فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۸۴۱ تا ۵٬۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
175 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف نقش خودکارآمدی شغلی در رابطه بین بازاریابی داخلی و جوّ توسعه منابع انسانی در بین کارکنان شعب شرکت بیمه پاسارگاد استان تهران انجام پذیرفت. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، تحقیقی کاربردی و از حیث روش، از نوع توصیفی_ پیمایشی است. از میان 197 نفر از جامعه آماری این پژوهش، حداقل 130 نفر با استفاده از فرمول کوکران و روش در دسترس، به عنوان نمونه انتخاب شدند. در نهایت، 137 پرسش نامه جمع آوری شد. برای اندازه گیری متغیر ها، از سه پرسش نامه استاندارد، بازاریابی داخلی مری و همکاران (2013)، خودکارآمدی شغلی پت و همکاران (1999) و جوّ توسعه منابع انسانی رائو و آبراهام (1986) استفاده گردید. به-منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار های SPSS و Smart PLS، با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد، خودکارآمدی شغلی کارکنان توانسته است به عنوان نقش میانجی در رابطه میان بازاریابی داخلی و جوّ توسعه منابع انسانی نقش مؤثری ایفا نماید. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که کارکنان دارای خودکارآمدی بالا، دید مثبت تری نسبت به جوّ توسعه ای منابع انسانی دارند، زیرا خودکارآمدی شغلی، شاخص های بازاریابی داخلی را به جوّ توسعه منابع انسانی پیوند می دهد.
فرا تحلیل اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تفکر انتقادی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۱
137 - 118
حوزههای تخصصی:
تفکر انتقادی یک فرآیند فکری است که مبتنی بر نتیجه گیری، تصمیم گیری و ترسیم، داده های مرتبط ازجمله تجزیه وتحلیل، توضیح، فرضیه، استدلال و توسعه تفکر است پژوهش حاضر به روش فرا تحلیل و با ترکیب پژوهش های انجام شده در اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان انجام شده است. جامعه آماری فرا تحلیل حاضر پژوهش های در دسترس در رابطه اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان در تفکر انتقادی در بانک های اطلاعاتی رایانه ای در دسترس موجود در ایران، از قبیل پایگاه علمی جهاد دانشگاهی (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ و همچنین پایگاه های علمی خارجی Science Direct، PubMed و Google Scholar که در سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ منتشر شده اند، می باشد. بر اساس ملاک ورود و خروج برای پژوهش های اولیه و نیز تحلیل حساسیت ۲۵ اندازه اثر از ۲۳ مطالعه توسط نرم افزار CMA موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که، اندازه اثر خلاصه ی مدل تصادفی برابر با ۰/۱ بود که ازنظر آماری معنادار و بیانگر اثربخشی مثبت آموزش فلسفه به کودکان در پرورش مهارت تفکر انتقادی آنان می باشد.بنابرین پیشنهاد می شود که آموزش فلسفه برای کودکان در برنامه های آموزش رسمی قرار گیرد.
روابط ساختاری حساسیت اضطرابی و حس انسجام با آمادگی به مصرف مواد مخدر در دانشجویان: نقش واسطه ای دشواری در تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۰
149 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی دشواری در تنظیم هیجان در رابطه حساسیت اضطرابی و حس انسجام با آمادگی مصرف مواد مخدر در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه لرستان بود که از این میان 384 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی، پرسشنامه حس انسجام، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و آمادگی به اعتیاد بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که حساسیت اضطرابی و حس انسجام بر آمادگی به مصرف مواد مخدر اثر مستقیم و معنا داری داشتند و دشواری در تنظیم هیجان در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حس انسجام با آمادگی به مصرف مواد مخدر نقش واسطه ای معناداری داشت. به طورکلی، نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد افرادی که آمادگی بیشتری به مصرف مواد مخدر دارند، دارای سطح بالاتری از حساسیت اضطرابی و دشواری در تنظیم هیجان هستند و در سطح پایین تری از احساس انسجام قرار دارند. بنابراین، توجه به این متغیرها در کاهش آمادگی دانشجویان به مصرف مواد مخدر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
افسردگی و سوگیری توجه به محرکهای ناخوشایند در والدین کودکان مبتلا به اتیسم
حوزههای تخصصی:
اختلال طیف اتیسم وضعیتی عصب–تحولی است که با ناتوانی های رفتاری و شناختی همراه است. با توجه به گستردگی مشکلات کودکان مبتلا به اتیسم، سطوح بالایی از افسردگی در والدین این کودکان دیده شده است. بر اساس دیدگاه های شناختی، افسردگی با سوگیری توجه به محرک های با محتوای غمگین رابطه دارد. در این راستا، این پژوهش با دو هدف مقایسه شدت علائم افسردگی در پدران و مادرانی که فرزند مبتلا به اتیسم دارند و همچنین سنجش رابطه شدت علائم افسردگی در آنها با سوگیری توجه نسبت به محرکهای با محتوای غمگین انجام شد. به این منظور، 60 نفر از والدین کودکان مبتلا به اتیسم از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سطح افسردگی والدین با استفاده از مقیاس افسردگی بک II و سوگیری توجه آنها با استفاده از آزمون استروپ هیجانی سنجیده شد. یافته ها نشان داد که شدت علائم افسردگی در مادران بالاتر از پدران بود. در هردو گروه سوگیری توجه به محرکات با محتوای غمگین دیده شد اما رابطه ای بین سوگیری توجه و شدت افسردگی در هیچ کدام از دو گروه مشاهده نشد. در نتیجه، سوگیری توجه والدین به محرکهایی با محتوای غمگین واحتمال آسیب پذیری آنها در ابتلا به افسردگی مورد بحث قرار گرفت.
مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان شفقت محور بر نشانگان روانشناختی و رفتار خطرپذیر در کودکان کار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
485 - 500
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان شفقت محور بر نشانگان روانشناختی و رفتار خطرپذیر در کودکان کار می باشد.
مواد و روش ها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش- آزمون- پس- آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه کودکان کار شهر اهواز در سال ۱۴۰۰ تشکیل داد که برای گردآوری اطلاعات از این جامعه، ۴۵ نفر از این کودکان (در فاصله سنی ۱۲ الی ۱۷) با استفاده از مصاحبه تشخیصی و شفاهی غربال گری و به صورت هدفمند انتخاب شدند و بعد از همسان سازی بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی به روش زوج و فرد و به صورت گمارش تصادفی در ۳ گروه ۱۵ نفره، (گروه آزمایش با آموزش تنطیم هیجان (۱۵ نفر)، گروه آزمایش با درمان شفقت محور (۱۵ نفر) و گروه کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. در ابتدا همه شرکت کنندگان مقیاس افسردگی-اضطراب- تنیدگی (لاویبوند و لاویبوند، ۱۹۹۵) و مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (زاده محمدی و همکاران، ۱۳۹۰) را تکمیل نمودند سپس آزمودنی های گروه های آزمایش تحت آموزش تنظیم هیجان و درمان شفقت محور قرار گرفتند، درحالی آزمودنی های گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پس از اجرای مداخله ها بار دیگر همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیر و تک متغیری استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان شفقت محور بر نشانگان روان شناختی و رفتار خطرپذیر مؤثر می باشد (۰۵/۰≥p) و در نتیجه این مداخله ها می تواند باعث کاهش نشانگان روان شناختی و رفتار خطرپذیر در کودکان کار گردند. به علاوه نتایج آزمون های تعقیبی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان شفقت محور بر کاهش رفتار خطرپذیر در کودکان کار اثرگذاری بیشتری داشته است (۰۵/۰≥p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد که هردو به یک اندازه بر متغیرهای پژوهش اثرگذار هستند؛ هرچند که در مرحله پیگیری آموزش تنظیم هیجان اثر ماندگارتری داشته است.
رابطه استفاده آسیب زا از تلفن همراه با مشکلات رفتاری – هیجانی در نوجوانان خودآزار: با میانجی گری خود کنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 15
حوزههای تخصصی:
نوجوانی، دوره ای مهم برای رشد مغز به شمار می رود و خودآزاری در این دوران با پیامدهای بلندمدتی از جمله آسیب شناسی روانی مداوم و اختلالات رفتاری در آینده همراه است. پژوهش حاضر با هدف رابطه استفاده آسیب زا از تلفن همراه با مشکلات رفتاری- هیجانی در نوجوانان خودآزار: با میانجی گری خود کنترلی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم شهر اردبیل با سابقه خود آزاری در سال تحصیلی 1403-1402 جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. تعداد 280 نفر از این افراد به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و در پژوهش حاضر شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از سیاهه مشکلات رفتاری کودکان آچنباخ (2001)، پرسشنامه خودکنترلی تانجی، بامیستر و بون (2004) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه کوهِی (2009) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS23 و لیزرل 8/lisrel8 تجزیه وتحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که مدل ساختاری استفاده آسیب زا از تلفن همراه با مشکلات رفتاری - هیجانی در نوجوانان خودآزار: با میانجی گری خود کنترلی از برازش مناسبی برخوردار است. این نتایج نشان داد که استفاده آسیب زا از تلفن همراه اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیمی با میانجی گری خودکنترلی بر مشکلات رفتاری - هیجانی نوجوانان خود آزار داشت.نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده آسیب زا از تلفن همراه در نمونه ای از نوجوانان خودآزار می تواند هم به طور مستقیم و هم با میانجی گری خودکنترلی در مشکلات رفتاری - هیجانی نوجوانان نقش داشته باشد.
ظرفیت سنجی گونه های مرجعیت علمی قرآن در مطالعات روان شناختی
منبع:
قرآن و روانشناسی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
136 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ظرفیت های مرجعیت علمی قرآن در مطالعات روان شناختی بوده و درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا تمامی گونه های مرجعیت علمی قرآن، قابلیت انجام مطالعات روان شناختی را دارند؟ مرجعیت علمی قرآن به عنوان یک اَبَرنظریه، ظرفیت های گسترده ای را برای مطالعات میان رشته ای فراهم می کند. یکی از این حوزه ها، مطالعات میان رشته ای قرآن و روانشناسی است. پنج گونه مرجعیت علمی قرآن مطرح شده است: ۱- گونه اثرگذاری استنباطی (مرجعیت به منزله منبع)، ۲- گونه اثرگذاری استلهامی (مرجعیت به منزله الهام بخشی)، ۳- گونه اثرگذاری استکمالی (مرجعیت به منزله کمال بخشی)، ۴- گونه اثرگذاری حکمیتی (مرجعیت به منزله میزان)، و ۵- گونه اثرگذاری نگرشی و بینشی (مرجعیت به منزله تعیین کننده و تغییر دهنده نگرش یا بینش). در این راستا، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی و تحلیل پنج گونه مرجعیت علمی قرآن پرداخته می شود. یافته ها نشان می دهند که قرآن به عنوان یک منبع غنی وحیانی، ظرفیت های متنوعی برای تحلیل و بررسی جنبه های مختلف روان شناسی دارد. در گونه اثرگذاری استنباطی، قرآن به عنوان منبعی برای استخراج آموزه های روان شناختی مورد استفاده قرار می گیرد و پژوهشگرانی نظیر نجاتی و کاویانی به بررسی این مفاهیم پرداخته اند. گونه اثرگذاری استلهامی نشان می دهد که قرآن می تواند الهام بخش پژوهش های روان شناختی باشد و قصص و حکایت های قرآنی به عنوان الگوهای مثبت و منفی در تحلیل رفتارها استفاده می شوند. در گونه اثرگذاری استکمالی، مفاهیم قرآنی به عنوان بُعدی مکمّل برای نظریه های روان شناسی معرفی می شوند که می توانند به تکامل این نظریه ها کمک کنند. گونه اثرگذاری حکمیتی قرآن به عنوان معیاری برای صحّت سنجی مطالعات روان شناختی مورد بررسی قرار می گیرد و پژوهشگران تطبیقی به ارزیابی مفاهیم روان شناسی در مقابل آموزه های قرآنی می پردازند. در نهایت، گونه اثرگذاری نگرشی و بینشی، تأثیر قرآن بر تغییر نگرش ها و بینش های پژوهشگران در علم روان شناسی را مورد توجه قرار می دهد. نتایج این پژوهش نشان دهنده ظرفیت های فراوان قرآن در مطالعات روان شناختی و ضرورت بهره گیری از آن در تحلیل و تبیین مسائل روان شناختی معاصر است. همچنین، پژوهش حاضر می تواند به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در این حوزه به کار رود و توجه به اصول و مبانی قرآنی را در طراحی و اجرای تحقیقات روان شناختی ضروری می سازد.
طراحی و اعتباریابی اولیۀ پرسشنامۀ معنویت مبتنی بر مفاهیم قرآن کریم
منبع:
قرآن و روانشناسی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
158 - 137
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی نسخه اولیه پرسش نامه «معنویت مبتنی بر مفاهیم قرآن کریم» جهت سنجش معنویت انجام شده است. با توجه به گستردگی و نفوذ مفهوم معنویت از دیدگاه های مختلف غیردینی و یا ادیان متنوع دیگر در حوزه روان شناسی و مشاوره، استخراج مفاهیم کلیدی منبعث از قرآن کریم، به عنوان برترین و متقن ترین متن مقدس وحی شده از جانب خداوند متعال، ضروری است؛ با این هدف که ابزار مناسبی برای سنجش آن نیز طراحی شود. به این منظور پس از مطالعه و بررسی کل آیات قرآن کریم، جدول هدف- محتوا تهیه شد. برای این منظور، روش تحلیل محتوا از نوع تحلیل و تفسیر مفهومی مورد استفاده قرار گرفت. در این تحلیل، شبکه معنایی به صورت ارتباط اشراقی با یک مفهوم محوری از معنویت جستجو شد. معنویت با مفهوم محوری «اهتمام متعبدانه و مبتهجانه به قرب الهی از طریق سوگیری به ارزش های دینی در سطوح اندیشه، گرایش، تصمیم و رفتار» مد نظر قرار گرفت. سپس براساس مفاهیم حاصل از تحلیل محتوا، پرسشنامه ابتدایی طراحی شد که جهت اعتباریابی این پرسشنامه، از روش های اعتباریابی صوری و محتوایی و جهت بررسی روایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل محتوا شامل 16 مفهوم بود. این مفاهیم شامل: خشیّت، تواضع، انفاق، زهد، انابه و توبه، صداقت، اخلاص، سیر در زمین و عبرت گرفتن از آثار باقی مانده از گذشتگان، تفکر در شگفتی های خلقت، مرگ و تفکر در مورد آن، دوست داشتن خدا، نزدیک دیدن خدا، توکل، اعتقاد به قدر و نداشتن خوف و حزن، ایمان به عالم غیب و اعتقاد به کرامت انسان می باشد. بر مبنای این مفاهیم، پرسشنامه ای با 139 گویه طراحی شد. برای طراحی گویه های پرسشنامه و نیز اعتبار محتوایی آن از نظر متخصصین استفاده گردید. همچنین برای اعتبار صوری پرسشنامه حدود 10 دانش آموز دختر از دوره دوم دبیرستان، گویه های پرسشنامه را مطالعه کردند و ابهام های موجود در جملات گویه های طراحی شده، برطرف شد. سپس برای بررسی انسجام و همسانی درونی پرسشنامه، 30 نفر دانش آموز دختر پایه یازدهم، پرسشنامه نهایی را تکمیل کردند و با استفاده از روش آلفای کرونباخ، تعداد 123 گویه برای پرسش نامه باقی ماند. آلفای کرونباخ کل پرسش نامه حدود 0.95 به دست آمد. به این ترتیب پرسش نامه طراحی شده از اعتبار اولیه مناسبی برای سنجش مفهوم معنویت مبتنی بر قرآن کریم برخوردار می باشد و می توان با انجام پژوهش های تکمیلی، نسخه نهایی آن را تدوین کرد. همچنین می توان پرسشنامه معنویت را از نظر ابتنا به متون دینی گسترش داد؛ به طوری که متون حدیثی معتبر نیز مورد تحلیل محتوا قرار گیرند و به این ترتیب پرسش نامه معنویت مبتنی بر دین اسلام طراحی شود.
مطالعه کیفی راهبردهای مقابله با بحران میان سالی در میان سالان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
121 - 144
حوزههای تخصصی:
میان سالی یکی از دوره ها یا مراحل زندگی است که کمتر در پژوهش های روان شناختی به آن پرداخته شده است. یکی از مسائل مهم در دوره میان سالی بحران میان سالی است. مطالعه حاضر به منظور شناخت بحران میان سالی در میان نمونه ای از میان سالان شهر تهران انجام شده است. در این پژوهش از روش شناسی کیفی و روش نظریه زمینه ای برای مطالعه بحران میان سالی استفاده شده است. برای انتخاب مشارکت کنندگان از روش نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شده است. در نهایت بعد از اشباع داده ها 17 نفر میانسال به عنوان نمونه مطالعه انتخاب شدند. اطلاعات از میان سالان با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. به منظور تجربه و تحلیل یافته ها از فن کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی استفاده شد. 25 مقوله اصلی در زمینه بحران میان سالی با توجه به مدل پژوهش شناسایی شد. یافته ها نشان داد محور مرکزی بحران میان سالی بحران های موضوع محور میان سالی است، به این معنا که افراد میان سال با توجه به موضوع های مختلف ممکن است دچار بحران شوند. اگر آنان زندگی شان در زمینه های مورد انتظار با دستاورد همراه نباشد دچار بحران می شوند. افراد میان سال در برابر بحران ها راهبرهای فعالانه ای را برگزیده بودند. تلاش برای جبران ناکامی ها، احساس مسئولیت در برابر دیگران، کاستن از میزان روابط و عمق بخشیدن به روابط و تلاش برای حفظ ظاهر فیزیکی از مهم ترین راهبردهای آنان برای مواجه با بحران میان سالی است. در نهایت پیشنهاد می شود متخصصان سلامت روان از یافته های این پژوهش در جهت ارتقاء سلامت روان میان سالان استفاده کنند.
رابطه علّی هوش معنوی و هوش اخلاقی با دلبستگی به خدا از طریق تصویر فرد از خدا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
205 - 222
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نقش واسطه ای تصویر فرد از خدا در رابطه بین هوش معنوی و هوش اخلاقی با دلبستگی به خدا در دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دختر و پسر در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اهواز در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 168 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت از پرسشنامه های دلبستگی به خدا بک و مک دانلد، هوش معنوی عبدالله زاده و همکاران، هوش اخلاقی لینیک و کیل و تصویر فرد از خدا کلاین بودند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد تمام مسیرهای مستقیم بجز مسیر هوش اخلاقی به دلبستگی به خدا معنی دار شدند. مسیرهای غیرمستقیم نیز از طریق تصویر فرد از خدا با دلبستگی به خدا معنی دار شدند . براساس نتایج این پژوهش، الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مرتبط بادلبستگی به خدا در دانشجویان محسوب می شود.
ارزشیابی موقعیت نورون های آینه ای بر روی پیوستار اطلاعات در علوم اعصاب تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اگرچه علوم اعصاب تربیتی یک منبع اطلاعاتی ارزشمند برای تعلیم و تربیت است، اما بخشی از مفاهیم و اطلاعاتی که با عنوان کاربردهای آموزشی علوم اعصاب منتشر و تبلیغ می شود اطلاعات معتبر نیستند. هرگونه مفهوم یا راهبرد آموزشی در این حوزه باید مورد ارزشیابی قرار گیرد به این منظور که درجه اعتبار علمی و تناسب تربیتی آن مشخص گردد. مطالعه حاضر به هدف معرفی یک چارچوب برای ارزشیابی اطلاعات در حوزه علوم اعصاب تربیتی با تمرکز بر مفهوم نورون های آینه ای انجام شد. روش کار: این مقاله از طریق مروری بر نتایج مطالعات گذشته ضمن توصیف پیوستار دسته بندی اطلاعات در علوم اعصاب تربیتی به تعیین موقعیت نورون های آینه ای بر روی این پیوستار می پردازد. یافته ها: برای تفکیک اطلاعات معتبر از اطلاعات فاقد اعتبار در حوزه علوم اعصاب تربیتی می توان آنها را بر روی یک پیوستار ترسیم کرد که در یک طرف آن اطلاعات تثبیت یافته و در طرف دیگر افسانه های عصبی قرار دارند. برخی مفاهیم هم هستند که به آنها نظرورزی هوشمندانه گفته می شود که ممکن است در آینده به دسته افسانه های عصبی بپیوندند یا این که به اطلاعات تثبیت یافته تبدیل شوند. مفهوم نورون های آینه ای یکی از مفاهیمی که در دهه های گذشته مورد توجه متخصصین علوم اعصاب قرار گرفته و ترجمه آن به کاربردهای تربیتی نیز مورد استقبال واقع شده است. مرور مطالعات درباره نورون های آینه ای بیانگر آن است که این مفهوم در دسته نظرورزی هوشمندانه قرار دارد، چرا که هنوز درباره اعتبار نتایج مطالعات مرتبط با این حوزه مناقشه وجود دارد. نتیجه گیری: مفهوم نورون های آینه ای یک نظرورزی هوشمندانه است که نیازمند کاوش و بررسی بیشتر است و بنابراین هر گونه استخراج یا استنتاج کاربردهای تربیتی از نتایج مطالعات مرتبط با نورون های آینه ای باید با احتیاط صورت پذیرد.
مقایسه هوش اخلاقی، هوش هیجانی و هوش اجتماعی در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۲ پاییز (آذر) ۱۴۰۲ شماره ۱۲۹
۱۹۰۶-۱۸۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: کلاس های چندپایه که در آن ها یک معلم مسئولیت تدریس به فراگیران در پایه های مختلف تحصیلی را دارد، شیوه ای برای ایجاد دسترسی بیشتر کودکان روستایی به آموزش است. با وجود اثرات منفی این نوع آموزش مانند توجه کمتر به نیازهای فردی فراگیران، پژوهش های اندکی به افزایش مهارت های اجتماعی فراگیران، غنی تر بودن محیط آموزشی، مشارکت اجتماعی بهتر و رشد حرمت خود اشاره دارد. یکی از زمینه های برطرف کننده این تناقض، مقایسه هوش های چندگانه در دانش آموزان چندپایه و تک پایه است، اما در پیشینه پژوهشی مربوطه شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه هوش اخلاقی، هوش هیجانی و هوش اجتماعی در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر، توصیفی از نوع علّی - مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان تک پایه و چندپایه شهرستان خداآفرین در سال تحصیلی 1401-1400 بود که در پایه ششم ابتدایی مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین شد (239 نفر) و سپس نمونه گیری در سه سطح خوشه ای، طبقه ای و تصادفی ساده انجام شد. بدین ترتیب برای تعیین نمونه ای از دانش آموزان تک پایه از میان مدارس تک پایه شهرستان خداآفرین، چند مدرسه به صورت تصادفی انتخاب گردید. همچنین از میان مدارس روستایی چندپایه نیز چند مدرسه به قید قرعه به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس با توجه به حجم هر کدام از طبقات (تک پایه و چندپایه) در جامعه آماری، در مجموع ۲۳۹ دانش آموز (147 دانش آموز تک پایه و 92 دانش آموز چندپایه) به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش هیجانی (شوت و همکاران، 1998)، هوش اخلاقی (لنیک و کیل،2005) و هوش اجتماعی ترومسو (سیلورا و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دانش آموزان کلاس های چندپایه در هر سه متغیر هوش هیجانی، هوش اخلاقی و هوش اجتماعی میانگین نمرات بالاتری را کسب کرده اند، اما این تفاوت در خصوص نمرات هوش اخلاقی معنی دار نبود (05/0 P>) اما در مورد هوش هیجانی و هوش اجتماعی معنی دار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، به نظر می رسد دانش آموزان کلاس های چندپایه به علت تعاملات بیشتر و غنی تر در محیط آموزشی نسبت به دانش آموزان کلاس های تک پایه از هوش هیجانی و اجتماعی بالاتری برخوردار هستند. با توجه انجام این پژوهش در یک منطقه جفرافیایی خاص و دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، تکرار آزمایش در گروه های دیگر و نمونه های بیشتر پیشنهاد می شود.
تعیین اثربخشی آموزش ذهنیت رشد بر تنظیم هیجان نوجوانان با مشکلات رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شناسایی و معرفی روش های کارآمد و مؤثر برای ارتقا ظرفیت هوشی انسان در مراحل تحولی حساس یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در میان پژوهشگران بوده است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش ذهنیت رشد بر تنظیم هیجان نوجوانان با مشکلات رفتاری انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با روش شبه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی نوجوانان دختر 12 تا 16 سال بودند که در مدارس دوره یکم متوسطه شهر تهران در سال 1400-1401 مشغول به تحصیل بودند و از این میان 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. گروه آزمایش ده جلسه یک ساعته آموزش ذهنیت رشد دریافت کردند؛ در حالی که برای گروه گواه هیچ مداخله ای در نظر گرفته نشد. ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل مقیاس خودگزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان (ایشنباخ و رسکولا، 1997)، چک لیست تنظیم هیجان کودکان و نوجوانان (شیلذز و سیچی، 1997) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی توسط نسخه 26 برنامه SPSS انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد افراد گروه آزمایش که برنامه آموزش ذهنیت رشد را دریافت کرده بودند، نمرات تنظیم هیجان بیشتری در پس آزمون نسبت به گروه گواه دریافت کردند (0001p<). همچنین این برتری تا مرحله پیگیری نیز تداوم داشت (0/05p<). نتیجه گیری: این روش مداخله که متکی بر اصل انعطاف پذیری ذهنی است، می تواند به منظور بهبود توانایی های ذهنی کاربرد داشته باشد؛ بنابراین پیشنهاد می شود که از این روش درمانی در بهبود توانایی های ذهنی استفاده شود.
پیش بینی گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی در نوجوانان بر اساس آشفتگی های روان شناختی و سلامت در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۹
۲۰۰-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی در نوجوانان بر اساس آشفتگی های روان شناختی و سلامت در خانواده بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان شهر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از این بین، 310 نفر با توجه به ملاک های ورود به شیوه نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه استعداد اعتیاد، مقیاس آشفتگی روان شناختی، و مقیاس سلامت خانواده اصلی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد ابعاد آشفتگی های روان شناختی (افسردگی، اضطراب، و استرس) با گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی در نوجوانان رابطه مثبت و معنادار، و سلامت در خانواده با گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی در نوجوانان همبستگی منفی و معنادار داشت. نتایج رگرسیون نیز حاکی از این بود که افسردگی، سلامت در خانواده، اضطراب، و استرس به ترتیب 22 درصد، 26 درصد، 27 درصد، و 24 درصد از واریانس گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی را تبیین کردند. مولفه های این دو متغیر به طور همزمان با هم توانستند 27 درصد از واریانس گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی را تبیین کنند. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، آشفتگی های روان شناختی و سلامت در خانواده می توانند باعث بروز و تداوم گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی در نوجوانان گردند. در نتیجه، طراحی مداخلات مبتنی بر بهبود این ویژگی ها به عنوان مبنایی برای کاهش گرایش به مصرف مواد مخدر افیونی این گروه از افراد پیشنهاد می شود.
اثربخشی آموزش مدیریت والدینی بر سندرم خستگی مزمن و تعارضات مادر-فرزندی در مادران دارای کودکان بیش فعال 8 تا 12 سال شهر ساری
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدینی بر سندرم خستگی مزمن و تعارضات مادر-فرزند در کودکان بیش فعال 8 تا 12 سال شهر ساری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران دارای کودک دختر و پسر 8 تا 12 ساله مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان شناسی شهر ساری در سال 1401 که از طریق بررسی پرونده های مشاوره ای سال اخیر مشخص شده بودند، در نظر گرفته شد. 30 نفر از این مادران به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس شرایط ورود و خروج پژوهش انتخاب شدند. سپس به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 15 نفر) جای دهی شدند. هر دو گروه، دوبار مورد اندازه گیری قرارگرفتند. اولین اندازه گیری پیش از مداخله با اجرای پیش آزمون برای هر دوگروه آزمایشی و کنترل، پرسشنامه سنجش چند بعدی خستگی اسمتس (1996)، پرسشنامه مقیاس کیفیت مادرانه پیانتا (1992) بین نمونه توزیع و اندازه گیری شد. بعد از آموزش مدیریت والدین از بسته منتشر شده آموزش مدیریت والدین که در راهنمای درمانی بارکلی ارایه شده، به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای در گروه آزمایش، دومین اندازه گیری با اجرای یک پس آزمون در بین دو گروه انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج یافته ها حاکی از آن بود که آموزش مدیریت والدینی بر سندروم خستگی مزمن (05/0>P) و تعارضات مادر-فرزند (05/0>P) در کودکان بیش فعال 8 تا 12 سال شهر ساری موثر است..
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس کوتاه شده حیطه های نگرانی در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مشخصات روان سنجی مقیاس کوتاه شده حیطه های نگرانی در دانشجویان ایرانی بود. در این تحقیق توصیفی-پیمایشی 250 نفر دانشجو با دامنه سنی(19 تا47)و میانگین 30/4±16/25 با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای از بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی همدان انتخاب شدند و به پرسشنامه های حیطه های نگرانی، باورهای فراشناختی، اضطراب فراگیر و نگرانی پن استیت پاسخ دادند. ضرایب آلفای کرونباخ (78/0)، اعتبار همزمان (باورهای فراشناختی،28/0)، اعتبار ملاکی (نگرانی پن استیت، 19/0) به دست آمد که همگی در سطح 01/0p< معنی دار بودند. تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مقیاس 10 سؤالی حیطه های نگرانی در نمونه ایرانی برخلاف نمونه خارجی به جای پنج عامل از چهار عامل اشباع شده است که روی هم قادرند 76 درصد از واریانس مقیاس را تبیین کنند. بنابراین پرسشنامه حیطه های نگرانی ابزاری معتبر و پایا برای سنجش نگرانی است.
تأثیر موسیقی درمانی آموزش محور برافزایش خلاقیت نوجوانان (تحقیق بر اساس متد گیتار آکادمی نوروزی)
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، افزایش خلاقیت با موسیقی بیش از هر زمان دیگری موردنیاز است. نه تنها بسیاری از مشاغل به دنبال ذهن خلاق برای پر کردن ردیف خود هستند، بلکه انواع مشکلات اجتماعی پیچیده ای که با آن ها روبرو هستیم نیز می توانند از دوز خوبی از خلاقیت استفاده کنند .در تحقیق حاضر اثربخشی موسیقی درمانی آموزش محور برافزایش خلاقیت نوجوانان با استفاده از متد آموزشی آکادمی نوروزی که متد موسیقی درمانی آموزش محور می باشد، موردبررسی قرارگرفته است.در این تحقیق از طرح پژوهشی نیمه آزمایشی برای آزمودن فرضیه ها استفاده شده است .در طرح نیمه آزمایشی دو گروه آزمایش و گواه بدون گمارش تصادفی از بین جامعه آماری انتخاب و متغیر مستقل در مورد آن ها اجرا شد. برای اندازه گیری تغییرات در متغیر وابسته نیز از پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. محل تحقیق آموزشگاه های موسیقی بود. در این تحقیق متد آموزش گیتار آکادمی نوروزی مورداستفاده قرار گرفت و همچنین برای افزایش خلاقیت نوجوانان از روش های خلاقانه و نو استفاده شد. درواقع در آکادمی آموزش گیتار نوروزی، موسیقی هایی مبتنی بر موسیقی درمانی آموزش محور به نوجوانان آموزش داده می شود که همین عامل سبب رشد خلاقیت و سلامت روان نوجوانان می گردد. در این پژوهش از روش آکادمی آموزش گیتار نوروزی که کتابی نیز به همین عنوان منتشرشده است استفاده شده است و استفاده از متد موجود در این کتاب موجب بالا رفتن خلاقیت نوجوانان می گردد،که در این تحقیق صحت این موضوع بررسی شده است.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر خودشناسی انسجامی و تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر خودشناسی انسجامی و تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شهر تهران در سال 1402 بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری کلیه زنان باتجربه رابطه فرا زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 90 دقیقه ای مداخله روان درمانی گروهی شناختی رفتاری را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار اندازه گیری مورداستفاده در پژوهش، پرسشنامه انسجام درونی (کیمیایی و همکاران، 1392) و پرسشنامه تنظیم هیجانی (گارنفسکی و کرایج، 2006) بود. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار SPSS-V22 در دو بخش توصیفی و استنباطی (کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری باعث افزایش خودشناسی انسجامی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شده است، همچنین نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری باعث افزایش تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی شده است. بنابراین می توان گفت که روان درمانی گروهی شناختی رفتاری روشی مؤثر به منظور بهبود خودشناسی انسجامی و تنظیم هیجانی در زنان باتجربه روابط فرا زناشویی است.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری روانشناختی و نشانگان اختلال استرس پس از سانحه، در فرزندان افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه جنگ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را بر تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری روان شناختی و علائم اختلال استرس پس از سانحه در فرزندان جانبازان مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه ناشی از جنگ بررسی کرده است.
مواد و روش ها در این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده از طرح تحقیق دو گروهی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون و یک پیگیری 12 ماهه استفاده شد. نمونه پژوهش از میان فرزندان افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بودند که باتوجه به معیارهای ورود براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 70 نفر دختر و پسر (بازه سنی 15 تا 19 سال) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 35 نفری آزمایش (ACT) و کنترل (آموزش مهارت های زندگی برای نوجوانان) قرار گرفتند. افراد پیش از اجرای مداخله و پس از آن به وسیله ابزارهای پرسش نامه پذیرش و عمل-نسخه دوم، مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی و مقیاس اختلال استرس پس از ضربه مورد سنجش قرار گرفتند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای ACT دریافت کرد. همچنین برای گروه کنترل نیز به مدت 7 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای، پروتکل مهارت های زندگی برای نوجوانان اجرا شد. درنهایت داده ها به وسیله نرم افزارSPSS نسخه 22 تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها نتایج تحلیل کوواریانس (آنکووا) نشان داد که میانگین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای دشواری در تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری روان شناختی و نشانگان استرس پس از ضربه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (p>0/01).همچنین نتایج نشان داد که دو گروه ACT و کنترل در مؤلفه علائم برانگیختگی در پرسش نامه اختلال استرس پس از ضربه در پیگیری اختلاف معنادار داشتند، اما در دو مؤلفه علائم تجربه مجدد تروما و بی حسی هیجانی اختلاف معنادار نبود(p>0/05).
نتیجه گیری نتیجه این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به بهبود مهارت های تنظیم هیجانی، افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و کاهش نشانگان اختلال استرس پس از سانحه در فرزندان افراد مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه می شود. بنابراین از این روش درمانی می توان در مراکز مشاوره و سلامت روان برای بهبود علائم فرزندان افراد مبتلابه اختلال استرس پس از سانحه بهره گرفت.
واکاوی بدرفتاری با فرزندان در همه گیری کووید-۱۹ و تاثیر آن بر پریشانی روانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی بدرفتاری با فرزندان در همه گیری کووید-۱۹ و تاثیر آن بر پریشانی روانی انجام شد. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود، که در جامعه پژوهش دانش آموزان شهر اردکان در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ انجام شد. ۴۱۲ نفر به روش دواطلبانه انتخاب و به پرسشنامه های بدرفتاری با فرزندان و پریشانی روانی پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد بین بدرفتاری با فرزندان (و ابعاد روانی، جسم و غفلت) با پریشانی روانشناختی رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (001/0>P). نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان داد که ۴۹ درصد از پریشانی روانی با ترکیب خطی ابعاد روانی و غفلت والدینی تبیین می شود.همه گیری کووید-19 با افزایش فشارهای روانی والدین، خطر بدرفتاری با فرزندان و پریشانی روانی فرزندان همراه بوده است که ضرورت مداخله موثر را نشان می هد.