ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۸۰۱ تا ۳۶٬۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۶۸۰۱.

چگونه توانستم با استفاده از آموزش سواد رسانه تفکر انتقادی را در دانش آموزان کلاسم تقویت کنم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۵۸
اقدام پژوهی حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش سواد رسانه ای برای بهبود مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان پایه چهارم شامل 39 نفر، دبستان دخترانه شهید محمدعلی قمی واقع در ناحیه1 در سال تحصیلی 1404 1403 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان تفکر انتقادی بود که مورد پژوهش قرار گرفت. در این پژوهش، پس از مشاهده ضعف دانش آموزان در مهارت های تفکر انتقادی، برنامه آموزش سواد رسانه ای در یک دوره ۱2 جلسه ای طراحی و اجرا شد. این برنامه آموزش مهارت های تحلیل پیام های رسانه ای، شامل شناسایی اطلاعات پنهان، منابع ارزیابی، و تشخیص اطلاعات نادرست بود. برای جمع آوری داده ها از روش های مشاهده، مصاحبه، آزمون تفکر انتقادی و بررسی عملکرد دانش آموزان استفاده شده است. نتایج نشان داد که آموزش سواد رسانه ای بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان تأثیرگذار و معنادار بوده است. بهبود تفکر انتقادی در دانش آموزان برای تحلیل، استنباط، ارزشیابی و استدلال پیام های دریافتی از رسانه ها پس از گذراندن دوره آموزش سوادرسانه ای مشاهده شد. همچنین، دانش آموزان را در تشخیص اطلاعات نادرست و ارزیابی اعتبار منابع مهارت پیدا کردند. این یافته ها اهمیت گنجاندن آموزش سواد رسانه ها در برنامه درسی مدارس را برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان نشان می دهد.
۳۶۸۰۲.

مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی تعیین برازش مدل ساختاری شفقت به خود با نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی در دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی شاغل به تحصیل دانشگاه های آزاد استان گیلان در نیمسال دوم تحصیلی 1402-1401 بودند. 300 نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های نگرانی تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005)، پرسشنامه مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004)، پرسشنامه پرخوری عصبی گورمالی، بلک، داستون، رادین (1982) و مقیاس شفقت به خود ریس و همکاران (2011) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گفت. خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار دارد (0/05>p). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود  بر نگرانی از تصویر بدن اثر مستقیم و معنادار(0/306- = β) دارد.همچنین اثر غیر مستقیم شفقت به خود بر نگرانی از تصویر بدنی به میانجی گری خودانتقادی (0/365- = β) معنادار بود. نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که شفقت خود با نقش میانجی واکنش پذیری هیجانی با نگرانی از تصویر بدن (0/203- = β) همبستگی منفی، غیرمستقیم و معنادار دارد. طبق نتایج مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مناسب برخوردار است. نتایج پژوهش حاکی از اهمیت نقش شفقت به خود و خودانتقادی بر نگرانی از تصویر بدن دانشجویان با نشانگان پرخوری عصبی می باشد.
۳۶۸۰۳.

پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: از آنجایی که داشتن رژیم غذایی سالم مرتبط با سلامت جسمی و روان شناختی همیشه مورد توجه پژوهشگران است، لذا هدف پژوهش پیش بینی سالم خواری عصبی براساس اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز میاندوآب  بود که با روش نمونه گیری در دسترس 282 (180 زن، 102 مرد) نفر انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه سالم خواری عصبی (دونینی و همکاران، 2005)، پرسش نامه اضطراب سلامتی (ساکویس و همکاران، 2002)، پرسشنامه وسواس فکری عملی (فوا و همکاران، 2002) و پرسش نامه نگرانی پنسیلوانیا (مایرو همکاران، 1990) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون به روش گام به گام با کمک نرم افزار SPSS-27 انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد که اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی با 9/46 درصد واریانس قادر به پیش بینی سالم خواری عصبی هستند. اضطراب سلامتی (01/0 ˂P، 301/0=β)، پیامدهای منفی ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 295/0=β)، احتمال ابتلا به بیماری (01/0 ˂P، 278/0=β)، وسواس (01/0 ˂P، 516/0=β) و نگرانی آسیب شناختی (01/0 ˂P، 334/0=β) توانایی پیش بینی سالم خواری عصبی  را داشتند. نتیجه گیری: اضطراب سلامتی، وسواس و نگرانی آسیب شناختی بر سالم خواری عصبی تأثیر منفی دارد که نیازمند توجه و حساسیت بالا است و از طرفی شناخت عوامل اصلی مؤثر بر سالم خواری عصبی، می توان جهت کاهش سالم خواری عصبی و افزایش سلامت افراد، دست به برنامه ریزی و اقدامات مداخله ای زد.
۳۶۸۰۴.

اثر بخشی طرحواره درمانی بر ارتقای سلامت و فرا هیجانات مثبت زنان دارای نشانگان وسواس فکری عملی در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی طرحواره درمانی بر ارتقای سلامت و فرا هیجانات مثبت زنان دارای نشانگان وسواس فکری عملی در شهر اصفهان بود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع کمی(همبستگی)بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناسی و مشاوره شهر اصفهان در سال 1402-1403 بود. نمونه شامل ۲۰ نفر که به روش در دسترس انتخاب شدند و به دلیل مراجعه تدریجی بیماران به مراکز مشاوره امکان گمارش تصادفی نمونه ها نیز وجود نداشت. در نهایت ۲۰ بیمار مبتلا به وسواس که از طریق مصاحبه تشخیصی اختلال وسواس فکری - عملی را بر حسب 5-DSM دریافت کردند، در دو گروه طرحواره درمانی (۱۰) نفر) و لیست انتظار (۱۰) نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه های گل دبرگ (۱۹۷۲)، بیر و مونته آ (2010) و یانگ در (1994) برای متغیرهای ارتقای سلامت، فراهیجانات مثبت و طرحواره درمانی را تکمیل کردند. تحلیل داده های پژوهش به روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و R-4.2 صورت پذیرفت. براساس یافته ها نشان داد که طرحواره درمانی بر افزایش بهبود علائم جسمانی، عملکرد جسمانی، فرهیجانات مثبت، خاموش سازی افکار، تغییر هیجانات موثر است. همچنین طرحواره درمانی بر کاهش اضطراب و افسردگی موثر می باشد.
۳۶۸۰۵.

مقایسه ی راهبردهای کنترل فکر، زندگی ارزشمند و حساسیت به طرد مبتنی بر ظاهر در دانشجویان با و بدون اختلال بدریخت انگاری بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۹
علی رغم مطالعات صورت گرفته، در زمینه راهبردهای کنترل فکر، زندگی ارزشمند و حساسیت به طرد مبتنی بر ظاهر در افراد با اختلال بدریخت انگاری بدن ابهامات و چالش هایی وجود دارد. هدف از این پژوهش مقایسه راهبردهای کنترل فکر، زندگی ارزشمند و حساسیت به طرد مبتنی بر ظاهر در دانشجویان با و بدون اختلال بدریخت انگاری بدن بود. در این پژوهش توصیفی از نوع علی-مقایسه ای، جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1400- 1399 بودند. نمونه پژوهش 110 نفر با اختلال بدریخت انگاری بدن و 163 نفر بدون اختلال بدریخت انگاری بدن بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه کنترل فکر ولز و دیویس(1994)، پرسشنامه زندگی ارزشمند ویلسون و همکاران (2010) و مقیاس حساسیت به طرد مبتنی بر ظاهر پارک(2007) و تحلیل آن ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری انجام گرفت. نتایج نشان داد که در دانشجویان با اختلال بدریخت انگاری بدن، راهبردهای کنترل فکر و حساسیت به طرد مبتنی بر ظاهر به طور معناداری بیشتر و زندگی ارزشمند به طور معناداری کم تر است(p0.01). دانشجویان با اختلال بدریخت انگاری بدن در زمینه راهبردهای کنترل فکر؛ راهبردهای نگرانی، تنبیه و کنترل اجتماعی به میزان بیشتر و راهبرد پرت کردن حواس و ارزیابی مجدد را کمتر بکار می برند و در زمینه زندگی ارزشمند، اهمیت و پیگیری حوزه های زندگی ارزشمند در آن ها پایین تر است(p<0.01). این یافته ها تلویحات مهمی برای زمینه های آسیب شناسی، پیشگیری و درمانی این اختلال دارد.
۳۶۸۰۶.

مؤلفه های اثربخش بر نگرش مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی مشاوران مدارس: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۶
هدف این مطالعه شناسایی مؤلفه های اثربخش بر نگرش مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی و تبیین اهمیت آن در مشاوران مدارس بود. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع مرور نظام مند بود. جامعه آماری شامل مطالعات فارسی و انگلیسی منتشر شده مرتبط در 8 سال اخیر بود که از طریق جستجو در پایگاه های اطلاعاتی انتخاب شدند. پس از غربالگری گزارشها با استفاده از سایت کتچی، تعداد 240 مقاله خارجی و 23 مقاله داخلی انتخاب شدند. این گزارشها به روش های پیمایشی، آزمایشی، پدیدارشناسی، همبستگی و داده بنیان انجام شده بود. در این مطالعه، 26 مقاله مطابق با معیارهای ورود وارد مرور نهایی شدند و مؤلفه های اثربخش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد سه دسته مؤلفه، شامل مؤلفه های مرتبط با مدرسه و جامعه، مدیران و معلمان و مؤلفه های مرتبط با مشاوران در این زمینه مؤثرند. نتایج این مطالعه، بیانگر کمبود میزان آگاهی مدیران و معلمان از وظایف و جایگاه شغلی مشاوران به عنوان مهمترین مؤلفه اثربخش بر نگرش های متناقض آنها در ارتباط با مشاوران مدارس بود. بر این اساس، بهترین روش برای حل این مسئله تشکیل یک شورای مشاوره در هر مدرسه، متشکل از مدیر، معلمان و مشاور مدرسه است. این شورا می تواند زمینه استحکام جایگاه شغلی و وظایف مشاوران مدارس را فراهم نموده و فرایند تحقق اهداف آموزش و پرورش را تسهیل کند.
۳۶۸۰۷.

مرور نظام مند عوامل موثر برجامعه پذیری کودکان پیش دبستانی 3 تا 6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه: کودک انسان از همان ساعات اولیه تولد، به شکل نظام‌داری در جهت کشف جهان پیرامون خود از منابع شخصی برای فهم جهان استفاده می‌کند و از طریق فرایندهای تکاملی- ژنتیکی مستقل از رفتارهای غیر اجتماعی، اجتماعی شدن را یاد می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجتماعی شدن کودکان از سنین پیش از دبستان انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی، با رویکرد مرور توصیفی و با روش مرور نظام‌مند است که مطابق با دستورالعمل گزارش مقالات مرور نظام‌مند، پریسما انجام شد. جستجوی سابقه پژوهشی از پایگاه‌های داده‌های الکترونیکی داخلی؛ پرتال جامع علوم انسانی، مجلات تخصصی نور، جهاد دانشگاهی، مگ ایران و پایگاههای خارجی؛ گوگل اسکولار، پاپ مد و ساینس دایرکت از سالهای 2015 تا 2024 ، با کلید واژه‌های اجتماعی شدن و جامعه‌پذیری کودکان پیش دبستانی انجام شد. محتوای مقالات بعد از استخراج با چک لیست پریسما مورد ارزیابی کیفی قرار گرفت و داده‌های 85 مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها: پس از کدگزاری اولیه، مقالات در 6 مقوله اصلی ارتباط-والد-کودک، تفاوت‌های فردی کودکان، تحول، عوامل و فرایندهای روانشناختی، عوامل محیطی- فرهنگی و جنسیت جای گرفتند و هر یک نیز، تعدادی مقوله فرعی دارند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام‌مند نشان داد که از عوامل مرتبط با جامعه‌پذیری در کودکان پیش دبستانی، طبقه ارتباط-والد-کودک، تفاوت‌های فردی کودکان و عوامل و فرایندهای روانشناختی بیشترین سهم را در اجتماعی شدن کودکان پیش دبستانی دارند. با توجه به محتوای این یافته‌ها، ضرورت توجه به این عوامل در ارزیابی‌های بالینی، ساخت و طراحی مداخله‌های تربیتی هدفمند برای مراقبین کودک و دیگر افراد مرتبط با سلامت روان کودکان ضرورت پیدا می‌کند.
۳۶۸۰۸.

تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبکهای دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه و اهداف: ارتباط و حضور خداوند در زندگی انسان محدود به مکان و زمان نمی شود. نماز نیایش یا عملی است که با هدف برقراری ارتباط نزدیک با معبود انجام می شود. نگرش و التزام عملی به نماز بیان می کند که فرد تا چه حد در امور اعتقادی و عملی زندگی خود بر نماز پایبند است. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده برای اعمال مذهبی و تجارب معنوی «سبک دلبستگی» است. کرک پاتریک ارتباط انسان با خدا را پیوندی می داند که با نظریه دلبستگی تبیین پذیر است و به عبارتی فرد ارتباط خود با مراقب اولیه را درون سازی کرده، و با شکل دهی نوع رابطه، نگرش خویش با دیگران و روابط اولیه زندگی خود، عقاید و باورهای دینی اش را اتخاذ می کند. سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی به خدا سه نوع سبک دلبستگی به خدا می باشند. نگرش معنوی به دیدگاه ها، باورها، ارزش ها و احساساتی اشاره دارد که فرد نسبت به مسائل معنوی، وجود خدا یا قدرتی فراتر از خود، هدف زندگی و رابطه خود با جهان هستی دارد. براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش نگرش معنوی متغیری است که هم با التزام و نگرش عملی به نماز و هم سبک های دلبستگی به خدا ارتباط دارد، نگرش معنوی می تواند نحوه درک و تجربه فرد از ارتباط با خدا را شکل دهد و درنتیجه میزان پایبندی وی به اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبک های دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی است. روش: این پژوهش از نوع بنیادی و داده های مورد استفاده کمّی است. روش آن با توجه به ماهیت موضوع، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه قرآن و حدیث در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. انتخاب نمونه به روش در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از مقیاس های «نگرش و التزام عملی به نماز» انیسی و همکاران (1389)، «دلبستگی به خدا» روات و کرک پاتریک (۲۰۰۲)، «سنجش نگرش معنوی» شهیدی و فرج نیا (۱۳۹۱)جمع آوری شدند. روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در بخش آمار استنباطی و از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 27 و SmartPls نسخه 3 برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد میزان ضریب تعیین (R 2 ) که در داخل دایره متغیر ملاک یا وابسته اصلی مدل نشان داده شده است، 8/38 درصد از واریانس متغیر نگرش و التزام عملی به نماز از طریق متغیرهای پیش بین مدل، یعنی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا و نگرش معنوی تبیین شده است. مقدار R 2 به دست آمده به عنوان ضریب تعیین متوسط قلمداد شده و نشان دهنده برازش متوسط مدل ساختاری پژوهش است. معیار Q 2 که قدرت پیش بینی یا تناسب پیش بینی مدل را نشان می دهد برای نگرش معنوی 243/0 و برای نگرش والتزام عملی به نماز 296/0 به دست آمد؛ بنابراین با توجه به مقادیر Q 2 به دست آمده قدرت پیش بینی مدل برای متغیرهای نگرش معنوی و نگرش و التزام عملی به نماز در حد متوسط است. نتایج ضرایب مسیر مستقیم بین سبک های دلبستگی به خدا به متغیر نگرش و التزام عملی به نماز معنادار نیستند و مقدار t بقیه ضرایب مسیر بزرگ تر از 96/1 بوده و در سطح 05/0 معنادار هستند. براساس نتایج حاصل شده ضرایب مسیر مستقیم بین دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا به نگرش و التزام عملی به نماز به ترتیب برابر 046/0، 093/0- و 002/0 بوده، و از نظر آماری معنادار نیستند ولی ضریب مسیر غیرمستقیم همین متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ بنابراین می توان استنباط کرد که نگرش معنوی در ارتباط بین سبک های دلبستگی به خدا با نگرش و التزام عملی به نماز نقش میانجی کامل را دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی کامل نگرش معنوی برای درک بهتر و تقویت رفتار دینی مانند نماز باید به شکل گیری و توسعه نگرش معنوی نیز توجه ویژه شود. این نگرش به عنوان یک واسطه روان شناختی، انگیزه درونی لازم برای رفتار دینی مانند نماز را ایجاد می کند. این نگرش سبب معنا دادن به تجربه مذهبی می شود، نیروی درونی لازم برای تداوم و تعهد به اعمال عبادی را فراهم می سازد و عامل فعال کننده نیّت، انگیزه و التزام به نماز است. فرد ممکن است خدا را منبع امنیت بداند (دلبستگی ایمن)، اما تا زمانی که این تصویر در نگرش های عمیق معنوی نهادینه نشود به تعهد عملی در قالب اقامه نماز نمی انجامد. نگرش معنوی پل اصلی و ضروری بین رابطه درونی فرد با خدا (دلبستگی) و رفتار دینی او (نماز) است. افرادی با دلبستگی ایمن به خدا، خداوند را پناهگاهی امن می دانند؛ درنتیجه احساس حمایت، امنیت و معنا را از ارتباط با خداوند می گیرند، اما این احساس به تنهایی کافی نیست که الزام عملی به عباداتی مانند نماز ایجاد کند، بلکه نخست باید به یک «نگرش معنوی» نیرومند تبدیل شود. افراد با دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی به خدا، رابطه ای ناپایدار، گسسته یا توأم با ترس از خدا دارند که مانع شکل گیری یک بنیان معنوی پایدار می شود و درنتیجه التزام به عبادت نیز دچار ضعف خواهد بود. در پایان پییشنهاد می شود مطالع ات بیش تری ب ا مقیاس هایی متنوع و نمونه هایی مختلف انجام پذیرد تا بتوان به چنین یافته هایی عمومیت بخشید. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند، از تمام افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند کمال قدردانی و تشکر را دارند. نویسنده اول مسئولیت هدایت فرایند کلی پژوهش و نویسنده دوم مسئولیت طراحی، جمع آوری داده ها و تحلیل را برعهده داشته اند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۳۶۸۰۹.

اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۴
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش توانمندی های منش با رویکرد مثبت نگر بر تاب آوری و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه گواه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه یازدهم ناحیه یک شهر یزد در سال تحصیلی 1403 -1404 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 دانش آموز دختر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری (CD- RISC) کانر و دیویسون (2003) و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (AVQ) دهقانی زاده و حسین چاری (1391) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش مداخله توانمندی منش با رویکرد مثبت نگر را (در هشت جلسه نود دقیقه ای و هرهفته یک جلسه) دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش تفاوت پیش آزمون با مرحله پس آزمون و پیگیری برای هر پنج مولفه تاب آوری و سرزندگی تحصیلی معنادار است (001/0=P) و به غیر از شایستگی فردی و اعتماد به غرایز بین پس آزمون و پیگیری متغیرها در گروه های آزمایش تفاوت وجود ندارد (05/0<P) . نتایج نشان داد که آموزش توانمندی منش با رویگرد مثبت نگر، احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود تاب آوری و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان است.
۳۶۸۱۰.

مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.
۳۶۸۱۱.

Examining the Mediating Role of Rumination in the Relationship Between Early Maladaptive Schemas and Job Performance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۵
Background: Early maladaptive schemas (EMSs) and rumination have been recognized as significant factors influencing occupational performance; however, their direct and indirect interactions within the workplace have not been thoroughly investigated. This study aimed to analyze the effects of EMSs on job performance and the mediating role of rumination. Methods: A cross-sectional design was utilized, employing standardized questionnaires to evaluate EMSs, levels of rumination, and job performance among employees. Structural equation modeling (SEM) was used to ascertain the direct and indirect relationships between the variables. Results: The findings revealed that EMSs exerted a significant direct negative effect on job performance (β = -0.33) and indirectly diminished performance through rumination, which was strongly correlated with EMSs (β = 0.65; β = -0.51). These results are consistent with previous studies that emphasize the role of EMSs in triggering repetitive negative thinking patterns, thereby diminishing individuals' capacity to manage work-related stress. Conclusions: EMSs and rumination emerged as significant predictors of job performance. Interventions aimed at addressing rumination and fostering supportive organizational environments may alleviate the negative effects of EMSs and enhance employee productivity. The findings highlight the importance of identifying and managing these factors to promote mental health and organizational effectiveness.
۳۶۸۱۲.

تدوین بسته آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثر بخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته ی آموزشی خودراهبری یادگیر ی و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران به صورت طرح نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری یک ماهه همراه با گروه آزمایشی و گروه کنترل) و کاربست روش کیفی به شیوه ی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران در سال تحصیلی 01 -1400است. دو مدرسه از منطقه 5 شهر تهران به شکل هدفمند از میان مدارس متوسطه اول مناطق 19 گانه ی شهر تهران به دلیل دسترسی بهتر پژوهشگر انتخاب شدند. بعد از انتخاب مدارس و هماهنگی با مدیران این مدارس در مرحله ی غربالگری اولیه از میان دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم این مدارس بر اساس فرمول ارائه شده توسط تابانچیک و فیدل (2014) و همچنین پالانت (2020) برای طرح های آزمایشی در مجموع 30 دانش آموز انتخاب و به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که صرف نظر از گروه در طول زمان، متغیر خودراهبری یادگیری و مولفه های آن به غیر از ارتباطات بین فردی در دانش آموزان دختر دوره ی اول بهبود یافته است. به علاوه میانگین گروه آموزش خودراهبری یادگیری در مرحله ی پیگیری به صورت معناداری بالاتر از میانگین گروه گواه است.
۳۶۸۱۳.

Loneliness in Emerging Adults: A Meta-synthesis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۵۸
Introduction and Objective: Emerging adulthood is a critical developmental period where individuals are particularly vulnerable to loneliness, a condition with significant mental health risks. While quantitative research has documented its prevalence, a synthesized understanding of the lived experience remains fragmented. This study aimed to address this gap by conducting the first meta-synthesis of qualitative research to develop a comprehensive, multi-layered model of the loneliness experience in emerging adults. Research Methodology: Following PRISMA guidelines, a systematic search of international and Iranian databases was conducted. From an initial pool of documents, nine primary qualitative studies met the inclusion criteria. The findings of these studies were analyzed and integrated using Thomas and Harden's thematic synthesis approach. Findings: The analysis yielded 11 descriptive themes and four higher-order analytical themes, revealing that the experience of loneliness is: (1) complex and ambiguous, (2) a fluctuating phenomenon, (3) characterized by diverse pathways, and (4) deeply intertwined with sociocultural pressures. Conclusion: Loneliness in emerging adults is a dynamic experience shaped by both intrapsychic factors and formidable social norms. This finding underscores the need for holistic interventions that move beyond social skills training to address relationship quality and the capacity to cope with normative pressures.
۳۶۸۱۴.

اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) بر حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم بر حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم شهر زاهدان انجام شد. این پژوهش، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی کودکان 10 تا 12 ساله دارای اختلال طیف اوتیسم بودند که به مراکز درمانی شهر زاهدان در سال 1402-1401 مراجعه کردند و تعداد 30 نفر از این کودکان با عملکرد بالا (کسب نمره بالای 85 در آزمون گیلیام و ضریب هوشی بالای 85 بر اساس پرونده کودک در مرکز درمانی)، به عنوان نمونه آماری به روش هدفمند انتخاب و در دو گروه 15 نفر (یک گروه آزمایش و یک گروه گواه) به صورت تصادفی جایگزین شدند. افراد موردنظر از طریق مقیاس تشخیص اوتیسم گیلیام (GARS)، آزمون استروپ (ST)، مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش پنجم (WISC-5) و پروتکل تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) مورد سنجش قرار گرفتند. بررسی روابط متغیرها به وسیله ی آزمون کوواریانس تک متغیره انجام شد. نتایج نشان داد بین پس آزمون نمرات حافظه کاری و بازداری پاسخ گروه آزمایش با نمرات حافظه کاری و بازداری پاسخ در گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای با جریان مستقیم بر حافظه کاری و بازداری پاسخ به طور قابل توجهی اثربخشی دارد. بنابراین تحریک الکتریکی فراجمجمه ای، مکمل سودمندی جهت بهبود و تقویت حافظه کاری و بازداری پاسخ در کودکان مبتلا به اوتیسم می باشد.
۳۶۸۱۵.

از بازآفرینی مسیر شغلی تا ادراک موفقیت شغلی: واکاوی نقش استخدام پذیری و حمایت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۶
هدف: با تحول الگوهای اشتغال در دنیای معاصر، درک موفقیت شغلی دیگر صرفاً بر مبنای مسیرهای شغلی خطی و سازمان محور تعریف نمی شود، بلکه نیازمند الگوهای خودراهبر و منعطف است. در این میان، بازآفرینی مسیر شغلی به عنوان فرآیندی آگاهانه برای بازطراحی اهداف، نقش ها، مهارت ها و محیط کاری، نقشی کلیدی در شکل دهی به تجربه و ادراک موفقیت شغلی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بازآفرینی مسیر شغلی بر ادراک موفقیت شغلی با درنظرگرفتن نقش میانجی ادراک استخدام پذیری و نقش تعدیل گر حمایت سازمانی ادراک شده است. روش: برای تحقق هدف پژوهش از روش پیمایش و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پرسشنامه پژوهش میان 497 نفر از کارکنان شرکت های کارگزاری بازار سرمایه ایران به صورت تصادفی توزیع شد. نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، بازآفرینی مسیر شغلی تأثیر مثبتی بر ادراک موفقیت شغلی دارد و این اثر از طریق ادراک استخدام پذیری میانجی گری می شود. به علاوه، حمایت سازمانی ادراک شده در این رابطه نقش تعدیل گر ایفا می کند. نتیجه گیری: ادراک موفقیت شغلی مفهومی است که هم از طریق عاملیت فردی و تسهیل مداخلاتی مانند بازآفرینی مسیر شغلی توسط خودِ فرد حاصل می شود و هم تابع حمایت های سازمانی است.
۳۶۸۱۶.

نقش واسطه ای بخشودگی در رابطه بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی بخشودگی در رابطه ی بین ذهن آگاهی بین فردی و نشخوار خشم در دانشجویان شهر تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران، در سال 1403 تشکیل داد که از بین آن ها به صورت دردسترس 262 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نشخوار خشم ساکودولسکی (2001، ساکودولسکی، ARS)، بخشودگی (2005، هارتلند، HFS) و ذهن آگاهی بین فردی (2018، پراتسچر و همکاران، IMS)، استفاده شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. هم چنین یافته ها نشان داد مسیر ذهن آگاهی بین فردی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). مسیر ذهن آگاهی بین فردی به بخشودگی مثبت و معنی دار است (05/0>P). به همین صورت می توان مشاهده کرد مسیر مستقیم بخشودگی به نشخوار خشم منفی و معنی دار است (05/0>P). نتایج دیگر نشان داد که اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر پس فکرهای خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر افکار تلافی جویانه از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر خاطره های خشم از طریق بخشودگی معنی دار است (05/0 ≥p). اثر غیرمستقیم متغیر ذهن آگاهی بین فردی به متغیر شناختن علت ها نیز از طریق بخشودگی نیز معنی دار بود (05/0 ≥p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی بین فردی می تواند از طریق بخشودگی بر نشخوار خشم در دانشجویان دانشگاه الزهرا تهران اثر بگذارد.
۳۶۸۱۷.

سنخ شناسی مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه: مشارکت مادران در آموزش کودکان دارای اختلال رشدِ عقلانی گونه های متنوعی دارد. این تنوع روش ها، نشان دهنده دغدغه مادران نسبت به تکمیل وظایف مادری است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی گونه های مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و کدگذاری مضمونی برای تحلیل و سنخ شناسی داده های پژوهش استفاده شد. جامعه آماری مادرانِ کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در مدرسه کودکان با نیاز ویژه (آموزشگاه دکتر خزائلی) شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بود. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در پایان تعداد شرکت کنندگان به 20 نفر رسید. در پایان مصاحبه، برای اعتبار پژوهش، موافقت مصاحبه شوندگان از محتویات اظهاراتشان دریافت شد. یافته ها: نتایج مصاحبه ها پس از استخراج، در 5 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی طبقه بندی شد. مضامین اصلی، پیرامون انواع مشارکت مادران شامل رجوع به مدرسه، تمسک به مؤسسات خصوصی، تسکین توسط جادو، مقابله های مذهبی تفویضی و انفعال بود. هر یک از این مضامین، از طریق تحلیل و ترکیب چند زیرمضمون حاصل شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که مادران از روش های گوناگون و گاهی ترکیبی برای جبران کاستی های آموزشیِ فرزندان خود استفاده می کنند. این یافته ها می تواند پیامدهای کاربردیِ مهمی برای کارگزارانِ آموزشِ کودکان با نیاز ویژه، متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و مشاوران داشته باشد؛ از جمله به کارگیریِ مؤثر مشارکت والدین به منظورِ ارتقای آموزش کودکان دارای اختلال رشد عقلانی.
۳۶۸۱۸.

اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر طرح واره بر پذیرش والدینی و خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر طرح واره بر پذیرش والدینی و خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی انجام شد. این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. روش: جامعه آماری شامل همه مادران دانش آموزان کم توان هوشی شهر اصفهان می شد که 30 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آن ها با روش تصادفی به دو گروه 15 نفری تقسیم و دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه در برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره لوئیس و لوئیس (2017) شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس پذیرش والدینی پروتر (1954) و مقیاس خستگی اسمتس و همکاران (1995) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط در نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پذیرش والدینی و خستگی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری به ترتیب بیشتر و کمتر از گروه کنترل بود (001/0P=)، در حالی که بین مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: با توجه به این که برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره سبب بهبود پذیرش والدینی و کاهش خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی در مراحل پس آزمون و پیگیری شد. بنابراین، برنامه ریزی برای آموزش برنامه فرزندپروری مبتنی بر طرح واره نقش مهمی در افزایش پذیرش والدینی و کاهش خستگی مادران دانش آموزان کم توان هوشی دارد.
۳۶۸۱۹.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: رفتارهای پرخطر مانند افکار خودکشی و خودآسیب رسانی در کودکان و نوجوانان، تهدیدی جدی و پایدار برای سلامت روان این گروه سنی محسوب می شود. شناسایی و به کارگیری درمان های مؤثر در کاهش این رفتارها، از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش پریشانی روان شناختی کودکان و نوجوانان دارای افکار آسیب به خود و خودکشی انجام شده است. روش: در پژوهش مروری حاضر، با استفاده از جستجوی کلیدواژه های تخصصی شامل افکار خودکشی، آسیب به خود، افسردگی، اضطراب، تنیدگی، رفتاردرمانی دیالکتیکی، کودکان، و پریشانی، پایگاه های اطلاعاتی انگلیسی گوگل اسکالر، پاب مد، پروکوئست، امبیس، سایک اینفو، و اسکوپوس در بازه زمانی مارس ۲۰۰۸ تا دسامبر ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. در مجموع، ۸۰۴ مقاله اولیه شناسایی شدند که پس از اعمال معیارهای ورود و ارزیابی کیفیت با استفاده از الگوی پریزما، ۲۳ مطالعه نهایی برای پاسخگویی به سوالات پژوهش به طور دقیق تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی به طور مؤثری به کاهش افسردگی، اضطراب، تنیدگی، و رفتارهای خودآسیب رسانی در نوجوانان منجر شده است و سلامت روان و توانایی تنظیم هیجان را بهبود می بخشد. در بیشتر مطالعات، بیش از نیمی از شرکت کنندگان پس از درمان، بهبود قابل توجهی در علائم خود گزارش کردند. مداخلات بلندمدت با پیگیری تا سه سال، اثربخشی پایدار درمان را تأیید کرده اند. با وجود این برخی عوامل مانند تکانشگری و مصرف مواد مخدر، ریسک ترک درمان را افزایش می دهند. نتیجه گیری: رفتاردرمانی دیالکتیکی اثربخشی قابل توجهی در کاهش رفتارهای پرخطر و بهبود سلامت روان نوجوانان دارد. با وجود موانعی مانند تکانشگری و مصرف مواد، این درمان پایداری و تاثیر بلندمدت خود را حفظ می کند و نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان ایفا می کند.
۳۶۸۲۰.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه مکانیزم های دفاعی و گرایش به رفتارهای پرخطر در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی 18 تا 24 سال دانشگاه های آزاد سطح شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. از این جامعه تعداد 410 نفر به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابرازهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) اندروز و همکاران (1993)، مقیاس خطرپذیری (RS) زاده محمدی و احمدآبادی (1387) و پرسشنامه ذهنی سازی (MQ) فوناگی و همکاران (1998) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشا دهنده معناداری اثرمستقیم مکانیزم های دفاعی و ذهنی سازی بر گرایش به رفتارهای پرخطر بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر غیرمستقیم مکانیزم های دفاعی رشدیافته و رشدنایافته (05/0<P) و عدم معناداری مکانیزم های دفاعی روان آزرده (05/0<P) بر گرایش به رفتارهای پرخطر با میانجی گری ذهنی سازی بود. این نتایج نشان می دهد که ذهنی سازی با توجه به نقش مکانیزم های دفاعی می تواند تبیین کننده گرایش به رفتارهای پرخطر دانشجویان باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان