فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۹۰۱ تا ۲۶٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
مقایسه عملکرد خانواده کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی با عملکرد خانواده کودکان بدون اختلال بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه عملکرد خانواده کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/ بیش فعال 15-7 ساله مراجعه کننده به مراکز روان پزشکی تبریز با عملکرد خانواده کودکان بدون اختلال بیش فعالی در سال 1387 می باشد. این مطالعه از نوع علی ـ مقایسه ای و بر روی 150 خانواده انجام گرفته است. 75 خـانواده کودکان مبتلا به ADHD 15-7 ساله، از بین مراجعین کلینیک های روان پزشکی شهر تبریز و 75 خانواده کودکان بدون ADHD از بین دانش آموزان سنین 15-7 ساله تبریز، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند.پرسشنامه ابزار سنجش خانواده (FAD) در مورد آن ها اجرا و داده های بدست آمـده با روش آمـاری t-test دو گروه مستقل تجزیه و تحلیل شد. یافته ها تفاوت بین عملکرد خانواده کودکان دارای ADHD با عملکرد خانواده های کودکان بدون ADHD در همه بعدها (یعنی حل مسئله، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، آمیزش عاطفی و عملکرد کلی) را معنادار نشان داد. در میانگین نمرات عملکرد خانواده های کودکان دارای اختلال ADHD در ابعاد یاد شده بزرگتر از میانگین نمرات خانواده های کودکان بدون ADHD بود. بنابراین می توان نتیجه گرفت عملکرد خانواده گروه ADHD نسبت به گروه کنترل ناسالم تر می باشد.
بررسی سنخ های ارزشی و تغییرات فرهنگی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش ها نقشی اساسی در تبیین، کنترل، هدایت و پیش بینی کنش های افراد ایفا می کنند و شیوه جهت گیری، کنش و تعامل آن ها را نسبت به سایر افراد تعیین و هدایت می کنند. بنابراین با توجه به اهمیت ارزش ها در تعیین و هدایت رفتار و تعاملات اجتماعی در جامعه، بررسی موضوع این مقاله به ویژه در جوامع چندفرهنگی مانند شهر بندرعباس، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. این مقاله در صدد است با بهره گیری از نظریه های مربوط به تغییرات فرهنگی، ضمن شناخت وضعیت سنخ های ارزشی در بین اعضای خانواده ایرانی (والدین و فرزندان)، به بررسی تغییرات فرهنگی در خانواده بپردازد.
داده هـای این تحقیق با تکمیل 393 پـرسشنامـه (200 نفر والدین و 193 نفر فرزندان) به روش مصاحبه حضوری، از خانوارهای ساکن در شهر بندرعباس، گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از بررسی وضعیت سنخ های ارزشی، نشان می دهند که هم والدین و هم فرزندان، ارزش های مادی را نسبت به ارزش های فرامادی، در اولویت بالاتری قرار می دهند. هم چنین نتایج نشان داد، میزان رضایت از زندگی، تعامل اجتماعی و احساس خوشبختی فرزندان، بیشتر از والدین است و در مقابل والدین بیشتر به ارزش های مذهبی و خانوادگی توجه دارند. این مسئله احتمالاً به دلیل تاکید بیشتر والدین بر ارزش های سنتی، مذهبی و خانوادگی باشد که خود نیز، تحت تاثیر شرایط اجتماعی شدن افراد در دوران اولیه زندگی اشان است. در یک جمع بندی کلی می توان گفت، به دلیل برآورده نشدن نیازهای اولیه افراد در هر دو گروه از پاسخگویان (والدین و فرزندان)، اولویت های ارزشی بیشتر به سمت ارزش های مادی گرایش دارد. در واقع علی رغم ظهور و نمود بُعد سخت توسعه در جامعه آماری، بُعد نرم توسعه (تغییرات فرهنگی و ارزشی متناسب) هنوز تحقق نیافته است.
تأثیرآموزش مهارت های زندگی برکاهش سوگیری توجه نسبت به محرک های تحریک کننده مواد افیونی در بین افراد ترک کرده اعتیاد
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تأثیر آموزش مهارت های زندگی درکاهش سوگیری توجه نسبت به محرک های وسوسه انگیز مربوط به مواد افیونی در بین افراد ترک کرده انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش، کلیه افراد ترک کرده اعتیاد بودند که به موسسات و کلینیک های ترک اعتیاد سرپایی، و انجمن معتادان گمنام استان آذربایجان شرقی مراجعه می کردند. نمونه این تحقیق 27 نفر از این مراجعه کنندگان بودند که در طی پاییز و زمستان 1390 مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه گواه و آزمایش از نظر سن، سواد، و جنس (تنها مردان) همتا بودند. در این پژوهش از بازشناسی کلمات استفاده شد که در این آزمون سه خرده آزمون اصلی و یک آزمون بازشناسی وجود داشت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی در گروه آزمایش، سوگیری توجه کمتری به مواد نسبت به گروه گواه داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی در گروه آزمایش، سوگیری توجه کمتری به مواد نسبت به گروه کنترل داشتند.
بررسی میزان بی انضباطی های دانش آموزان در شرایط اعمال منابع مختلف اقتدار معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
تأثیر مشاوره شغلی به شیوه سازگاری شغلی دیویس بر کاهش خستگی عاطفی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مشاوره شغلی به شیوه سازگاری شغلی دیویس برکاهش خستگی عاطفی کارکنان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان بود. طرح تحقیق از نوع آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان زن دانشگاه در سال 1387بودند. برای انجام پژوهش 40 نفر از کارکنان زن که در پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش در مقیاس خستگی عاطفی نمره بالاتر از صدک 50 را کسب کرده بودند، به طور تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به مدّت هشت جلسه 90 دقیقه ای در جلسات مشاوره گروهی که به سبک نظریه سازگاری دیویس اداره می شد، شرکت کردند. جلسه پیگیری (یک ماه بعد) انجام شد. پس از اتمام جلسات و همچنین جلسه پیگیری مجدداً پرسشنامه در مورد هر دو گروه اجرا شد. با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس یک راهه یافته های پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که مشاوره شغلی به شیوه سازگاری شغلی دیویس موجب کاهش خستگی عاطفی کارکنان زن در دو مرحله پس آزمون و پیگیری می گردد.
رابطه بین پنج عامل اصلی شخصیت و فرسودگی شغلی در میان مشاوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی پنج عامل اصلی شخصیت در رابطه با متغیرهای فرسودگی شغلی در میان مشاوران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی است جامعه آماری آن کلیه مشاوران مراکز مشاوره شهر تهران می باشد که از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده گردید. 100 آزمودنی به صورت تصادفی انتخاب شدند ابزار تحقیق شامل دو پرسشنامه می باشد: آزمون شخصیت (NEO) به وسیله گاستا و مک کری (1992) و پرسشنامه فرسودگی شغلی که توسط مسلش و جکسون (1981) ساخته شده است. برای بررسی رابطه بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان میدهد ضریب همبستگی مثبت بین متغیر فرسودگی شغلی خستگی عاطفی و متغیر صفت شخصیتی روان رنجور خویی وجود دارد. همچنین ضریب همبستگی منفی بین متغیر فرسودگی شغلی مسخ شخصیت و صفت شخصیتی سازگاری وجود دارد. یک ضریب همبستگی منفی بین متغیر فرسودگی شغلی عدم موفقیت فردی با صفت شخصیتی برون گرایی و صفت شخصیتی سازگاری وجود دارد. و یک ضریب همبستگی مثبت بین متغیر فرسودگی شغلی عدم موفقیت فردی با صفت شخصیتی روان رنجور خویی وجود دارد.
بررسی رابطة تسلط ربع های مغزی مدیران آموزشی با سطح اثربخشی عملکردآن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطة تسلط سبک تفکر ربع های مغزی مدیران آموزشی با سطح اثربخشی عملکرد آنها می باشد. نمونة مورد مطالعه شامل 103 نفر از مدیران و 412 نفر از دبیران مقطع متوسطة شهر مشهد در سال تحصیلی 88-1387 می باشندکه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شده اند. در این پژوهش، از پرسشنامة 60 سؤالی سنجش تسلط مغزی هرمن (حوریزاد، 1385: 264) جهت سنجش تسلط سبک تفکر ربع های مغزی مدیران و از پرسشنامة 35 سؤالی سنجش اثربخشی مدل پارسونز (فرخ نژاد، 1376) جهت سنجش اثربخشی عملکرد مدیران استفاده شد. بر اساس یافته های به دست آمده متغیرهای پیش بین تسلط ربع مغزی A ، C و D )01/0 P< ( قادر به پیش بینی متغیر ملاک (اثربخشی عملکرد مدیران) بودند. همچنین، نتایج نشان دادند تسلط ربع مغزی B قادر به پیش بینی اثربخشی عملکرد مدیران نمی باشد.
روان شناسی و رسانه در ایران
بررسی روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: درمرور دیدگاه های موجود سلامت روان نگاهی یکپارچه برای ارتباط دادن مفاهیم خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن به سلامت روان دیده نمی شود. هدف: این پژوهش به منظور تعیین روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان تحت یک مدل یکپارچه انجام شد. روش پژوهش: طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره و لیزرل انجام گردید. نمونه شامل 120 دانشجوی دانشگاه های شهر تهران بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش: شامل آزمون خلاقیت تورنس، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ، مقیاس کنارآمدن لازاروس و مقیاس خودکارآمدی شرر بود که شاخص های روان سجی آن ها مورد تأیید قرارگرفت. یافته ها: بر پایه تحلیل های روش رگرسیون بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن ارتباط درونی مثبت و معنی داری وجود داشت. این روابط بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان منفی و معنی داری بود. مدل های برازنده شده لیزرل نیز نشان داد که بین خلاقیت و خودکارآمدی با سلامت روان از یک طرف و خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان از طرف دیگر روابط درونی منفی و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری : از مجموع تحلیل های روابط ساختاری می توان نتیجه گرفت که متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن از قدرت پیش بینی کنندگی قابل قبولی برای سلامت روان برخوردار هستند.
تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش افسردگی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه گویی به عنوان روشی غیرمستقیم برای ارائه چهارچوبی برای آموزش و ارتقاء خودفهمی، کارآیی و وحدت دادن به تجارب، می تواند در سلامت کودکان و نوجوانان نقشی مؤثر داشته باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر کاهش میزان افسردگی کودکان دبستانی سال چهارم و پنجم ابتدایی بود. از مقیاس افسردگی کودکان (CED-DS؛ وایزمن و اورواشل، 1980) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. ابتدا آزمودنی ها بر اساس نمره افسردگی به طور جفتی همتا شدند و سپس هر یک از جفت ها به تصادف در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. گروه نمونه شامل 31 نفر از داوطلبان شرکت در کارگاه قصه گویی، بودند. طرح آزمایشی طی 12 جلسه اجرا و دو هفته بعد از اتمام جلسات پس آزمون و 6 ماه بعد، آزمون پیگیری اجرا شد. نتایج نشان داد که تغییر سبک کودکان بر افسردگی آن ها مؤثر است و الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی، باعث کاهش میزان افسردگی کودکان و پایداری اثر آن بعد از 6 ماه شده است. بنابراین استفاده از این الگوی قصه گویی می تواند بر کاهش افسردگی کودکان تأثیر نسبتاً پایداری داشته باشد.
مقایسه شیوع دست برتری در مقاطع تحصیلی دانشگاهی: تفاوت های جنسیتی و آثار علمی- پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی شیوع دست برتری در مقاطع تحصیلی دانشگاهی، نمونه ای 683 نفری (519 زن و 164 مرد) با میانگین سنی 7/26 و دامنه سنی 70-18 سال از دو دانشگاه دولتی و آزاد که هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتند، با روش خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند و با آزمون دست برتری ادینبورگ (علی پور و آگاه هریس، 1386) مورد سنجش قرار گرفتند. درصد شیوع چپ دستی در کارشناسی 6%، کارشناسی ارشد 05/7% و دکتری 9% بود که نشان می دهد در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری شیوع چپ دست برتری افزایش می یابد. تحلیل نتایج نشان می دهد که اختلاف میزان شیوع چپ دست برتری در دوره کارشناسی با میزان شیوع چپ دست برتری در جامعه کلی (10 درصد) معنادار است (32/2=01/0α و30/4zp=)، ولی با دوره کارشناسی ارشد و دکتری تفاوت معنادار ندارد. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان دوسوتوانی در دوره دکتری و کارشناسی تفاوتی ندارند، اما نسبت آن در دوره کارشناسی ارشد در زنان بیشتر از مردان است. مقایسه نسبت های راست برتری کامل در دو جنس صرف نظر از جهت برتری، نشان داد که درصد جانبی شدن در مردان بیشتر است، اما نسبت های چپ دست برتری کامل، چپ دست برتری و راست دست برتری نسبی در میان آنان تفاوت معنادار ندارند. نتایج نشان داد که بیشتر مشکلات زیستی- روانی مربوط به افراد دوسوتوان دوره کارشناسی ارشد است که به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری در مقاطع مختلف است و این نیز مربوط به زنان است. سنجش آثار علمی- پژوهشی در طبقات دست برتری به تفکیک زنان و مردان دوره دکتری که هیأت علمی دانشگاه نیز بودند، نشان داد که آثار علمی- پژوهشی مردان راست دست برتر به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری و زنان است. در یک جمع بندی نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که شیوع چپ دستی در مقاطع بالاتر افزایش می یابد و آثار علمی- پژوهشی راست دست های مرد بیشتر است.
ارتباط بین سبک های هویت با عوامل برانگیزاننده و احساس موفقیت در پسران نوجوان نخبه رشته ورزشی کاراته
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین ارتباط بین سبک های هویت با عوامل برانگیزاننده و احساس موفقیت در بین پسران نوجوان نخبه کاراته انجام پذیرفت. روش پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نوجوانان پسر شرکت کننده در مسابقات قهرمانی کشور در سال 1387 به تعداد 310 نفر بود که از بین آنها به روش تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان – کرجسی 176 نفر به عنوان آزمودنی انتخاب گردیدند. جهت
جمع آوری داده های تحقیق از پرسشنامه های استاندارد سبک های هویت ISI-6G ، عوامل برانگیزاننده SMS-6 و احساس موفقیت رادسیپ استفاده شد. علیرغم استاندارد بودن پرسشنامه ها، روایی و پایایی آنها مجدداً محاسبه شد و پایایی آنها به ترتیب 74/0 ، 71/0 و 72/0 بدست آمد. بر اساس نتایج تحقیق، بیشترین میانگین سبک هویت، سبک هویت اطلاعاتی و بیشترین میزان احساس موفقیت، گروه آرمان خواه و بیشترین عامل برانگیزاننده، انگیزاننده های درونی بود. همچنین بین سبک هویت اطلاعاتی با تمامی عوامل برانگیزاننده و میزان احساس موفقیت ، بین سبک هویت هنجاری با عوامل کنترل درون فکنی شده،کنترل جامع، انگیزاننده های درونی و میزان احساس موفقیت و بین سبک هویت سردرگم اجتنابی با بی انگیزگی ارتباط معنی داری مشاهده گردید.
نتایج کلی تحقیق حاکی از آن است که در امر استعداد یابی بهتر است ورزشکاران دارای سبک هویت اطلاعاتی با میزان احساس موفقیت بالا انتخاب و با کنترل درون فکنی شده ترغیب گردند.
مقایسه استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی
حوزههای تخصصی:
به منظور مقایسه میزان استرس شغلی و شادکامی ذهنی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی، تعداد 300 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد و دولتی استان فارس به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و پرسشنامه های استرس شغلی اعضای هیات علمی و شادکامی ذهنی پاناس را تکمیل نمودند. نتایج با استفاده از روشهای آماری t و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج پژوهش حاضر نشان دادکه اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی در مقایسه با دانشگاه های دولتی از میزان استرس شغلی بیشتر به ویژه در ابعاد مقررات حاکم، آشفتگی نقش، ارتباط با دانشجو و مسائل رفاهی و مالی برخوردارند. همچنین اعضای هیات علمی دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، استرس شغلی بیشتری را تجربه می نمایند. در شاخص های شادکامی ذهنی نیز اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد عاطفه منفی بیشتر و رضایت از زندگی کمتری را گزارش نمودند. لازم است برنامه های مدونی برای ارزیابی مداوم از وضعیت استرس
شغلی و رضایت شغلی و عوامل موثر بر آن در اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاداسلامی به عمل آید.