ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶٬۰۰۱ تا ۲۶٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۶۰۰۳.

تبیین تجارب پرستاران از خشونت شغلی در بخش روان پزشکی: رویکرد پدیدارشناسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴۷ تعداد دانلود : ۹۰۶
مقدمه: خشونت علیه کارکنان بخش روان پزشکی یک تنش شغلی شناخته شده است. تجارب پرستاران از خشونت های شغلی، انعکاسی از احساسات و نگرش های آنان نسبت به خود، بیمار و چگونگی مراقبت را پیش روی قرار می دهد. هدف از این مطالعه، تبیین تجارب پرستاران از خشونت شغلی در بخش های مجتمع روان پزشکی شهید بهشتی شهر کرمان در سال 1389 بوده است. روش کار: این یک مطالعه ی کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. شرکت کنندگان از جامعه ی پرستاران بر اساس معیارهای پذیرش با نمونه گیری هدف دار انتخاب شدند و تا حد اشباع اطلاعات، نمونه گیری ادامه یافت (18نفر). جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته انجام و بر روی نوار، ضبط وکلمه به کلمه بر روی کاغذ آورده شد و سپس تحلیل اطلاعات به روش کلایزی صورت گرفت. یافته ها: اعمال خشونت اغلب از طرف بیمار و به علت خواسته های نابه جا و ماهیت بیماری وی بوده است. پرستاران تجربه ی خشونت کلامی را بیش از غیر کلامی و حداقل 3-2 بار خشونت فیزیکی را در طی یک سال قبل از جانب بیمار گزارش نمودند. در اکثر موارد خشونت، اولین واکنش پرستاران کوشش در آرام سازی بیمار با صحبت بوده، اغلب موثر نبوده و به فیکس نمودن بیمار منجر شده است. سایرنتایج در چهار مفهوم اصلی عدم حمایت کافی از کارکنان، ضعف مدیریت خطر، پیامدهای خشونت و گرایش های انسان دوستانه، استنتاج شد. نتیجه گیری: تقویت رویکردهای مدیریتی به صورت جلسات منظم، رسیدگی به نارسایی ها، تشویق کارکنان و آموزش های ضمن خدمت با تاکید بر مدل های نقش به صورت عملگرا (نمایشی)، گزارش و پی گیری رخدادهای خشونت بار با برنامه ریزی و سازمان دهی مناسب تر کاملا احساس می شود.
۲۶۰۰۵.

اثربخشی برنامه آموزش فلسفه به دانش آموزان دختر بر عزت نفس و توانایی حل مسئله آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۰۷
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تاثیر برنامه آموزش فلسفه به کودکان بر عزت نفس و توانایی حل مسئله در دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی شهرستان بروجن در سال تحصیلی 89-88 انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است. در این پژوهش از 1720 دانش آموز دختر اول راهنمایی، دو کلاس به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامه سبک های حل مسئله لانگ و کسیدی(1996) و عزت نفس کوپر اسمیت (1967) را تکمیل کردند و سپس برنامه فلسفه، به کودکان گروه آزمایش به مدت 15 جلسه، هر هفته 2 جلسه آموزش داده شد. به گروه گواه آموزشی در این زمینه ارائه نشد. در پایان دوره مجددآٌ هر دوگروه پرسشنامه های مذکور را تکمیل کردند. نتایج با روش تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برنامه مذکور به طور معناداری عزت نفس گروه آزمایش را افزایش داده و از سوی دیگر به افزایش معنادار استفاده از سبک حل مسئله مسئله مدار و کاهش معنادار در سبک هیجان مدار منجر شده است. نتیجه گیری: این برنامه می تواند در بهبود مهارت های شناختی و اجتماعی دانش آموزان موثر واقع شود هدف از برنامه آموزش فلسفه به کودکان این است که کودکان تبدیل همانگونه سازندگان آن معتقدند هدف این برنامه این است کودکان، انسان هایی متفکرتر، انعطاف پذیرتر، باملاحظه تر و منطقی تر شوند.
۲۶۰۰۶.

مدل روابط علّی هیجان منفی، باورهای مرکزی، باورهای مرتبط با مواد، عقاید وسوسه انگیز و تنظیم هیجان با بازگشت به مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶۶ تعداد دانلود : ۱۴۰۰
پژوهش حاضر به منظور بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای شناختی باورهای بنیادی، باورهای مرتبط با مواد، عقاید وسوسه انگیز، هیجان منفی و توانایی تنظیم هیجان با برگشت به مصرف مواد در قالب یک مدل علّی انجام شد. 300 نفر از معـتادان خود مـعرف به مراکز درمان اعـتیاد شهرستان جـهرم از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از مقیاس های نگرش ناکارآمد، باورهای مرتبط با مواد، پرسشنامه افسردگی- اضطراب- استرس، پرسشنامه ی عقاید وسوسه انگیز، و خرده مقیاس تنظیم هیجان پرسشنامه هوش هیجانی شات مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مدل فرضی بازگشت به مصرف مواد از برازش مناسبی برخوردار است و واریانس معناداری از بازگشت به مصرف مواد را تبیین میکند. بر اساس این مدل، مجموعه ای از متغیرهای شناختی شامل باورهای مرکزی، عقاید مرتبط با مواد و عقاید وسوسه انگیز و راهـبردهای تنـظیم هیجان در رابـطه ی بین هیجان های منفی و بازگشت بـه مـصرف مواد میانجی گری میکنند. استفاده از تکنیک های شناختی رفتاری برای شناسایی و تغییر باورهای مرکزی، باورهای مرتبط با مواد و آموزش راهبردهای انطباقی مقابله با وسوسه و تنظیم هیجان، باید بخش مهم برنامه ی درمان سوء مصرف مواد باشد.
۲۶۰۱۳.

اثربخشی معنا درمانی بر افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۱
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی معنادرمانی بر افسردگی، اضطراب و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان در بیمارستان بزرگ نفت اهواز بوده است که بدین منظور، نمونه اولیه مشتمل بر 60 بیمار با روش نمونه گیری در دسترس و با استفاده از همتاسازی و در نظر گرفتن کلیه متغیرهای مورد نظر در پژوهش انتخاب و در نهایت تعداد 30 بیماری که در اضطراب و افسردگی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند، برگزیده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار مورد کاربرد در این پژوهش پرسشنامه های اضطراب عمومی (ANQ)، افسردگی بک  (BDI)و کیفیت زندگی بیماران سرطانی (QLQ – C30) بود. هر دو گروه پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند. تعداد 10 جلسه ی معنادرمانی روی گروه آزمایش اجرا شد در حالی که در همین زمان گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از پایان جلسات درمانی، داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته های پژوهش بیانگر کاهش معنی دار میانگین نمرات اضطراب و افسردگی و افزایش معنی دار میانگین نمرات کیفیت زندگی گروه آزمایش به نسبت گروه کنترل بود که در این صورت می توان بیان داشت که معنادرمانی گروهی باعث کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان می شود.
۲۶۰۱۴.

بررسی ساختار عاملی پرسشنامه ی طرحواره ی یانگ (نسخه ی سوم فرم کوتاه) در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
این پژوهش، با هدف بررسی ساختار عامل پرسشنامه ی طرحواره ی یانگ (نسخه ی سوم فرم کوتاه، 2005) در دو گروه افراد بالینی و غیربالینی در شهر تهران انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش عبارت بود از تمامی افراد بالینی و غیربالینی در شهر تهران در تابستان و پاییز سال 1387. نمونه ی غیربالینی، 470 نفر (مرد= 165 نفر، زن= 305 نفر) از افرادی بودند که به کلینیک های ارایه دهنده ی خدمات روانشناختی و روانپزشکی مراجعه نکرده بودند و گروه بالینی 82 نفر (مرد= 37 نفر، زن= 45 نفر) از افرادی بودند که تشخیص روانپزشکی بر مبنای DSM IV-TR را دریافت کرده بودند. افراد شرکت کننده در دو گروه به شیوه ی نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. کلیه ی آزمودنی ها به پرسشنامه ی طرحواره ی یانگ (نسخه ی سوم فرم کوتاه) و مقیاس نگرش های ناکارآمد پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل عامل تأییدی، تحلیل ممیز و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. طی تحلیل عامل در گروه غیربالینی، 12 عامل حاصل شد که سه عامل با عامل های 18 گانه ی یانگ مطابقت کامل داشتند. ضریب آلفای کرونباخ 94/0، میزان ویژگی بین 57/0 تا 73/0، میزان حساسیت بین 20/51 تا 60/64 و میزان روایی همزمان 64/0 برای عامل های استخراج شده به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد نقاط برش عامل ها به منظور تشخیص سرندی توسط پرسشنامه ی طرحواره ی یانگ (نسخه ی سوم فرم کوتاه)، قدرت تشخیص بین دو گروه افراد بالینی و غیربالینی را دارد. نتایج این پژوهش،تا حدودی هماهنگ با پژوهش های گذشته می باشد.
۲۶۰۱۵.

مقایسه اثربخشی درمان اسلامی و درمان شناختی – رفتاری در مبتلایان به اختلال وسواس فکری - عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف از اجرای این تحقیق، مقایسه اثربخشی درمان اسلامی و درمان شناختی- رفتاری در کاهش علائم مبتلایان به اختلال وسواس فکری - عملی بود. به این منظور از بین بیماران مراجع کننده به مراکز درمانی روانپزشکی و روانشناسی شهر مشهد که توسط روانپزشک یا روانشناس مسئول مرکز درمانی اختلال وسواس فکری - عملی آنان تأیید شده بود، تعداد 45 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه درمان اسلامی، درمان شناختی- رفتاری و گروه کنترل گمارده شدند. با استفاده از پرسشنامه ییل براون پیش تست و پس تست اجرا شد. جلسات درمانی یک بار در هفته و هر جلسه به مدت یک ساعت و در مجموع 12 جلسه برگزار شد. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس نشان داد که هر دو روش درمان اسلامی و درمان شناختی- رفتاری در کاهش علائم اختلال وسواس فکری - عملی مؤثر بوده و تفاوت معناداری بین آنها دیده نشد.
۲۶۰۱۷.

بررسی تأثیر استفاده از وبلاگ نویسی بر پیشرفت تحصیلی و میزان علاقة دانش آموزان به یادگیری درس زبان انگلیسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱
تلفیق ارتباط ناهمزمان مبتنی بر رایانه در داخل و خارج از کلاس امروزه نیاز به یک پژوهش دارد. در پژوهش حاضر ما پیاده سازی این تکنولوژی برای بهبود دانش گرامری و علاقه مندسازی دانش آموزان به یادگیری زبان انگلیسی را وضوح مشاهده کردیم. به منظور انجام پژوهش حاضر از بین تمام دبیرستان های پسرانة شهر تبریز به صورت تصادفی 2 دبیرستان با سطح تقریباً یکسان 30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر نیمه تجربی بود و ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون پیشرفت تحصیلی معلم ساخته است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون برای سنجش تأثیر وبلاگ نویسی بر یادگیری و میزان علاقه دانش آموزان به زبان انگلیسی استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس ANCOVA استفاده شده است. تحلیل نتایج نشان داد بین گروه ها در دو آزمون گرامر و علاقه تفاوت معنی داری وجود دارد اما در آزمون مهارت خواندن تفاوت معنی دار نبود. نتایج تحلیل نشان داد که علاقه دانش آموزان به یادگیری زبان انگلیسی افزایش یافته و نکات گرامری آنها در کاربرد زبان پیشرفت زیادی داشته است. پژوهش حاضر نشان داد که آموزش از طریق وبلاگ نویسی می تواند به عنوان یکی از ابزار یادگیری اجتماعی در آموزش مهارت های زبان نقش مهمی داشته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان