فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۵۶۱ تا ۲۹٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۷۱ مورد.
دیپلماسی ورزش بین ایالات متحده و ایران
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی انقلاب اسلامی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی سیاست خارجی ایران مسایل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران آمریکا
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی ورزش
نقش سلیقه در بحران موسیقی
نگرشى انسان شناختى بر پنداشت روستاییان از مشارکت سیاسى و چند عامل موثر بر آن در دو روستاى نمونه گرمسار
حوزههای تخصصی:
" ثبات و پایدارى حکومت هاى سیاسى در آغاز قرن بیست و یکم بر میزان پاگرفتن و درونى شدن پنداشت ها و رفتارهاى دموکراتیک در انسان هایى استوار است که واحدهاى سیاسى جدید یعنى دولت هاى ملى را مى سازند. رابطه مستقیم کاهش تنش هاى اجتماعى درونى و تنش هاى سیاسى بین المللى و هزینه هاى ناشى از آن ها با این ثبات، امروزه کاملا روشن است. از این رو، تلاش در جهت توسعه پایدار نمى تواند بدون حرکت در جهت توسعه سیاسى، به مثابه یکى از محورهاى اصلى آن، معنایى داشته باشد. توسعه سیاسى نیز مهم ترین مؤلفه خود را مشارکت سیاسى اعلام مى دارد که هر چند در شرایط غیردموکراتیک، یک آرمان و آرزوى مورد مطالبه است، ولى در شرایط دموکراتیک لزومآ از سوى بازیگران اجتماعى به اجرا در نمى آید.
مطالعه در مورد مشارکت سیاسى مى تواند از دو ورودى انجام گیرد: پنداشت و رفتار. در پژوهش حاضر، بخش اول یعنى پنداشت مورد نظر بوده است. جامعه مورد مطالعه، جامعه اى روستایى انتخاب شده است که به دلایل متعدد، موانع بیش ترى در آن براى گسترش مشارکت سیاسى وجود دارد. افزون بر این، براى آن که بتوان در کنار روش هاى متعارف از روش هاى ژرفانگر نیز استفاده کرد، حوزه مطالعه به دو روستا در منطقه گرمسار محدود شده است که انتخاب آن ها بر اساس گروهى از پارامترهاى معنادار در زمینه پرسش هاى تحقیق انجام گرفته است. در این تحقیق که با استفاده از یک پرسشنامه و مصاحبه ها ومشاهدات میدانى طولانى مدت به انجام رسیده است، تاکید اساسى بر پنج حوزه جنسیت، خویشاوندى، رسانه ها، شهر و رابطه ملى-محلى بوده است و در هر یک از آن ها پس از ارائه یک تحلیل، راهکارهایى عملى در کوتاه و درازمدت ارائه شده است.
"
"مقدمهای بر نظریههای انتقادی در حوزه ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نویسنده در این مقاله به دستهبندی نظریات گوناگون حوزة ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی پرداخته و به طور کلی دو گونه نظریه را شناسایی کرده است: 1ـ ارتباطات به مفهوم وسیلة انتقال پیام و 2ـ ارتباط به معنای تولید معنا و اثرگذاری بر رفتار مخاطب.
اساسِ نوع اول نظریات، فرایندی بودن ارتباط است. بنابراین تحقیقات صورت گرفته در این حوزه مربوط به نوع رسانه، فرستندة پیام، تحلیل پیامهای رسانهای، ویژگیهای مخاطب و اثر و نتیجة رسانههاست که عنوانهای تحقیقات و نظریات مربوط به هر عنصر ارتباط در آن برشمرده شده است.
اساسِ نوع دوم نظریات دلالت معنا و معناشناسی است که در این زمینه به تحلیل متن، تحلیل گفتمان و فرامتن اشاره شده است.
نویسنده در ادامه برای درک انواع تحلیلهای رسانهای و آشنایی با بنیادهای نظری و روششناختی آنها به دستهبندی جرجریتزر دربارة رویکردهای جامعهشناسانه در بررسی پدیدههای اجتماعی اشاره کرده و آنها را توضیح داده است که عبارتند از: ساختارگرایی، تعریفگرایی و رفتارگرایی. سپس تفاوتهای دو گرایش درونی مکتب ساختارگرایی، یعنی گرایش وفاق و گرایش تضاد را بر اساس مدل پرسیکوهن برشمرده و با اشاره به نظریات رالف دارندورف و رندال کولینز، از نظریهپردازان مکتب تضاد، نظریههای انتقادی را در زمرة گرایش تضاد برشمرده است.
در ادامه عوامل مؤثر بر پیدایش و گسترش نظریههای انتقادی ـ اجتماعی را به نقل از دایرهالمعارف «ویکی پدیا» شرح داده که عبارتند از: موقعیت تاریخی، تأثیر نظریههای ماکس وبر، تأثیر نظریة فروید، انتقادگرایی پوزیتیویستی و نظریههای مارکسیستی و اندیشههای مارکس.
در بخش بعدی مقاله ویژگیهای نظریة انتقادی و نظریاتی از اندیشمندان مکتب فرانکفورت همچون هورکهایمر و تئودور آدرنو آمده است.
در بخش سوم مقاله وظایف و کارکرد نظریههای انتقادی از قبیل افزایش آگاهی واقعی مردم، ایجاد تعادل میان اقتدار شخصی فرد و همبستگی اجتماعی، ارتقای اندیشة انتقادی در مقابل عناصر سلطه و ایجاد انسجام و همبستگی اجتماعی شرح داده شده است.
در بخش پایانی نظریههای انتقادی در حوزة وسایل ارتباط جمعی به دو دستة نظریات مارکسیستی و نظریات نئومارکسیستی تقسیم شده و مشخصات و نظریات هر یک دربارة رسانهها آمده است. در این راستا به نظریات برنارد استیگلر دربارة مصرف فرهنگی ایجاد جامعة انبوه و اوقات فراغت اشاره شده است.
در پایان مقاله نویسنده میگوید نظریههای انتقادی در حوزة رسانهها بر دو مسئله اساسی تأکید دارند که عبارتند از 1ـ سیاست متن و 2ـ مسئلهشناسی در مطالعات فرهنگی. وی هر یک از این دو مسئله را به اختصار توضیح داده است.
"
واقعیت اجتماعی شهروندی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله تحلیل و تبیین واقعیت اجتماعی شهروندی در ایران پس از انقلاب اسلامی است. هدف مقاله به دست دادن تحلیلی جامعه شناختی از فرایند شکل گیری شهروندی در ایران همراه با سازو کارهای شکل دهنده شهروندی است. همچنین شکل بندی اجتماعی این پدیده مدرن در ایران پس از انقلاب 57 نیز از حیث "" نوع اجتماعی، محتوای اجتماعی، شکل اجتماعی و قلمرو اجتماعی"" شهروندی در ابعاد "" مدنی، سیاسی و اجتماعی"" آن مدنظر قرار گرفته است. چهارچوب نظری مقاله نظریه اجتماعی شهروندی و روش آن جامعه شناسی تاریخی است و در آن به طرح سه پرسش از ماهیت فرایندهای موثر بر شکل گیری شهروندی و ساز و کارهای تاثیرگذار آن و ساختارهای شکل بندی شهروندی و نیز سه فرضیه مرتبط با آن پرداخته شده است.
این فرضیه ها ناظر به اثرگذاری گفتمان قوانین موضوعه و قانون اساسی، جهت گیری های برنامه های توسعه و همچنین شکل گیری تقاضاهای سیاسی ـ اجتماعی مدرن است.
مفهوم ربط
منبع:
اطلاع شناسی ۱۳۸۳ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
ربط اساسا دارای ماهیتی پویا ، چند بعدی ، و پیچیده است . پویا بودن ربط اشاره به آن دارد که استنباطهای به عمل آمده از ربط یک مدرک اطلاعاتی ، در طول زمان ، حتی توسط یک کاربر واحد ، دستخوش تغییر میگردد . چند بعدی بودن ربط نیز بیانگر آن است که ربط میتواند توسط کاربران مختلف به گونههای متفاوت ارزیابی شود . مقاله حاضر بر آن است تا مفهوم ربط را در حوزههای شناخت شناسی ، روان شناسی ، ارتباطات ، و اطلاع رسانی مورد بررسی قرار دهد ؛ و ویژگیهای عام آن را بازنمایاند .
بهانه ای برای شرح روشهای کیفی
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۳ شماره ۸۱
حوزههای تخصصی:
معرفی و نقد کتاب: تاریخ سیاسی کهگیلویه
حوزههای تخصصی:
نیمه پنهان، گزارش نوجوانان شهر تهران از کجروی های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتگوهای رسمی و غیررسمی و همچنین آمار رسمی حاکی از افزایش میزان کجروی های اجتماعی در بین نوجوانان و جوانان است. اما آمار رسمی جرایم همواره، بخش آشکار شده واقعیت کجروی های اجتماعی را نشان می دهند. با استفاده از روش "خودگزارشی" در پژوهش های پیمایشی می توان نیمه پنهان واقعیت جرایم و کجروی ها را هم تا حدی رصد کرد. مقاله حاضر حاوی اطلاعاتی درباره فراوانی انواع کجروی های اجتماعی در بین نوجوانان تهران است، که بر اساس روش "خودگزارشی" به دست آمده است. در این مقاله ابتدا روش خود گزارشی به عنوان سنجه به کار رفته در این پژوهش معرفی و ارزیابی می شود، سپس یافته های این پژوهش درباره فراوانی انواع کجروی های اجتماعی، با تأکید بر کجروی های فرهنگی، به صورت توصیفی ارائه شده و رابطه آن با برخی از متغیرهای اجتماعی بررسی می شود. در پایان با توجه به فراوانی کجروی های فرهنگی در بین نوجوانان، دلالت های این امر برای برنامه ریزی فرهنگی مورد بحث قرار می گیرد.
عکاسی خبری و مطبوعات تابلوئید
منبع:
رسانه ۱۳۸۳ شماره ۶۰
حوزههای تخصصی:
شکاف نسلى موجود در ایران و اثر تحصیلات بر آن
حوزههای تخصصی:
" اختلاف نسلى در انواع مختلف آن از مباحث مهم جامعه ماست که داراى جمعیت جوان حجیم و تغییرات پرشتابى است. بسیارى بر این عقیده اند که انتقال فرهنگ نسل قبل به نسل جدید با مشکلات جدى مواجه بوده و به علل مختلف بسیار ناقص صورت مى گیرد، به طورى که نسل جدید تا حد زیادى پایبند ارزش ها و هنجارهاى نسل والدین خود نیست، و شکاف عمیقى بین دو نسل ایجاد شده است. هدف این مقاله از یک طرف بررسى فرضیه شکاف نسلى در کشور، و از طرف دیگر ارزیابى میزان تاثیر تحصیلات بر آن بوده است.
براساس مبانى نظرى مطرح شده در مقاله، و با توجه به وقوع انقلاب اسلامى و تغییرات سریع و وسیع ناشى از آن و نوسازى جامعه، به نظر مى رسد باید انتظار شکاف نسلى قابل توجهى را داشت. اما آیا داده هاى موجود چنین امرى را تایید مى کند؟ براى پاسخگویى به این پرسش ها فاصله نسلى و شکاف نسلى از هم تفکیک شد و هر یک نیز به دو نوع ارزشى و هنجارى متمایز گردید، و بر مبناى داده هاى ثانویه موضوع مورد بررسى قرار گرفت. نتیجه این بررسى مقدماتى نشان داد که اختلاف نسلىِ ارزشى قابل توجهى بین دو نسل وجود ندارد، ولى اختلاف نسلىِ هنجارى قابل توجه است. اثر تحصیلات نیز بر شکاف نسلى مربوط به بعضى از ارزش ها و هنجارها یکنواخت نیست، به طورى که بعضى از اختلاف ها را تشدید و بعضى دیگر را تضعیف مى کند، و نتیجتاً افزایش تحصیلات را به راحتى نمى توان عامل مهمى در افزایش اختلافات نسلى تلقى کرد.
"
فعال سازى تصورات قالبى تلویحى به شیوه سرنخ دهى
حوزههای تخصصی:
" تصورات قالبى به عنوان یکى از موضوعات اساسى در روان شناسى اجتماعى از طریق مطالعات زمینه یابى به کرات مورد بررسى قرار گرفته اند. به دلیل برخوردارى از وجود ناآشکار، این دسته از رفتارهاى اجتماعى انسان با به کارگیرى شیوه هاى سنتى سنجش نمودنمى یابند. از آن جایى که تصورات قالبى تلویحى به صورت خودکار بر نگرش افراد اثر مى گذارند، فهم پویایى هاى حاکم بر آن ها از اهمیت خاصى برخوردار است. شیوه هاى بررسى فرآیندهاى خودکار در مورد تصورات قالبى نیز به کار گرفته شده است. مطالعاتى از این نوع حاکى از نفوذ عمیق تصورات قالبى بر روابط انسانى است.
این مقاله پس از توصیفى کوتاه در خصوس تصورات قالبى، و ظرح جنبه هاى آشکار و ناآشکار (تلویحى) آن، به شواهدى حاکى از وجود سیستم حافظه اى ناآشکار که تصورات قالبى تلویحى نیز بخشى از اطلاعات موجود در آن را شامل مى شود، اشاره مى کند و در ادامه، روش سرنخ دهى را به مثابه یک شیوه ابتکارى سنجش این دسته از اطلاعات ناآشکار به همراه پژوهش هاى مرتبط در خصوص تصورات قالبى معرفى مى کند.
"
وضعیت طلاق و برخی عوامل موثر بر آن در افراد مطلقه ساکن در منطقه دولت آباد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"بر اساس ارزیابی جامعه منطقه دولت آباد، مشکلات عمده ای شامل بحران بلوغ، کودکان خیابانی، مسایل تربیتی بچه ها و افزایش پدیده طلاق به عنوان مشکلات خاص منطقه مطرح شد و وضعیت طلاق به منظور ارایه اطلاعات به مشاوران و مقامات مسوول همچنین برای دست یابی به مهم ترین روش های پیش گیری وحل مهم ترین مشکلات پس از آن بررسی و انتخاب شد. در این بررسی ضمن بهره گیری از روش مصاحبه با افراد مطلقه و تکمیل پرسشنامه، تاثیر متغیرهای زمینه ای بر مدت زندگی مشترک و مشکلات پس از طلاق با استفاده از روش آزمون بقا Kaplan-Meier وتست log-rank مورد مطالعه قرار گرفت. از بین 45 زن و 24 مرد شرکت کننده در مطالعه، بیش ترین فراوانی گروه سنی آن ها در محدوده 26 تا 35 سال و میانگین مدت زندگی مشترک 62 ماه (با انحراف معیار 2/68) بوده است. میانگین سنی هنگام طلاق در زنان 6/2±6/24 و در مردان 3±8/29 سال بوده است. تحلیل آزمون بقا نشان داد که احتمال رخ داد طلاق پس از 100 ماه زندگی مشترک در افرادی که ازدواج تحمیلی را به عنوان یک عامل مهم منجر به طلاق ذکر کرده اند حدود 99 درصد و در افرادی که این عامل در طلاق آن ها نقشی نداشته است 22 درصد بوده است.
گروه سنی افراد مطالعه شده، میانگین سنی هنگام طلاق، تعداد فرزندان زوجین، شیوه آشنایی (از بین متغیرهای زمینه ای) و ازدواج تحمیلی (از بین علل منجر به طلاق) با میانگین مدت زندگی مشترک اتباط آماری معنی داری داشته است. پس از طلاق زنان بیش تر با والدین و مردان بیش تر به تنهایی زندگی می کردند. عدم تفاهم اخلاقی (83 درصد) اعتیاد (42 درصد) و دخالت خانواده ها (33 درصد) شایع ترین عوامل منجر به طلاق بوده اند. مشکلات مالی (30 درصد) و بیماری های روانی (24 درصد) موارد بعدی هستند.
از بین مشکلات پس از طلاق، مشکلات تربیت فرزندان و احساس تنهایی در گروه های سنی بالاتر شایع تر بوده است. وجود مشکلات تربیتی فرزندان با تعداد آن ها ارتباط مستقیمی داشت. شدت مشکلات در ازدواج های فامیلی کم تر از سایر موارد بوده است. عدم امنیت اجتماعی در زنان بارزتر و احساس افسردگی در مردان شایع تر بوده است . به نظر افراد تحت مطالعه، بهترین راه پیشگیری از طلاق، انتخاب درست همسر است و روش بعدی را مشاوره با متخصصان ذکر کرده اند."