مقاله حاضر با روش درون دینی، به آسیب شناسی موانع رشد اخلاقی جامعه در زندگی اجتماعی اسلامی می پردازد که با ترسیم هندسه اخلاق اجتماعی در قرآن، شامل بر اخلاق بین شخصی و جامعه نگر است. آسیب شناسی رشد اخلاق اجتماعی، به معنای رصد عوامل، موانع، زمینه هایی است که رشد اخلاقی در جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد. تحلیل آسیب ها در این مقاله، نمایانگر همه سونگری و نگاه جامع سبک زندگی قرآنی، به عوامل و موانع رشد اخلاق اجتماعی است که علاوه بر تأکید بر عقل گرایی و خردورزی، به مسائل هیجانی-عاطفی و نیز تأثیر محیط در میزان اخلاق گرایی جامعه می پردازد. در مقام آسیب شناسی، به آسیب های سطح کلان و آسیب های سطح خرد پرداخته ایم. در سطح کلان، بی توجهی به رویکرد جامعه نگر، تعصبات قومی و عادت واره ها، روش آموزش اخلاق، فرار از قانون، عدم نظارت همگانی، جزئی نگری و سخت یابی اصول اخلاقی و بی توجهی به اصول ثابت و همه جائی، روحیه دشمنی، اختلاف و عدم اتحاد در جامعه و ... رصد شده است. آسیب های سطح خرد، به آسیب های درونی (نظیر عدم تعقل، جهل، شعار پاکی دل، دین داری نادرست، خودخواهی، دنیاگرایی، ظاهرپرستی و ...) و آسیب های محیطی (تأثیر جامعه و فرهنگ، خانواده، محیط دوستان و...) قابل تحلیل است.
پوشاک به عنوان یک عنصر فرهنگی حامل پیام ها و رموز مختلفی است که از آداب و رسوم، سنن و خاستگاه قومی جوامع سرچشمه گرفته است. در عصر حاضر علی رغم اشاعه فرهنگ و تعامل اجتماعی، هنوز هم پوشاک یکی از مشخصه های فرهنگی و تمایز بین گروه های انسانی و اقوام به شمار می رود. روش کار در این پژوهش، مطالعه عمیق و ژرفانگر بوده و در آن از مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، حضور در میدان تحقیق و مشاهده مستقیم همراه با مشارکت و مصاحبه استفاده گردیده و برای تبیین داده های پژوهش، سه رویکرد کارکردگرایی، اشاعه گرایی و نمادگرایی تفسیری به کار گرفته شده است. بررسی ها نشان داد که با توجه به گذر زمان و توسعه تکنولوژی، گسترش رسانه ها و تغییر مشاغل، پوشاک دچار تحولات بسیاری شده و توجه انسان بیشتر به زیبایی و تناسب لباس معطوف گشته است. منطقه مورد مطالعه نیز از این تحول به دور نبوده و کارکرد بعضی از اجزای پوشاک در این منطقه از بین رفته و انواع دیگری جایگزین آن شده است.
اشتغال زنان به عنوان موضوعی چالشی در سطح جامعه مطرح است و همین موضوع، عامل مدخلیت علم خط مشی گذاری عمومی است که متکفل شناسایی و حل مشکلات عمومی می باشد. در بستر فهم تمایز احساس و ادراک مشکل در خط مشی گذاری عمومی، در خصوص اشتغال زنان، ادراک مشکل، گویای وجود یک جو عمومی در اجتماع که جهت ده انتخاب زنان و هدایتگر اختیار ایشان است که این جریان، عامل ایجاد کننده اضطرار اجتماعی جهت اشتغال زنان، درون جامعه می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد تبیین خط مشی های اشتغال زنان از منظر اضطرار اجتماعی است. جهت دستیابی به خط مشی های اشتغال زنان، از روش پژوهش آمیخته کمک گرفته شد؛ در این راستا، در مرحله نخست، از روش کتابخانه ای و مصاحبه در قالب گروه کانونی و در مرحله دوم از تکنیک مدل سازی ساختاری-تفسیری جهت ارائه الگوی نهایی خط مشی های اشتغال زنان بهره گرفته شد. یافته های پژوهش حکایت از هفت خط مشی تعدیل تقاضا؛ گفتمان سازی خانه داری به عنوان شغل؛ ترویج مشاغل خانگی؛ پرهیز از جوزدگی در انتخاب شغل؛ مدح کنش آگاهانه؛ تبیین حسن فعلی؛ حذف عوامل ایجادکننده اضطرار اجتماعی دارد. نتایج حاصل از ماتریس تحلیل قدرت نفوذ-وابستگی نشان از این دارد که اثرگذارترین مؤلفه در الگوی خط مشی های اشتغال زنان، تبیین حسن فعلی می باشد که مبیّن ارجحیت خط مشی های نرم به نسبت خط مشی های دیگر در عرصه اشتغال زنان است.
هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت کمی و دموگرافیک طلاق در استان ایلام طی روندی 5 ساله از سال 1392 تا 1396 می باشد. روش پژوهش کمی و طرح تحقیق توصیفی است که مبتنی بر داده های سرشماری و مطالعه آماری اسناد موجود در سازمان ثبت احوال استان ایلام می باشد. در طی سال های ذکر شده، در مجموع 3624 واقعه طلاق در استان ایلام ثبت شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان طلاق طی این سال ها روندی افزایشی داشته است به طوری که از 17 درصد در سال 92 به 24 درصد در سال 96 رسیده است. سایر نتایج نیز بدین شرح بوده است: فراوانی تعداد طلاق های ثبت شده در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی؛ فراوانی تعداد طلاق ها در شهرستان ایلام نسبت به سایر شهرستان ها؛ فراوانی تعداد طلاق ها در سطح تحصیلی دیپلم و در گروه های سنی 25-29 ساله و 20-24 ساله؛ فراوانی تعداد طلاق ها در 6 سال اول زندگی. همچنین از لحاظ اختلاف سنی نیز، بیشترین تعداد طلاق های ثبت شده مربوط به مواردی بوده که در آن مرد، 0تا 5 سال بزرگتر از زن بوده است.
در دانش فرهنگ و ارتباطات، یکی از پدیده های مهم جهت کنکاش، مطالعه تفاوت ها و تمایزهای فرهنگی است. این پدیده تا بدان جا اهمیت دارد که سبب شکل دهی به حوزه ای مطالعاتی به نام «ارتباطات میان فرهنگی» شده است. در همین راستا، چند رویکرد هنجاری جدی در غرب تحت عنوان «چندفرهنگ گرایی» یا «پلورالیسم فرهنگی» پدید آمده است. مسئله اصلی این پژوهش کشف موضع قرآن کریم به عنوان منبع الهام بخش الهی نسبت به پدیده «تفاوت های فرهنگی» است. درواقع، غرض از این مطالعه، استخراج الگوی تفاوت های فرهنگی از منظر قرآن کریم با تأکید بر تفسیر المیزان است. در این جهت تلاش شده است که با ترکیب دو روش تفسیر موضوعی (در بخش جمع آوری) و نظریه پردازی داده بنیاد (در بخش تحلیل) ضمن مطالعه کامل قرآن کریم و استخراج آیات مرتبط با مسئله و تدبر در آیات، الگوی قرآنی تفاوت های فرهنگی ترسیم شود. مقوله محوری این الگو پدیده تفاوت های فرهنگی است که شامل مصادیق تفاوت زبان، تفاوت در مناسک و تفاوت در شرایع است و ضروری بودن و تکاملی بودن ازجمله ویژگی های آن به شمار می رود. شرایط علی، زمینه، شرایط میانجی، راهبردهای کنش و کنش متقابل و پیامدها سایر مقولاتی است که در الگوی نهایی به آن ها پرداخته شده است.
علیرغم وجود حجم زیاد مباحث نظری در خصوص فرهنگ تصویری، کمابیش با کمبود در روش های تحقیق و تحلیل متون تصویری به ویژه از نوع شهری آن مواجه هستیم. در مقاله حاضر روش تحقیق ترکیبی برای تحلیل، خوانش و تفسیر متون فرهنگ تصویری شهری معرفی شده است. برای دقیق ترشدن این معرفی، یکی از نقاشی های دیواری برجسته در شهر تهران، در قالب یک مطالعه موردی انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل در دو سطح تحلیل نشانه شناختی و تحلیل گفتمان انجام گرفت: در سطح اول، از روش نشانه شناسی اُتول، و در سطح دوم، از نظریه گفتمان لاکلو و موف استفاده شد. یافته های این روش ترکیبی نشان داد که نخست در سطح خرد در این نقاشی دال هایی نظیر طبیعت، شهر، مرد و زن به عنوان گره گاه های متن شناسایی و روابط تقابلی آنها به شکل دوگانه های طبیعت (روستا)/شهر و مرد/زن را برجسته کرده است؛ دوم، گفتمان های اصلی و رقیب شناسایی شده در متن عبارتنداز گفتمان حفاظت از محیط زیست در برابر گفتمان رشد شهری و گفتمان مردسالاری در برابر گفتمان برابری طلبی جنسیتی (فمنیسم) که از طریق دال های ویژهٔ خود در حال نزاع و تخاصم و اعمال هژمونی بر یکدیگر هستند. گفتمان حفاظت از محیط زیست و گفتمان مردسالاری به کمک بازنمایی مثبت دال های کلیدی شان، نقش گفتمان های مسلّط و غالب را در این متن بازی می کنند.
زمینه و هدف : این مقاله به بررسی تأثیر فرآیند نوسازی بر انتظام و امنیت اجتماعی لرستان طی دوره های تاریخی پهلوی اول، پهلوی دوم و انقلاب اسلامی می پردازد.
روش شناسی: روشپژوهش تاریخی و مبتنی بر اسناد و مدارک و داده های ثانویه است. واحدهای تحلیل، نظام سیاسی اجتماعی لرستان در دوره های تاریخی است.
یافته ها : یافته ها نشان می دهد که تا پیش از دوره پهلوی تنش ها میان گروه ها و اتحادیه های ایلی به طور عمده بر سر چراگاه بود. در روزگار پهلوی تا سال 1340، تنش میان ایل ها برای مالکیت بیشتر زمین صورت گرفت. ولی در دهه های 40 و 50 برای اشغال پست های اداری و تصدی امور دولتی و وابسته به دولت، به ستیزه جویی و رقابت پرداختند. در بعد از انقلاب نیز نزاع ها و اختلافات قبیله ای باعث بی نظمی و عدم انسجام اجتماعی شده است.
نتایج: فرآیند نوسازی در لرستان در نبود نهادهای کارای سیاسی به خشونت، بی ثباتی و عدم انسجام انجامید. این نابسامانی ها که بیش از همه از دگرگونی سریع اجتماعی مایه گرفته اند، حاکی از تضادهای مدرنیزاسیون دولتی بود و همواره با مقاومت های محلی همراه بوده است.
پژوهش با هدف شناسایی نقش شبکه های اجتماعی در باورپذیری مذهبی جوانان تهران مطالعه موردی مراسم اربعین انجام شده است. در بخش کمّی جامعه آماری شامل دو گروه از جوانان ساکن شهر تهران عضو شبکه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام هستند شامل افرادی که در مراسم پیاده روی اربعین سال 1398 شرکت کرده اند و گروهی که شرکت نکرده اند. در نهایت نتایج حاصل از توزیع پرسش نامه در بین 388 نفر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در بخش کیفی جامعه آماری شامل روزنامه نگاران، پژوهشگران حوزه عاشورا و کارشناسان مسائل مذهبی و دینی است که پس از مصاحبه با 11 نفر، اشباع نظری حاصل شده است. یافته های کمّی نشان دهنده اثرگذاری و ارتباط مستقیم و معنادار در میزان استفاده از شبکه های اجتماعی توسط جوانان تهران و آگاهی، اعتقاد و افزایش عواطف دینی آنان نسبت به شرکت در مراسم اربعین است. نتایج بخش کیفی پژوهش بیانگر جلب توجه جهان به عظمت قیام و فلسفه ایستادگی امام سوم شیعیان است.
شوینده ها در آستانه ی عید سال نو، چگونه می توانند فروش خود را افزایش دهند؟
یکی از راههای افزایش فروش، تبلیغات اثربخش است که شرکتهای بزرگ جهانی خود را معرفی می کنند.
مکان یکی از عناصر مهم نمایش رادیویی است که شخصیت را شکل می دهد؛ داستان را پیش می برد و حوادث را معنا می بخشد. اگر مکان به درستی انتخاب شود، فضاسازی هم به درستی صورت خواهد گرفت. مکان و فضاسازی با یکدیگر رابطه ای دو سویه دارند. با رعایت قواعد مربوط به انتخاب مکان و صداهای سازنده آن، مخاطبان می توانند هنگام شنیدن اثر موقعیت مکانی آن را بشناسند و باور کنند. برای بازنمایی مکان در نمایش رادیویی هر اندازه که اصوات متعلق به آن مکان در متن نمایش بیشتر پخش شود، ارتباط مخاطب با برنامه بیشتر می شود و تهیه کنندگان در تجسم مکان برای مخاطبان موفق ترعمل می کنند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت مکان و یافتن راهی برای ساخت موقعیت مکانی در نمایش های رادیویی است. با ساخت مکان از سوی تهیه کننده، نویسنده و دیگر عوامل اجرایی می توان به قابل درک بودن و حتی هویت مند شدن اثر کمک کرد. این پژوهش به روش کیفی با مطالعه موردی، اسنادی و کتابخانه ای، پرسشنامه، مصاحبه عمیق و بازشنوایی (مشاهده) انجام شده است.
در سال های اخیر پژوهش های متعددی بر روی مکان های شهری و مفاهیم مربوط به آن همچون حس مکان، دلبستگی به مکان، تعلق خاطر به مکان و هویت مکان صورت گرفته است. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند پژوهش های صورت گرفته در حوزه مکان های شهری و ارزیابی روش شناسی و یافته های این پژوهش و مشخص نمودن نقاط قوت و ضعف آنها صورت گرفته است. بدین جهت بر اساس روش مرور نظام مند تعداد 52 مقاله علمی پژوهشی پس از جستجو در مرکز پایگاه اطلاعات علمی، بانک اطلاعات نشریات و مجلات ایرانی، پرتال جامع علوم انسانی و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، مورد غربال گری، انتخاب و بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که پژوهش های صورت گرفته کمتر به موضوع هویت مکان توجه داشته اند و بیشتر به بحث حس مکان پرداخته اند. متمرکز بودن جامعه آماری پژوهش ها بر استان تهران، غلبه روش های کمّی و استفاده کم از روش های کیفی و ترکیبی، عدم توجه به پایایی ابزار پژوهش، عدم ارائه پیشنهادات و راهکارهای پژوهشی و مبهم و غیرقابل اجرایی بودن آنها، از مهمترین نقاط ضعف پژوهش های صورت گرفته در حوزه مکان های شهری هستند.
زمینه و هدف: جرم یک پدیده نامناسب اجتماعی است که آثار منفی اقتصادی و اجتماعی به دنبال دارد. وقوع آن در جامعه موجب اتلاف منابع بخش خصوصی و عمومی در مبارزه و کنترل با جرم می شود و با تهدید امنیت اجتماعی و اقتصادی، انگیزه های تولید و سرمایه گذاری را کاهش می دهد. سرقت از جمله جرایم اقتصادی مهم محسوب می شود. جرم سرقت، جرم مورد نکوهش همه قوانین و ادیان است که در این پژوهش بررسی تأثیر شاخص های اقتصادی بر وقوع جرم سرقت اماکن و وسایل نقلیه که یکی از مهم ترین انواع سرقت می باشد در استان های منتخب؛ تهران، آذربایجان شرقی، خوزستان، خراسان رضوی، کرمان در یک دوره 7 ساله طی 1394-1388 مورد آزمون قرار گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و مطالب آن به روش کتابخانه ای با استفاده از منابع آماری و مقالات تألیفی و ترجمه ای و پژوهش انجام شده در بنیاد نخبگان نیروهای مسلح گردآوری شده است و در این تحقیق با استفاده از روش های مرسوم در تحلیل اقتصادی جرم به ویژه مدل جرایم مبتنی برانگیزه، به بررسی عوامل مؤثر بر جرم (سرقت اماکن و وسایل نقلیه) در ایران پرداخته شده است. بدین منظور ضمن پایه گذاری و تحلیل مدل بازاری جرم، یک مدل اقتصادسنجی مبتنی بر داده های تلفیقی طراحی و برآورد گردیده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که ضریب متغیر شاخص رشد اقتصادی در هر سه معادله سرقت کل، سرقت اماکن و سرقت وسیله نقلیه دارای ضریب منفی و معنی دار می باشد. مقدار ضریب متغیر رشد اقتصادی در مدل سرقت اماکن بزرگتر از سایر معادلات است و به این معناست که افزایش نرخ رشد اقتصادی موجب کاهش وقوع جرم سرقت خصوصاً سرقت اماکن خواهد شد. نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت که تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر وقوع جرم سرقت اماکن و وسایل نقلیه در استان های منتخب معنی دار می باشد و همچنین سیاست گذاران کشور برای کاهش جرایم مربوط به سرقت پیش از این که توجه خود را به مسایل انتظامی و قضایی معطوف نمایند می بایست به عوامل افزایش جرم توجه بیش تری داشته باشند. تلاش برای ایجاد رونق و رشد و توسعه اقتصادی جهت کاهش نرخ بیکاری و افزایش درآمد خانوارها می تواند از جمله این علاج ها باشد.
الگوی کلی مهاجرت در کشورهای در حال توسعه، مهاجرت از مناطق کمتر توسعه یافته به مناطق توسعه یافته تر است. چنین مهاجرتی عمدتا در پاسخ به نابرابری های بین مناطق، در جهت ارتقاء کیفیت زندگی، انجام می گیرد. این مطالعه در پاسخ به این سوال است که آیا مهاجرت تغییری در کیفیت زندگی، در مقایسه با مبدا، ایجاد می کند؟ جامعه آماری پژوهش، سرپرستان خانواده های مهاجر کوهدشتی ساکن در شهر قدس تهران و سرپرستان خانواده های غیر مهاجر همتای آن ها ساکن در شهرستان کوهدشت را در بر گرفته است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه بدست آمده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 400 خانوار (200 نفر مهاجر و 200 نفر غیرمهاجر) انتخاب شدند. جهت بررسی فرضیات تحقیق از آزمون های آماری T، آزمون کی دو و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که خانواده های مهاجر در مجموع از کیفیت زندگی نسبتاً مطلوب تری نسبت به همتایان غیرمهاجر خود برخوردار بوده اند. افراد دارای تحصیلات کمتر و غیرشاغل، کیفیت زندگی بالاتری را گزارش کرده اند. نابرابری در امکانات اقتصادی و اجتماعی دو منطقه و تفاوت در ویژگی های اقتصادی و اجتماعی مهاجران و غیرمهاجران تبیین کننده اصلی این تفاوت می باشند.
امروزه پدیده سالمندی، پدیده ای جهانی است که در کنار سایر تغییرات فرهنگی و الگوهای اقتصادی به مسئله ای قابل تأمل تبدیل شده است. یقیناً هر فرهنگی در مورد سالمندی انتظارات و فرضیات خاص خود را دارد، از طرفی فرایندهای پیری می تواند توسط زنان و مردان سالمند، متفاوت تفسیر گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی استقرایی به دنبال این است تا درک و تصور زنان سالمند را نسبت به سالمندی در یک جامعه شهری و نسبتاً مدرن را دریابد. داده های تحقیق از طریق انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 18 زن سالمند در بازه سنی 60 تا 80 سال، حاصل شده است. بر اساس یافته ها، زنان سالمند بر این باورند که تغییرات اجتماعی، روابط و مناسبات خانوادگی آنها را درهم ریخته و آنها را به لحاظ اجتماعی، کنار گذاشته است. پیچیدگی زندگی شهری باعث شده تا بسیاری از زنان سالمند، ادغام در فضاهای اجتماعی را مشکل و یا حتی غیر عملی ببینند و بیشتر خود را در فضای خانگی محصور سازند و بعضا یک نوع سالمندی مرضی را تجربه می کنند که درقالب مفاهیمی چون حقارت، از دست دادن منزلت، باراضافی بودن و واماندگی بیان می شود.
تلویزیون به عنوان نهادی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی در مواجهه با تحولات فناوری دیجیتال، دچار چالش های زیادی شد. رویکردهای خوش بینانه به فناوری های دیجیتال که با نظریه های جبرگرایی و بازیگرمحوری فناوری تقویت می شد؛ در تعامل با نظریه اقتصاد سیاسی نئولیبرال و فردگرایی، با ایجاد چالش های مفهومی رسانه قدیم و جدید، تلویزیون و پساتلویزیون، تلویزیون جمعی و تلویزیون فردی؛ افول پارادایم مخاطب اکثریت را برای تلویزیون مطرح کردند و درنهایت، سیستم توزیع خطی و پخش گسترده تلویزیون را به دلیل ظهور پدیده همگرایی به چالش کشیدند. این مقاله درصدد ارزیابی پاسخ های تلویزیون ایران به این چالش ها است. این تحقیق کیفی با روش سندپژوهی و انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند با هشت نفر از خبرگان و تحلیل مضمون، چالش های تلویزیون ایران، همچون همگرایی، رقابت با رسانه های جدید عرضه محتوا و قانون گذاری را بیان می کند و با بررسی پاسخ های تلویزیون ایران همچون اصلاحات ساختاری، راه اندازی کانال های موضوعی و سرگرمی، توسعه تولید در پلتفرم های جدید، این مطلب را بیان می کند که تلویزیون در اکوسیستم رسانه ای ایران کماکان تأثیرگذاری وسیعی بر عموم مردم کشور (ملت) دارد و پیوند عمیقی با مفهوم وحدت و امنیت ملی دارد و تحولات فناوری دیجیتال منبعث از تجربه غربی و امریکایی الزاماً در سایر کشورها کاربرد ندارد و باید به عوامل بومی و شرایط کشوری همچون ایران توجه نمود.
در این پژوهش، رابطه ویژگی های فرزندپروری والدین با خودشناسی انسجامی فرزندان مورد بررسی قرار گرفت. هدف، آزمودن قدرت پیش بینی خودشناسی انسجامی فرزندان بر اساس ویژگی های مشارکت، حمایت از خودپیروی و مهرورزی والدین در یک نمونه دانشجویی بود. تعداد 352 دانشجو (142 پسر، 210 دختر) از مقطع کارشناسی دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد مقیاس ادراک از والدین (PPS) و مقیاس خودشناسی انسجام ی (ISKS) را تکمیل کنند. نتایج نشان داد که ویژگی های حمایت والدین از خودپیروی و مهرورزی والدین با خودشناسی انسجامی رابطه مثبت معنادار دارند. تحلیل رگرسیون نشان داد که به ترتیب ویژگی مهرورزی مادر و حمایت پدر از خودپیروی می توانند تغییرات مربوط به خودشناسی انسجامی را پیش بینی کنند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ویژگی های فرزندپروری والدین به شکل های گوناگون و احتمالاً بر حسب مکانیسم های متفاوت، خودشناسی انسجامی فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهند. این ویژگی ها هم چنین تحت تأثیر متغیرهای فرهنگی هستند.