ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۶۱ تا ۳٬۲۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۳۲۶۱.

کاربست نظریه برخاسته از داده ها در تبیین فرآیند اقبال عمومی به روان شناسی کاذب: ارائه یک نظریه میانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: در پژوهش حاضر تلاش شده است تا فرآیند افزایش گرایش عمومی به استفاده از خدمات روان شناسی کاذب در جامعه را جهت ارائه راهکار شناسایی کند. روش شناسی: بدین منظور از روش نظریه برخاسته از داده ها-طرح نظام مند استفاده شد. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختارمند با 24 نفر از خبرگان و اطلاع رسان ها که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شده و مبتنی بر شیوه سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. یافته ها: پس از انجام کدگذاری باز و استخراج 476 کد باز این کدها یک بار دیگر مرور شده و بر اساس شباهت ها و تفاوت ها با هم ترکیب، ادغام و یا حذف شدند و در نهایت 113 کد نهایی باقی ماند. 113 کد نهایی به 79 زیرمقوله و 16 مقوله طبقه بندی شد که در قالب الگوی پارادایمی افزایش اقبال عمومی به خدمات روان شناسی کاذب نشان داده شد. ابعاد شش گانه این الگو شامل مقوله محوری (سطحی نگری اجتماعی شده، ظاهر فریبنده، سوءاستفاده از اطلاعات ناکافی افراد جامعه)، شرایط علّی (ضعف عملکرد جامعه روان شناسی و سازمان های مرتبط، جذابیت خدمات روان شناسی کاذب، دسترسی پذیری خدمات روان شناسی کاذب)، عوامل زمینه ای (گسترش نفوذ خدمات روان شناسی کاذب در فضای مجازی، تمایل مردم به دریافت خدمات روان شناسی زودبازده، ویژگی های مخاطبان روان شناسی کاذب)، عوامل مداخله گر (عوامل اقتصادی، باورهای اجتماعی)، راهبردها (انفعال، سوءاستفاده متخصصان، نادیده انگاری مسائل ایجاد شده درپی رواج روان شناسی کاذب) و تبعات (تنزل سطح فرهنگ جامعه، تضعیف جایگاه روان شناسی، کاهش سطح سلامت روان اجتماع) است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که روان شناسی کاذب صرفاً در حیطه نام برخی از افراد معرفی شده محدود نمی شود و به مجموعه فعالیت های فریبنده، عامه پسند و پایش گریزی اطلاق می گردد که در سایه ابهام، موازی کاری، کم کاری متولیان و ناآگاهی مخاطبان، ضمن کم توجهی به اصول حرفه ای، اخلاقی و ارزش های بنیادین، به ارائه مجموعه ای گسترده، ظاهرپسند و سلیقه ای از فعالیت های روان شناختی مشاوره ای می پردازد.
۳۲۶۲.

Meaning of life in Iranian Adolescents: A Qualitative Study

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
Objective: The present study was conducted with the aim of investigating the relationship between coping styles and psychological well-being in female heads of households.Methods: The research design was quantitative, descriptive and within the framework of the correlational method. The statistical population of the research was formed by all the women heads of the household in Sarai, Yousef Abad neighborhood of Tehran in 2024. In this study, using convenience sampling, 50 women were selected as samples. In order to collect research data, Coping Styles Questionnaire for Stressful Situations (CISS) and Ryff scale of psychological well-being (RSPWB) were used. The collected data were analyzed using SPSS-26 software, and research hypotheses and data were analyzed using correlation test, one-sample t, one-factor ANOVA, and Tukey's post hoc test.Results: The results showed that there is a significant positive relationship between problem-oriented coping style and psychological well-being in women heads of households. Also, there is a significant negative relationship between emotional and avoidant coping styles with psychological well-being. According to (P<0.01) for all hypotheses, the level of significance has been proven.Conclusion: Therefore, it can be concluded that female heads of households who use a problem-oriented coping style have a greater sense of self-efficacy and peace of mind, and the use of previous experiences in solving various life problems will make them self-reliant people. And they have higher psychological well-being, and in contrast to female heads of households who use an emotional and avoidant coping style, they have lower psychological well-being.
۳۲۶۳.

طراحی اولیه بسته آموزشی پیش ازدواج: شناسایی مؤلفه های کلیدی با تلفیق تحلیل مضمون کیفی و روش دلفی فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی اولیه بسته آموزشی پیش ازدواج براساس مولفه های کلیدی با تلفیق تحلیل مضمون کیفی و روش دلفی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی بوده و درصدد بود با استفاده از بررسی متون علمی و مصاحبه به تدوین بسته در حیطه آموزش پیش از ازدواج اقدام نماید. از این رو، مجموعه متون علمی معتبر منتشر شده داخل و خارج کشور که در حوزه آموزش پیش از ازدواج بودند و نیز مصاحبه با ۱۵ متخصص خانواده و ۲۰ دانشجوی متأهل، مورد بررسی قرار گرفت. بسته تدوین شد و اعتبارسنجی آن با گروه های کانونی با کاربست روش دلفی فازی بررسی گردید. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج 6 مضمون اصلی (ارتباط و تعامل زناشویی، مدیریت تعارض و چالش ها، رشد و توسعه فردی و مشترک، سلامت و رفاه روانی-جسمی، برنامه ریزی و مدیریت منابع، معنویت و ارزش های مشترک) و طراحی چارچوب اولیه بسته گردید. نتیجه گیری: دستاورد این پژوهش نشان می دهد که آمادگی برای ازدواج نیازمند توجه به ابعاد چندگانه فردی و ارتباطی است. انتخاب دانشجویان متأهل به عنوان مشارکت کننده، امکان دستیابی به تجربیات عینی و چالش های واقعی زندگی زناشویی را فراهم کرد.
۳۲۶۴.

بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۸۱
مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی از مهم ترین چالش های روان شناختی دوران کودکی محسوب می شوند که می توانند بر سلامت روانی و اجتماعی کودک در آینده تأثیرگذار باشند. افسردگی مادر به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری این مشکلات مطرح شده است، اما مکانیسم های زیربنایی این ارتباط به طور کامل شناخته نشده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۸۵ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس(DASS-21) (آنتونی وهمکاران،1998) ، پرسشنامه ی فرزندپروری ذهن آگاهانه (MIPQ) (مک کافری،ریتمن وبلک،2015) و سیاهه رفتاری کودک (CBCL) (آخنباخ و رسکورلا،2001) بود که توسط مادران تکمیل شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS23 و لیزرل 8 مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها نشان داد که افسردگی مادر با مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، مشخص شد که مؤلفه "بودن در زمان حال با کودک" (یکی از ابعاد فرزندپروری ذهن آگاه) نقش واسطه ای معناداری در این رابطه دارد. به گونه ای که افسردگی مادر از طریق کاهش حضور ذهن او در تعامل با کودک، موجب افزایش مشکلات شناختی-هیجانی در کودک می شود.نتایج این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های ذهن آگاهی به والدین، به ویژه مهارت "بودن در زمان حال با کودک"، به عنوان عاملی مؤثر در کاهش تأثیرات منفی افسردگی مادر بر مشکلات شناختی-هیجانی کودک تأکید دارد. بر این اساس، پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای در حوزه سلامت روان کودک و خانواده، توجه ویژه ای به تقویت فرزندپروری ذهن آگاه در والدین داشته باشند.
۳۲۶۵.

اثربخشی مداخله زود هنگام دنور بر نشانگان اختلال و تعامل والد-کودک، کودکان پیش دبستانی دارای اختلال اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
هدف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله زودهنگام دنور بر نشانگان اختلال و تعامل والد- کودک، کودکان پیش دبستانی دارای اختلال اوتیسم انجام شد. روش شناسی: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان پیش دبستانی 3 تا 5 سال مراجعه کننده به مرکز اوتیسم شهرک سلامت بغداد در سال 2024 بود. از بین این کودکان تعداد 30 نفر کودک دارای اختلال اوتیسم با فراخوان و تشخیص متخصص با روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر رفتن ملاک های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در هر گروه) گمارش شدند. گروه آزمایش تحت 10 جلسه ی 60 دقیقه ای مداخله زود هنگام دنور قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار بدون دریافت مداخله قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس رتبه بندی اوتیسم گیلیام و مقیاس رابطه والد- کودک پیانتا بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در بسته آماری برای علوم اجتماعی نسخه 23 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، تفاوت میانگین نمرات نشانگان اختلال اوتیسم و تعامل والد – کودک در مرحله پیش آزمون با پس آزمون و هم چنین پیش آزمون با پیگیری و پس آزمون و پیگیری در گروه مداخله معنی دار است (001/0>p). بر این اساس می توان گفت نشانگان اختلال اوتیسم و تعامل والد- کودک در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون بهبود داشته است و در مرحله پیگیری نسبت به پس آزمون نیز نمرات ثبات نشان می دهند. نتیجه گیری: براساس یافته ها، مداخله زود هنگام دنور باعث بهبود نشانگان اختلال اوتیسم و تعامل والد-کودک در کودکان پیش دبستانی دارای اختلال اوتیسم می شود. لذا پیشنهاد می شود در مراکز بهداشت و درمان و مراکز مشاوره و مراکز توانبخشی مربوط به اوتیسم از درمان فوق، برای ارتقای متغیرهای روانشناختی مرتبط با اختلال اوتیسم کودکان پیش دبستانی استفاده شود.
۳۲۶۶.

اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
در این پژوهش اثربخشی آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری بر تغییر سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مادران کودکان دبستانی شهر تهران موردبررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مادران دانش آموزان مدارس دولتی مقطع دبستان منطقه 3 شهر تهران که در سال 1393-94 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر از این جامعه بود، که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب گردید. و افراد به طور گمارش تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تقسیم شد. برای سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی، به ترتیب پرسشنامه هازن شیور برای دل بستگی و پرسشنامه الکسیس جی. واکر و لیندا تامپسون برای مقیاس صمیمیت به کاربرده شد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است که پس ازآنتخاب گروه آزمایش و گواه، مداخله آزمایشی (آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری) بر روی گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 70 دقیقه ای و یک جلسه در هفته اجرا گردید، و پس از اتمام برنامه ی آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده علاوه بر آمار توصیفی از آمار استنباطی تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد و یافته های به دست آمده نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی – رفتاری باعث بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شده است. و نتیجه می گیریم که این آموزش ها می تواند بر بهبود سبک های دل بستگی و صمیمیت زناشویی مؤثر باشد.
۳۲۶۷.

تأثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۴
پژوهش حاضر پژوهش با هدف تاثیر اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک بر هماهنگ سازی امواج مغزی و اضطراب انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون بدون گروه کنترل بود. جامعه آماری دانشجویان دارای اضطراب در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (1996) و ثبت امواج مغزی با استفاده از نقشه برداری مغز بود. گروه آزمایش اول به اصوات بین آئورال و گروه آزمایش دوم به اصوات ایزوکرونیک در 12 جلسه 20 دقیقه ای گوش فرا دادند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری و استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که صوت ایزوکرونیک و بین آئورال بر موج آلفا در نقطهF4 تاثیر معنی دار دارد (05/0>P)، اما بر متغیر اضطراب تنها صوت بین آئورال اثربخش است (05/0>P). نتایج حاکی از آن است که اصوات بین آئورال و ایزوکرونیک مداخله ای سودمند جهت هماهنگ سازی امواج مغزی و صوت بین آئورال برای کاهش اضطراب دانشجویان است؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این اصوات در کلینیک های درمان روانشناختی استفاده شود.
۳۲۶۸.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی بر تنظیم شناختی هیجان و نگرانی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
زمینه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر می تواند باعث افت تنظیم شناختی هیجان و افزایش نگرانی شود. بنابراین، هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی بر تنظیم شناختی هیجان و نگرانی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه همه دانشجویان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز و دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1402 بودند. حجم نمونه برای هر گروه 20 نفر در نظر گرفته شد که این افراد پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونه های منتخب با روش تصادفی در سه گروه 20 نفری جایگزین و گروه آزمایش اول و دوم 10 جلسه 90 دقیقه ای به ترتیب تحت درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار برای آموزش ماند. داده ها با پرسشنامه های اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) و نگرانی (مایر و همکاران، 1990) گردآوری و با روش های کای اسکوئر، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر گروه های آزمایش و کنترل از نظر جنسیت، مقطع تحصیلی و سن تفاوت معناداری نداشتند (05/0P>). همچنین، هر دو روش درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی درمقایسه با گروه کنترل باعث افزایش تنظیم شناختی هیجان مثبت و کاهش تنظیم شناختی هیجان منفی و نگرانی در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (001/0P<). علاوه بر آن، بین دو روش درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی در افزایش راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و نگرانی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر تفاوت معناداری وجود نداشت (001/0P<). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از اثربخشی هر دو روش درمان شناختی- تحلیلی و طرحواره درمانی هیجانی بر افزایش راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و نگرانی مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر بودند. بنابراین، مشاوران و درمانگران می توانند از هر دو روش جهت بهبود ویژگی های روانشناختی بهره ببرند.
۳۲۶۹.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۶
زمینه و هدف: اختلال وسواسی- جبری یک اختلال مزمن و ناتوان کننده است. بنابراین، هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ بر کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری بود. روش و مواد: مطالعه حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400 (حدود 500 نفر) بودند. نمونه پژوهش 51 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه گمارده شدند. گروه آزمایش اول و دوم به ترتیب 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار برای درمان ماند. ابزارهای پژوهش حاضر سیاهه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) و مقیاس وسواسی- جبری ییل- براون (گودمن و همکاران، 1989) بودند. داده های این پژوهش با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرنی در نرم افزار SPSS-22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش مداخله درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ در مقایسه با گروه کنترل باعث کاهش کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری شدند و نتایج در مرحله پیگیری حفظ شد (001/0P<)، اما بین مراحل پس آزمون و پیگیری و بین دو روش مداخله در کاهش کمال گرایی آنان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: طبق نتایج مذکور، مشاوران و درمانگران می توانند از هر دو روش درمان مبتنی بر کارآمدی هیجانی و درمان مواجهه سازی/ بازداری از پاسخ برای کاهش کمال گرایی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی- جبری استفاده کنند.
۳۲۷۰.

Flourishing the Capacity to Care: An Introduction and the Way Forward(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
Caregivers are the unseen backbone of healthcare systems worldwide, yet their own well-being is often overlooked. As chronic illness becomes more prevalent, supporting caregivers is no longer just compassionate; it is essential. This editorial introduces “Flourishing the capacity to care” (FCC), a novel framework that shifts the focus from burden to thriving, and calls for research that empowers caregivers not only to endure, but to flourish
۳۲۷۱.

بررسی تطبیقی پارادایم های زناشویی در آموزه های اسلامی و نظریه های روان شناختی(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی و نظام مند پارادایم زناشویی در آموزه های اسلامی در برابر مدل های روان شناختی غربی (بر مبنای ابعاد شش گانه مدل ویلوگبی هال) انجام شده و روش آن توصیفی تحلیلی و تطبیقی بوده است. این مقاله با استفاده از تحلیل محتوای کیفی هدفمند، آموزه های دینی (قرآن و سنت) را بر مبنای ابعاد شش گانه مدل ویلوگبی هال کدگذاری و با الگوی فعل ارادی علامه مصباح یزدی نسبت سنجی کرده است تا یک چارچوب نظام مند بومی تولید شود. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان داد که الگوی اسلامی دارای یک نظام فکری جامع می باشد که تمامی ابعاد پارادایم را پوشش می دهد. تفاوت بنیادین در مبنای معرفت شناختی است: مدل های غربی بر فردگرایی و نگرش متمرکز هستند؛ درحالی که الگوی اسلامی بر غایت گرایی الهی و تعامل پیچیده «نگرش و گرایش» (عواطف و ملکات نفسانی) تأکید دارد. این نظام مندی در قالب هرم سه گانه نفس (علم، محبت و قدرت) تبیین شد که پایداری زناشویی را نتیجه یک اراده آگاهانه و عبادی می داند. در مقایسه، الگوی اسلامی تعهد را از قرارداد مشروط به «میثاقاً غلیظاً» ارتقا داده، و معیارهایی چون کفویت ایمانی و اخلاقی را بر عوامل صرفاً مادی و ظاهری ترجیح می دهد. این جامعیت پاسخ کارآمدی برای مدیریت بحران فردگرایی و نسبی گرایی در نهاد خانواده ارائه می دهد
۳۲۷۲.

سبک زندگی اسلامی در گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۰
انقلاب اسلامی ایران از پدیده های مهم قرن بیستم بود که آثار آن در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فراتر از مرزهای ملی گسترش یافت. یکی از ابعاد اساسی این تحول، برجسته سازی سبک زندگی اسلامی در تقابل با سبک زندگی غربی است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و با هدف بررسی سبک زندگی اسلامی در گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی انجام شد. براساس منابع اسلامی، سبک زندگی در پنج سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی، ملی و بین المللی قابل تبیین است؛ همچنین جایگاه آن در الگوی پنج مرحله ای انقلاب اسلامی شامل انقلاب، تشکیل نظام اسلامی، تشکیل دولت اسلامی، تشکیل جامعه اسلامی و شکل گیری تمدن نوین اسلامی بررسی شد. یافته ها نشان داد که در مرحله تمدنی، سبک زندگی اسلامی به عنوان سازه ای چندبعدی متشکل از باورهای دینی، ارزش های انسانی و فرهنگ اجتماعی، متن اصلی تمدن نوین اسلامی را شکل می دهد. تحقق این امر نیازمند بروز ارزش های اسلامی در عرصه هایی چون خانواده، اشتغال، روابط اجتماعی، پوشش، تفریح و الگوی مصرف است. نتایج نشان داد سبک زندگی اسلامی می تواند زمینه ساز تحقق حیات طیّبه و آثار فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سطح جهانی باشد و مبانی نظری و کاربردی برای سیاست گذاری در گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی فراهم آورد.
۳۲۷۳.

فرا تحلیل نقش پدر در هویت یابی دختران ایرانی (مطالعات 1388–1402)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
پدر به عنوان اولین الگوی جنسیتی که دختر با آن روبه رو می شود، با توجه به نقش و کارکردهای تربیتی اش، نقش بی بدیلی در رشد و هویت یابی دخترش دارد. در این پژوهش از میان پژوهش های چاپ شده در مجلات در بازه زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، ده مقاله مرتبط با موضوع از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب و وارد فراتحلیل شد. یافته ها نشان داد که نقش پدر در هویت یابی دختران برجسته تر از نقش مادر است؛ به طوری که ضریب همبستگی میان کیفیت رابطه با پدر و هویت اجتماعی دختران 26/0 و این ضریب برای مادران 18/0 است. همچنین پژوهش ها نشان دادند که فقدان پدر با آسیب های روان شناختی همراه است و کیفیت روابط خانوادگی در هویت یابی تأثیر چشمگیری دارد. دختران دارای بحران هویت، رابطه ضعیف تری با والدین به ویژه پدر دارند و در نهایت اینکه دختران نسبت به پسران بحران هویت بیشتری را تجربه می کنند. بر این اساس می توان گفت پدری که نقش طبیعی خود را به عنوان الگو و حامی انجام نمی دهد، آسیب جدی به شخصیت و هویت دخترش می زند و فرایند رشد طبیعی او را برای تعامل با دیگران به خطر می اندازد که پیامد آن، اضطراب و افسردگی دختر است و او باید بخشی از عمر خود را صرف اصلاح هویت آسیب دیده کند.
۳۲۷۴.

بررسی رابطه مشارکت والدین در امور تحصیلی با هیجان های مثبت و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم (شهرستان شهریار)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه مشارکت والدین در امور تحصیلی با هیجان های مثبت و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم بود. این پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل ۱۵۰۰۰ دانش آموز مقطع متوسطه دوم در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۳ شهرستان شهریار بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۳۷۴ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه کیفیت زندگی تحصیلی اینلی و بورک (۱۹۹۲)، پرسشنامه هیجان های مثبت تحصیلی پکران و همکاران (۲۰۱۱) و پرسشنامه مشارکت والدین در امور تحصیلی شکاری (۱۳۹۲) بود. داده ها با روش های همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. نتایج نشان داد مشارکت والدین با کیفیت زندگی تحصیلی و مؤلفه های آن شامل رضایت کلی، کاهش هیجان های منفی، ارتباط با مدرسه، همبستگی اجتماعی، فرصت، موفقیت و تجربه ماجراجویانه رابطه معنادار دارد(p<0.01). همچنین مشارکت والدین توانست ۳۲ درصد از تغییرات هیجان های مثبت دانش آموزان را پیش بینی کند. این یافته ها بر اهمیت نقش والدین در ارتقای هیجان های مثبت و کیفیت زندگی تحصیلی دانش آموزان تأکید دارد. بر این اساس، طراحی و اجرای برنامه های مدرسه محور با هدف تقویت مشارکت والدین می تواند در بهبود سلامت روانی تحصیلی و ارتقای کیفیت تجربه آموزشی دانش آموزان مؤثر واقع شود.
۳۲۷۵.

رابطه سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر کرج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵
هدف از انجام پژوهش حاضر رابطه سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر کرج می باشد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. در این مطالعه توصیفی جامعه آماری را کلیه مدیران و دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کرج در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد. جهت انتخاب حجم نمونه به صورت تصادفی خوشه ای از مدیران و دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان کرج که دارای شرایط ورود به مطالعه (داشتن یک سال سابقه خدمت برای مدیران، داشتن رضایت در شرکت در پژوهش) تعداد 100 مدیر و 100 دانش آموز پسر مقطع متوسطه دوم بر اساس جدول مورگان و با توجه به حجم کل جامعه انتخاب شد. نتایج نشان داد که بین سبک رهبری تحولی تبادلی با هویت اخلاقی همبستگی مثبت و معناداری در سطح (0/0001) وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت بین سبک رهبری تحولی تبادلی مدیران با هویت اخلاقی دانش آموزان رابطه وجود دارد که این مهم می تواند موردتوجه سازمان آموزش وپرورش و معلمان قرار گیرد.
۳۲۷۶.

ارتباط عملکرد خانواده با عزت نفس و تمایزیافتگی دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴
دانشجویان دارای عزت نفس و تمایزیافتگی بالا می توانند زندگی با کیفیت تر و از سلامت روان بالاتری برخوردار باشند و خانواده به عنوان عامل تأثیرگذار در ابعاد گوناگون شخصیت افراد می باشد که احتمالاً با اصلاح الگو و عملکرد خانواده می توان بر سلامت روان افراد هم اثرگذار بود. پژوهش حاضر باهدف افزایش عزت نفس و تمایزیافتگی افراد با بهبود در عملکرد خانواده در دانشجویان انجام شد. طرح آن از نوع توصیفی پیمایشی می باشد و جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان شهر تهران و نمونه آماری 150 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه رفاه و دانشجویان دختر و پسر دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه شهید مطهری می باشد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و ابزار گردآوری این پژوهش، پرسشنامه عملکرد خانواده مک مستر (1960)، پرسشنامه عزت نفس آیزینک (1976) و پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورن و فریدلندر (1998) می باشد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند با توجه به نتایج به دست آمده رابطه ای بین عملکرد خانواده و عزت نفس و تمایزیافتگی دانشجویان به صورت معنادار وجود ندارد. عملکرد خانواده بر ابعاد شخصیت افراد از جمله عزت نفس و تمایزیافتگی ممکن است اثرگذار باشد و طبق پژوهش های نام برده می توان بیان کرد احتمالاً با بهبود عملکرد خانواده می توان بر سطح عزت نفس و تمایزیافتگی افراد اثرگذار بود.
۳۲۷۷.

بررسی و انطباق ویژگی های روان سنجی پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۳۷
با توجه به اهمیت راهبردهای مقابله ای و تمایل پاسخ دهندگان و پژوهشگران به فرم های کوتاه و جامع، در پژوهش حاضر به بررسی و انطباق ویژگی های روان سنجی پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله ی موقعیتی پرداخته شد. باتوجه به اهداف و موضوع، روش این پژوهش توصیفی و از نوع مطالعات تحلیل عاملی است. جامعه آماری، تمامی دانشجویان دانشگاه های شهرستان مشهد بودند که از این جامعه و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 660 نفر انتخاب شدند. شرکت کنندگان به ابزارها شامل پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی (SCSBQ-28)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (RPWS-18) و مقیاس رضایت از زندگی تک سوالی (SLSS-1) پاسخ دادند. در ادامه، تعداد 47 شرکت کننده به عنوان داده ناقص و پرت شناسایی شدند. بنابراین نمونه نهایی مطالعه 613 شرکت کننده بود. نتایج، 14 عاملی بودن پرسشنامه کوتاه راهبردهای مقابله موقعیتی را مورد تایید قرار داد. هم چنین روایی همگرا و واگرا در مورد ابعاد و کل پرسشنامه با بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی مطلوب گزارش شد. آلفای کرونباخ ابعاد بین 63/0 تا 86/0 و کل پرسشنامه نیز 76/0 محاسبه شد که مطلوب می باشد. بنابراین پژوهشگران و بالینگران با توجه به ابعاد چهارده گانه، جامع بودن، و کوتاه بودن این ابزار نسبت به ابزارهای مشابه در عین جامع بودن، می توانند از این پرسشنامه در مطالعات علمی و بررسی های بالینی، استفاده نمایند.
۳۲۷۸.

ارائه مدل عملکرد شناختی بر اساس آشفتگی روان شناختی با میانجی گری هیجان ابراز شده خانواده در افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف پژوهش حاضر، الگویابی ساختاری ارائه مدل عملکرد شناختی بر اساس آشفتگی روان شناختی با میانجی گری هیجان ابراز شده خانواده در افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی مراجعه کننده به مراکز بازتوانی شفا و پرهام شهر اصفهان در فصل بهار سال 1403 بود. از بین جامعه آماری 240 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرسشنامه ارزیابی عملکرد شناختی (CPEQ)، پرسشنامه آشفتگی روان شناختی (PDQ) و پرسشنامه هیجان ابراز شده (EEQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، به وسیله نرم افزار SPSS و Amos ویرایش 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که آشفتگی روان شناختی بر عملکرد شناختی (p<0/05 ،β = -0/497) و هیجان ابراز شده خانواده (p<0/05 ،β= -0/514) افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و توانسته به ترتیب 24/7 و 26/4 درصد از واریانس این متغیرها را تبیین کند. در نهایت هیجان ابراز شده خانواده دارای اثر مستقیم معنادار بر عملکرد شناختی (p<0/05 ،β =-0/433) افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی دارای اثر مستقیم معنادار بوده و 18/6 درصد از واریانس این متغیر را تبییین کرده و در رابطه بین آشفتگی روان شناختی با عملکرد شناختی افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی نیز نقش میانجی معنادار ایفا کند (0/05>p). با توجه به نقش میانجی معنادار هیجان ابراز شده ، می توان با بکارگیری مداخلات موثر همانند آموزش مدیریت و تنظیم هیجانی که منجر به بهبود تعاملات اعضای خانواده می شود، عملکرد شناختی افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی را بهبود بخشید.
۳۲۷۹.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی هیجان مدار بر پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی هیجان مدار بر پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین دارای تعارضات زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و همراه با پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زوجین با تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 1 شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. در مرحله اول تعداد 45 زوج با نمره 115 و بالاتر در پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی ذاکر و همکاران(1387) انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 زوج) و یک گروه کنترل (15 زوج) جایگزین شدند. سپس زوجین گروه های آزمایش تحت زوج درمانی شناختی-رفتاری(12 جلسه 90 دقیقه ای) و زوج درمانی هیجان مدار(12 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از پرسشنامه تعارضات زناشویی(MCQ) ثنایی ذاکر و همکاران(1387) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان(CRAS) نلسون و کارول (2006) تدوین به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین دارای تعارضات زناشویی داشته اند (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار تاثیر بیشتری نسبت به زوج درمانی شناختی-رفتاری دارد (0/05>P). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو مداخله زوج درمانی، تقدم استفاده در کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان زوجین با تعارضات زناشویی با زوج درمانی مدار است.
۳۲۸۰.

اثربخشی زوج درمانی گروهی راه حل محور بر سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر درحال ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی گروهی راه حل محور بر سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر معتاد بستری در کمپ ترک اعتیاد انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان دارای همسر معتاد و بستری در کمپ های ترک اعتیاد شهر رفسنجان در بهار و تابستان 1402 تشکیل داد. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) (MIS)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) (DAS) و مقیاس کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) (RADS) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه در برنامه زوج درمانی گروهی راه حل محور شرکت کردند. داده های با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر معتاد بستری در کمپ ترک اعتیاد در سطح (001/0>P) تفاوت معنادار وجود داشت. با توجه به یافته ها می توان اظهار داشت که زوج درمانی گروهی راه حل محور می تواند رویکرد مناسبی برای افزایش صمیمیت و سازگاری زناشویی و متعاقب این عوامل موجب بهبود کیفیت زندگی زناشویی در افراد معتاد و همسران آن ها گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان