گفتمان های موجود در هرجامعه فرایندهایی را بازتولید می کنند که بر اساس آنها، این توانایی در افراد ایجاد می شود تا با به کارگیری نمادها، نشانه ها و زبان مشترک به عمل با یکدیگر بپردازند. هر گفتمان اغلب برخی انتخاب ها را به عنوان انتخاب های اشتباه، بیمعنا یا غیر مناسب کنار می گذارد. در این پژوهش تلاش می شود با رویکرد مطالعات فرهنگی و بهره گیری از روش گفتمان، سیاست نام گذاری در مجموعه های طنز صدا و سیما مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به جمعآوری داده ها پرداخته شده است و سپس با انتخاب پنج مجموعه طنز پخش شده از صداوسیما به استخراج نامهای مورد استفاده در این برنامه ها و نسبت آنها با نام های ملّی و اسلامی پرداخته شده است. در این راستا، از مجموعه های پخش شده در سال های دهه 1380 به صورت تصادفی پنج سریال تلویزیونی، مرد هزارچهره، دارا و ندار، خوش نشین ها و خانه به دوش انتخاب شده، مورد بررسی قرار گرفته اند و نام هایی که در این مجموعه ها مورد استفاده قرار گرفته بود، استخراج شده است. نتایج این پژوهش در جداول فراوانی نشان می دهد علی رغم اینکه در زندگی اجتماعی همواره نام ها و نشانه های مندرج در متن گفتمان اسلامی مرکزیت دارند، در مجموعه های طنز صداوسیما، این نام ها حداقل استفاده را دارند و در مقابل، این نام های ایرانی اند که بیشترین استفاده را داشتهاند. از این رو، گفتمان معنایی حاکم در عرصه سیاست نام گذاری در برنامه های طنز صداوسیما فرایندهایی را ایجاد کرده است که منجر به بازنمایی طنزگونه اسامی اغلب ایرانی و تضعیف نظام معنایی آن از طریق مطایبه بوده است
در سال های اخیر، نقض قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران، به یکی از معضلات عمده تبدیل شده که خسارات جانی، مالی و اجتماعی فراوانی به دنبال داشته است. سببشناسی نقض قوانین رانندگی بسیار پیچیده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان حمایت اجتماعی و مؤلفههای آن با تخلفات رانندگی در میان استفادهکنندگان موتورسیکلت در قالب نظریه سرمایه اجتماعی انجام شد. این پژوهش در قالب یک طرح مورد ـ شاهدی و به صورت مقطعی انجام شد. دادههای مطالعه از 384 نفر از استفاده کنندگان موتورسیکلت (192 نفر متخلف و 192 نفر قانونمند) جمعآوری شد. این افراد با استفاده از نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده بود. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (مانووا) تحلیل شدند. تفاوت معناداری میان افراد با سطوح تحصیلی مختلف، سطوح درآمدی مختلف، مشاغل متفاوت و سابقه تخلف رانندگی متفاوت از نظر تخلفات رانندگی وجود داشت. تفاوت معناداری بین استفادهکنندگان قانونمند و متخلف از نظر حمایت اجتماعی ادراک شده کلی و مؤلفههای حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی خانواده، حمایت اجتماعی ادراکشده از سوی دیگران مهم وجود داشت. نارسایی و نقص در حمایت اجتماعی ادراک شده، یکی از متغیرهای اثرگذار بر رفتار نقضکننده قوانین رانندگی در میان استفادهکنندگان موتورسیکلت بوده است. بنابراین، برای کاهش نرخ تخلفات رانندگی استفادهکنندگان موتورسیکلت، اقدامات مداخلهای برای تقویت حمایت اجتماعی ضروری است.
تحقیق حاضر به بررسی چگونگی پرداخت فاضل دیه از طرف خانواده زن مقتول به قاتل در انجام قصاص پرداخته و با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش تحقیق توصیفی و تحلیل نظر فقیهان ، بیان داشته که قتل چه از طرف مرد و چه از طرف زن واقع شده باشد،در درجه اول حکم یرای هر یک از ایشان قصاص است. و با توجه به نظر برخی فقها نسبت به تفاوت عدم پرداخت فاضل دیه از طرف خانواده های فقیر و غیر فقیر ،توجه قانونگذار را به اصلاح و تغییر شکلی قانون فعلی معطوف می دارد.اما نکته قابل اهمیت اینکه سیاست جنایی با رویکرد جدیدی که دارد تدوین قانون را، به عنوان سیاست جنایی تقنینی، تنها یکی از ابزار می داند لکن ابزارهای دیگری چون عملکرد مقامات اجرایی و قضایی و در مواردی با اجازه شرع و قانون، مشارکتهای مردمی تاحدود قابل توجهی می تواند اشکالات موجود را مرتفع سازد. مطابق آیات شریفه قرآن در موضوع فعلی توصیه به عفو و گذشت و همیاری و همدلی مردم نسبت به یکدیگر، یادآور سیاست جنایی قضایی و مشارکتی است که مقامات قضایی می توانند در این زمینه قدمهای موثری بردارند و درصورت تصمیم خانواده ها به اجرای قصاص، برای احقاق حق خانواده فقیر تلاش نمایند.