ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۵۰۱ تا ۲۱٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۱۵۰۱.

اعتباریابی و هنجاریابی پرسشنامه اشتیاق در ورزشکاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۶۲۱
زمینه: از جمله عوامل مهم که می توان آن را مهم ترین عامل درونی و یا بیرونی یک ورزشکار در دست یابی به هدف و بروز رفتارهای مختلف دانست، عامل انگیزه و اشتیاق است. هدف: هدف از تحقیق حاضر، هنجاریابی پرسشنامه اشتیاق در جامعه ورزشی است. روش: جامعه آماری در این مطالعه، ورزشکاران یکی از لیگ های فوتسال، والیبال، بسکتبال، واترپلو است. برای بررسی داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی تأییدی و جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه اشتیاق والراند (2003) با سه عامل اشتیاق افراطی (6 سؤال)، اشتیاق هماهنگ (6 سؤال) و معیار اشتیاق (5 سؤال) استفاده شده است. در مجموع 250 پرسشنامه توزیع و در نهایت 200 پرسشنامه صحیح مورد تجزیه وتحلیل نهایی قرار گرفت. برای نرم سازی پرسشنامه ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی و از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته ها: یافته های به دست آمده قابلیت اعتبار پرسشنامه را تأیید کرد . نتایج پژوهش نشان داد، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای سنجش اشتیاق در میان ورزشکاران است. همچنین، دیگر یافته ها نشان داد، اشتیاق هماهنگ اولویت اول و اشتیاق افراطی در ورزش دارای اولویت دوم است؛ نتیجه گیری: بنابراین، پیشنهاد می شود، پژوهشگران در پژوهش های آینده به استفاده از این پرسشنامه در نمونه های مختلف و بزرگ تر بپردازند.
۲۱۵۰۲.

مقایسه فعالیت ها و عوامل والدینی در ورود موفق و ناموفق به مرحله نوجوانی چرخه زندگی (یک مطالعه کیفی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۵۰۷
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و مقایسه عوامل موثر در ورود موفق و ناموفق به مرحله نوجوانی چرخه زندگی در خانواده ها انجام گرفت. روش: مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی صورت گرفته و داده های به دست با روش نظریه زمینه ای مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه پژوهش کلیه خانواده های با نوجوان موفق و خانواده های با نوجوانان ناموفق در شهر تهران بودند و نمونه پژوهش شامل 10 خانواده با نوجوان موفق و 12 خانواده با نوجوانان ناموفق بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته به جمع آوری داده ها پرداخته شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشانگر آن است که عوامل حفاظت کننده موثر بر انتقال موفق و ناموفق در سه حیطه خانواده، والدینی و اجتماعی تعریف می شوند. عوامل حفاظتی والدین موفق و ناموفق در حیطه خانواده تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. یافته ها نشان می دهد که شیوه های ارتباط در خانواده، شیوه های مدیریت در خانواده، ساختار خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده در والدین موفق و ناموفق متفاوت بود. یافته های مربوط به عوامل والدین موفق و ناموفق در حیطه والدینی نشان می دهد که نگرش به تربیت، نگرش والدین به موفقیت، رفتار والدین به موفقیت و آسیب پذیری والدگری در والدین موفق و ناموفق متفاوت بود. همچنین عوامل حفاظتی والدین موفق و ناموفق در حیطه اجتماعی نیز تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. یافته ها نشان می دهد که والدین موفق در مؤلفه های مدیریت ارتباطات اجتماعی و رفتار والدین در ارتباط با موفقیت در اجتماع با والدین ناموفق تفاوت اساسی داشتند. نتیجه گیری: در نهایت نتایج نشان داد به منظور انتقال موفق از مرحله نوجوانی چرخه زندگی خانوداگی سه محور شرایط محیط اجتماعی ، آموزش به والدین و نوجوان و هم چنین تقویت منابع حفاظتی خانواده اثرگذار هستند.
۲۱۵۰۴.

اثربخشی نوروفیدبک بر ناقرینگی الگوی فعالیت امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکرد اجرایی و شدت علایم در بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۲۳
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی نوروفیدبک بر عدم تقارن امواج آلفا در قطعه پیشانی، عملکردهای اجرایی و علائم بیماران مبتلا به اختلال افسردگی بود. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی کنترل شده تصادفی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد مراجعه کننده در فاصله زمانی 5 ماهه به درمانگاه روانپزشکی مرکز بهداشت شهر تبریز که مبتلا به اختلال افسردگی تشخیص داده شده اند، بود.  از این بین نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب شدند  و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش تحت 10 هفته (هر هفته دو جلسه 30 دقیقه ای) درمان نوروفیدبک و گروه کنترل تحت نوروفیدبک غیر واقعی (پلاسیبو) قرار گرفتند و سپس در لیست انتظار جای گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها حاصله از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که نوروفیدبک منجر به افزایش فعالیت آلفای نیم کره چپ، کاهش فعالیت آلفای نیم کره راست، افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش علایم افسردگی در مرحله پس آزمون شد. توجه انتخابی تغییری  در پس آزمون نداشت،  اما در مرحله پیگیری تغییرات معنی دار بود. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج درمان نوروفیدبک در اصلاح ناقرینگی امواج آلفای ناحیه ی پیشانی و بهبود توجه انتخابی و علایم افسردگی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی مؤثر می باشد.
۲۱۵۰۵.

پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان بر اساس سرسختی روان شناختی، سبک-های مقابله ای و انعطاف پذیری روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۴۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان بر اساس سرسختی روان شناختی، سبک های مقابله ای و انعطاف پذیری روان شناختی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان سرایان در سال تحصیلی 98- 1397 بوده اند که تعداد کل آن ها حدود 1100 نفر برآورد شد. از جامعه مورد نظر با استفاده از جدول مورگان و کرجسی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 230 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های گرایش به رفتارهای پرخطر رشید و مارابی، سرسختی روان شناختی کوباسا، سبک های مقابله ای لازاروس و فولکمن و انعطاف پذیری روان شناختی دنیس و وندروال استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد، بین سرسختی روان شناختی، سبک مقابله ای مسأله م دار و انعطاف پذیری روان شناختی با گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان رابطه منفی معنی داری وجود دارد؛ درحالی که، بین سبک مقابله ای هیجان مدار با گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان رابطه مثبت معنی داری به دست آمد. به ترتیب انعطاف پذیری روان شناختی، سرسختی روان شناختی و سبک های مقابله ای هیجان مدار و مسئله مدار بیشترین قدرت در پیش بینی گرایش به رفتارهای پرخطر را دارند. نتیجه گیری: در مجموع، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت که انعطاف پذیری روان شناختی وسرسختی روان شناختی بالا و سبک های مقابله ای سازگارانه، می توانند باعث کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر در دانش آموزان شوند و بالعکس
۲۱۵۰۶.

معادله تشخیصی دانش آموزان موفق و ناموفق بر اساس مولفه های فردی (عزت نفس، در گیری مدرسه ای و جنسیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۳۹
این پژوهش با هدف تبیین معادله تشخیصی دانش آموزان موفق و ناموفق براساس مولفه های فردی (عزت نفس، در گیری مدرسه ای و جنسیت ) در دانش آموزان پایه دهم متوسطه اول شهر شیراز انجام گرفت. نوع مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی و کاربردی است. جامعه آماری دانش آموزان پایه دهم متوسطه اول شهر شیرازمی باشد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه شامل 400 (200 نفر دختر و نفر 200 پسر) می باشد به منظور سنجش میزان درگیری مدرسه ای از پرسشنامه درگیری مدرسه ای مرکز ملی دنور آمریکا (2006 ) و به منظور سنجش عزت نفس دانش آموزان از مقیاس عزت نفس کوپراسمیت (1967) استفاده شد برای دستیابی به تفاوت های گروهی و مهمتر از آن، برای پیش بینی عضویت گروهی و دستیابی به معادله ممیز، روش آماری تحلیل ممیز به کار رفت این تحلیل با روش همزمان صورت گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد متغیرهای عزت نفس،درگیری مدرسه ای، قدرت تفکیک دانش آموزان موفق و مقایسه با دانش آموزان ناموفق را دارد به عبارت دیگر، همبستگی میان متغیرهای مذکور با احتمال وجود موفقیت تحصیلی مثبت به دست آمد.
۲۱۵۰۸.

بررسی اثر ضربان های دوگوشی بر افراد معتاد با استفاده از سیگنال مغزی (EEG)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۷۰۱
هدف: در این پژوهش با بررسی تأثیر ضربان دوگوشی بر افراد معتاد، استفاده از این تکنولوژی به عنوان کمک درمان در ترک پایدار اعتیاد امکان سنجی شده است. روش : جامعه آماری از 15 نفر مرد معتاد بستری در کلینیک ترک اعتیاد، تشکیل شده بود که زیر نظر پزشک معالج و با استفاده از آزمون شخصیت آیزنک و آزمون ادرار انتخاب شدند. به 10 نفر علاوه بر درمان عادی، در سه جلسه تحریک کنترل شده ضربان دوگوشی اعمال و 5 نفر به عنوان شاهد فقط درمان عادی را پیگیری کرده اند. از شرکت کنندگان آزمون دوپامین از نمونه ادرار، ثبت سیگنال مغزی و پرسش نامه خلق وخوی برامز اخذ شد. یافته ها: اعمال ضربان دوگوشی کنترل شده باعث کاهش عصبانیت، تنش، سردرگمی، افزایش سرزندگی، تمایل به ادامه درمان و دریافت بهبودی در افراد معتاد شد. نتیجه گیری: به کارگیری ضربان دوگوشی کنترل شده در کنار سایر فعالیت های مورداستفاده در فرایند درمان اعتیاد به عنوان روشی بدون عوارض جانبی، می تواند باعث تسریع و تثبیت درمان در افراد شود.
۲۱۵۰۹.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر بر خوکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۶۷۵
زمینه: تحقیقات متعددی در زمینه تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و درمان شناختی رفتاری انجام شده است. اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر بر خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن مغفول مانده است. هدف: مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر بر خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن بود. روش: پژوهش از نوع نیمه تجربی ﺑﺎ ﭘیﺶ ﺁﺯﻣﻮﻥ - ﭘﺲ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻭ پیگیری به مدت 3 ماه ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﮔﺮﻭﻩ گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به درد مزمن مراجعه کننده به بیمارستان حضرت رسول اکرم شهر تهران در تابستان 98 بود که تعداد 45 نفر به عنوان نمونه انتخاب و بصورت تصادفی در ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺯﻣﺎیﺶ ﻭ یک ﮔﺮﻭﻩ گواه ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ. ابزار پژوهش عبارت اند از: پرسشنامه خودکارآمدی درد نیکولاس (2007) مداخله درمان پذیرش وتعهد (هیز و همکاران، 2013) و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر (بن نینک، 2014). داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و روش اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر با گروه گواه در خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن تفاوت معناداری وجود داشت (0/001 > P ). اما بین درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر در خودکارآمدی درد بیماران مبتلا به درد مزمن تفاوت معناداری وجود نداشت (0/05 < P ). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش وتعهد و درمان شناختی - رفتاری مثبت نگر ﺭﻭﺵ های ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮﺍی افزایش خودکارآمدی درد ﺩﺭ ﺑیﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﺰﻣﻦ ﻣی ﺑﺎشند.
۲۱۵۱۰.

مقاله مروری: طرح سلامت روان شهری: توسعه همکاری بین بخشی، نقش محوری پزشک خانواده برای مدیریت بیماران شدید روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۱۸
اهداف: برنامه بهداشت روان در کشور ایران از سال 1367 تصویب و در نظام مراقبت های اولیه به ویژه در مناطق روستایی ادغام شد. این برنامه طی چند دهه گذشته توسعه زیادی یافته است. با توجه به تغییرات جمعیت شناختی در کشور وگسترش زیاد شهرها نیاز به برنامه ای منسجم برای ارائه خدمات سلامت روان در مناطق شهری احساس شده است. هدف از انجام این مطالعه ارائه الگویی کاربردی برای خدمات سلامت روان در بیماران مبتلا به اختلالات روان پزشکی شدید در مناطق شهری بود. مواد و روش ها: این طرح بر اساس مرور منابع، استفاده از بهترین شواهد، الگوی سازمان جهانی بهداشت، خدمات موجود در کشور، همکاری بین بخشی، شرح وظایف سازمان های ذی نفع، برخورداری از نظرات متخصصان و صاحب نظران ملی و بین المللی تدوین شد. در این الگو خدمات بهداشت روان شهری برای جمعیت صدهزار نفری برآورد شده است. یافته ها: الگوی تدوین شده برای ارائه خدمات فوری روان پزشکی انسجام بیشتر و افزایش ظرفیت آموزشی و مهارتی میان کارکنان سرویس های 110، 115 ،123 و 1480 و نیز فضایی برای بستری سه تا پنج بیمار اورژانسی در جنب بیمارستان عمومی را پیشنهاد می کند. نظر به بیماردهی جمعیت صدهزار نفری، به خدمات جامعه نگر شامل دو تا سه تیم ویزیت در منزل برای پوشش هشتاد بیمار برای هر تیم و سه مرکز روزانه برای ارائه خدمات به چهل بیمار نیاز خواهیم داشت. در صورت ایجاد خدمات جامعه نگر، برای ارائه خدمات بستری به دوازده تخت حاد روان پزشکی و پنج تخت برای بستری میان مدت توان بخشی نیاز داریم. از نظر اشتغال و اسکان نیز به ترتیب پنجاه بیمار نیاز به اشتغال حمایت شده خواهند داشت و دو آپارتمان به مساحت حدود 60 متر برای اسکان حدود هشت نفر نیاز خواهد بود. تهیه و ارائه خدمات گفته شده نیاز به مشارکت همسو میان سازمان های ذی نفع دارد. پزشک خانواده در استمرار خدمات درمانی به بیماران شدید و خفیف روان پزشکی تحت نظارت مستمر متخصصین نقش مهمی ایفا خواهد کرد. نتیجه گیری: برای رسیدن به الگوی مطلوب خدمات سلامت روان در شهرها به گونه ای که بتواند خدمات جامع به بیماران در سطوح مختلف از پیشگیری و مراقبت تا درمان و بازتوانی را ارائه کند، نیاز به هماهنگی بین سازمان های ارائه دهنده این خدمات دارد. برای ایجاد چنین شبکه ای، استفاده از خدمات موجود، بار مالی و ساختاری کمی را به سیستم مدیریتی سلامت روان کشور تحمیل خواهد کرد.
۲۱۵۱۱.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری گروهی در کاهش شدت درد و پریشانی های روان شناختی زنان مبتلا به کمردرد مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۷۰
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری گروهی در کاهش شدت درد و پریشانی های روان شناختی زنان مبتلا به کمردرد مزمن بود. روش : در این پژوهش نیمه آزمایشی، از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد؛ از میان تمامی زنان مبتلا به کمردرد مزمن مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) و یک مطب خصوصی در شهر تهران در سال 1389، تعداد 30 زن با میانگین سنی 33 سال و 7 ماه به طور تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی- رفتاری تورک و فری به صورت گروهی شرکت کرد و گروه کنترل تنها پی گیری شد. هر دوگروه پیش و پس از جلسه های درمانی به دو مقیاس ناتوانی کمردرد کبک ( QBPDS ) و افسردگی، اضطراب، استرس ( DASS ) پاسخ دادند. داده ها با آزمون t مستقل تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان گر کاهش معنادار شدت کمردرد (05/0 p< ) و افسردگی، اضطراب و استرس (05/0 p< ) در گروه آزمایش به دنبال شرکت در جلسه های درمانی بود. نتیجه گیری : درمان شناختی- رفتاری با تغییر رفتارهای ناکارآمد، تصحیح شناخت های ناسازگار و احساس های مخرب مرتبط با درد، باعث می شود اثرهای زیانبار درد به کمترین حد برسد و پریشانی های روان شناختی بهبود یابد.
۲۱۵۱۲.

اثربخشی درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۵۹۵
زمینه: مرور پژوهشی نشان می دهد که درمان مبتنی بر فراشناختی بر متغیرهای مختلفی تأثیر دارد و همچنین زنان سرپرست خانوار در راهبردهای کنترل فکر دچار مشکل هستند؛ اما مسأله این است که درمان فراشناختی بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار چه تأثیری دارد؟ هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان فراشناخت بر راهبردهای کنترل فکر زنان سرپرست خانوار شهر تهران انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. از جامعه زنان سرپرست خانوار شهر تهران در سال 1397، 40 زن سرپرست خانوار به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراشناختی ولز (2000) دریافت کردند. راهبردهای کنترل فکر با پرسشنامه راهبردهای کنترل فکر ولز ودیویس (1994) سنجیده شد و داده های پژوهش با استفاده از کواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج کواریانس نشان دادکه درمان فراشناختی بر افزایش راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابی مجدد زنان سرپرست خانوار تأثیر معنی داری دارد (0/001≥ p ). نتیجه گیری: به منظور بهبود راهبردهای کنترل فکر و مؤلفه های آن یعنی توجه برگردانی، کنترل اجتماعی و ارزیابب مجدد زنان سرپرست خانوار می توان از درمان فراشناختی بهره گرفت.
۲۱۵۱۳.

Schizotypal Traits among Patients with Schizophrenia, Their Non-Psychotic First-Degree Relatives, and Normal Controls(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۴۲۳
Evidence has suggested that risk for schizophrenia is likely to occur in non-psychotic first-degree relatives of patients with schizophrenia. On the other hand, schizotypal personality disorder is genetically related to schizophrenia. The aim of this study was to compare schizotypal traits (i.e., positive schizotypy, negative schizotypy, cognitive disorganization, and impulsive nonconformity) among patients with schizophrenia and their non-psychotic first-degree relatives as well as normal controls. Thirty-four patients with schizophrenia and 50 of their non-psychotic first-degree relatives as well as 34 normal controls were included in this study. The data were collected by the Oxford-Liverpool Inventory of Feelings and Experiences, short version (sO-LIFE). The results showed that the three groups were significantly different from each other regarding mean scores of schizotypal traits. Patients with schizophrenia and their non-psychotic first-degree relatives exceeded normal controls on schizotypal traits. Patients with schizophrenia had higher scores on total schizotypal traits, positive schizotypy, cognitive disorganization, and impulsive nonconformity than their non-psychotic first-degree relatives. The findings revealed that hereditary factors had an important role in the development of schizophrenia spectrum disorders, and it is explainable by the stress-vulnerability model.
۲۱۵۱۴.

راهکارهای پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان با تکیه بر نقش محوری مدرسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۶۲۴
زمینه و هدف: کودکی و نوجوانی از دوران های مهم زندگی است که شکل گیری شخصیت در آن صورت می پذیرد، اگر در این دوره فرد مورد مراقبت قرار گیرد، می تواند سبب شکل گیری صحیح شخصیت فرد و تعالی او و نهایتاً جامعه شود. از این رو هدف از پژوهش حاضر ارائه راهکارهای پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوانان با تکیه بر نقش محوری مدرسه بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع تحلیلی-توصیفی و مروری می باشد. از این رو داده های مورد نیاز به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و با مرور ادبیات پژوهش به تحلیل داده ها پرداخته شد. یافته ها: از جمله نهادهایی که فرد در آن عضو است نهاد خانواده و نهاد مدرسه می باشد. اطفال و نوجوانان عمده ی وقت خود را در نهاد مدرسه طی می کنند بنابراین اگر مدرسه برنامه های خاصی برای هدایت و شکل گیری شخصیت آنها داشته باشد، می توانند از ابتلاء این قشر بسیار آسیب پذیر به جرائم و بزه های گوناگون جلوگیری کنند. بنابراین پیشگیری از بزهکاری کودکان و نوجوانان در مدرسه بازگشت به برنامه های تربیتی و آموزشی صحیحی دارد که در مدرسه وضع شده است. نتیجه گیری: با توجه به تحقیقات به عمل آمده همکاری این دو نهاد یعنی خانواده و مدرسه به صورت هدفمند و سازمان یافته و با شناخت کافی از مسائل تعلیم و تربیت، نقش و حقوق متقابل و با بهره مندی از ظرفیت ها و توان یکدیگر می تواند زمینه ساز تربیت صحیح کودکان و پیشگیری از بزهکاری اطفال و نوجوان باشد
۲۱۵۱۵.

شیوع شناسی مصرف مواد و الکل در دانشجویان دانشگاه های ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۸۶
هدف: مصرف مواد و الکل به عنوان یک آسیب اجتماعی شناخته شده که خسارات زیادی را بر جامعه تحمیل می کند. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع مصرف مواد و الکل در دانشجویان دانشگاه های ارومیه انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. تعداد450 نفر از میان دانشجویان دانشگاه های آزاد، دولتی و پیام نور شهر ارومیه در سال تحصیلی 97-1396 با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. همه آن ها به آزمون غربال گری مصرف تنباکو، الکل و مواد اعتیاد آور پاسخ دادند و پس از حذف پرسش نامه های ناقص، تحلیل برای 436 نفر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد به ترتیب %35/55، %15/82 و %16/28 می باشد. شیوع مصرف سیگار و الکل در دانشجویان مرد بیشتر از دانشجویان زن بود، اما شیوع مصرف مواد تفاوت نداشت. همچنین شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد در دانشجویان بر اساس دامنه سنی، مقطع تحصیلی و تأهل تفاوت نداشت. علاوه بر آن شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد در دانشجویان گروه هنر و شهرسازی بیشتر از سایر گروه ها بود (0/05> p ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جنسیت و گروه های آموزشی تحت تاثیر الگوهای رایج مصرف مواد قرار گرفته و دانشجویان را در برابر خطر قرار داده است. لذا ضرورت بازنگری راهبردهای استراتژیک توسط مسئولان و برنامه ریزان آشکار می شود.
۲۱۵۱۷.

تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۹۲
زمینه: مطالعات متعددی به تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و بررسی راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی پرداخته اند. اما پیرامون بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی دانشجویان شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبرد های مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی دانشجویان بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی دختر و پسر دانشگاه پیام نور کرمانشاه در نیم سال دوم تحصیلی 98-1397 بود. 24 دانشجو به صورت نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴)، افسردگی بک ویرایش دوم (۱۹۹۶)، افکار خودکشی بک (1979) و جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (ون سون، نیکلیک، پوپ و پاور، 2011). داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری منجر به کاهش راهبردهای هیجان مدار، افسردگی و افکار خودکشی در دانشجویان شد (0/01 > P ). نتیجه گیری: دانشجویانی که در جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت داشتند نمرات پایین تری در راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی کسب کردند.
۲۱۵۱۸.

اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۷۲
زمینه: بسیاری از مردم به هنگام برخورد با چالش ها و آشفتگی ها با عقاید و رفتارهای غیرمنطقی و بدون نظم جویی هیجانی پاسخ می دهند و به تدریج یک دیدگاه ناکارآمد در مورد خود، دنیا و آینده که به مثلث شناختی معروف است، کسب می کنند. تحقیقات نشان می دهد برنامه تاب آوری روانشناختی یکی از برنامه های گروهی بر مبنای درمان شناختی - رفتاری به بهبود توانش های حل مسئله و کنار آمدن مؤثر مانند جرأت ورزی و تن آرامی در شرایط بحرانی تقویت و خوش بینی منجر می شود. اما در زمینه کاربرد روش های کنار آمدن و تجهیز دانش آموزان در مدارس ما شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی دانش آموزان بود. روش: روش تحقیق، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 99-98 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آموزش تاب آوری روانشناختی و گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای خودنظم جویی تحصیلی پینتریچ و دیگروت (1990) و مثلث شناختی (گرینینگ و همکاران، 2005) بود. برنامه آموزشی تاب آوری روانشناختی (گیلهام، جیکاکس، ریویچ، سلیگمن و سیلور،1990) برای گروه آزمایش در قالب 5 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد وگروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. جهت آزمون فرضیه ها، آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری با استفاده از نرم افزار آماری 25 SPSS- بکار گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معناداری بین نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایشی و گواه در خودنظم جویی تحصیلی و مثلث شناختی وجود داشت (0/05 p˂). میزان تأثیر آموزش تاب آوری روانشناختی بر خودنظم جویی تحصیلی 0/70 و بر مثلث شناختی 0/27 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که دانش آموزان شرکت کننده در برنامه آموزشی در مقایسه با گروه گواه و در مقایسه با قبل از آموزش در مؤلفه های انگیزشی، شناختی، بازخورد نسبت به خود، آینده و دنیا نمرات بالایی کسب کرده و در مجموع مثلث شناختی و خودنظم جویی تحصیلی بهتری را تجربه کردند
۲۱۵۱۹.

اثربخشی روایت درمانگری با تأکید بر لحظات نوآور بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان دختران دچار خودآسیب زنی بدون گرایش به خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۲۵
زمینه: خودآسیب زنی بدون گرایش به خودکشی، به یکی از مسائل شایع و نگران کننده در بین نوجوانان دختر تبدیل شده است. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار در بروز رفتارهای خودآسیب زنی، هیجان های منفی هستند. پژوهش های انجام شده اثربخشی روش های محدودی را روی اختلال شخصیت مرزی بررسی کرده اند و اثربخشی روایت درمانگری بر روی دختران دچار خودآسیب زنی بدون گرایش به خودکشی مورد توجه قرار نگرفته است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روایت درمانگری با تأکید بر لحظات نوآور بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در دختران نوجوان دچار خودآسیب زنی بدون گرایش به خودکشی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه دانش آموزان دختر دوره اول و دوم متوسطه خودآسیب رسان بدون قصد خودکشی بودند که از سال 1394 تا 1399 به مرکز مشاوره دانش آموزان شهید فهمیده شهرستان بناب ارجاع شده بودند. در این پژوهش برای انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد، به طوری که 30 نفر از دانش آموزان با سابقه خود آسیب زنی بدون قصد خودکشی که دارای راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی سازش یافته پایین تر و راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی سازش نایافته بالاتر بودند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض 8 جلسه روایت درمانی با اقتباس از برنامه مداخله ای وایت و اپستون (1990) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس از آن پس آزمون برای هر دو گروه اجرا گردید. یافته ها: روایت درمانگری با تأکید بر لحظات نوآور، بر بهبود راهبردهای تنطیم شناختی هیجان تأثیر معنادار داشت (0/00>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته پژوهش حاضر، می توان گفت روایت درمانگری با تأکید بر لحظات نوآور، روش مداخله ای مناسبی برای بهبود راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در دختران با خودآسیب زنی بدون گرایش به خودکشی است.
۲۱۵۲۰.

طراحی مدل فرآیند مدیریت مدارس موفق بر اساس یافته های پژوهش بین المللی ISSPP(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۲۵۱۱
مقدمه: پروژه ISSPP در سال 2001 به اجرا درآمد و همچنان به دنبال درک ویژگی ها، گرایشات و خصوصیات مدیران موفق مدارس موفق هستند. نتایج مطالعه موردی در کشورهای مختلف نشان می دهد که مدیران آموزشی موفق دارای خصوصیات برجسته ای هستند. هدف پژوهش حاضر شناسایی ویژگی های مدیران مدارس موفق بر اساس پژوهش های انجام شده در پروژه ISSPPو ارائه الگوی مدیریت مدارس موفق با منطق پارادایمی است. روش ها: روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل متخصصان و صاحب نظران آموزش و پرورش و اساتید دانشگاهی بودند که تعداد 15 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقالات انتشاریافته در پایگاه رسمی اینترنتی ISSPP در دانشگاه ناتینگهام انگلستان و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. تعداد کل مقالات منتشر شده در این پایگاه تا پایان سال 2019 بالغ بر یکصد مقاله بود که این پژوهش به بررسی 36 مقاله مرتبط با ویژگی های مدیر مدارس موفق پرداخته است. تحلیل این داده ها با روش داده بنیاد و کد گذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. یافته ها: از تحلیل مصاحبه ها و مقالات در مرحله کد گذاری از 393 مفهوم، در مرحله کد گذاری محوری 40 مقوله فرعی و در کد گذاری انتخابی پنج مقوله اصلی دسته بندی شد. نتیجه گیری: در نهایت مدل پارادایمی در قالب پدیده محوری(فلسفه، بینش و ارزش ها)، شرایط علّی(الگوی رهبری)، شرایط زمینه ای(رفتارها و خصوصیات شخصیتی)، شرایط مداخله ای(مداخلات سازمانی)، راهبرد ها(روابط) و پیامدها(موفقیت) تدوین شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان