل بیش از 43 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. برای تعیین روایی همزمان مقیاس، همبستگی مقیاس حساسیت اضطرابی با پرسشنامه سلامت عمومی به کار رفت که حاکی از همبستگی مطلوبی بود (001/0> p). روایی همگرای این مقیاس حاکی از همبستگی رضایت بخشی بین خرده مقیاس های حساسیت اضطرابی نوجوانان با نمره کل بود. نتایج مربوط به روایی تفکیکی مقیاس حساسیت اضطرابی نیز نشان داد که این مقیاس می تواند افراد دو گروه بهنجار و بیمار را متمایز کند. پایایی مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان از سه روش بازآزمایی، آلفای کرونباخ و دونیمه سازی بررسی شد که ضرایب به دست آمده بیان کننده پایایی بالای این مقیاس است (به ترتیب81/0، 80/0 و 78/0). یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مقیاس حساسیت اضطرابی نوجوانان چند بعدی است و در جامعه ایرانی از روایی و پایایی مناسب بهره مند است.
رابطه بین شوخ طبعی و اختلالات روانی در دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین شوخ طبعی و اختلالات روانی دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1386-1385 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 214 دانش آموز (105 دختر و 109 پسر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در مورد آنها پرسشنامه شوخ طبعی (SHQ) و نسخه تجدید نظر شده 90 نشانه ای (SCL-90-R) اجرا شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین کل شوخ طبعی با شاخص کلی علایم روانی و ابعاد شکایات جسمانی، وسواس - اجبار، حساسیت بین فردی، افسردگی، اضطراب، فوبیا، افکار پارانوییدی، روان پریشی گرایی و سوالات اضافی رابطه معنی دار منفی وجود دارد، اما بین کل شوخ طبعی با بعد خصومت رابطه ای معنی داری مشاهده نشد. علاوه بر این، مقایسه میانگین ها نشان داد که بین دانش آموزان دختر و پسر از لحاظ میزان کل شوخ طبعی، شاخص کلی علایم روانی و ابعاد وسواس - اجبار، حساسیت بین فردی، خصومت، افکار پارانوییدی و روان پریشی گرایی تفاوت معنی داری وجود نداشت، اما از لحاظ ابعاد شکایات جسمانی، افسردگی، اضطراب، فوبیا و سوالات اضافی تفاوت میان آنها معنی دار بود.
رابطه عقل و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ali Zekavati Gharagozlou (Ph.D) abstract: بررسی راه حل های عاقلانه به جای راه حل زورمدارانه (تحمیل،قهر و تهاجم و ناهمدلی) یا فریب آمیز (دستاموزگری،وافسون، وجزم باوری )در فرایند توصیف سیرتاریخی تکوینی ، ساختاری و کارکردی عقل و نیز ترسیم بعضی شرایط تجویزی موضوع اساسی نوشته است. می توان الگوها و طرح واره های اندیشه وعمل واحساس را به مثابه حوزه ارزشها به اعتبار معانی در نظر گرفت و کنش را تحقق انگیزه/ \# دلیل\# یا اعتبار ارادی فردی از آن معانی تلقی کرد که حوزه تعقل را تشکیل می دهد. تحقق رابطه فرهنگ، اخلاق و تربیت و جامعه پذیری با رویکرد قاعده مندی و در عرصه اراده و انتخاب وعقلانیت با#یادگیری متفکرانه وکنش تفاهمی# احراز می شود. در این جا رویکرد اول یا #یادگیری متفکرانه# نماد پویش زنده هماهنگی بین کنش و الگوها و طرح واره های اندیشه وعمل واحساس منظور شده است. رویکرد دوم ، رویکردرفتارگرایانه ویادگیری سطحی ،بر اساس شرطی سازی و نظم وانضباط بیرونی و کنترل از راه ترساندن دستاموزگری،وافسون، وجزم باوری در باره هنجارها،نظم وانضباط است. مدعای اول نوشته روشنگری و بیان تمایز مفاهیم یادگیری متفکرانه( رویکرد اول)، که با ارتباط(عینیت اجتماعی حاصل از روابط و نقد متقابل )تکوین می یابد. محوریت عقل یاری می کند که این دو رویکرد در تربیت و جامعه پذیری اخلاقی خلط نشوند. منظور از عقلانیت که زمینه ساز جامعه پذیریِ اخلاقی تواند بود،#,
رفتارهای انطباقی در افراد با ناتوانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنار آمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیات زندگی انسان بوده و در ادوار متفاوت در زندگی به اشکال گوناگون تجلی یافته است. تعارضات در دوران کودکی جلوه چندانی ندارد اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی تظاهر بیشتری پیدا می کنند. بنابراین اگر افراد از سنین کودکی در انجام مهارت های زندگی روزانه فردی و مسئولیت پذیری های اجتماعی تبحر یابند، بدون تردید در مواجهه با موقعیت های فشارزا، عملکرد مناسبی خواهند داشت. بنابراین، آگاهی و شناخت دست اندرکاران آموزشی، والدین و مربیان در رابطه با چگونگی رفتارهای انطباقی کودکان و همچنین بکارگیری روش های متفاوت در رویارویی با مسائل و موقعیت ها، می تواند در برخورد با آنها و شکل گیری رفتارهای انطباقی مؤثر بوده و جنبه های مختلف زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه ارزیابی و مداخلات زودهنگام تأثیر بسزایی بر رشد رفتارهای انطباقی کودکان از سنین پایین دارد. این آگاهی می تواند کمک بزرگی در جهت برنامه ریزی و طراحی الگوهای آموزشی برای این کودکان در زمینه مهارت های انطباقی و حل مسئله باشد.
برجستگی مرگ و حرمت خود: یک مطالعه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های مدیریت وحشت (گرینبرگ، پیزینسکی و سولومون، 1986) و ذهن پردازشگر هیجانی (لانگز، 2004) معتقدند که تهدید مرگ بنیادی ترین و مهمترین منبع ساختارهای روان شنـاختی سازش یافته و سازش نایافته مانـند حرمت خود بالا و پایین است. در این پـژوهش تاثیر روش برجستگی مـرگ (روزنبلات و دیگران، 1989) بر حرمت خود بررسی شد. یک نمونه شامل 91 دختر و 128 پسر دانشجوی دانشگاه تهران به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی به دو پرسش در باره موضوع برجستگی مرگ و گروه کنترل به دو پرسش غیرمرتبط با موضوع برجستگی مرگ (پیزینسکی و دیگران، 1999) پاسخ دادند. سپس هر دو گروه مقیاس حرمت خود روزنبرگ (روزنبرگ، 1965) را تکمیل کردند. یافته ها آشکار ساختند که حرمـت خود گروه آزمایشی به طور معناداری از گروه کنترل بالاتر بود (03/0=P). نتایج براساس نقش مرگ در ساختار روان شناختی فرد بحث شدند.