سخن اصلی نظریة «استفاده و رضامندی» این است که رسانه ها قدرت تأثیرگذاری اندکی بر مخاطب دارند و در مقابل، این مخاطبان هستند که میل و نیاز خود را بر رسانه ها تحمیل کرده، بر سیاست گذاری آنها تأثیر می گذارند. از دید این نظریه، رسانه باید مخاطب محور باشد؛ یعنی باید تلاش خود را تنها در جهت تأمین امیال مخاطبان خود یا همان جلب لذت و دفع الم مصروف دارد تا بتواند به تعداد بیشتری از مخاطبان دست یابد. به زعم پردازندگان این نظریه، سخن مزبور با برخی از آموزه های صریح قرآن کریم تقابل دارد. قرآن کریم امیال طبیعی ازجمله میل به لذت در انسان را نه تنها انکار یا محکوم نمی کند، بلکه یک سلسله از تعالیم خود را بر آنها مبتنی ساخته است. از دید قرآن کریم، نیازهای واقعی انسان نیازهایی است که ارضای آنها موجب فعلیت یابی استعدادهای فطری انسان می شود. در مقابل، اندیشه غیردینی، نیازهای غریزی و حیوانی را در انسان نیاز اصیل تلقّی کرده و قاعدتاً رسانه را ملزم به تأمین آنها می داند. از نظر قرآن کریم، فقط ارضای نیازهای واقعی می تواند انسان را به هدف نهایی خلقت نزدیک کند. ازاین رو، یک رسانه مطلوب با معیار دینی، باید به نیاز، مصلحت و خواسته های معقول مخاطب توجه کند. در این نوشتار، سعی شده تا با عطف توجه به محتوای این نظریه، دیدگاه قرآن در خصوص نیازهای انسان و نحوة مواجهة با آنها تشریح گردد.
توسعه یافتگی همواره یکی از دغدغه های جوامع در حال گذار بوده است. این جوامع در شناختن عوامل عقب ماندگی خویش به دلایل مختلفی متوسل شده اند. زبان و ادبیات عامیانه یکی از مواردی است که تجلی گاه لایه های زیرین شخصیت افراد است و از این دریچه می توان نگرش های افراد را نسبت به موضوع توسعه سنجید. برای بررسی نگرش توسعه ای لرستان از منظر فرهنگی رجوع به ضرب المثل های لری می تواند مبنای دقیقی را فراهم آورد. چارچوب نظری این تحقیق با استفاده از نظرهای متفکران دیدگاه نوسازی ساخته شده است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل محتوای تلخیصی است که در آن ضرب المثل ها به لحاظ مضمونی در مقوله های مختلف توسعه ای گنجانده شده و تعداد فراوانی ضرب المثل ها و هم جهت گیری مثبت و منفی مضمون هر یک از آن ها با توسعه واکاوی شده است. یافته ها نشان می دهد که به لحاظ تکرار، توصیه به عقل گرایی، ارزش های اخلاقی مؤید کار، گرایش به جمع گرایی، محافظه کاری و تقدیرگرایی در میان مثل ها، بیشترین تکرار را داشته اند. همچنین مقوله های ارزش های اخلاقی مؤید کار، عقل گرایی، جمع گرایی، دارای موارد مثبت بیشتری بوده و مقوله های محافظه کاری و سازگاری (عدم نیاز به پیشرفت)، تقدیرگرایی، جایگاه انتسابی، عام گرایی، نگاه به ثروت، نگاه جنسیتی و فردگرایی، دارای موارد منفی بیشتری هستند. در مجموع می توان گفت که غلبه ی مثل هایی با مضمون ناسازگار با توسعه، در میان ضرب المثل های لری بیشتر به چشم می خورد.
مسئله ی این مقاله، ناظر بر تأثیر استفاده از رسانه های جمعی بر احساس تعلق خاطر جوانان به هویت دینی است. گستردگی و عمق تأثیر نرم افزاری رسانه ها، باعث شکل گیری و رواج تعابیری نظیر دهکده ی جهانی و جهانی شدن فرهنگ، در ادبیات اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای جوامع مختلف گردیده است. تعلق خاطر به عناصر هویتی از جمله حوزه های تأثیر پذیر عرصه ی فعالیت رسانه های جمعی است. مقاله ی حاضر که نتیجه ی پژوهشی تجربی در این حوزه است، به دنبال بررسی تأثیر استفاده از رسانه های جمعی جهانی (ماهواره و اینترنت) بر تعلق خاطر جوانان به هویت دینی است. به عبارت دیگر، پرسش اساسی پژوهش این است که آیا استفاده از رسانه های جمعی جهانی بر روی تعلق خاطر جوانان به هویت دینی تأثیر می گذارد یا خیر؟ و اگر تأثیر می گذارد، این تأثیرها از طریق چه سازوکار هایی صورت می پذیرد؟ جهت پاسخ به پرسش های فوق، پس از بررسی ادبیات موضوع، مدل علی تحقیق شامل متغیرهای سازوکاری ترسیم شد. جامعه ی آماری این پژوهش، کلیه ی دانش آموزان سال سوم دبیرستان های شهر شیراز است. روش مورد استفاده، میدانی و از تکنیک پیمایش به منظور جمع آوری داده ها استفاده شد. اعتبار متغیرها با استفاده از اعتبار صوری و روایی متغیرها با استفاده از آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمون های مورد استفاده در این تحقیق، شامل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر است. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد، میزان استفاده از رسانه های جمعی جهانی یک رابطه ی معنی دار منفی با هویت دینی دارد .
جامعه ی ما طی دو دهه ی گذشته تغییرات چشمگیری را در حوزه های فرهنگی و مسائل اخلاقی از سر گذرانده است. تعارض ها و چالش های سیاسی بین احزاب سیاسی (اصلاحگران و اصولگرایان) به غفلت از اخلاق اجتماعی، به ویژه در نهاد خانواده، منجر شد. در حقیقت، چالش ها برای دستیابی به قدرت سیاسی بیشتر، بین احزاب و مسئولان سیاسی، به غفلت از اخلاق اجتماعی در کل جامعه انجامید. این مقاله در صدد است تا بازنمایی اخلاق اجتماعی را در فیلم طلا و مس، فیلمی از همایون اسعدیان، از طریق تحلیل روایت، تحلیل کند. طلا و مس که حلقه ی سوم از یک تریلوژی (سه گانه) مشهور سینمای ایران (مارمولک و زیر نور ماه دو فیلم دیگر این سه گانه اند) است، به زندگی دینی و نقش اجتماعی روحانیون جوان می پردازد. فیلم در زندگی یک طلبه ی جوان و روابطش با همسر و مردم کوچه و بازار رسوخ می کند تا چهره ی حقیقی اخلاق را به تصویر بکشد. رضا، طلبه ی جوان فیلم، در پی آموختن درس اخلاق از یک استاد روحانی پیر در مدرسه ی دینی است؛ اما به زودی در می یابد که نمی توان اخلاق واقعی را در کتاب ها جست. قواعد اخلاقی ساده اند و تنها می توان آن ها را از خلال موقعیت های روزمره دریافت.
حضور در شبکه های اجتماعی اینترنتی همچون فیس بوک بنا به ویژگی ها، خصوصیات، امکانات و کارکردهای خاص این فضا و با عنایت به وضعیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی جوانان در کلان شهرهای در حال گذار ما، تأثیرات عمیقی را بر جنبه های متفاوت هویت و به تبع آن، بر سبک زندگی کاربران ایرانی و خصوصاً جوانان به مثابه ی بزرگ ترین طیف مخاطبان و فعالان این فضا خواهد گذاشت. در حقیقت کاربران ایرانی با توجه به ساختارهای عینی و ذهنی موجود در جهان واقعی خود و بنا به نوع و میزان استفاده شان از شبکه های اجتماعی اینترنتی، تأثیرات و تغییرات گسترده ای را به طور تدریجی خواهند پذیرفت. بدین لحاظ پژوهش حاضر، رابطه ی حضور و تعامل در شبکه ی اجتماعی فیس بوک با هویت اجتماعی جوانان را مورد مطالعه قرار می دهد. پژوهش حاضر پیمایشی است و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و بهره گیری از پرسشنامه ی محقق ساخته صورت گرفته است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را کاربران جوان فیس بوک شهر تبریز تشکیل می دهند. حجم نمونه با استفاده از جدول لین، 424 نفر برآورد شده است. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که حضور و تعامل در فیس بوک عاملی تأثیرگذار بر هویت اجتماعی کاربران است و این شبکه باعث تضعیف برخی از ابعاد هویت اجتماعی چون هویت خانوادگی، دینی و ملی و همچنین باعث تقویت هویت مصرفی کاربران شده است.
رسانه ها امروزه تلاش می کنند که آنچه را می خواهند بازنمایی کنند، نه آنچه حقیقت دارد. بنابراین، وجود شکاف میان واقعیت و آنچه در رسانه ارائه می شود، سبب شده است تلاش های بسیاری برای توصیف و تبیین چگونگی و چرایی شکل گیری بازنمایی رسانه ای از جهان خارج صورت گیرد. این مقاله به بازنمایی ایران هراسی در سینمای هالیوود پرداخته و تلاش کرده است با روش نشانه شناسی جان فیسک به نقد و بررسی فیلم سینمایی آرگو، که جایزة «اسکار» 2013 را گرفته، بپردازد. نتیجه ای که حاصل شده این است که فیلم مزبور به تحریف فرهنگ و رفتار ایرانیان و حقیقت واقعة 13 آبان 1358 پرداخته و تلاش کرده است مردمان ایران را مردمانی خشن، غیرمنطقی و نیمه وحشی نشان دهد. این مقاله به بررسی رمزگان اجتماعی و فنی و ایدئولوژیک نهفته در این فیلم پرداخته است.
«انسان شناسی تصویری» اصطلاحی است ترکیبی که نمایندگی دو حوزه «فیلم» و «مردم نگاری» را به عهده دارد. هر یک از دو حوزه دارای روش ها و تکنیک های خاصی هستند که برای دیدن پدیده ها و پرداخت رویدادها از آن ها کمک می گیرند. بدیهی است تفاوت های نسبتاً عمیقی بین این دو حوزه وجود دارد که ناشی از تفاوت های ماهوی و اختلاف روش بین آنهاست. اولی با متن نوشتاری سر و کار دارد و کار خود را با مبانی نظری آغاز و با تحلیل و گزارش نویسی خاتمه می دهد، درحالی که دیگری با «نوار سلولوئید» کار می کند و کار خود را با ایده آغاز و نهایتاً با فیلم برداری و نمایش دستاوردها فیصله می دهد. این که چطور می توان از یک تفکر مردم شناختی مبتنی بر متن نوشتاری به یک تفکر مردم شناختی مبتنی بر نما و سکانس رسید؟ پرسشی است که در این مقاله مبنای بررسی قرار گرفته است. همچنین در این مقاله تلاش شده است تا ضمن مروری کوتاه بر دو حوزه مردم شناسی و فیلم مستند، نحوه شکل گیری انسان شناسی تصویری، بازنمایی حس در انسان شناسی تصویری و تمایزات برجسته در این حوزه به اختصار بیان شوند.
در این پژوهش به شناخت مقوله «رویداد رسانه ای» به عنوان مقوله ای جدید در علوم ارتباطات پرداخته شده و نمونه برجسته ای از آن مطالعه می گردد. این نمونه مطالعه موردی پوشش «مراسم ازدواج نوه ملکه انگلیس» توسط شبکه بی.بی.سی فارسی است و در آن به این سؤال ها پاسخ داده شده که «رویداد رسانه ای ازدواج نوه ملکه انگلیس، چگونه شکل گرفت، چگونه اجرا شد و چه سناریو و اهداف تبلیغات فرهنگی در آن وجود داشت؟». داده ها با مشاهده فیلم پوشش مراسم ازدواج نوه ملکه انگلیس توسط بی.بی.سی فارسی گردآوری شده و ابزار تحلیل یافته ها، روش نشانه شناسی با رویکرد تحلیل سازه برای بخش تصویری و نشانه شناسی تصریح و تلویح برای ادبیات گفتاری می باشد و در نهایت در هر سکانس نتایج با ویژگی های الگوی رویداد رسانه ای تطبیق داده شده است.
نمونه گیری پژوهش هدفمند و واحد تحلیل «سکانس موضوعی» است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که این مراسم یک رویداد رسانه ای بزرگ دارای ویژگی هایی از جمله : برنامه ریزی دقیق، حمایت رسانه های بزرگ دنیا از مراسم، حضور و استقبال گسترده مردم از آن، نظم و امنیت هنگام برگزاری مراسم و ... بود و اهدافی در پس پرده داشت که شامل: تبلیغ فرهنگی، تمدنی و رسانه ای، رقابت فنّاورانه رسانه ای و به رخ کشیدن برتری خود، نمایش قدرت و توانایی و امکانات برگزاری با ادوات کاملاً انگلیسی، مقدمه سازی المپیک 2012، نمایش شکوه و عظمت سلطنت، مردمی بودن و....
سواد رسانه ای، توانایی دسترسی به رسانه ها، درک و ارزیابی انتقادی جنبه های مختلف محتوای رسانه ها برای خلق ارتباطات در زمینه های گوناگون است. در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دنیا، آموزش سواد رسانه ای به اقشار مختلف مردم آغاز شده و این موضوع اهمّیت خود را پیدا کرده است. هرچند تمام ایدئولوژی های رسانه ای منفی نیستند و رسانه ها ایدئولوژی های مثبت هم دارند، اما افرادی کهسوادرسانه ایکمیدارند،بایدپیام هایرسانه ایراهمان گونهکهرسانه هاارائهمی کنند،بپذیرندو میخ هایگردپیام هایرسانه ایرادرسوراخ هایچهارگوشومربّع شکلزندگیخودچفتکردهوتطبیقدهند. در کشور ما نیز سواد رسانه ای و آموزش آن به خصوص برای کسانی که بیشتر با رسانه ها در ارتباط اند، اهمّیت ویژه ای دارد. از این میان، مدیران و کارکنان روابط عمومی ها، از جمله کسانی هستند که به انحاء مختلف با رسانه ها در ارتباط اند و علاوه بر توانایی درک و ارزیابی انتقادی محتوای رسانه ها، باید بتوانند محتوای رسانه ای مناسبی خلق کنند. پژوهش حاضر میزان سواد رسانه ای این قشر و عوامل مرتّبط با آن را مورد بررسی قرار داده است. نتایج تحقیق نشان می دهد عواملی نظیر میزان تحصیلات، سواد بصری، سابقه کار، رشته تحصیلی، عادت رسانه ای و مصرف رسانه ای به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سواد رسانه ای مدیران و کارکنان روابط عمومی ها دارند و متغیرهای سرمایه فرهنگی و پست سازمانی در رگرسیون خطی تأثیر مستقیم بر سواد رسانه ای ندارند. مقدارRبدست آمده در تحقیق کنونی، 819/0 می باشد که نشان می دهد 67 درصد از تغییرات میزان سواد رسانه ای ناشی از متغیرهای فوق است و 33 درصد تغییرات باقیمانده متأثر از عوامل و متغیرهایی است که در تحقیق حاضر مدنظر نبوده اند.
در مقاله پیش رو هدف، شناخت چگونگی بازنمایی طبقه متوسط در فیلم سینمایی جدایی نادر از سیمین می باشد. این مقاله در رهیافت مطالعات فرهنگی و با تأکید برمقوله بازنمایی صورت گرفته است. در این مقاله از روش نشانه شناسی استفاده شده است و نظریه بازنمایی با تأکید بر آراء استوارت هال و تحلیل تقابل های دوگانه استروس چارچوب نظری این تحقیق را شکل داده اند.
نتایج تحقیق نشان داد که در فیلم جدایی نادر از سیمین، بازنمایی صورت گرفته از این طبقه بیشتر بر زندگی روزمره ای که این طبقه درگیر آن است تأکید می کند. به علاوه، طبقه متوسط به عنوان طبقه ای که به اوضاع و شرایط، بدبین است و طبقه ای که با تضاد و دوگانگی در زندگی اش مواجه است در فیلم بازنمایی می شود. همچنین بازنمایی طبقه متوسط از طریق قطب بندی میان فرودست/ فرادست تبیین می شود و بافت سازی به مدد این تقابل با تکیه بر سرمایه های فرهنگی و اعتقادی، خود را نمایان می سازد. از دیدگاه تماتیک، دروغ، خیانت، پنهان کاری، پیش داوری، داوری و قضاوت، موضوع های نمایشی شده (دراماتیزه شده) در میان خط روایی های فیلم جدایی نادر از سیمین بوده است.
ازدواج مبنای تشکیل خانواده یعنی اولین و مهم ترین واحد اجتماعی است. سن ازدواج زنان و مردان در استان کرمانشاه افزایش قابل توجهی داشته و از متوسط کشوری نیز بالاتر می باشد. بر این اساس در مقاله حاضر به بررسی تعیین کننده های سن ازدواج به تفکیک جنس در شهر کرمانشاه پرداخته شده است. داده های مورد استفاده در این مطالعه حاصل یک پیمایش است که در فروردین 1392 اجرا شده است. جمعیّت آماری شامل افراد در شُرُف ازدواجی است که جهت انجام آزمایش پزشکی به مراکز بهداشتیِ منتخب مراجعه می کردند. نمونه آماری 400 نفر می باشد. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد که متغیر محل سکونت اثر معناداری بر سن ازدواج زنان ندارد. رابطه متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده زنان و سن ازدواج آن ها معنادار گردید. یافته ها همچنین نشان داد که سه متغیرِ سطح تحصیلات، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده و وضعیت اشتغال اثر معناداری بر سن ازدواج مردان دارند. متغیر وضعیت پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده و متغیر وضعیت اشتغال به ترتیب بیشترین تأثیر را بر سن ازدواج مردان و زنان دارا بودند.
توسعه شهرها و تمرکز منابع در نقاط محدود، زمینه ساز جذب جامعه بشری به این پهنه های انسان ساز شده است. نیاز اقشار کم درآمد به مسکن شهری، باعث افزایش تقاضا برای بازار غیررسمی مسکن شده و اسکان غیررسمی نوعی از سکونت در شهرها را پدید آورده است. مشکلات فراوان این سکونتگاه ها برای توسعه پایدار شهری، مدیران شهری را به فکر تغییراتی در این سکونتگاه ها انداخته است، تا زمینه ساز کاهش طردشدگی و عدم انسجام اجتماعی این محلات گردد. سرمایه اجتماعی به عنوان دارایی که در میان اجتماعات این سکونتگاه ها جاری است، راه حلی مناسب برای کاهش هزینه های عمومی و ساماندهی این محلات به شمار می آید. این مقاله نتیجه پژوهشی با هدف ارزیابی تأثیرات سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار اجتماع غیر رسمی شمیران نو است، که با روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و جمع آوری 400 نمونه آماری از طریق پرسشنامه انجام شده است. هدف پژوهش، بررسی اثرگذاری سرمایه اجتماعی در پایداری اجتماعی یک محله غیررسمی است. بنابراین، در صورت تحقق این رابطه، مسیری درونزا و پایدار برای پایدارسازی اجتماعات غیررسمی تأیید می شود. در ضمن، این مهم هدفی کاربردی برای شهرداری ها بوده، در راستای مبانی نظری توسعه پایدار سکونتگاه های غیررسمی است. نتایج نشان میدهد، رابطه مثبت و معناداری میان سرمایه اجتماعی و شاخص های توسعه پایدار اجتماعی برقرار است که به وسیله اتصال به شبکه ها و اعتماد، تقویت میگردد. در این میان شورای محله به عنوان مهمترین رکن این رابطه، باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و هر اقدامی که باعث مردمی شدن این شورا گردد، گونه ای از روش های ظرفیت سازی به شمار می رود. بر اساس تحلیل چند متغیره، اعتماد و اتصال به شبکه های اجتماعی، بیشترین اهمیت را برای دستیابی به توسعه پایدار اجتماعی بازی می کنند. در نهایت، مشخص گردید که استفاده از مؤلفه های غیررسمی سرمایه اجتماعی روش بالفعل و توسعه مؤلفه های رسمی سرمایه اجتماعی، روش بالقوه دستیابی به توسعه پایدار اجتماعی خواهند بود.
مقدمه : در این پژوهش، عوامل عمده مرتبط با احساس ناامنی در ساکنان محلات شهری شناسایی و تجزیه و تحلیل شده است. بر این مبنا، راهکارها و پیشنهادهایی کاربردی برای ارتقاء احساس امنیت شهروندان در محل سکونت آنان ارائه شده است . روش: روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی است. جامعه آماری را افراد بیش از شانزده سال در ناحیه سه از منطقه هفده شهرداری تهران تشکیل می دهد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه منظم استفاده شد؛ سپس اطلاعات به دست آمده را با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس (آزمون آماری F )، کای اسکویر و آزمون دقیق فیشر تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: بین ساکنان محله های مورد مطالعه از نظر میزان احساس ناامنی تفاوت معنا داری وجود دارد. متغیرهای سن، تعداد خانوار در واحد مسکونی و میزان شناسایی محله توسط افراد مورد مطالعه عموماً در احساس ناامنی ساکنان تأثیرگذار نیست؛ اما متغیرهایی همچون مدت زمان سکونت در محل و احساس تعلق مکانی افراد مورد مطالعه، به طور معناداری در احساس ناامنی آنان مؤثر است. نتایج: بررسی به عمل آمده نشان می دهد که احساس ناامنی ساکنان، به ترتیب، متأثر از جرائم خرید و فروش مواد مخدر، وجود اراذل و اوباش، مصرف مواد مخدر و حضور معتادان در محل، مزاحمت برای نوامیس مردم و نزاع و درگیری بوده است. در مجموع، بین ساکنان محله های مورد مطالعه از نظر میزان احساس ناامنی تفاوت معناداری وجود دارد.
پژوهش حاضر به بررسی میزان رشد یادگیری دانشجویان مهندسی معماری در فراگیری مفاهیم پایه در سازه از طریق روش های متداول و مقایسه آن با یک روش پیشنهادی می پردازد. بر این اساس پاسخ سؤال های زیر در انجام این پژوهش مد نظر است: 1- آیا همسانی یا سطوح معناداری بین میزان رشد یادگیری دانشجویان از طریق شیوه های مورد مطالعه مشاهده می شود؟ 2- آیا ساخت ماکت از پروژه های اجرایی اختلاف معناداری در رشد یادگیری مفاهیم سازه توسط دانشجویان نسبت به کلاس های تئوری ایجاد می نماید؟ 3- نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به موثرترین شیوه آموزش مفاهیم سازه به دانشجویان معماری چیست؟ و آیا این نگرش منطبق بر یافته های پژوهش میباشد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت مطالعه میدانی (Field Trial) بوده که برای تحلیل یافته ها از شاخصهای آماری میانگین و انحراف معیار با فاصله اطمینان 95% و خطای مطالعه (P<0.05) استفاده شده است. همچنین برای مقایسه میانگین کمیت های جوامع مورد بررسی به تفکیک از آزمونهای (Paired TTEST, TTest و Anova) استفاده شده است و نهایتاً نمودارها به کمک نرم افزار Excel استخراج گردید. نتایج حاصل نشان دهنده آن است که میانگین میزان پاسخگویی دانشجویان به سؤالات در روش بهره گیری از طبیعت بیشتر از روش های دیگر بوده است. حال آنکه کاربرد روش های تئوری و ساخت ماکت، اختلاف قابل توجهی را در ایجاد رشد یادگیری دانشجویان نشان نداده است.
با نگاهی به مسیر شکلگیری نمایش در کشورهای شرقی ، درمی یابیم که نه تنها فاصله ای میان آ نها و زندگی جاری مردمان نبوده بلکه نمایش مرحله یا بخش مهمی از زندگی ساکنان شرق را می ساخته است. در این نوشته، دو گونه مهم نمایش ایرانی، از منظر جامعه شناسی، بررسی شده است؛ «شبیه خوانی » بر بستری از رویدادهای اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی پدیدار شد و کمابیش همه دگرگونی های اجتماعی ایران در دوره های گوناگون نیز بدان راه یافت و دگرگونی های آن را در طول سده ها سبب شد؛ هما نگونه که برخی ویژگی های شبیه خوانی نقش مهمی در جامعه ایرانی بر جای گذاشت. «تقلید » نیز، اگرچه به هنگام شکل گیری چندان به جامعه سازنده اش وابسته نبود، تغییرات و دگرگونی های جامعه ایرانی را در مسیر تحولاتش پذیرفت؛ چنا نکه نقد اجتماعی از عناصر جدایی ناپذیر تقلید شد. چارچوب نظری این نوشته بر دو نظریه آشنای «بازتاب » و «شکل دهی » بنا شده، بی آنکه در محدوده آ نها باقی بماند. روش تحقیق نیز بر رویارویی تاریخ تحولات اجتماعی و تاریخ دگرگونی نمایش های سنتی ایران با بررسی های کتا بخانه ای و محیطی استوار شده است. نمایش های سنتی ایران به ضرور تهای اجتماعی و در رابطه تنگاتنگ با تماشاگران پدید آمده است و حیات خود را فقط با بازتاب اکنون جامعه اش می تواند بازیابد. نظریه های بازتاب و شکل دهی بیانگر آ ن اند که نمایش های سنتی ایران هماره حلقه واسط و ارتبا طدهنده این دو نظریه در اثر هنری یگانه ای بوده اند.