ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲٬۷۶۱ تا ۳۲٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۳۲۷۶۱.

تدوین مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک با کم توانی ذهنی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری احساس کهتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۹۸
زمینه: تولد یک کودک دارای کم توانی ذهنی می تواند شرایط دشواری را برای والدین و دیگر اعضای خانواده به همراه بیاورد، چون والدین به طور غیرمنتظره ای در یک معمای دشوار عاطفی گرفتار می شوند که به خاطر طبیعت غیرمنتظره این مشکل و تمایلات ذاتی برای نگهداری از فرزندان شان، ناراحتی و نگرانی بیشتری را تحمل می کنند. در نتیجه توان عملکرد در شرایط ناگوار برایشان سخت تر می شود و نمی توانند در این شرایط هیجانات خود را به خوبی مدیریت کنند. همچنین این مادران به دلیل نداشتن بهزیستی روانشناختی بالا، دچار تنش های بیشتری می شوند. هدف: هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک با کم توانی ذهنی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری احساس کهتری بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه والدین دارای کودک با کم توانی هوشی هستند که درشهر تهران در سال 1402-1401) تحت پوشش سازمان بهزیستی بودندو از سازمان بهزیستی خدمات دریافت می کنند. حجم نمونه در پژوهش حاضر نیز با در نظر گرفتن احتمال اُفت نمونه ها ۳۰۰ نفر از شهر تهران، در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری مورد استفاده نیز به صورت در دسترس بود. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، هسته ارزشیابی خود (جاج و همکاران، 2003) و شاخص مقایسه ای احساس کهتری (دیکسون و استرانو، 1990) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Lisrel نسخه 8/8 تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد ضریب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم) بین هسته ارزشیابی خود با بهزیستی روانشناختی معنادار بود (0/001=p، 0/481- =β ). براین اساس می توان گفت، بین بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک با کم توانی ذهنی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری احساس کهتری رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد با توجه به این که والدین دارای کودکان با کم توانی ذهنی در قیاس با والدین کودکان عادی، تنیدگی بالاتری را تجربه می کنند، لذا بهتر است پژوهش های گسترده تری با نمونه های بیشتر در این خانواده ها انجام شود.
۳۲۷۶۲.

رابطه سبک های دلبستگی با رفتار پر خطر جنسی: بررسی نقش تعدیل گری ترتیب تولد و سابقه سوء استفاده جنسی در دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۳۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های دلبستگی با رفتار پرخطر جنسی با متغیر تعدیل گر ترتیب تولد و تجربه سوء استفاده جنسی در دوران کودکی انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت اجرا توصیفی با طرح همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه جوانان 20 تا 30 ساله دختر و پسر دارای رفتار پرخطر جنسی در شهر تهران بود که طی آبان 1397 تا شهریور 1398 انجام شد. از میان آن ها تعداد 100 نفر که تجربه رفتار پرخطر جنسی داشتند، به شیوه ی نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای به کار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه رفتارهای پرخطر جنسی (RSBQ)، خاکباز و همکاران (1389) و پرسشنامه سبک دلبستگی (ASQ)، کالینز و رید (1990) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نهایی نشان داد میان سبک های دلبستگی با رفتار پرخطر جنسی رابطه معناداری وجود دارد(05/0P<)، اما متغیر ترتیب تولد و تجربه سوء استفاده جنسی در دوران کودکی نقش تعدیل گر در رابطه میان سبک های دلبستگی با رفتار پرخطر جنسی ندارد (05/0P>). همچنین بین سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی و دوسوگرا با رفتار پرخطر جنسی ارتباط چشمگیری وجود دارد.
۳۲۷۶۳.

تاثیر نوروفیدبک بر درمان سردردهای اولیه کارکنان نظامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۴۳
مقدمه: سردرد یکی از رایجترین شکایتهای مورد بررسی در کلینیک های عصب شناختی است. وقتی تمام اشکال سردرد با هم در نظر گرفته شود، سردرد شایع ترین نوع شکایات ناشی از درد در جهان است. استرس یک از مهمترین عوامل ایجاد و تشدید کننده سردرد است. شاغلین حرفه نظامی به واسطه تجربه استرس زیاد در حرفه خود، بیشتر مستعد سردرد هستند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی نوروفیدبک بر درمان سردردهای اولیه کارکنان نظامی بود. روش: این طرح یک طرح شبه تجربی یک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون می باشد. روش نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بود. متغییر مستقل مداخله نوروفیدبک و متغییر وابسته فراوانی، شدت و مدت سردرد بود. ابزار سنجش فرم روزنگار سردرد بلانچارد بود. بدین منظور تعداد 15نفر از کارکنان نظامی مبتلا به سردرد اولیه انتخاب شده و قبل و بعد از دوره درمان با نوروفیدبک، به مدت یک هفته فرم روز نگار سردرد را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. در حد فاصل زمانی بین پیش آزمون و پس آزمون، نمونه ها طی 15جلسه 30 دقیقه ای به صورت سه بار در هفته مورد درمان با نوروفیدبک قرار گرفته شدند. نتایج: نتایج تحقیق که از طریق انجام آزمون t همبسته بر روی پیش آزمون و پس آزمون به دست آمد نشان داد، درمان با نوروفیدبک باعث کاهش معنادار در فراوانی، شدت و مدت سردردهای مراجعین مبتلا به سردرد اولیه شده است. بحث: با توجه به نتایج به دست آمده و کاهش چشمگیر فراوانی، شدت و مدت سردرد، به نظر می رسد درمان با نوروفیدبک به عنوان مداخله رفتاری، می تواند نقش موثری در کاهش و درمان سردردهای اولیه کارکنان نظامی داشته باشد.
۳۲۷۶۴.

بهبود سازگاری اجتماعی و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی های یادگیری از راه آموزش بازآموزی اسنادی، تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی مداخله بازآموزی اسنادی، تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی- اجتماعی بر بهبود سازگاری اجتماعی و کاهش فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ابتدایی شهر تهران انجام شد. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی همراه با مراحل پیش آزمون، پس آزمون و دوره پیگیری بود. 40 دانش آموز با ناتوانی یادگیری 8 تا 12 ساله به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه شاهد قرار گرفتند. آموزش های بازآموزی اسنادی، تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی- اجتماعی طی 8 جلسه یک ساعته، به سه گروه آزمایش ارایه گردید. از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران(1997) و سازگاری اجتماعی ﺳیﻨﻬﺎ و ﺳیﻨﮓ(1993) در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش های بازآموزی اسنادی، تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی- اجتماعی، باعث افزایش معنادار سازگاری اجتماعی و کاهش معنادار فرسودگی تحصیلی گردید، با این تفاوت که برنامه آموزشی بازآموزی اسنادی در کاهش فرسودگی تحصیلی موفق تر از برنامه های آموزشی تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی- اجتماعی بود. علاوه براین، برنامه های آموزشی تنظیم هیجانی و حل مسئله شناختی-اجتماعی با میزان تأثیر یکسان از برنامه بازآموزی اسنادی در افزایش میزان سازگاری اجتماعی، موثرتر است. نتیجه گیری: استفاده از نتایج پژوهش در طراحی برنامه های آموزشی پیشگیرانه و بهبود دستاوردهای آموزشی مؤثر می باشد.
۳۲۷۶۵.

مقایسه توجه انتخابی و توجه پایدار در افراد نوموفوبیک و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۴
در سال های اخیر، افزایش چشمگیر استفاده از گوشی های هوشمند به ظهور یک آسیب روان شناختی به نام نوموفوبیا منجر شده است که به نوبه خود می تواند پیامدهایی را برای عملکرد شناختی افراد در بر داشته باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه میزان توجه انتخابی و توجه پایدار در افراد نوموفوبیک و عادی بود. روش تحقیق توصیفی مقایسه ای بود و نمونه پژوهش نیز شامل 60 نفر از دانشجویان دانشگاه سمنان بودند که از طریق غربالگری از بین یک گروه 120 نفره از دانشجویان، شناسایی و در دو گروه 30 نفری نوموفوبیک و عادی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نوموفوبیا، آزمون عملکرد پیوسته و آزمون استروپ بود. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره دو راهه استفاده شد و داده ها به کمک نسخه 26 نرم افزار spss تحلیل شدند. نتایج اجرای آزمون عملکرد پیوسته نشان داد که میزان خطای حذف و زمان واکنش افراد نوموفوبیک در مقایسه با افراد عادی بیشتر است. در آزمون استروپ نیز میزان خطاها و همچنین نمره تداخل افراد نوموفوبیک بیشتر از افراد عادی بود. همچنین با وجود تفاوت های جنسیتی در برخی مولفه های آزمون عملکرد پیوسته و استروپ، مشخص شد که اثر تعاملی نوموفوبیا و جنسیت بر نتایج آزمون عملکرد پیوسته و استروپ معنادار نیست. این نتایج نشان می دهد که نوموفوبیا می تواند صرف نظر از جنسیت در کاهش توجه پایدار و اختلال در توجه انتخابی دخیل باشد. بنابراین با توجه به تعامل پیوسته افراد با گوشی های هوشمند و شیوع قابل توجه نوموفوبیا در میان جوانان، بکارگیری تمهیداتی در جهت پیشگیری از نوموفوبیا و توانبخشی شناختی افراد نوموفوبیک باید مد نظر قرار گیرد.
۳۲۷۶۶.

مقایسه اثربخشی دو درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تنظیم هیجان براضطراب سلامت و بازنمایی های شناختی–هیجانی بهبود یافتگان کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۵
هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تنظیم هیجان بر اضطراب سلامت و بازنمایی های شناختی-هیجانی  بیماران بهبودیافته کرونا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کله مبتلایان به کرونا بود که به مراکز درمانی مراجعه کردند. از این تعداد 75 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تخصیص تصادفی در گروه های آزمایش و یک کنترل جایگزین شدند. آزمون اضطراب سلامت و بازنمایی های شناختی- هیجانی در پیش آزمون انجام شد. سپس هر دو روش درمانی در 8 جلسه 60 دقیقه ای بصورت گروهی و آنلاین  اجرا شدند. داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد استفاده از آموزش اکت در مرحله پس آزمون براضطراب سلامتی تأثیر داشت، اما در مرحله پس آزمون بر کاهش بازنمایی های شناختی- هیجانی تأثیری نشان نداد. آموزش تنظیم هیجان بر کاهش بازنمایی های شناختی- هیجانی، اضطراب سلامتی در مرحله پس آزمون تأثیر داشت. به نظر می رسد که تنظیم هیجان نتیجه موثرتری نسبت به اکت داشته باشد و می تواند در مراکز سلامت و بالینی جهت بهبود این بیماران استفاده گردد.
۳۲۷۶۷.

مدل علی گرایش به طلاق هیجانی بر اساس ارضای نیازهای بنیادی، باورهای فراشناختی با میانجی گری ادراک رفتارهای فداکارانه همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۳۱۰
هدف از این مطالعه، تدوین مدل علی گرایش به طلاق هیجانی بر اساس ارضای نیازهای بنیادی، باورهای فراشناختی با میانجی گری ادراک رفتارهای فداکارانه همسر بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ شیوه ی اجرای آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین شهر کرمانشاه بوند. از میان آنها به شیوه نمونه گیری به صورت در دسترس با توجه به جدول مورگان تعداد 192 زوج (384 نفر) به عنوان حجم نمونه از مناطق مختلف شهر انتخاب شدند. سپس داده های موردنظر با استفاده از پرسشنامه های طلاق هیجانی Gottman (1999) ، ارضا نیازهای بنیادی روانشناختی Guardia, Deci and Ryan's (2000)  باورهای فراشناختی Wells (1997)  و ادراک رفتارهای فداکارانه همسر Harper and Figuerres (2008) جمع آوری شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری نشان دادند: تأثیر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر طلاق هیجانی از طریق ادراک رفتارهای فداکارانه همسر برابر 47/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت، تأثیر غیرمستقیم ارضا نیازهای بنیادی بر طلاق هیجانی از طریق ادراک رفتارهای فداکارانه همسر برابر 24/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت، همچنین تأثیرمستقیم ادراک رفتارهای فداکارانه بر طلاق هیجانی برابر 58/0 بوده که در سطح 05/0>P معنی دار وجود داشت. ادراک رفتارهای فداکارانه همسر عامل مهم و تأثیرگذار در ارتقای سلامت روان است و با شناسایی عوامل همراه با برنامه ریزی صحیح می توان منجر طلاق هیجانی را کاهش داد و نیازهای بنیادین روانشناختی و باورهای فراشناختی را افزایش داد.
۳۲۷۶۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر قلدری در مدرسه: تحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۳۴
قلدری، مشکل رفتاری پیچیده ای است که در بیشتر مدارس به چشم می خورد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر قلدری در مدرسه با استفاده از تحلیل کیفی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، نمونه گیری خوشه ای و با شیوه ی نمونه گیری هدفمند بود. منبع اصلی جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان، مدیران، معلمان و متخصصین حوزه آموزش و پژوهش تا دستیابی به اشباع نظری بوده است. در مجموع 19 مصاحبه انجام شد. پس از جمع آوری اطلاعات، کدهای مربوط به مصاحبه های مکتوب با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته های پژوهش که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش است. نشان می دهد عوامل موثر بر قلدری در مدرسه با 66 کد و در 6 مقوله عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی، مسائل مربوط کلاس درس، دوستان و همسالان و عوامل محیطی است. که با کاربست عوامل شناسایی شده می توان برای درمان و کاهش قلدری در مدرسه مهارت هایی به دانش آموزان آموخت تا با استفاده از آن ها بتوانند بر قلدری خود غلبه کنند.
۳۲۷۶۹.

طراحی و اثربخشی برنامه ارتقاء مهارت های خواندن بر اساس کارکردهای اجرایی ویژه دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با کاستی توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۳۰۲
زمینه: با توجه به تک بعدی بودن پروتکل های موجود درباره کارکرد اجرایی، تدوین مداخلات تکلیف محور مبتنی بر کارکردهای اجرایی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت های خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با کاستی توجه اهمیت دارد. هدف: این پژوهش با هدف طراحی و بررسی اثربخشی برنامه ارتقاء مهارت های خواندن براساس کارکردهای اجرایی ویژه دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با کاستی توجه انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر ترکیبی (کیفی و کمی) بود در بخش کیفی با مرور سیستماتیک از پژوهش های مرتبط با اثربخشی کارکرد اجرایی بر علملکرد خواندن بررسی و 35 مقاله انتخاب و براساس تکالیف استفاده شده در این مقالات یک برنامه درمانی طراحی گردید؛ و اعتبار آن توسط 9 نفر متخصص ارزیابی گردید. روش مرحله دوم پژوهش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان نارساخوان پایه دوم و سوم شهر تهران بود که به مراکز ناتوانی یادگیری شهر تهران مراجعه کرده بودند که براساس فراخوان به روش نمونه گیری داوطلبانه 55 نفر از آن ها انتخاب شد، سپس براساس ملاک های ورود و خروج در نهایت 24 نفر (هر گروه 12 نفر) به صورت تصادفی گمارش شدند. ابزارهای مورد استفاده مقیاس هوشی وکسلر کودکان ویرایش پنجم (کرمی و همکاران، 1395)، مقیاس درجه بندی اسنپ-4 و آزمون نما بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار 25-SPSS تحلیل شدند. یافته ها: شاخص های CVI و CVR به ترتیب برابر با 82/0 و 78/0 بود میانگین آزمون خواندن در گروه آزمایش بین مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنی دار داشت (01/0 >P). میانگین آزمون خواندن در گروه آزمایش بین مراحل پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار نداشت (05/0 <P). نتیجه گیری: براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که تکالیف مبتنی بر کارکردهای اجرایی در ارتقای مهارت های خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی با کاستی توجه کارآمد است
۳۲۷۷۰.

اثربخشی برنامه آموزشی هیجان مدار «محکم در آغوشم بگیر» بر آزار عاطفی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله آموزشی «محکم در آغوشم بگیر» بر آزار عاطفی زوج های شهر بجنورد انجام شد. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی تک آزمودنی با طرح ABA بود. جامعه آماری پژوهش شامل زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بجنورد در سال 1399 بود. از این جامعه سه زوج که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس آزار عاطفی براهیمی استفاده شد. مداخله، برنامه آموزشی «محکم در آغوشم بگیر» بود که در 8 جلسه 120 دقیقه ای برای هر زوج به صورت جداگانه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از نمودار، مقایسه و ارزیابی طراز، روند و تغییرپذیری داده ها در هر کدام از موقعیت های خط پایه، مداخله و پیگیری و در بین موقعیت های مورد اشاره انجام شد. یافته ها: تحلیل داده های درون موقعیتی و بین موقعیتی زوج ها نشان داد که مداخله «محکم در آغوشم بگیر» بر کاهش آزار عاطفی زوج ها مؤثر است. در مرحله پیگیری نیز، نتیجه حاصل از مداخله استمرار یافت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، زوج درمانگران می توانند برای کمک به زوج های درگیر خشونت و آزار عاطفی، از مداخله آموزشی هیجان مدار «محکم در آغوشم بگیر» استفاده کنند.
۳۲۷۷۱.

تبیین فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۷۹
یک خانواده موفق، سازگار و سالم بر پیوندها، تعاملات و ارتباطات هیجانی و اعتماد میان زن و شوهر و اعضا به همدیگر بناشده که آرامش و آسایش اعضای خانواده در گرو آن است. پژوهش حاضر با هدف بازگفت فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی با رویکرد نظریه زمینه ای انجام شد. پژوهش حاضر به روش کیفی، نظریه زمینه ای انجام شد. در این پژوهش، جامعه آماری دربرگیرنده زنان با دامنه سنی 25 -45 سال و دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی از مشتقات خشخاش (صنعتی و سنتی) شهرستان قروه در سال های 1400 و 1401 مراجعه کننده به درمانگاه نیکو سلامت قروه بود. انتخاب نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند بود، اندازه نمونه در این پژوهش با 17 نفر به اشباع رسید و مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها انجام شد. به منظور تسهیل در فرآیند کدگذاری و تحلیل از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. عوامل تأثیرگذار در شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی دربرگیرنده عوامل زمینه ساز دربرگیرنده عوامل فردی، روانی و میان فردی؛ عوامل آشکارساز دربرگیرنده عوامل خانوادگی، شخصیتی و ارتباطی؛ عوامل تداوم بخش دربرگیرنده عوامل اجتماعی، فرهنگی و عوامل محیطی؛ و عوامل تشدیدکننده دربرگیرنده عوامل هیجانی، عوامل مربوط به سبک زندگی و جنسی شناسایی و استخراج گردید. عوامل فراوانی در فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی نقش دارند که می توان با شناسایی آن ها در محیط ها، فرهنگ ها و جوامع گوناگون اقدامات کارسازی در راستای کاهش بی رمقی زناشویی و حتی پیشگیری از وابستگی به مصرف مواد تنظیم و تدوین نمود و زمینه آگاهی عمومی را ایجاد نمود.
۳۲۷۷۲.

رابطه ساختاری پریشانی روانشناختی و معنای زندگی در مردان با واسطه گری احساس تنهایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
 اگرچه مطالعات ارتباط دوطرفه ای را از داشتن معنا در زندگی و پریشانی روانشناختی گزارش کرده اند، عوامل مختلفی وجود دارند که می توانند در روند پریشانی و داشتن معنا در زندگی مردان تأثیر بگذارند؛ به همین سبب، شناسایی این عامل ها برای کاهش پریشانی روانشناختی و جلوگیری از پدیده خودکشی در مردان بسیار مهم است؛ از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه ساختاری پریشانی روانشناختی و معنای زندگی با واسطه گری احساس تنهایی در مردان انجام شد. طرح پژوهشی توصیفی همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان در شهر تبریز بودند که ۲۳۶ نفر از مردان براساس نظر کلاین و به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای به کاررفته در این پژوهش شامل پرسشنامه های احساس تنهایی اجتماعی عاطفی برای بزرگسالان، معنای زندگی و پریشانی روانشناختی است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج الگوسازی معادلات ساختاری نشان دادند پریشانی روانشناختی به طور معنادار اثر مستقیم بر داشتن معنا در زندگی و احساس تنهایی دارند. همچنین، تنهایی هم به صورت مستقیم برداشتن معنا در زندگی و هم به صورت غیرمستقیم بر رابطه پریشانی روانشناختی و معنا در زندگی مردان تأثیر می گذارد. به طور کلی، نتایج پژوهش حاکی از آن است که تنهایی می تواند بر پریشانی روانشناختی و داشتن معنا در زندگی مردان تأثیر بگذارند. می توان بیان کرد روان درمانی وجودی و افزایش تعاملات اجتماعی موجب کاهش پریشانی روانشناختی و تنهایی و افزایش معنا در زندگی مردان می شود. 
۳۲۷۷۳.

رابطه ی میان خشم صفت، عدم تعهد اخلاقی، نشخوار خشم و پرخاشگری در دانش آموزان دوره ی دوم متوسطه: آزمون یک مدل میانجی تعدیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه ی بین خشم صفت و پرخاشگری و نقش تعدیل کننده ی عدم تعهد اخلاقی بود. این پژوهش به صورت همبستگی از نوع تحلیل مسیر و به طور دقیق مدل یابی میانجی تعدیل گر، است. جامعه ی آماری این پژوهش تمام دانش آموزان پایه ی دوازدهم دوره ی دوم متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 شهر اهواز بودند که از بین آن ها تعداد 200 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی پرخاشگری (بأس و پری، 1992)، سیاهه ابراز خشم صفت-حالت- نسخه ی 2 (اسپیلبرگر، 1999)، مقیاس نشخوار خشم (ساخودولسکی، گلاب و کرامول، 2001) و مقیاس عدم تعهد به اخلاق مدنی (کاپرارا، فیدا، وکیونه، ترامونتانو و باربارانلی، 2009) بودند. برای ارزیابی مدل پیشنهادی از نرم افزار 22 SPSS و PROCESS (مدل 15)، استفاده شد. نتایج نشان داد که خشم صفت با پرخاشگری رابطه ی مثبت و معنی دار دارد (01/0 >p) و نشخوار خشم میانجی این رابطه است. عدم تعهد اخلاقی رابطه ی مستقیم شرطی بین نشخوار خشم و پرخاشگری و رابطه ی بین خشم صفت و پرخاشگری را در دو سطح (از سه سطح) تعدیل کرد. در خصوص نتایج غیرمستقیم شرطی بین خشم صفت و پرخاشگری از طریق نشخوار خشم، عدم تعهد اخلاقی فقط در دو سطح (در حد میانگین و یک انحراف معیار بالای میانگین) این رابطه را تعدیل نمود. به طور کلی، با گنجاندن عدم تعهد اخلاقی به عنوان تعدیل کننده در مدل، مطالعه ی حاضر اثراتی را شناسایی کرد که بدون تحلیل تعدیل کننده نادیده گرفته می شدند.
۳۲۷۷۴.

پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس سبک های دلبستگی و ذهن خوانی از طریق پردازش چشمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۱۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کرونا بر اساس سبک های دلبستگی و ذهن خوانی از طریق پردازش چشمی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل افراد بزرگسال (دامنه سنّی 30 تا 50 سال) ساکن شهر تهران ( مناطق22-18-5-3-2) در سال های 1400 و 1401 بود. حجم نمونه 300 نفر بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب بیماری کرونا (CDAS) علی پور، و همکاران (1398)، مقیاس تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR) برنان و همکاران (2000) و آزمون ذهن خوانی از طریق چشم ها (RMET) بارون کوهن و همکاران (2001) بود. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که دلبستگی اضطرابی (001/0=P و 19/0=β) به همراه ذهن خوانی از طریق پردازش چشمی (006/0=P و 16/0-=β) پیش بینی کننده اضطراب کرونا هستند ولی سبک دلبستگی اجتنابی (74/0=P و 02/0-=β) پیش بینی کننده معناداری برای اضطراب کرونا نبود. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین قادر به پیش بینی 05/0 از واریانس متغیر اضطراب کرونا بودند. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به سبک دلبستگی اضطرابی و ذهن خوانی از طریق پردازش چشمی توسط روان شناسان می تواند به تبیین اضطراب کرونا در افراد بزرگسال کمک نماید.
۳۲۷۷۵.

بررسی تأثیر اخلاق حرفه ای بر تعهد سازمانی معلمان و مدیران ناحیه ۳ استان قم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
اخلاق حرفه ای یکی از مسائل اساسی همه جوامع بشرى است. در حال حاضر، متأسفانه در جامعه ما، در محیط کار، کمتر به اخلاق حرفه ای توجه می شود. درحالی که در غرب سکولار، در دانش های مربوط به مدیریت و سازمان، شاخه ای با عنوان اخلاق کار و حرفه وجود دارد، ولی در جامعه دینی ما در مدیریت، به اخلاق توجه کافی نشده است. بر همین اساس، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی قدرت اخلاق حرفه ای بر رفتار سبز معلمان در ناحیه 3 استان قم است. به لحاظ ماهیت و اهداف، این پژوهش کاربردى توصیفی- پیمایشی است؛ جامعه آمارى این پژوهش شامل ۸۵۲ نفر از معلمان و مدیران ناحیه 3 استان قم در سال 1399 بود که بر اساس فرمول کوکران، ۱۱۹ نفر به عنوان نمونه پژوهش برآورد گردید. براى گرداورى داده ها از پرسشنامه اخلاق کار گریگورى و ابراهیمی و حسن پور جهت رفتار سبز معلمان و مدیران استفاده شد. اطلاعات از طریق پرسشنامه ای که در بین ۱۱۹ نفر از معلمان و مدیران آموزش وپرورش ناحیه 3 استان قم در سال 1399 توزیع شد، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل فرضیه های پژوهش از روش مدل سازی معادلات ساختارى با استفاده از نرم افزارهای Smart PLS استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش و افزایش قدرت اخلاق کاری به منظور دسترسی به رفتار سبز معلمان و مدیران، پیشنهاد می گردد:1: بر اساس روش های الگوبرداری و اسوه سازی اسلامی، مدیران رده بالای سازمان خود متعهد به رعایت اخلاق حسنه کاری در سازمان باشند تا بهبود اخلاق کاری صرفاً یک شعار قلمداد نگردد 2: معیارها و عملکردهای عینی اخلاق حرفه ای و اخلاق کاری مطلوب برای سازمان طراحی و در دسترس کارکنان قرار گیرد 3: در مراحل ابتدایی اجرای طرح، مزایا و تشویقات مادی و معنوی برانگیزاننده و مناسبی برای افرادی در سازمان که تعهد بالای کاری و اخلاقی دارند در نظر گرفته شود تا زمینه درونی سازی رفتار سبز معلمان و مدیران فراهم گردد.
۳۲۷۷۶.

تأثیر آموزش فرآیند حل مسأله خلاق (CPS) بر تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری در دانشحویان دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی فرایند حل مسأله خلاق (CPS)، به عنوان یک راهبرد آموزشی، بر افزایش تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری در دانشجویان دانشگاه شهید چمران بود. آموزش فرایند CPS (با استفاده از دوازده تکنیک خلاقیت در دو دوره تفکر خلاق و انتقادی) به عنوان متغیر مستقل و تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری به عنوان متغیرهای وابسته بودند. پژوهش حاضر یک طرح آزمایش میدانی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه های تفکر علمی لیانگ و همکاران، خلاقیت عابدی و نوآوری کولز و واندن بروک بودند. نمونه ی پژوهش شامل 60 دانشجوی پسر و دختر دوره ی کارشناسی، دانشگاه شهید چمران در سال تحصیلی 88-1387 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله یی انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. قبل از آموزش فرایند CPS از هر دو گروه آزمایش و گواه پیش آزمون های تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری گرفته شد. سپس، به گروه آزمایش فرایند CPS آموزش داده شد و به گروه گواه هیچ آموزشی ارایه نشد. پس از اتمام دوره ی آموزشی بلافاصله از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. در نهایت، پس از 6 هفته از اتمام دوره ی آموزشی دوباره از هر دو گروه آزمون های تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری، به عنوان پیگیری، گرفته شد. نتیجه ی تحلیل کوواریانس چند متغیری (مانکوا) نشان داد که آموزش فرایند CPS باعث افزایش معنی دار تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری در دانشجویان می شود. همچنین، نتیجه ی تحلیل کوواریانس چند متغیری با سنجش های تکراری نشان داد که اثر آموزش فرایند CPS در طول زمان بر تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری دانشجویان اثر پایدار دارد.
۳۲۷۷۷.

تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر سوگیری توجه و عاطفه بزرگسالان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۳
هدف: افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی نقایصی در شناخت گرم مانند سوگیری توجه نسبت به محرک های منفی نشان می دهند. همچنین سطح پایینی از عاطفه مثبت و سطح بالایی از عاطفه منفی را تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمه ای  قشر خلفی – جانبی و شکمی – میانی پیش پیشانی بر سوگیری هیجانی و عاطفه افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: در این پژوهش از طرح متقاطع یک سو کور استفاده شد. 23 بزرگسال مبتلا به اختلال افسردگی اساسی طی سه جلسه سه نوع متفاوت تحریک شامل: 1) تحریک قشرخلفی-جانبی و مهار قشر شکمی- میانی پیش پیشانی 2) مهار قشر خلفی – جانبی و تحریک قشر شکمی – میانی پیش پیشانی و 3) شبه تحریک دریافت کردند و عملکردشان به وسیله آزمون کامپیوتری دات پروب و پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی (پاناس) ارزیابی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین حالت های مختلف تحریک در سوگیری توجه در بیماران افسرده تفاوت معناداری وجود ندارد. در رابطه با وضعیت عاطفی زمانی که افراد در ناحیه قشرخلفی-جانبی پیش پیشانی تحریک آندی و در ناحیه قشر شکمی – میانی تحریک کاتدی می شدند، تفاوت در سطح p<0/05 معنادار بود. نتیجه گیری: سوگیری توجهی نوعی از شناخت گرم است و این شناخت در افسردگی تحت تاثیر قرار می گیرد. در این پژوهش تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در نواحی درگیر این شناخت در نمرات سوگیری توجه بیماران تغییری ایجاد نکرد. بااین حال، تحریک الکتریکی توانست وضعیت عاطفی افراد مبتلا به اختلال افسردگی را با کاهش شدت عاطفه منفی، بهبود ببخشد.
۳۲۷۷۸.

مروری بر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۲۷۶
زمینه و هدف: افسردگی وضعیتی است که با رنج شدید و آسیب های عمده در سلامت عمومی، کیفیت زندگی و فعالیت های اجتماعی و شغلی بیمار همراه است که در برخی موارد ممکن است منجر به خودکشی شود. افسردگی یکی از علل ناتوانی در جهان است که بارمراقبت و باراقتصادی بیشماری را به همراه داشته است. بنابراین در نظر گرفتن راه های جدید برای درک ناهمگونی فنوتیپ های بالینی در افسردگی ضرورت دارد. در سال های اخیر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با اختلالات خلقی منجر به یافته هایی در مورد دخالت سیستم ایمنی در علت شناسی و درمان افسردگی شده است. مواد و روش ها: این مقاله مروی، گزارشی باهدف مروری بر مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی ارائه می کند. با توجه به گستردگی تحقیقات علمی در این زمینه صرفاً از مقالات انگلیسی و فارسی با رویکرد ایمنی شناسی عصبی روانی گزارش شده در سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ و در پایگاه های اطلاعات داده PubMed, google scholar و Scopus استفاده شده است. کلمات کلیدی استفاده شده عبارت بودند از: Neuroinflammation، Inflammation، Depression وpsychoneuroimmunology. یافته ها: این مقاله، مرور ادبیات پژوهشی در حوزه ایمنی شناسی عصبی روانی افسردگی را در سه سطح ۱-التهاب و افسردگی، ۲-مسیرهای ایمنی شناسی در افسردگی و ۳- مداخلات مبتنی بر ایمنی شناسی عصبی روانی در افسردگی بررسی کرد. نتیجه گیری: مطالعات ایمنی شناسی عصبی روانی افسردگی یا مطالعه ارتباط متقابل بین سیستم های عصبی، ایمنی و غدد درون ریز به طور گسترده ای شکاف علمی و پژوهشی در خصوص رابطه بین افسردگی و سیستم ایمنی را برطرف می کند. به دلیل اثربخشی و مقرون به صرفه بودن نسبی مداخلات روانی اجتماعی برای درمان بیماری های مزمن، مداخلات روانی اجتماعی ممکن است یک راهبردمناسب برای کاهش بار بیماری و بهبود سلامت انسان باشد.
۳۲۷۷۹.

مدل یابی معادلات ساختاری ابعاد مرضی شخصیت، طرح واره های هیجانی و سندرم سیندرلا با نگرش به روابط فرا زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۷۰
پژوهش حاضر باهدف مدل یابی معادلات ساختاری ابعاد مرضی شخصیت، طرح واره های هیجانی و سندرم سیندرلا با نگرش به روابط فرا زناشویی در دانشجویان دختر دانشگاه گیلان صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل همه دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 1400_1401 بود. تعداد 340 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های ابعاد مرضی شخصیت گروگر و همکاران (2012)، طرح واره های هیجانی لیهی (2002)، نگرش به روابط فرا زناشویی ینیسری و کوکدمیر (2006) و سندرم سیندرلا دمیر و همکاران (2021) ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS25 و AMOS24 صورت گرفت. نتایج نشان داد میان ابعاد مرضی شخصیت، طرح واره ها هیجانی و سندرم سیندرلا در نگرش به روابط فرا زناشویی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج مدل یابی ساختاری نیز بیانگر آن بود که ابعاد مرضی شخصیت، طرح واره ها هیجانی و سندرم سیندرلا رابطه قابل توجهی با نگرش به روابط فرا زناشویی دارند و یافته ها از برازندگی مطلوب مدل موردمطالعه حمایت کردند. از نتایج حاصل شده از پژوهش می توان در جهت طراحی مداخلات پیشگیرانه به منظور کاهش روابط فرا زناشویی استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان