این پژوهش با هدف بررسی رابطه ی بین سبک فرزند پروری، دلبستگی و تعهد زناشویی در دانشجویان زن متاهل انجام گرفت. جامعه ی مورد مطالعه ی پژوهش دانشجویان زن متاهل دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی 88-89 بودند که نمونه ی مورد نظر شامل 120 دانشجوی متاهل بود که به گونه ی در دسترس از این جامعه انتخاب گردیدند و. ابزارهای پژوهش بین آن ها توزیع گردید و تکمیل شد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اقتدار والدینی (فرم پدر و فرم مادر)، سبک دلبستگی و تعهد زناشویی است. برای تحلیل داده های بدست آمده از پژوهش از روش همبستگی استفاده گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که بین سبک فرزندپروری و دلبستگی به صورت کلی رابطه وجود دارد به این ترتیب فرضیه ی نخست تایید گردید. هم چنین، نتایج حاکی از این بود که به صورت کلی بین سبک دلبستگی و تعهد زناشویی رابطه ی معنادار وجود ندارد بنابراین، فرضیه ی دوم به صورت کلی رد شد. هم چنین، بین سبک فرزند پروری و تعهد زناشویی به صورت کلی رابطه-ی معنادار یافت گردید و از این رو، فرضیه ی سوم پژوهش تایید گردید.
قحطی در ایران سابقه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد. ساکنان ایران زمین، از کهن ترین روزگاران، به صورت ادواری، با قحطی و کمیابیِ ارزاق دست به گریبان بوده و به کرات بر اثرِ آن قربانیان بسیار داده اند. دربارة اسباب و علل ایجادکنندة این قحطی ها سخن بسیار رفته است. بعضی از محققان، ساده اندیشانه و عجولانه، به سراغِ نزدیک ترین و سهل الوصول ترین عاملی که به نظرشان می رسیده ـ قهر طبیعت ـ رفته اند و مصایب بی شماری را که طیِ قرون متمادی بر اثر قحطی برای مردم ایران پدید آمده است، یک باره و یک سره، معلول بی مهری طبیعت دانسته اند. این تصور نه به کلی خالی از واقعیت است و نه تمامِ واقعیت را دربر دارد. تردیدی نیست که فلات ایران ـ در مقام مقایسه با بخش هایی از جهان نظیر اروپای غربی و شمالی، کانادا، و نیز در قیاس با متوسط کل جهان ـ از رطوبت و بارندگی کافی برخوردار نبوده و نیست؛ به همین دلیل، در طول تاریخ، بسیاری از قحطی های ایران از خشک سالی های متناوب نشئت گرفته است[i]. با وجود این، دور از منطق و واقعیت خواهد بود اگر نقشِ بسیار مؤثر و تعیین کنندة عواملِ گوناگونِ اجتماعی در ایجاد و سیرِ تحولِ قحطی های ایران نادیده یا دست کم گرفته شود. این عوامل گاه منشأ و علت شروع قحطی ها بوده اند (عوامل اولیه) و گاه عامل تشدید کننده و ادامه دهندة آن ها (عوامل ثانوی یا جانبی). در این مقاله بر آنیم تا تأثیر مشخصِ عوامل اجتماعی را در شکل گیری و تداوم عظیم ترین و دهشتناک ترین قحطی ایران در طول تاریخ بازنماییم ـ تأثیری که کم و بیش در اکثریت قحطی های ایران مشهود است. در این پژوهش، نخست به توصیف چگونگی شروع این قحطی و نقش عوامل طبیعی و جَوی در ایجاد آن، و نیز بررسی ابعاد و پیامدهای جمعیتی، سیاسی، و اقتصادی و ... آن می پردازیم و سپس به سراغ عوامل اجتماعی و فرهنگی می رویم
رشد و توسعه جامعه مرهون بررسی، برنامه ریزی مسائل، و مشکلات موجود و ارائه راهکارهای موجود به منظور پاسخ گویی به نیازهای جامعه است. بدیهی است سازمان ها و مؤسسات اجتماعی در زمینه های گوناگونی به فعالیت مشغول اند؛ مانند آموزش و پژوهش، آموزش عالی، بهداشت و درمان، محیط زیست. با توجه به تنوع، تعدد، و کلان بودن مسائل جامعه، مسئولان سازمان ها و قانون گذاران، پاسخ گویی به دغدغه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را، در قالب خط مشی ها و برنامه های پنج ساله فراگیر، تنظیم و تدوین کرده اند.
بعد از اجرای هر برنامه، ضروری است برای بررسی عملکرد اجرایی گذشته و متغیرهای مرتبط با توجه به برنامه های اجراشده و درک وضعیت و ابعاد مشکلات و چشم اندازهای بلند مدت اثربخشی خط مشی اجراشده ارزیابی های جامعی صورت گیرد که دست اندرکاران با توانمندی بیشتری بتوانند نارسایی های محتمل را برطرف کنند و خلأ بین وضعیت مورد بررسی و اهداف پیش بینی شده را پر کنند و آن ها را به تحقق برسانند.
در این پژوهش، که درباره دورة کارشناسی رشتة تحصیلی مدیریت دولتی است، در ابتدا مسائل آموزش عالی و جایگاه آن در پیشبرد علم و حل مشکلات جامعه بحث و بررسی می شود. در ادامه، اثربخشی سازمانی ارزیابی برنامة آموزش و نقش آن در بهبود عملکرد آموزشی و کیفیت آن تحلیل خواهد شد
مزاحمت خیابانى یکى از اشکال ممنوع تبعیض جنسى علیه زنان است که عرصه عمومى را به محیطى ناامن و نامطلوب براى فعالیت اجتماعى آنان تبدیل مى کند. سکوت زنان در برابر این مزاحمت ها یکى از دلایل شیوع آن در جامعه قلمداد مى شود، از این رو مطالعه تجربه زنان از مزاحمت هاى خیابانى و واکنش آنان در برابر این مزاحمت ها ضرورى به نظر مى رسد.
پژوهش حاضر که در بین دختران دانشجوى دانشگاه شیراز اجرا شد، به روش ترکیبى با استفاده از طرح اکتشافى (کیفى ـکمى) براى این منظور انجام شده است. در بخش کیفى پژوهش موضوع تحقیق از طریق مصاحبه هاى عمیق با 16 مشارکت کننده مورد اکتشاف قرار گرفت تا به این وسیله پژوهشگران به معانى ذهنى، تجربیات و دیدگاه هاى افراد مورد مطالعه نزدیک گردند. سپس یافته هاى بخش کیفى، محققین را در انتخاب چشم انداز نظرى و طراحى ابزار پرسش نامه بخش کمى (369 نمونه) یارى نمود.
بر اساس نتایج مصاحبه هاى کیفى، یک طبقه بندى از انواع مزاحمت هاى خیابانى در عرصه عمومى در قالب 4 مؤلفه مزاحمت هاى بصرى، کلامى، تعقیبى و لمسى به دست آمد. بر اساس اظهارات پاسخ گویان بخش کمى، مزاحمت هاى بصرى بیشترین شیوع را دارند و پس از آن به ترتیب مزاحمت هاى کلامى، لمسى و تعقیبى قرار دارند. هم چنین درباره واکنش پاسخ گویان نسبت به مزاحمت ها، یافته هاى بخش کمى حاکى از این است که بیشتر پاسخ گویان (حدود 70 درصد) به مزاحمت ها پاسخ منفعلانه مى دهند. بدین معنا که بیشتر آن ها ترجیح مى دهند که در برابر مزاحمت ها سکوت اختیار کنند که این یافته نیز با نتایج مصاحبه هاى کیفى منطبق بود.
مدل سازی معادله ساختاری به عنوان یک روش چندمتغیره برای تجزیه و تحلیل داده ها، به تدریج در حال گسترش است. هدف اصلی از نگارش مقاله ی حاضر، علاوه بر معرفی عمومیترین روشهای برآورد حجم نمونه قابل قبول به لحاظ علمی (توان آزمون قابل قبول و دقت در برآورد پارامترهای آزاد) که بتوان به نتایج حاصل از برآورد پارامترهای آزاد مختلف در یک مدل اعتماد کرد، معرفی معیارهای و روشهایی است که پژوهشگران اجتماعی می توانند از آنها برای برآورد حجم نمونه و همچنین ارزیابی کفایت حجم نمونه مورد مطالعه بهره گیرند. استفاده از قواعد کلی و به عبارت دیگر، قواعد سرانگشتی، برای برآورد حجم نمونه در حال حاضر عمومیت دارند. اینکه این روشها کدامند یکی از پرسشهایی که در متن حاضر تلاش شده است تا بدان پاسخ داده شود. با این حال و با وجود داشتن برخی مزایا، نظیر سهولت، استفاده از این قواعد دارای برخی نواقص است که بیتوجهی به آنها میتواند پژوهشگر را به نتایج نادرستی هدایت کند. یکی از مهمترین ایرادهای استفاده از این روشها آن است که محقق اغلب نمیتواند مطمئن باشد در شرایط خاصی که مدل خود را آزمون کرده است آیا حجم نمونهای که برای برآورد پارامترهای مختلف از یک سو و آزمون کلیت مدل از سوی دیگر مورد تحلیل قرار گرفتهاند به اندازه کافی بزرگ بوده است یا خیر. چنین وضعیتی، بویژه به هنگامی که مدل تدوین شده به لحاظ تعداد متغیر مشاهده شده، تعداد سازهها و تعداد پارامترها مدلی پیچیده است و مفروضههایی نظیر نرمال بودن چندمتغیره نقض میشود با وضوح بیشتری خودنمایی میکند. بهرهگیری از روش ساتورا ساریس که بر مبنای برآورد توان آزمون و تفاوت کای اسکوئر (مقایسه یک مدل آشیان شده در مدل مادر) قرار دارد و همچنین بهرهگیری از روش مونت کارلو که بر مبنای دقت برآورد پارامترهای آزاد قرار دارد، از جمله روش هایی هستند که پژوهشگران میتوانند از آن برای ارزیابی کفایت حجم نمونه بهره بگیرند.
امروزه رسانه های جمعی به عنصری مهم تبدیل شده و بر همه عرصه های زندگی اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نفوذی انکارناپذیر دارد. تلویزیون ایران که در سطحی کلان هدف خود را انسان سازی و ایفای نقش دانشگاهی بزرگ معرفی کرده باید در ایفای نقشی فرهنگ ساز به شکل جدی ورود پیدا کند.
از این رو، در این مقاله ابتدا به چگونگی فرهنگ سازی رسانه ها در ابعاد گوناگون فرهنگ می پردازیم و در ادامه با توجه به اهمیت نهاد خانواده در جوامع امروزی، چگونگی بازنمایی آن را در متون تلویزیونی بررسی خواهیم کرد. به همین منظور ابتدا پس از بیان تقسیم بندی هایی از فرهنگ، آن را به سه حوزه اصلی باورهای بنیادین، ارزش ها و هنجارها و رفتارها تقسیم می کنیم و سپس نحوه ورود رسانه در هر کدام از این ابعاد را با توجه به اصول سند چشم انداز بررسی می کنیم.
در نهایت اینکه رسانه ها به منظور فرهنگ سازی در جامعه و به خصوص نهاد خانواده باید در گام نخست تغییراتی را در سطح باورهای بنیادین و در ادامه در سطح ارزش ها و هنجارها به وجود آورند؛ همچنین برنامه ریزی بر روی باورهای بنیادین که در قاعده هرم قرار دارد، بسیار تأثیرگذارتر از انواع دیگر هرم خواهد بود، چراکه این بُعد از فرهنگ اگرچه ممکن است کم رنگ شود، هیچ گاه از بین نخواهد رفت.
در این مقاله، ارتباط سرمایه اجتماعی و امنیت ملی پایدار بررسی شده است. پرسش اینست که سرمایه اجتماعی چه سهمی در تدارک امنیت ملی پایدار دارد و مکانیسم نقش آفرینی آن چگونه است؟ در ابتدا به تحول مفهوم امنیت، اشاره و سپس، نقش و سهم سرمایه اجتماعی در تدارک امنیت ملی پایدار بررسی شده است. مطابق یافته های مقاله، نظم اجتماعی و امنیت ملی، حاصل رضایت مندی شهروندان و گروه هاست و این رضایت مندی در گرو وجود شبکه های اجتماعی نیرومند و برآمده از فرآیند مستمر، نهادمند و برخاسته از بطن جامعه است که می توان آنها را در چهره سرمایه اجتماعی قوی مجسم کرد. دستاورد نظری مقاله نشان میدهد سرمایه اجتماعی، به شیوه های مختلف، از جمله افزایش یکپارچگی ملی، تسهیل مدیریت دشواریهای سیاسی- اقتصادی، پیش گیری از انفعال سیاسی- اجتماعی، ارتقاء ظرفیت نظام سیاسی، تثبیت و ارتقای هویت ملی و تعمیق اعتماد، در پایداری امنیت ملی، نقش مستقیم دارد.
در این تحقیق با برساخته دانستن هرگونه هویت جمعى تلاش به عمل آمد تا درکى که جوانان تحصیل کرده از هویت ایرانى خود دارند تا جاى ممکن فهم و معرفى شود. برخلاف صاحب نظرانى که هویت ایرانى را با ارجاع به انواع خوانش ها از پیشینه تاریخى این سرزمین و سنت هاى فرهنگى، ادبى، زبان شناختى یا دینى آن تعریف مى کنند، در این پژوهش سراغ گروهى از مردم این کشور، یعنى جوانان، رفتیم که به لحاظ جمعیت شناختى و نیز پى ریزى فرهنگ آینده کشور در موقعیتى راهبردى قرار دارند و کوشیدیم مفهوم «ایرانى بودن» را از زبان خود آنان بشنویم و در معرض تحلیل جامعه شناختى قرار دهیم. به این منظور با نمونه اى 71 نفره از جوانانى که 18 تا 29 سال سن داشتند و حداقل دانشجوى کارشناسى بودند مصاحبه هاى نیمه ساختمند کیفى ترتیب دادیم. از مهم ترین یافته هاى پژوهش آن بود که بیشتر جوانان مصاحبه شده «ایرانى بودن» خود را تا حدود زیادى متفاوت با نسل هاى پیشین و در ترکیبى از ارزش هاى عاطفى و انسانى موجود در روابط خانوادگى و دوستى، در کنار معیارهاى پیشرفته بودن و مترقى بودن در جهان امروز، معرفى مى کردند.
باوجود اطلاعات شایان توجهِ جمعیت نگاشتی یهودیان قلمرو عربی از صدر اسلام، اطلاعات زیادی دربارة پراکندگی جمعیتی یهودیان در ایران بعد از اسلام تا دورة سلجوقی وجود ندارد. اما، وجود اطلاعات بیشتر پیرامون این دوره تا حملة مغول، امکان بررسی دربارة تمرکز جمعیتی و سکونتگاه های یهودیان ایران را در این مقطع فراهم می کند و بیانگر آن است که یهودیان ایران با وجود شمار کم، در مقایسه با اقلیت های دینی دیگر، پراکندگی سکونتگاهی بیشتری داشته اند و به واسطة اشتغال بسیاری از آنان به تجارت، دست کم فعالیت در بازارها، عمدتاً در شهرهایی متمرکز شده اند که واحدهای اصلی بازرگانی و داد و ستد اقتصادی در ایران آن عصر بوده اند؛ و همین امر را باید یکی از عوامل فراهم سازی زمینه های کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهودیان در ایران عصر ایلخانی دانست.
آغاز سدهٔ 14ق/20م دورانی سخت برای ایران و به ویژه کردستان محسوب می شود. بحران شورش های عشایری پس از انقلاب مشروطه، عوامل بازدارندة محلی و پیامدهای وخیم جنگ جهانی اول در کردستان، سبب شد که در آنجا شرایط ویژه ای ایجاد شود که متفاوت از سایر نقاط ایران بود. عوامل یاد شده مانع از مشارکت فعال زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعیِ کردستان شد. البته به دلیل کمبود تجربه های سیاسی و اجتماعی، مشارکت زنان در این عرصه ها کمتر از مردان بود؛ گر چه مشارکت مردان نیز به منشأ روستایی، عشیره ای یا شهری بودن آنها بستگیِ تام داشت.
هدف این پژوهش بررسیِ جایگاه سیاسی و اجتماعی زنان کردستان و میزان تأثیرگذاریِ آنان در روزگار سخت آغاز سدة 14ق/20م است. زندگی روزمرة زنان و نقش آنان در سیاست و اقتصاد با توجه به منابع، مطالبی است که نگارنده در این پژوهش بدان ها پرداخته است.
در این مقاله تلاش شده است که از میان سه منظر برای بررسی تلویزیون یعنی مخاطبان، محتوای برنامه و نظام تولید، با بررسی نظام تولید برنامه های دینی تلویزیون، سیاست ها و رویکرد های تولید برنامه های دینی آشکار گردد. روش نیل به این مقصود، مطالعه کیفی است که در آن از سویی اسناد سازمان صدا و سیما بررسی گردیده و از سوی دیگر با متولیان تولید برنامه های دینی در سطوح مختلف مصاحبه مبسوطی صورت گرفته است تا از مجموع آن بتوان به چشم اندازی در این رابطه دست یافت. از مجموعه مباحث می توان نتیجه گرفت که در برنامه های دینی تلویزیون ایران، تعریف، اهداف، ضوابط، سیاست ها و رویکرد ها همگی نیازمند بازنگری است. علاوه بر این عناصری همچون مخاطب، خلاقیت، اقتصاد تولید، پژوهش و تولید و به طور کلی فرایند تولید ارزیابی شده است.
هدف این جستار این است که نشان دهندة با توجه به رشد فزایندة شهرنشینی در شهر سردشت، ساکنان این شهر تا چه حد شهرگرا هستند و رشد شهرگرایی آن ها از چه عواملی تأثیر می¬پذیرد. از دیدگاه جبرگرایی، با توجه به افزایش شهرنشینی در این شهر می¬توان فرض کرد ساکنان آن دارای شیوة¬ زندگی شهرگرایی هستند، اما میزان آن در همة افراد یکسان نیست و بر اساس دیدگاه ترکیبی بسته به ویژگی های افراد میزان شهرگرایی آن ها متفاوت است. مطالعة ما به روش پیمایشی انجام شده است و داده های تحقیق نشان می¬دهد که بیشتر افراد از نظر میزان شهرگرایی در وضعیت متوسط قرار دارند. همچنین تعداد افرادی که شهرگرایی پایینی دارند یا به عبارتی دیگر، شهرگرا نیستند، کم نیست و از میان ویژگی¬های افراد بیشتر متغیرهای سن، سابقة¬ زندگی در روستا و سطح تحصیلات قادرند تغییرات شهرگرایی را تبیین -کنند. ارزش این مطالعه از آن جهت است که می توان بر اساس نتایج آن وضعیت یکی از متغیرهای مهم توسعه یافتگی، مانند شهرنشینی و پیامدهای آن، را در شهرهای مناطق کردنشین روشن کرد.
هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی ریشة مشکلات نهاد علم در ایران امروز با رجوع به مقطع تاریخی ورود علم به ایران و تلاش جهت فهم نگرش روشن فکران این دوره دربارة پدیدة جدیدالورود علم با روش تحلیل گفتمان و استفاده از نظریة پسااستعماری است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد شیوة مواجهة اولیه با این پدیده و ایدئولوژی روشن فکران را به سمتی سوق داد که دربارة مبانی علوم جدید و نسبتی که این علوم می تواند با علوم سنتی برقرار کند سکوت شد. همچنین توجه به برخی علوم و به حاشیه رانده شدن برخی دیگر، سویه ای ایدئولوژیک داشته و در مورد علوم انسانی باید گفت که اساساً انسان موضوع شناخت قرار نگرفته و نحوة نگرش در این دوره به اهداف و وظایف علوم انسانی، سبب شکل نگرفتن این علوم در این مقطع شد.
در برداشتی کلی، این مقاله دربارة موسیقی و زوایای جامعه شناختی آن است. فرض اساسی این مقاله آن است که موسیقی و تحوّلات و مفاهیم آن در خلأ اجتماعی ـ فرهنگی تولید نمی شود، بلکه موسیقی به نحوی برساخته ای اجتماعی ـ فرهنگی است. در میان انواع گوناگون موسیقی که به نحوی گروه های اجتماعی به آن گرایش دارند، این مقاله به طور مشخص گرایش جوانان ایرانی را به موسیقی پاپ و همبسته ها و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن بررسی کرده است. برای نیل به این هدف، این مطالعه با اتخاذ یک رویکرد نظری تلفیقی و یک رویکردی روش شناختی کمّی و با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسش نامه 200 نفر از دانشجویان ورودی سال 1388 دانشگاه تربیت معلم را به صورت نمونه گیری طبقه ای چندمرحله ای انتخاب کرده و مورد مطالعه قرار داده است. یافته ها و نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهند که میان مفهوم سرمایة فرهنگی و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مثبت معنی داری وجود دارد. این در حالی است که رابطة آماری معنی داری میان دین داری و شاخص گرایش به موسیقی پاپ وجود ندارد. به علاوه، میان متغیر پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (SES) و شاخص گرایش به موسیقی پاپ رابطة مستقیم معنی داری وجود دارد. همچنین، جنس دانشجویان تفاوت معنی داری در گرایش آن ها به موسیقی پاپ ایجاد نمی کند. نتایج این مطالعه همچنین مؤید آن است که در میان جوانان مورد بررسی، بیشترین میزان گرایش به موسیقی پاپ به ترتیب به موسیقی پاپ داخلی، موسیقی پاپ ضبط شده در خارج از کشور، و موسیقی پاپ خارجی بوده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی مشارکت جوانان روستایی در زمینه توسعه کشاورزی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر این مشارکت بوده است. روش شناسی تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است که با رویکرد پیمایش پرسشنامه ای به انجام رسیده است. جامعه آماری این تحقیق را جوانان روستایی شهرستان کرمانشاه تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 175 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردیدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با دریافت دیدگاه های متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی به دست آمد. آزمون مقدماتی نیز برای دستیابی به ابزارهای پژوهش انجام گرفت و ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 85/0 به دست آمد. یافته های تحقیق نشان داد که مشارکت بیشتر جوانان، در سطح متوسط است. نتایج آزمون مقایسه میانگین ها نشان از آن داشت که بین میانگین مشارکت جوانان روستایی در زمینه توسعه کشاورزی با توجه به جنسیت و شرکت در آموزش های ترویجی، اختلافی معنی دار وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره گام به گام نشان داد که متغیرهای نگرش نسبت به اشتغال در فعالیت های کشاورزی، عوامل انگیزشی مؤثر در مشارکت، استفاده از منابع اطلاعاتی و ارتباطی و مسیرهای شان، میزان اراضی زراعی و سن، تبیین کنندة 7/56 درصد از تغییرات در میزان مشارکت جوانان در زمینة توسعه کشاورزی است.